فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

حُسن خُلق از نگاه پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم

حُسن خُلق از نگاه پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم  

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِيمِ الحمد لله ربّ العالمين الصّلوة و السّلام علي صاحب الدّعوة النبوية و الصّولة الحيدرية و العصمة الفاطمية و الحلم الحسنية والشّجاعة الحسينية والعبادة السّجادية والمآثر الباقرية و الآثار الجعفرية و العلوم الکاظمية و الحُجج الرّضوية و الجُود التقوية و النقاوة النّقوية و الهيبة العسکرية و الغيبة الالهية القائم بامر الله.

امّا بعدُ: فقد قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم  : mخِيارُکم اَحسَنُکم اَخلاقاً الّذِينَ يَالَفُونَ و يُالَفُونَ[1] بهترين شما، خوش خلق ترين شما هستند، آنان که با مردم الفت مي گيرند و مردم هم با آنها الفت مي گيرند و مي جوشند.

مقدمه

امروز در اين جلسة نوراني بحث و سخن بنده، پيرامون "حسن خلق" خواهد بود، انسان واقعي کسي هست که داراي حسن خلق باشد، کسي که اخلاقش بد است او مؤمن واقعي و به عبارت ديگر انسان واقعي و حقيقي نيست.

به همين مضمون (حسن خلق) احاديث ديگري هم از پيامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم نقل گرديده است: آن حضرت مي فرمايد: "اَفضَلُکُم اِيماناً اَحسَنُکُم اَخلاقاً،[2] اَکملُ المُؤمنين اِيماناً اَحسنُهم خُلقاً.[3]

بهترين افراد از ديدگاه پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم کساني هستند که داراي اين سه ويژگي باشند:

1. کساني که در برخورد با مردم اخلاقشان از همه بهتر باشد.

2. کساني که با مردم دوستي و الفت دارند.

3. کساني که بين مردم ارتباط برقرار مي کنند و قلب ها را به هم نزديک مي سازند.

اين الفت قلب ها مسئله اي است بسيار مهم که يکي از معجزات پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم به حساب مي آيد.

 خداوندمتعال به پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم مي فرمايد: >لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً مَّا أَلَّفَتْ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ< [4] اگر تمام آن چه را روي زمين است، صرف مي کردي که ميان دل هاي آنها پيوند دهي، نمي توانستي؛ ولي خداوند درميان آنها پيوند ايجاد کرد.

امّا اين که الفت به چه وسيله اي ايجاد شده است در آية ديگر خداوند متعال مي فرمايد: >فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ< [5] به سبب رحمت الهي، در برابر مؤمنان نرم و مهربان شدي، و اگر خشن و سنگدل بودي، از اطراف تو پراکنده مي شدند.

اين اخلاق پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم بود که باعث جذب مردم به آن حضرت و الفت مردم با يکديگر شد. دربارة حسن خلق پيامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم و عفو و گذشت و عطوفت و مهرباني آن حضرت سخن زياد گفته شده که براي همه ما درس اخلاق مي باشد، و در حديثي که حضرت امام حسين از امير مؤمنان حضرت امام علي علیهما السلام  دربارة ويژگي هاي زندگي پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و اخلاق آن حضرت سؤال کرد و حضرت امام علي علیه السلام به طور مشروح پاسخ آن را داد که ما در اين جا بخشي از اين حديث را بيان مي داريم:

رفتار پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم با مهماننانش چنين بود: كان دائمَ البشر سهلَ الخلق ليّن الجانب ليس بفظ و لا غليظ و لا صخاب و لا فحاش و لا عياب و لا مداح يتغافل عما لا يشتهي فلا يؤيس منه و لا يخيب فيه مؤمليه قد ترك نفسه من ثلاث المراء و الإكثار و ما لا يعنيه و ترك الناس من ثلاث كان لا يذم أحدا و لا يعيره و لا يطلب عثراته و لا عورته.[6] پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم دائماً خوشرو و خندان و سهل الخلق و ملايم بود، هرگز خشن و سنگدل و پرخاشگر و بد زبان و عيبجو و مديحه گر نبود، هيچکس از او مايوس نمي شد، و هر کس به در خانة او مي آمد نااميد باز نمي گشت.

سه چيز را از خود رها کرده بود: مجادله در سخن، پرگويي، و دخالت در کاري که به او مربوط نبود؛

و سه پيز را در مورد مردم رها کرده بود: کسي را مذمت نمي کرد، سرزنش نمي فرمود، و از لغزش ها و عيب هاي پنهاني مردم را به رويشان نمي آورد.

اگر ما از امت محمدي محسوب مي شويم و مسلمان حقيقي و واقعي باشيم بايد بر اين فرمودة پيامبر اسلام مان عمل کنيم.

و همچنين در جاي ديگر خود پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم  دربارة الفت و دوستي دل هاي مردم جمله اي دارد خطاب به بني عبدالمطلب که مي فرمايد: mيَا بني عبد المطلب! انّکم لن تسعُوا النّاس باموالکم فالقُوهم بطلاقة الوجه و حسن البِشرn [7] اي فرزندان عبد المطلب! شما نمي توانيد با اموالتان دل هاي مردم را به خود جلب کنيد (چون سرمايه ها محدود است و خواسته هاي مردم نامحدود) لکن سرمايه اي به شما نشان مي دهم که نامحدود است و فناناپذير و آن سرمايه اخلاق است (که مي توان همه جا آن را مصرف کرد و تمام هم نمي شود و باعث جلب مردم مي شود).

اگر بخواهيم در بين مردم جايگاهي پيدا کنيم راهي جز حسن خلق و جوشيدن با مردم و اظهار محبت کردن با آنها نيست، خداوند متعال در آية 128 سورة توبه پنج صفت براي پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم مي شمارد: >لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ< 1. پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم از خود شما است و از ميان شما برخواسته است. 2. دردهاي شما براي او درد است و او دلسوز شما است. 3. اصرار بر هدايت شما دارد. 4. او رئوف است. 5. مهربان است و خطاهاي شما را مي بخشد.

چه خوب است که اين اخلاق اسلامي امروز زنده شود و در هر مسلمان پرتوي از اخلق و خوي پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم درخشش داشته باشد.

روايات درباره حسن خلق فراوان است ما در اين جا به چند روايت اشاره مي کنيم:

اول: رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم مي فرمايد: انّما المؤمنُ ليدرک بحسن خلقه درجة قائم الليل و صائم النّهار.[8] مؤمن با حسن خلق خود به درجه کسي مي رسد که شب ها به عبادت مي ايستد و روزها روزه دار است.

دوم: و همچنين از پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم روايت شده است: ما من شيء اثقلُ في الميزان من خلق حسن.[9] چيزي در ميزان عمل در روز قيامت سنگين تر از خلق نيکو نيست.

سوم: و همچنين از آن حضرت صلی الله علیه و آله وسلم روايت نقل شده است:  اکثر ما يدخل النّاس الجنّة تقوى الله و حسن الخلق.[10] بيشترين چيزي که مردم را وارد بهشت مي کند تقوا و حسن خلق است.

چهارم: حضرت امام علي رضا علیه السلام مي فرمايند که پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم  فرمودند: عليکم بحسن الخلق، فانّ حسن الخلق في الجنّة لا محالة، و ايّاکم و سوءَ الخلق فانّ سوءَ الخلق في النّار لا محالة.[11] بر شما لازم است که به سراغ حسن خلق برويد، زيرا حسن خلق سرانجام در بهشت است و از سوء خلق بپرهيزيد که سوء خلق سرانجام در آتش است.

خوشرويي مبدا بسياري از آشنايي ها است و اگر اين خوشرويي با نيت پاک الهي انجام گيرد علاوه بر اين که کليد محبت و دوستي را به دست او داده ايد "حسنه" و "عبادت" نيز به حساب مي آيد. چرا که حضرت امام محمّد باقرعلیه السلام   فرمود: "تبسّم الرّجل في وجه اخيه حسنة.[12] لبخند انسان به چهرة برادر ديني اش حسنه است.

از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام پرسيدند: ما حدّ حسن الخلق؟ قال: تلين جانبک و تطيّبُ کلامک و تلقى اخاک ببشر حسن.[13] حدّ و مرز اخلاق نيک چيست؟ امام علیه السلام فرمودند: آن است که اخلاقت را نرم کني، کلامت را پاکيزه سازي، و با چهره اي باز و گشاده با برادران دينيت رو به رو شوي.

از اين حديث مبارک پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم درس مي گيريم که:

1. ما هم دائماً خوشرو و خندان باشيم.

2. هميشه سهل الخلق و ملايم باشيم.

3. هرگز خشن و سنگدل نباشيم.

4. پرخاشگر و بد زبان هم نباشيم.

5. عيبجويي و مديحه گري بپرهيزيم.

6. هيچکس را مايوس نکنيم.

7. هرکس به در خانة ماها بيايد به او نااميد باز نگردانيم.

8. از مجادله در سخن، پرگويي دور باشيم.

9. دخالت در کاري که به ما مربوط نباشد بپرهيزيم.

10. کسي را مذمت و سرزنش نکنيم.

11. لغزش ها و عيب هاي پنهاني مردم را به رويشان نياوريم.

ورود کاروان اهل بيت علیهم السلام به شام

در بحار الانوار نقل شده است که سهل بن سعد گفت: من عازم شهر بيت المقدّس بودم، در سر راه خود وارد شهر شام شدم امّا اوضاع شهر شام را دگرگون ديدم، کوچه ها و محله هاي شهر را تميز و چراغاني کرده اند پارچه هاي رنگين و چيزهايي تزئيناتي بر در و ديوار نصب شده بود، و مردم خيلي خوشحال و زنان پايکوبي و طبل مي زدند. پيش خود فکر کردم و گفتم چه خبر شده و اهل شام عيد جداگانه اي از ما ندارند که ما از آن بي خبر باشيم تا اينکه در جايي رسيدم ديدم عده اي جمع شده اند و با همديگر صحبت مي کردند. جلو رفتم و از آنها پرسيدم: اي مردم چه خبر است در اين شهر، مگر شما روز عيد ديگري هم داريد که ما از آن بي خبريم؟ آنها به من گفتند: اي مرد! مگر تو غريب و رهگذر هستي؟ گفتم بله من سهل بن سعد هستم و از کساني هستم که پيامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم را ديده بودم. آنها به من گفتند: جاي تعجب است از اين که آسمان خون گريه نمي کند و زمين فرو نمي رود تا مردم را به کام خود ببرد و اينک کار به جايي رسيده که سر بريدة حسين علیه السلام  را از عراق براي يزيد هديه مي آورند!

گفتم: آنها را از کدام يک از درهاي شهر شام وارد مي کنند؟ به من اشاره کردند که از آن در، که باب السّاعات ناميده مي شود و در اين هنگام بود سر و صداها و همهمة زيادي شنيدم به آن صداها رفتم ديدم کاروان بزرگي در حال آمدن هستند پيشاپيش آنها پرچم هاي زيادي بود بيشتر اين کاروان، افراد سپاهيان مسلّح به شمشيرها و نيزه ها و کمانداران تير انداز بودند و اين ها عده اي را به اسارت مي آورند که اغلب آنها زنان و کودکان بودند. وقتي که جلو آمدند ديدم يکي از سپاهيان در دستش نيزه اي بود و بالاي نيزه، سر بريده اي بودبه نظرم آمد که آن سر بريده براي من آشنا است او خيلي شباهت به رسول خدا 3 داشت و همچنين سرهاي بريده ديگري هم ديدم که بر بالاي نيزه ها در دست افراد سپاه بود و زنان و کودکان زيادي بر بالاي شترها بودند و بدون اينکه بر شتران، محمل و چيزي باشد امّا چهره هاي آنها ژوليده و به شدت غمگين و گريان بود، جلو رفتم و از يکي از اسيران که دختر نوجواني بود پرسيدم: تو کيستي و اهل کجايي؟ او به من گفت: من سکينه بنت الحسين سلام الله علیها  هستم.

تعجب کردم گفتم: آي خانم! من سهل هستماز کساني هستم که جدّت رسول خدا 3 را ديده ام و سخنان او را شنيده ام. و حالا به من بگو خواسته اي داري تا من فراهم کنم؟ او به من گفت: اي سهل! به آن نيزه دار بگواز کنار ما برود تا مردم مشغول تماشاي سرهاي بريده شوند و اين قدر به ما زنان و کودکان نگاه نکنند و مورد اذيت و زخم زبان آنها نشويم آخر اين زنان را که مي بيني زنان حرم رسول خدا هستند.

سهل مي گويد: به طرف نيزه دار رفتم و به او گفتم: مي خواهم چيزي به شما بگويم آيا خواسته ام را برآورده مي کني؟ او گفت: بگو چه کار داري؟ گفتم: اين چهار صد دينار را از من بگير و خواهش من اينست که اين سر را از جلوي اين زنان ببر، او هم گرفت و در مقابل زنان و بين مردم قرار گرفت. [14]

خبر ورود اسراي خارجي در همه جاي شهر شام پخش شده بود و مردم به سمت درب ورودي شام تجمع کرده بودند و پس از رسيدن اسرا، اولين گروه، عده اي از اسيران سوار بر شتران بي محمل بودند و درميان آنها هيجده سر بريده بود که يکي از آنها سر مبارک ابي عبد الله الحسين علیه السلام بود. سهل مي گويد: يکي از اسيران، دختر جواني بود که بر شتري نشسته بود و پوشش درستي بر سر و صورت خود نداشت، صدا مي زد: وا محمّداه وا جدّاه وا عليّاه وا ابتاه وا حسيناه وا عقيلاه و عبّاساه اي واي از اين اسيري و امروز چه صبح شومي براي ما است.

من به طرف او جلو رفتم تا به او نزديک شدم او بر من فرياد کشيد و گفت: از خدا و پيامبرش شرم نمي کني که به ما زنان و دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم اين چنين نگاه مي کني و از هوش رفت. کمي بعد وقتي که به هوش آمد بازهم جلوتر رفتم و به او گفتم: خانم چرا بر من فرياد مي زني؟ به خدا قسم! من به شما بد نگاه نکردم، من سهل بن ساعدي هستم من از دوستان شما و از ارادتمندان به شما هستم، و سپس به نزد امام سجاد علیه السلام جلو رفتم و گفتم: آقا جان! کاري داريد که من برايتان انجام بدهم؛ آن حضرت به من گفت: آيا با خود مقداري درهم داري؟ گفتم مولاي من بيش از هزار دينار به همراه خود ندارم. آن حضرت فرمودند: مقداري از اين مبلغ را به آن نيزه داري بده که جلوي زنان حرکت مي کند تا اين که او کمي جلوتر برود. من فوراً اين کار را انجام دادم و به نزد آن حضرت بازگشتم و گفتم: آن چه را که به من امر نمودي همان کار را کردم، امام علیه السلام براي من دعا کرد و فرمود: انشاء الله که روز قيامت با ما محشور شوي.[15]

در کتاب بحار الانوار اين روايت نقل شده که سهل ساعدي گفت: سپاهيان و اسرا وقتي که مي خواستند بر يزيد ملعون وارد شوند سر ابي عبد الله الحسين علیه السلام را در ظرفي پوشش دار قرار دادند من هم با آنها وارد شدم. يزيد بر تخت شاهانة خود نشسته بود و بر سر خود تاجي گذاشته بود که از سنگ هاي قيمتي و جواهرات، آراسته شده بود و در اطرافش عدة زيادي از بزرگان قريش بودند. وقتي که حامل سر ابي عبد الله علیه السلام وارد شد به يزيد ملعون گفت:

املا  رکابي  فضّةً  و  ذهباً     انا  قتلت  السّيّد  المحجبا

قتلت خير النّاس اُماً و اباً      و خيرهم اذ ينسبون النّسبا[16]

محمّدتقي مطهّري

 



[1] بحار، ج 74، ص 151

[2] تحف العقول، حکمت: 69

[3] بحار، ج 71، ص 389

[4] سورة انفال، آية: 63

[5] سورة آل عمران، آية: 159

[6] معاني الاخبار، ص 82

[7] کافي، ج 2، ص 84

[8] مجمع البيان، ج 10، ص 333

[9] همان، ج 10، ص 333

[10] سفينة البحار، مادة خلق

[11] مجمع البيان، ج 10، ص 108

[12] اصول کافي، ج 2، ص 188 عربي

[13] معاني الاخبار صدوق، ص 253

[14] بحار الانوار، ج 45 ص 127

[15] معالي السّبطين، ص 824

[16]بحار الانوار، ج 45 ص 127


٢٣:٤٦ - چهارشنبه ١٢ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٠٧٠    /    تعداد نمایش : ١٤٣


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.