فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

شیعه از دیدگاه قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام

شیعه از دیدگاه قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام  

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین بارئ الخلائق أجمعین، ثمّ الصلاة و السلام علی اشرف الناطقین و افضل الصادقین سیّدنا و نبیّنا أبی القاسم محمد صلی الله علیه و آله وسلم و علی آله الطیبّین الطاهرین المعصومین علیهم السلام.

امّا بعد فقد قال الله تعالی فی کتابه الکریم: وَ إِنَّ مِنْ شيعَتِهِ لَإِبْراهيم[1].

موضوع سخن در این جلسه پیرامون ملاک شیعه از نظر قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام  است. قبل از ورود لازم است به عنوان مقدمه کلمه شیعه از نظر لغت و علم و علم فرق و مذاهب مختصر مورد بررسی قرار دهیم.

شیعه در لغت: اهل لغت این کلمه این­گونه معنی کرده­اند: و الشِّيعَة: قوم‏ يَتَشَيَّعُون‏، أي: يهوون أهواء قوم و يتابعونهم. و شِيعَة الرجل: أصحابه و أتباعه. و كل قوم اجتمعوا على أمر فهم‏ شِيعَة[2]. یعنی: شیعه عدّه­ افرادی که از خواسته دیگری پیروی کند و شیعه مرد یاران و پیروان آن شخص است.

در علم کلام و علم فرق و مذاهب کلمه­ای شیعه اصطلاح خاصی است که به پیروان علی بن ابی طالب علیه السلام اطلاق می­گردد. و ملاک این استعمال نیز فقط اعتقاد به خلافت بلا فصل علیّ علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است. یعنی کسی که معتقد باشد به این که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با دستور خداوند متعال علیّ بن ابی طالب علیه السلام را بعنوان خلیفه و وصی خودش منصوب نموده است، این شخص از نظر کلامی و علم مذاهب شناسی شیعه گفته می­شود. چنانچه جرجانی در تعریف شیعه به همین اعتبار می­نویسد:

الشيعة: هم الذين شايعوا عليا رضى اللّه عنه و قالوا انه الامام بعد رسول اللّه و اعتقدوا ان الامامة لا تخرج عنه و عن أولاده[3]. یعنی: شیعه گروهی هستند که از علیّ علیه السلام پیروی کردند و معتقد شدند که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم  علیّ علیه السلام  امام است و امامت در نسل او ادامه دارد.

 پس با توجه به این تعریف ملاک شیعه از نظر علم کلام و علم فرق و مذاهب فقط یک اعتقاد و باور است. یعنی: با اعتقاد به امامت علی علیه السلام شخص در سلک و مذهب شیعه وارد می­گردد. قطع نظر از این که عمل­کرد او نسبت به شریعت چگونه باشد. با روشن شدن ملاک شیعه از نظر کلامی وارد بحث اصلی می­شویم تا ببینیم که ملاک شیعه از نظر قرآن و روایات اهل بیت علیه السلام  چیست؟

شیعه در قرآن

در آیه فوق خداوند متعال حضرت ابراهیم علیه السلام را شیعه­ای حضرت نوح معرّفی نموده است. مفسّرین در تبیین این که چگونه حضرت ابراهیم علیه السلام شیعه حضرت نوح علیه السلام است گفته­اند: ابراهیم در توحید و عدالت و پیروی از حق در مسیر حضرت نوح علیه السلام بود[4]، یا بعبارت دیگر: حضرت ابراهیم علیه السلام از نظر عقیده و رفتار همانند حضرت نوح علیه السلام در مسیر درست و صحیح بود[5].

از این گفته­های مفسرین برمی­آید که ملاک شیعه در این آیه صرف عقیده نیست، بلکه عقیده و عمل باهم دخالت دارد. از ذیل آیه­ای مورد بحث نیز بدرستی همین مطلب استفاده می­گردد. چون خداوند متعال در ذیل آن می­فرماید: إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ. ظاهر این آیه مبارکه می­رساند که تعلیل برای آیه قبلی است. یعنی: حضرت ابراهیم علیه السلام از آن جهت شیعه حضرت نوح است که قلبش را از آلودگیهای کفر، شرک و نفاق دور نگه­داشت و به گناه و بت­پرستی مبتلا نگشت.

شیعه از دیدگاه روایات اهل بیت علیهم السلام  

وقتی به روایات اهل بیت علیهم السلام  مراجعه کنیم می­بینیم که بصراحت ملاک شیعه عمل­کرد انسان قرار داده شده است. چند نمونه از روایات را این­جا ذکر می­کنم:

در تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام آمده است: مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آمد عرض کرد: یا رسول الله فلانی به سمت خانه و حرم­سرای همسایه­اش نگاه می­کند و اگر امکان وقوع به حرام برایش باشد هیچ پروای ندارد.

پیامبر(ص) ناراحت شد و دستور داد آن شخص را نزدم بیاورید! در این هنگام شخصی دیگری عرض کرد: یا رسول الله آن مرد از شیعیان شماست و اعتقاد به موالات شما و علی علیه السلام  دارد و از دشمنان شما تبرّی می­جوید.

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم  فرمود: لَا تَقُلْ إِنَّهُ مِنْ شِيعَتِنَا فَإِنَّهُ كَذِبٌ، إِنَّ شِيعَتَنَا مَنْ شَيَّعَنَا وَ تَبِعَنَا فِي أَعْمَالِنَا، وَ لَيْسَ هَذَا الَّذِي ذَكَرْتَهُ فِي هَذَا الرَّجُلِ مِنْ أَعْمَالِنَا[6].

نگویید او شیعه ماست و این سخن دروغ است؛ چون شیعه ما کسی است که در رفتار ما را همیاری کند و از ما تبعیت نماید و این عمل شخص از اعمال ما نیست.

در حدیث دیگری در تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام آمده است: شخصی نزد امام حسن مجتبی علیه السلام آمد عرض کرد: یابن رسول الله أنا مِن شیعتکُم.

امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: یا عَبْدَ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ لَنَا فِي أَوَامِرِنَا وَ زَوَاجِرِنَا مُطِيعاً فَقَد صَدَقْتَ، وَ إِنْ كُنْتَ بِخِلَافِ ذَلِكَ فَلَا تَزِدْ فِي ذُنُوبِكَ بِدَعْوَاكَ مَرْتَبَةً شَرِيفَةً لَسْتَ مِنْ أَهْلِهَا لَا تَقُلْ: أَنَا مِنْ شِيعَتِكُمْ، وَ لَكِنْ قُلْ: أَنَا مِنْ مُوَالِيكُمْ وَ مُحِبِّيكُمْ، وَ مُعَادِي أَعْدَائِكُمْ، وَ أَنْتَ فِي خَيْرٍ، وَ إِلَى خَيْرٍ.[7]

ای بنده خدا اگر مطیع دستورات و نواهی ما باشی سخنت درست است و تو از شیعیان ما هستی و اگر این گونه نباشی بسبب ادعای مرتبه بلندی که اهل آن نیستی گناهت را بیشتر نکن. و نگو که من از شیعیان شما هستم، بلکه فقط می­توانی بگویی: من از دوستان و محبّین شما و دشمن دشمنان شما هستم و با این جایگاه نیز در خیر و خوبی هستی.

از این حدیث نیز بخوبی استفاده می­شود که ملاک شیعه بودن عمل و رفتار مطابق دستورات اهل بیت علیهم السلام است و صرف دوستی و محبت قلبی کفایت نمی­کند. بلی این محبت و دوستی خودش یک خیر و ارزش است و اما ملاک شیعه بودن نیست. همین مطلب در روایتی از حضرت صدیقه طاهره حضرت زهراء سلام الله علیها بسیار به صورت صریح و روشن بیان شده است. این روایت نیز در کتاب تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام آمده است.

شخصی همسرش را نزد حضرت زهرا سلام الله علیها فرستاد تا از حضرت سوال کند که: آیا او از شیعیان آن حضرت است یا نه؟ خانم آمده نزد حضرت و این سوال شوهرش را پرسید، حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: به شوهرت بگو: اگر به آنچه تو را امر می­کنیم عمل می­کنی و آنچه را که نهی می­کنیم ترک می­کنی تو شیعه ما هستی.

آن زن نزد شوهرش برگشت و کلام حضرت زهرا سلام الله علیها را به ایشان گفت. مرد نگران شد و با خودش گفت: وای بر من! کسی نمی­تواند از گناه دوری کند، پس من از شیعیان اهل بیت علیهم السلام  نیستم و جایگاهم جهنم است؛ چون هر کس از شیعیان اهل بیت علیه السلام نباشد مخلّد در جهنم می­باشد.

دو باره زن آمد نزد حضرت زهرا سلام الله علیها و نگرانی شوهرش را بیان کرد. حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: به شوهرت بگو: این گونه نیست؛ شیعیان ما از بهترین­های اهل بهشت است. یعنی: این ملاک را که برای شیعه بیان کردیم برای شیعیان اصلی ما است که در بالا ترین درجه بهشت قرار دارد.

و هر کسی که محب ما باشد و با دوستان ما اهل بیت علیهم السلام  دوست باشد و با دشمنان ما دشمن باشد و در قلب و زبانش تسلیم ما باشد در صورتی که دستورات ما را مخالفت کند از شیعیان ما نیست و لکن با وجود این به بهشت می­روند. البته بعد از آنکه گناهانشان در دنیا بسبب بلاها و مصبت­ها یا بسبب مشکلات و گرفتاری­های منازل دشوار قیامت یا بسبب عذاب کشیدن در طبقه اول جهنم[8].

از مجموع این روایات چند نکته را می­توان نتیجه گرفت:

1ـ ملاک شیعه از نظر اهل بیت علیهم السلام  صرف محبت و اعتقاد به ولایت اهلبیت علیهم السلام و تبرّی از دشمنان اهل بیت نیست، بلکه این محبت و اعتقاد همراه با عمل و رفتار طبق دستورات اهل بیت علیهم السلام  ملاک شیعه است.

2ـ شیعیان در دنیا و آخر افراد نمونه­ و الگو هستند و در دنیا و آخرت در بالاترین مرحله کمال معنوی و انسانی بعد از انبیاء و اولیا قرار دارند.

3ـ شیعیان از هرگونه گناه و زشتی پاک هستند. وقتی وارد قیامت می­گردند جهت ورود به بهشت نیاز به تطهیر از گناه ندارند. اما دیگران در صورتی که محب اهل بیت علیهم السلام باشند و از نواصب نباشند، ورود شان به بهشت بعد از تطهیر از گناهان است.

4ـ افرادی غیر از شیعیان نیز با داشتن محبت اهل بیت علیهم السلام  وارد بهشت می­شوند. مانند بسیاری از اهل سنت که گرچه از دستورات اهل بیت علیهم السلام پیروی نمی­کند، ولی در قلب اهل بیت علیهم السلام  را دوست دارند. بجز نواصب و تکفیری­ها که دشمنان اهل بیت علیهم السلام  هستند.

این نکته در تقریب بین مذاهب و ایجاد الفت بین پیروان مذهب اهل بیت علیه السلام  و مذاهب اهل سنت بسیار ارزشمند است. و باید شیعیان متوجه باشند که صرف این که کسی شیعه نباشد دلیل نمی­شود که او از اهل جهنم باشد، بلکه باید دید آیا از محبین اهل بیت علیهم السلام  است یا از دشمنان ایشان در صورتی که از اهل بیت علیهم السلام  را دوست داشته باشند نباید از او دوری کرد.

بلی اگر دشمنان اهل بیت علیهم السلام واز نواصب باشند باید جداً از او دوری و بیزاری جست. بهمین جهت است که به صراحت به دنیا اعلام می­کنیم: ما شیعیان با سنّی مشکل نداریم و اهل سنت بردران دینی ما هستند و با آنها مشکلی نداریم و اما با وهابیت و نواصب کاملاً مشکل داریم و هیچگونه سازش و تقریب نداریم و هرگز با آن­ها دست اخوت و دوستی نخواهیم داد، همانگونه که علماء و مراجع تقلید ما فتوی بکفر و نجاست آن­ها داده­اند.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم  خطاب به امیر المؤمنین علیه السلام در توصیف شیعیان او می­فرماید: «هُمْ أَهْلُ الدِّينِ وَ الْوَرَعِ وَ السَّمْتِ الْحَسَنِ وَ التَّوَاضُعِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ خَاشِعَةٌ أَبْصَارُهُمْ وَجِلَةٌ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَدْ عَرَفُوا حَقَّ وَلَايَتِكَ وَ أَلْسِنَتُهُمْ نَاطِقَةٌ بِفَضْلِكَ وَ أَعْيُنُهُمْ سَاكِبَةٌ تَحَنُّناً عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِكَ يَدِينُونَ اللَّهَ بِمَا أَمَرَهُمْ بِهِ فِي كِتَابِهِ وَ جَاءَهُمْ بِهِ الْبُرْهَانُ مِنْ سُنَّةِ نَبِيِّهِ عَامِلُونَ بِمَا يَأْمُرُهُمْ بِهِ أُولُو الْأَمْرِ مِنْهُمْ مُتَوَاصِلُونَ غَيْرُ مُتَقَاطِعِينَ مُتَحَابُّونَ غَيْرُ مُتَبَاغِضِينَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَتُصَلِّي عَلَيْهِمْ وَ تُؤَمِّنُ عَلَى دُعَائِهِمْ وَ تَسْتَغْفِرُ لِلْمُذْنِبِ مِنْهُمْ وَ تَشْهَدُ حَضْرَتَهُ وَ تَسْتَوْحِشُ لِفَقْدِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ[9]»

شیعان اهل تدین و پرهیزگاری و نیت نیک و فروتنی برای خدا هستند. دیدگانشان در مقابل خدا خاشع و قلبهای شان مملو از یاد خدا می­باشند. و حق ولایت تو را می­شناسند و زبانشان گویای فضائل و چشمانشان برای تو و امامان از نسل تو اشک شوق می­ریزند. و به آنچه خدا در کتابش دستور داده است و از سنت پیامبر برای شان رسیده است پای­بند هستند و به آنچه که امامان­شان امر کرده اند عمل می­کنند. و با خویشاوندانشان اهل ارتباط هستند و هیچ وقت قطع صله رحم نمی­کنند و در میان شان دوست هستند و هیچ وقت از همدیگر قهر نمی­کنند.

فریشتگان برای شیعیان تو دورود می­فرستند و برای دعایشان آمین می­گویند و برای گنه­کارانشان طلب استغفار می­کنند و در محضرشان حاضر می­شوند و از دوری­شان دلتنگ می­گردند.

از خداوند متعال عاجزانه می­خواهیم که ما را از شیعیان واقعی اهل بیت قرار دهد و همه ما را مشمول این حدیث قرار دهد! إن شاء الله.

ذکر مصیبت

در این جلسه می­خواهم متوسل بشویم به ذیل توجه حضرت زهراء مرضیه سلام الله علیها. به نظرم می­رسد جانسوزترین مصیبت حضرت زهرا سلام الله علیها لحظه وداع فرزندان زهراء با بدن مطهر مادر است؛ چون امیر المؤمنین علیه السلام  بعدها از همین لحظه جانسوز یاد می­کرد و روضه می­خواند. خوب است روضه وداع فرزندان زهراء با بدن مادرشان را از زبان مبارک علی علیه السلام  بشنویم:

امیر المؤمنین علیه السلام می­فرماید:

«حَنَّطْتُهَا مِنْ فَضْلَةِ حَنُوطِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ كَفَّنْتُهَا وَ أَدْرَجْتُهَا فِي أَكْفَانِهَا فَلَمَّا هَمَمْتُ أَنْ أَعْقِدَ الرِّدَاءَ نَادَيْتُ يَا أُمَّ كُلْثُومٍ يَا زَيْنَبُ يَا سُكَينَةُ يَا فِضَّةُ يَا حَسَنُ يَا حُسَيْنُ هَلُمُّوا تَزَوَّدُوا مِنْ أُمِّكُمْ فَهَذَا الْفِرَاقُ وَ اللِّقَاءُ فِي الْجَنَّةِ فَأَقْبَلَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ع وَ هُمَا يُنَادِيَانِ وَا حَسْرَتَا لَا تَنْطَفِئُ أَبَداً مِنْ فَقْدِ جَدِّنَا مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ أُمِّنَا فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ يَا أُمَّ الْحُسَيْنِ إِذَا لَقِيتِ جَدَّنَا مُحَمَّداً الْمُصْطَفَى فَأَقْرِئِيهِ مِنَّا السَّلَامَ وَ قُولِي لَهُ إِنَّا قَدْ بَقِينَا بَعْدَكَ يَتِيمَيْنِ فِي دَارِ الدُّنْيَا فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ أَنَّهَا قَدْ حَنَّتْ وَ أَنَّتْ وَ مَدَّتْ يَدَيْهَا وَ ضَمَّتْهُمَا إِلَى صَدْرِهَا مَلِيّاً وَ إِذَا بِهَاتِفٍ مِنَ السَّمَاءِ يُنَادِي يَا أَبَا الْحَسَنِ ارْفَعْهُمَا عَنْهَا فَلَقَدْ أَبْكَيَا وَ اللَّهِ مَلَائِكَةَ السَّمَاوَاتِ»[10]

بعد از شهادت زهراء سلام الله علیها بدن زهراء را غسل دادم و با باقی مانده حنوط پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم حنوطش کردم و کفنش را آماده کردم و بدن نازنین زهراء را داخل پارچه­ها کفن گذاشتم، وقتی خواستم بندهای کفن را ببندم [دیدم بچه­های فاطمه نشته­اند چشم­هایشان به بدن مادر خیره شده­اند، گویا با زبان حال می­گویند: بابا اگر می­شود اجازه دهی تا با مادر در آخرین وداع کنیم و برای آخرین بار با بدن مادر انس بگیریم و خودمان را به بغل مادر بیاندازیم]، به بچه­ها اجازه دادم بیایند با مادرشان خدا حافظی کنند، صدا زدم: یا ام کلثوم یا زینب یا سکینه یا فضه یا حسن و یا حسین بیایید از مادرتان توشه بردارید این آخرین دیدار و تا قیامت دیگر مادر نمی­بینید!

از جمله حسن و حسین آمدند در حالی که صدای گریه­ای شان بلند بود می­گفتند: مادر وقتی به دیدار جد ما رفتی سلام حسن و حسین به ایشان برسان و از زبان ما به ایشان بگو: یا جداه حسن و حسین تو بعد از تو یتیم شد و مادرشان را هم از دست داد.

امیرالمؤمنین علیه السلام می­فرماید: [چنان این صحنه جانسوز بود و این خدا حافظی حسنین چنان تأثیر گذار بود که یک دفعه نگاه کردم دیدم] ناله بسیار جانسوز از بدن زهرا سلام الله علیها بلند شد و دستهایش از میان پارچه­های کفن بیرون آمد و حسن و حسین را آهسته به آغوشش کشید.

در همین موقع صدای از آسمان شنیدم که می­گفت: یا ابا الحسن ارفعهما عنها! حسن و حسین را از روی سنه­ای زهراء بردار بخدا قسم فرشتگان آسمان بگریه آمده­اند.

لا حول و لا قوة الا بالله العلیّ العظیم و سیعلم الذین ظلموا أیّ منقلبٍ ینقلبون!!!

علیجان اقبالی

 



[1] . الصافات/ 83.

[2] . کتاب العین، ج2، ص191.

[3] . کتاب التعریفات، ص57.

[4] . مجمع البیان، ج8، ص701.

[5] . تفسیر الکاشف، ج6، ص346.

[6] . تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام ، ص307. متن حدیث: قَالَ رَجُلٌ لِرَسُولِ اللَّهِ(ص): يَا رَسُولَ اللَّهِ فُلَانٌ يَنْظُرُ إِلَى‏ حَرَمِ‏ جَارِهِ‏ فَإِنْ أَمْكَنَهُ مُوَاقَعَةُ حَرَامٍ لَمْ يَنْزِعْ‏ عَنْهُ! فَغَضِبَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وسلم  وَ قَالَ: ائْتُونِي بِهِ. فَقَالَ رَجُلٌ آخَرُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّهُ مِنْ شِيعَتِكُمْ مِمَّنْ يَعْتَقِدُ مُوَالاتَكَ وَ مُوَالاةَ عَلِيٍّ، وَ يَتَبَرَّأُ مِنْ أَعْدَائِكُمَا.

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وسلم: لَا تَقُلْ إِنَّهُ مِنْ شِيعَتِنَا فَإِنَّهُ كَذِبٌ، إِنَّ شِيعَتَنَا مَنْ شَيَّعَنَا وَ تَبِعَنَا فِي أَعْمَالِنَا، وَ لَيْسَ هَذَا الَّذِي ذَكَرْتَهُ فِي هَذَا الرَّجُلِ مِنْ أَعْمَالِنَا.

[7] بحار الانوار، ج65، ص150

[8] . تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام ، ص308. متن کامل حدیث: قَالَ رَجُلٌ لِامْرَأَتِهِ: اذْهَبِي إِلَى فَاطِمَةَ(ع) بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَسَلِيهَا عَنِّي، أَنَا مِنْ شِيعَتِكُمْ، أَوَ لَسْتُ مِنْ شِيعَتِكُمْ فَسَأَلَتْهَا، فَقَالَتْ ع: قُولِي لَهُ: إِنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِمَا أَمَرْنَاكَ، وَ تَنْتَهِي عَمَّا زَجَرْنَاكَ عَنْهُ فَأَنْتَ مِنْ شِيعَتِنَا، وَ إِلَّا فَلَا.

فَرَجَعْتُ، فَأَخْبَرْتُهُ، فَقَالَ: يَا وَيْلِي وَ مَنْ يَنْفَكُّ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْخَطَايَا، فَأَنَا إِذَنْ خَالِدٌ فِي النَّارِ، فَإِنَّ مَنْ لَيْسَ مِنْ شِيعَتِهِمْ فَهُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ.

فَرَجَعَتِ الْمَرْأَةُ فَقَالَتْ لِفَاطِمَةَ سلام الله علیها مَا قَالَ لَهَا زَوْجُهَا.

فَقَالَتْ فَاطِمَةُ سلام الله علیها: قُولِي لَهُ: لَيْسَ هَكَذَا؛ فَإِنَ شِيعَتَنَا مِنْ خِيَارِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَ كُلُّ مُحِبِّينَا وَ مُوَالِي أَوْلِيَائِنَا، وَ مُعَادِي أَعْدَائِنَا، وَ الْمُسَلِّمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ لَنَا- لَيْسُوا مِنْ شِيعَتِنَا إِذَا خَالَفُوا أَوَامِرَنَا وَ نَوَاهِيَنَا فِي سَائِرِ الْمُوبِقَاتِ، وَ هُمْ مَعَ ذَلِكَ فِي الْجَنَّةِ، وَ لَكِنْ بَعْدَ مَا يُطَهَّرُونَ مِنْ ذُنُوبِهِمْ بِالْبَلَايَا وَ الرَّزَايَا، أَوْ فِي عَرَصَاتِ الْقِيَامَةِ بِأَنْوَاعِ شَدَائِدِهَا، أَوْ فِي الطَّبَقِ الْأَعْلَى مِنْ جَهَنَّمَ بِعَذَابِهَا إِلَى أَنْ نَسْتَنْقِذَهُمْ بِحُبِّنَا مِنْهَا، وَ نَنْقُلَهُمْ إِلَى حَضْرَتِنَا.

[9] . بحار الانوار، ج65، ص150.

[10] بحار الانوار، ج43، ص179


٢٣:٥١ - چهارشنبه ١٢ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٠٧٢    /    تعداد نمایش : ٣٠٠


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.