فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

شکر نعمت درقرآن وحدیث

شکر نعمت درقرآن وحدیث

بسم الله الرحمن الرحیم اعوذ بالله سمیع العلیم من الشیطان اللعین الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم حسبنا الله نعم الوکیل نعم المولی ونعم النصیر رب اشرح لی صدری ویسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهو قولی. نحمده ونصلی علی رسوله الکریم وآله الطیبین الطاهرین المعصومین المظلومین المنتجبین ولعنة الدائمة علی اعدآئهم اعدآء الله اجمعین من یوم عداوتهم الی یوم الدین.امابعد قال الله الحکیم فی کتابه الکریم بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم واذ تاذّن ربکم لئن شکرتم لازیدنکم ولئن کفرتم ان عذابی لشدید.[1]

آیه شریفه تبرکاً عرض شده است و بحث، ادامه بحث قبلی است که  شکر نعمت پروردگار می باشد. انسان از هر لحاظ و از هر جهات در مقابل قدرت خداوند عاجزو ناتوان است. هیچ اقدامی در مقابل قدرت خداوند نمی توان بکند وهیچ گامی نمی تواند بردارد، او قادر مطلق است قدرت او بر فوق همه ی قدرت ها است، چون ذات حق خالق قدرتها و مالک همه قدرتها است و رازق همه مخلوقات است، او معطی کل خیرات است علی کل حال عطای او و نعمت او بخشش های او ما فوق همه ی عطایا و نعمت ها و بخشش هاست و در این شکی و ریبی ندارد .

انسان درهمه حال عاجز وناتوان است

 انسان یکی از مخلوقات و مصنوعات قدرت او است، بنابراین مصنوع در مقابل صانع و مخلوق در مقابل خالق و مقدور در مقابل قدرت قادرایستادن، هیچ عاقلی این را قبول ندارد. اولاً نهایت و لامحدود است پس نهایت در برابر لانهایت و محدود در برابر لامحدود ایستادن در هیچ زمان و مکانی امکان ندارد. و کسانی که احمقانه این جرأت را کرده بودند نابود و هلاک شدند. چنانچه قرآن کریم براین شاهد عظیم است وقتی قرآن در موردی شاهد باشد هیچ شاهدی در مقابل قرآن اثری ندارد، پس عقل این را گوید که ذات حق لامحدود است و عطایا و هدایای او هم نسبت به انسان لامحدود است، وقتی عطایای او نامحدود باشد شمردن واندازه گرفتن آن هم امکان ندارد، این عوض دادن در صورتی امکان است که عطایای او قابل شمردن و قدرت شمردن برای انسان باشد و این بالبداهة می دانند و می گویند که شمارش عطایای او هیچ کس امکان ندارد و ذات باری تعالی هم از امکان شمردن نعمت ها نفی کرده و از قدرت بشریت خارج نموده است، « وَ إِنْ‏ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ‏ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحيمٌ »[2] پس شمارش عطایای او برای انسان ممکن نباشد تکافؤ و عوض دادن در برابر همه ی عطایا، هیچ امکان ندارد بلکه تصور هم نمی شود. پس می توانیم بالصراحة بگوییم که انسان در مقابل نعمت های خداوند نمی تواند تمام شکرش را انجام دهد چون شمارش نعمت امکان ندارد پس شکر آن هم تمام شکرامکان ندارد و این اقرار و اعتراف عاجزانه ی ما است در محضر ذات حق.

ای مالک کل کائنات و ای معطی بی نهایت ما عاجزیم در مقابل یک نعمت، که شکرش را انجام دهیم چون نعمت تو مسلسل دوام بر بندگان خودت فراوان افزون است و نهایتی ندارد و ما محدود و ضعیف هستیم نمی توانیم در مقابل نعمت تو همه ی شکرش را انجام دهیم. ای ذات پروردگار خودت فرموده اید که انسان ضعیف آفریده شده . « يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَ خُلِقَ‏ الْإِنْسانُ‏ ضَعِيفاً » [3] و انسان جاهل آفریده شده است بر تمام نعمت های خداوند علم و آگاهی ندارد. « وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ‏ أُمَّهاتِكُمْ‏ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ‏» [4] این آیت میگوید ای انسان توهیچ علم وآگاهی ندارید. وقتی علم و آگاهی بر تمام نعمت ها نداشته باشد باز هم امکان ندارد که در مقابل تمام نعمت ها شکرش را انجام دهد. پس یک مخلوق عاجز و ضعیف و جاهل محض نمی تواند احساس وجود خودش کند و سرش بلند کند و حرف بزندپس درمقابل قدرت خداوند بطریق اولی نمی تواند بگوید من هستم، این امکان ندارد. کسی که خودش را این طور اظهار کرده یعنی در مقابل قدرت خداوند قادر نشان داده وکبراختیار کرده، نابود شده است و این ادعا باعث هلاک و نابودی خودش شده است، مثل فرعونی ها، نمرودی ها، شدادی ها، و غیر هم که خودشان را نمایش دادند و نابود و هلاک ابدی شدند که قرآن کریم و تاریخ بشریت بر این شاهد است.

 پس راه حل برای انسان ضعیف این است که در محضر ذات پروردگار و قادر مطلق بر ضعف و عجز خود اقرار و اعتراف کند و این بهترین راه حل است و خداوند عالم هم این را دوست دارد و برضعفای خود رحم می کند. چنانچه دو روایت از حضرت موسی و داوودعلیهما السلام دارد[5] که مضمون هردوروایت یکی است، خداوند عالم از این دو پیغمبر بزرگ خود طلب کرد که حق شکر نعمت را ادا کنند. در جواب هردو پیغمبر عرض کردند که پروردگارا هرچه هست از تو است و از ما هیچ نداریم پس چه طور می توانیم که حق شکرنعمتهایت را ادا کنیم؟ خداوند عالم در جواب فرموده همین اقرار و اعتراف ضعف و عجز بس است که حق شکر را ادا کرده اید. و چنانچه از معصومین و جانشینان رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم آمده است برای شاهد  نقل می کنم. ازجمله این است که سید الساجدین زین العابدین علی بن الحسین علیهما السلام در مناجات شاکرین می فرمایدالهی اذهلنی عن اقامة شکرک تتابع طولک . » یعنی: ای خدای من نعمت های پی در پی تو به سوی من مرا از انجام شکر تو غافل نموده است. معلوم است که نعمت های خداوند بر بندگان متصل جاری و ساری است فاصله ی از آمدن نعمت های چه ظاهری و چه باطنی، به عبارت دیگر چه نعمت های حسی و دیدنی و چه نعمت های باطنی و غیر حسی، مرتب و مسلسل جاری و ساری است و نهایتی هم ندارد؛ لذا نتوانستم و نمی توانم شکر نعمت تو را ادا کنم. و در این جمله می فرماید:«الهی تصاغر عند تعاظم الائک شکری .» ای پروردگار در مقابل نعمت های بزرگ تو شکر من ناچیز و حمد و ثنای من در قبال اکرام و عنایت بسی ناقابل و بی ارزش است. و در این جملۀ مبارکه می فرماید:«فکیف لی بتحصیل الشکر و شکری ایاک یفتقر الی شکر ، فکلما قلت لک الحمد وجب علی لذلک ان اقول لک الحمد .»[6]

یعنی: چگونه ممکن است برای من شکر آن همه نعمت ها را به جا آورم و حال آنکه شکر تو گفتن هم نعمت تو است و شکری بر آن لازم است پس بر من هرچه حمد و شکرت گوییم بر آن تو را نیز حمد و شکری دیگر باید گفت. پس همین که گفتن حمد و شکر نیز نعمت باشد و بر آن باز هم حمد و شکر لازم شود دیگر حرف گفتنی ندارد. و چیزی هم نیست که نعمت نباشد بنابراین امکان ندارد که بگوئیم من شکر نعمت را کردم و یا بگوئیم که من می توانم شکر نعمت را تمام می کنم؛ از امکان خالی است. و از روایت حضرت داود و حضرت موسی علیهما السلام هم معلوم می شود که انسان مجبور است که بر عجز و ضعف خود در حضور ذات حق اقرار و اعتراف کند غیر ازاین راهی ندارد بلکه همین اقرار و اعتراف عاجزانه بهترین عمل است و مافوق عبادتها است.[7]

در محضر ذات اقدس رب العزه اعتراف بر عجز خود کردن یک نمونه ای است که کم کم معرفت شناس می شود.

پس انسان اگر کمی غور وفکر کند می فهمد که اصل مسئله حل می شود، انسان ازهمه  موجودات عاجز است و ضعیف و ناتوان و نمی تواند شکر نعمت خدا را انجام دهد، حتی نمی توانم بگویم که یک هزارم شکر نعمت را ادا کنم. بنابراین برای انسان غیر از این راه حلی ندارد که باید در محضر مبارک ذات باری تعالی اقرار و اعتراف بر عجز خود کند و عاجزانه و ضعیفانه از خداوند عز و جل عفو و در گذشت لغزشهای خود را التماس کند .

حضرت سجاد علیه السلام در این جمله به خداوند عز و جل عرض می کند : « و اعجزنی عن احصاء ثنائک فیض فضلک » یعنی این قدر زیاد فضل و کرم تو بر ما ( مثل سیل و باران ) جاری و ساری است که من عاجزم در مقابل این فضل و کرم تو تمام حمد و ستایش کنم و یا تمام سپاسگزاری کنم.

از این جمله معلوم می شود که از حمد و ثنای الهی عاجز است؛ شکر نمودن در مقابل نعمت ها و انواع آن از امکان بشریت بیرون است، در هر صورتی و در هر جهتی باشد انسان از شکر تمام نعمت امکان ندارد. پس اعتراف و اقرار بر عجز و ضعف خود کردن بهتر است. و خداوند تبارک و تعالی بر این اقرار و اعتراف راضی است و اگر بر ضعف و عجز خود اعتراف نکند در مقابل خداوند متکبر شده است و انسان متکبر واصل جهنم است و برای همیشه در جهنم خواهد بود.

هیچ متکبری را از عذاب جهنم آمانی نیست مگر اینکه قبل از مرگ توبه کرده از درگاه حق طلب عفو و مغفرت نموده باشد. اگر پشیمان شود از کرده های خود و به درگاه حق رجوع کند و تضرع و گریه و زاری کند آن هم به وسیله های مقربی که ذات پروردگار خود از آنها معرفی کرده و نشان داده است و پیغامهای خود را برای انسان به توسط آنها فرستاده و آنها را امین خود قرار داده و رازهای خود را نزد آنها امانت گذاشته و آنها جز انبیاء و ائمه علیهم السلام کسی نیست حتی ملائک مقربین هم بر آنها نیاز دارند و شفاعت آن بزرگان را خواسته اند.

چنانچه قصه فطرس ملک که آزاد شده ی امام حسین علیه السلام مظلوم کربلا می باشد. که پر و بالش سوخته بر یک جزیره ی افتاده بود با جبرئیل امین آمد نزد رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلم و به حضرت گزارش داد . رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم دستور داد که فطرس خودش را به گهواره ی حسین علیه السلام مس کرد و شفا گرفت و به حالت اولی برگشت. لذا فطرس تا قیامت خدمت گذار زائران امام حسین علیه السلام می باشد. و خود فطرس ملک بر اینکه خود را آزاده حسین علیه السلام میداند و به آن فخر میکند.[8] خدایا بحق الحسین علیه السلام ما را زائر حسین علیه السلام قرار بده،آمین .

امام خمینی (رحمۀ الله علیه) می فرماید: بدان که شکر نعمت های ظاهره و باطنه حق تعالی یکی از وظائف لازمه عبودیت و بندگی است که هر کس به قدر مقدور و میسور باید قیام به آن نماید، گرچه از عهده ی شکر حق تعالی احدی از مخلوقات بر  نمی آید. و غایت شکر، معرفت عجز از قیام به حق آن است چنانچه غایت عبودیت، معرفت عجز به قیام به آنست- چنانچه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اعتراف به عجز نموده است با آنکه احدی از موجودات قیام به شکر و عبودیت مثل ذات آن سرور ننمودند- زیرا که کمال و نقص شکر، تابع کمال و نقص معرفت  منعم و عرفان نِعم او است. ( لذا احدی ) قیام به شکر نتوان کرد.[9]

بارها تکرارا گفته شده است بر اینکه از تمام نعمت های الهی هیچ کس نمی تواند ادعا کند که من مثل فلان کار می کنم- شکر یک صدم یک نعمت هم نمی تواند انجام دهد. بلکه شکر آنهای که تمام هم و غم اش شکر نمودن باشد باز هم نمی تواند ادعا کند که من تمام شکر نعمت را اتیان کردم این ادعا از امکان بشریت خارج است چون شمارش نعمت امکان پذیر نیست لذا اتمام شکرش هم امکان ندارد .

در نتیجه از قصص و احادیث و فرامین معصومین علیهم السلام معلوم می شود که یک چیزی نیست که از ذات او نباشد. هر چیزی به آن شئ گفته می شود همه از آن او است و شمارش اشیاء خارجی که با این حواس ظاهری درک می کند امکان شمارش ندارد. مثلاً نگاه عمیقی به نفس کشیدن انسان کند که در یک دقیقه چند بار نفس می کشد از قدرت انسان بیرون است که نفس های خودش را بشمارد چه رسد به نعمت های دیگر - پس معلوم شد که انسان کاملاَ ناتوان و عاجز است از انجام تمام شکر - پس بهترین شکر همین است که بر عجز خود در محضر مبارک ذات باری تعال اعتراف و اقرار کند. چنانچه انبیاء و اولیاء علیهم السلام کردند که در حضور خداوند اقرار و اعتراف بر عجز خود کرده اند .

و بزرگترین نعمت از نعمت های خداوند نعمت ولایت و امامت است که خداوند به ختمی مرتبت حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم و اهل بیت طاهرینش عنایت فرموده و حکم فرموده از شکر این نعمت بزرگ بر آید و دلیل و شواهد فراوان درباره این در کتاب و سنت و از عقل موجود است. ولی مردم کفران نعمت کردند و مستحق عذاب شدند لذا عذابهای مختلف و متعدد وارد می شود.

تمام نعمت به برکت محمد و آل محمد علیهم السلام آفریده شده و آنها برگزیده خداوند اند. اصل ستون عالم آنها هستند. مردم باید از این ستون عالم محافظت کرده و تمام وقت در گرداگرد آنها باشند. اما مردم از این ستون محافظت نکردند بلکه سعی کردند آنها بشکنند و کردند. آنچه در این عالم فنا و خراب و ظلم بجای شکر نعمت، کفر نعمت کردند آن هم چه کفر عظیمی!!! خداوند تبارک و تعالی راضی می شود بر رضای زهراسلام الله علیهاوغضب می کند برغضب زهرا سلام الله علیها، رضای زهرا سلام الله علیها معیار رضای رب قرار گرفته است چنانچه رسول اعظم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:«ان الله لیغضب لغضب فاطمه ویرضی لرضاها  (سلام الله علیها » . [10]

اما آیا فاطمه مظلومه سلام الله علیها دختر یگانه رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) بر کسی که درب خانه اش را آتش زدند وسوزاندن راضی می شود، آیا بر کسی که لگد برناموس رسول خدا ص زده وپهلویش را شکسته راضی می شود، آیا بر کسی که فاطمه سلام الله علیها را بین در و دیوار فشار داده وسینه مبارکش را زخمی کرده راضی می شود، آیا بر کسی که بچه ی معصوم را در شکم مادرشهید کرده راضی می شود، آیا بر کسانی که دخترانش رادست وپایشان بسته اسیر کردند راضی می شود، آیا فرزندان آن مظلومه را در جایی که آب و علف هم نداشته نگهداشتند و شهید کردند راضی می شود،آتشی که به خانه زهرا سلام الله علیها زدند این آتش روز عاشورا به کربلا رسید خانه دختر زهرا زینب کبری سلام الله علیهما را سوزاندند.آنچه زینب کبری سلام الله علیها داشته را غارت کردن وبردند وچادر عصمت را ازسرشان ربودند. آه واویلا وامصیبتا.

الالعنة الله علی الظالمین وسیعلم الذین ظلموا حق آل محمد ای منقلب ینقلبون.

حسن زاهدی

 

 



[1] - سوره ابراهیم/7

[2] - سوره نحل/18

[3] - سوره نساء / 28

[4] - سوره نحل/78

[5] - در ارشاد القلوب دیلمی وغیره نقل شده است

[6]-  مناجات پانزده گانه ماه رجب،مفاتیح الجنان

[7] - ارشاد القلوب دیلمی ، ج 2 ، ص 97 ، باب 36

[8] - منتهی الآمال یک جلدی،ص338

[9] - چهل حدیث ، امام خمینی  ، ص 295

[10] - بشارتهای پیامبر به شیعیان علی علیهماالسلام،ص570


٢٣:٣٥ - شنبه ٨ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٨٩٤١    /    تعداد نمایش : ٢٤٠


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.