فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

غیبت

غیبت

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدُلِلّه ربّ العالمین و العاقبةُ للمتقین، ثمَّ الصلوة والسّلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین ابی القاسِم المصطفی محمد صلی الله علیه وآله وسلم وَ عَلی اهل بَيتِه الطّيبين الطّاهرين المعصومين، وَ لعنةُ اللهِ عَلی اعدائِهِم اجمعين؛

اما بعد! فقد قال اللهُ الحکيم في کتابة الکريم: بسم الله الرحمن الرحيم؛ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرً‌ا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِ‌هْتُمُوهُ ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ تَوَّابٌ رَّ‌حِيمٌ[1].

قبل از اینکه وارد موضوع بشوم باید مقدمه‌ای را برای حضار محترم عرض کنم تا بدانیم که این موضوعی که خدمت سروران عزیز می‌خواهم مطرح کنم چقدر جدّی است و اهمیت دارد و قرآن کریم، اوّل از همۀ رو این مسئله صحبت کرده و بعد روایات زیادی در این باره وارد شده که بیان خواهم کرد. امّا قبل از ورود به موضوع، مقدمه‌ای که می‌خواستم بیان کنم اینه.

پروردگار جهان به ما نعمتهای زیادی عطا نموده که یکی برتر از دیگری است یا حداقل می‌توانیم بگوئیم که هر کدام از این نعمتها از نعمتهای دیگر کمتر نیست. این از لحاظ کیفیت. از لحاظ کمیّت اگر بنگریم تعداد نعمتها را اصلاً نمی‌شود احصاء کرد و نمی‌توان شمرد. در این مورد خود قرآن دو جا به نکته اشاره کرده یکی در سورۀ ابراهیم (وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ ۚ وَإِن تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّـهِ لَا تُحْصُوهَا ۗ إِنَّ الْإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ‌[2] و دوّمی در سورۀ نحل (وَإِن تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّـهِ لَا تُحْصُوهَا ۗ إِنَّ اللَّـهَ لَغَفُورٌ‌ رَّ‌حِيمٌ[3].

در این دو آیات خداوند جهان به صراحت اعلام می‌کند اگر شما می‌خواهی نعمتهای خدا را بشمارید، نمی‌توانید آن را احصاء کنید. این هم از لحاظ کمیّت نعمتها.

حالا یکی از این نعمتها که مربوط به بدن آدمیزاد است زبان است که بظاهر یک تکّه گوشت است، امّا هیچ عضوی از بدن نمی‌تواند مثل زبان کار انجام دهد. چه نعمت با ارزشی است که خدا به ما عطا نموده. طبق احادیث ارزش و قدر انسان با همین زبان سنجیده می‌شود، شخصیّت و حیثیت انسان با همین زبان شناخته می‌شود، عالم بودن یا نبودن انسان بر دیگران از طریق همین زبان ظاهر می‌گردد و مسائلی از این قبیل.

امّا نکته اصلی اینجا است که ما از این نعمتها چطور استفاده می‌کنیم؟ درست استفاده می‌کنیم یا سوء استفاده می‌کنیم و موضوع امشب بنده هم همین است. می‌خواهم در مورد زبان انسان صحبت کنم که خداوند در دهان هر یک از انسان‌ها یک تکّه گوشت که به آن زبان می‌گویند عطا نموده امّا آدمها چطور از آن استفاده می‌کنند.

از آنجا که زبان یک نعمت بسیار بزرگی است و استفاده‌های مثبت زیادی و کاربرد زیادی دارد، امّا آفات زیان بار این وسیله هم زیاد است که در سوره حجرات به آن اشاره شده و بنده آن را در اوّل سخنرانی تلاوت کردم و همین موضوع را برای امشب انتخاب کردم.

یکی از آفات زبان غیبت است. در جامعه‌ای که غیبت زیاد باشد آن جامعه آسیب‌پذیرترین جامعه است و مانند چوبی است که کرم آن را از داخل خورده و کاملاً پوک است. بظاهر چوب است امّا با یک فشار معمولی شکننده است. جامعه‌ای که غیبت در آن رواج دارد، شخصیت، حیثیت و عزّت آدمها زود از بین می‌رود و آدمها بر یکدیگر اعتماد ندارند و جامعه‌ای که انسانهای آن بر یکدیگر اعتماد ندارد هرج و مرج دارد.

غیبت چیست؟

نسبت دادن چیزی در غیاب کسی که اگر به گوش او برسد او را ناخوش آید و به آن راضی نباشد، خواه این غیبت در کردار او باشد مثل دروغگو، شراب خوار و غیره که دیگران از آن واقف نباشند یا آن عیب در بدن او باشد مثل اینکه بگویی: فلانی کور، یا کر، یا گنگ، یا کوتاه قد، یا سیاه رنگ و غیره یا عیب در نسب او باشد مثل اینکه بگویی: پسر فلان فاسق، یا ظالم، یا حمال زاده یا نانجیب و غیره و از این قبیل مسائل.

همچنان که حدیث نبوی صلی الله علیه و آله وسلم  به آن دلالت می‌کند، فرمود: «آیا می‌دانید که غیبت چه چیز است؟ عرض کردند: خدا و رسول او داناتر است. فرمود: آن است که یاد کنی برادر خود را به چیزی که او را ناخوش آید. شخصی عرض کرد که اگر آن صفت در او باشد باز بد است؟ فرمود: اگر باشد غیبت است و الّا بهتان است»[4].

غیبت با غیر زبان

این نکته هم بر سروران عزیز مخفی نماند غیبت فقط با زبان نیست، بلکه هر نوعی که نقصی از غیر را بفهماند غیبت است. خواه به قول باشد، یا فعل، یا اشاره، یا ایماء، یا رمز و یا نوشتن.

در روایت وارد شده که «زنی بر عائشه وارد شد چون بیرون رفت عائشه با دست خود اشاره کرد که این کوتاه است. حضرت فرمود که او را غیبت کردی»[5].

از این حدیث فهمیده می‌شود که نفس فعل قبیح است نه که نحوۀ فعل یعنی بدانیم که اگر انسان به هر طریقی که از کسی غیبت کرد چه از زبان و غیره، غیبت محسوب می‌شود و گناهش برابر است.

عزیزان! پس مواظب باشیم که موجب اذیت و آزار کسی نباشیم و قرآن در مذمّت آن جمله‌ای که در آیه آورده خیلی عجیب است که ما هیچکدام از آدمها آن را نمی‌توانیم تصوّر کنیم که گوشت مردۀ برادر خود را بخوریم و قرآن غیبت را به همین تشبیه کرده که «آیا کسی از شما دوست دارد گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ [بی شک از] آن کراهت دارید، و از خدا بترسید که خدا توبه‌پذیر مهربان است»[6].

روایاتی که در این باره خیلی زیاد است ولی اجمالاً باید بدانیم که این گناه اعظم مهلکات و اشدّ معاصی است و به اجماع جمیع امّت و صریح کتاب ربّ العزّت و احادیث پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم  و ائمّه اثنی‌عشرعلیهم السلام حرمت آن ثابت است.

«در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم  آمده که در یک درهم از ربا بدتر است از سی و شش زنا و آبروی برادر مسلم را ریختن از ربا بدتر است»[7].

در بعضی از روایات غیبت را از خود زنا هم بدتر قرار داده شده چون توبه زناکننده پذیرفته است امّا غیبت کننده تا وقتی که از غیبت شونده عذرخواهی نکند توبه‌اش پذیرفته نیست.

شنونده غیبت

آیا کسی که غیبت نمی‌کند و فقط غیبت را دارد گوش می‌کند، در گناه غیبت کننده بطور مساوی شریک است؟

در جواب باید گفت: اگر شنونده به آن عمل راضی است، بله؛ در این صورت گناهش مثل گناه غیبت کننده است و در این باره هم روایاتی وارد شده. چرا که او راضی به آن فعل است، می‌توانست جلوی غیبت کننده را بگیرد و از غیبت شونده دفاع کند امّا این کار را نکرد، پس شامل آن گناه است.

متأسفانه این گناه نسبت به گناهان دیگر شاید شایع‌ترین گناه و معصیت باشد. هر جا دو نفر جمع شوند از نفر سوّم غیبت می‌کنند یا سه نفر جمع شوند از افراد دیگر که آن‌جا حاضر نیستند شروع می‌کنند از ایشان غیبت کردن و اینکار بدون غیبت کردن نمک آن محفل و مجلس حاصل نمی‌شود.

در این میان عدّه‌ای از اهل علم و طلّاب علوم دینی هم از این گناه بی‌بهره نیستند و بدتر اینکه اینها عمل خود را توجیه می‌کنند و می‌گویند این یک نوع علم رجال است؛ متأسفانه این خیلی بد است که انسان مرتکب فعل حرام شود و آن را توجیه کند.

بعضی از گناهان را بعضی از افراد جامعه اصلاً انجام نمی‌دهند یا به ندرت انجام می‌دهند مثلاً شراب خوردن یا زنا و از این قبیل گناهان از عدّه‌ای مثل اهل علم خیلی بعید است امّا غیبت گناهی است که حتّی خیلی از اهل علم را هم نمی‌بخشد و آنها به راحتی مرتکب این گناه می‌شوند. چون بظاهر گناه خیلی راحت است و هیچ خرج نمی‌شود امّا نتیجه‌اش و معصیتش و عذابش خیلی سنگین‌تر از گناهان مذکور است.

امام جعفر صادق عليه السلام می‌فرماید: «هر که در حق مؤمنی بگوید امر قبیحی را که خود دیده یا شنیده باشد، آن شخص داخل این آیه مبارکه است که «إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَ‌ةِ ۚ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»[8] یعنی «به تحقیق کسانی که دوست می‌دارند که فاش شود امر قبیح و ناشایسته در حق طایفه‌ای که ایمان آوردند از برای ایشان است عذاب دردناک»[9].

از آیات قرآن و احادیث بطور واضح فهمیده می‌شود هر شخصی که اندکی عقل دارد متوجه می‌شود که این صفت، خبیث‌ترین صفات و دارندۀ آن پست‌ترین مردم است و بزرگان پیش، بندگی خدا را در نماز و روزه نمی‌دانسته‌اند بلکه در چشم پوشیدن و حفظ خود از پیروی عیب مردم می‌دانسته‌اند.

وقتی دانستیم که غیبت یکی از گناهان کبیره است و ضرر و زیانش برای هر جامعه‌ای خیلی زیاد است پس باید در پی معالجه آن باشیم و ریشه‌های غیبت را از بین ببریم.

معالجۀ غیبت

برای معالجۀ غیبت اول باید ریشه‌ها و اسباب آن را پیدا کنیم و آنها را بخشکانیم تا از غیبت رهائی بیابیم. علماء اخلاق شش اسباب اصلی را ذکر کردند.

اوّل: غضب، زیرا انسان هر گاه آزرده و غضبناک است، در این موقع به مقتضای طبع زبان به مذمّت کسی می‌گشاید تا به وسیلۀ آن غیظ خود را فرو نشاند.

دوّم: عداوت و کینه است، که با کسی دشمنی داشته باشد و بخاطر عداوت و کینه غیبت او را می‌کند.

سوّم: حسد است، چنان که مردم کسی را تعظیم و تکریم کنند یا او را ثنا و ستایش گویند، حاسد آن را تحمل نمی‌کند و از محسود غیبت می‌کند.

چهارم: محض مزاح و پر کردن اوقات فراغت با دوستان و خندیدن و لهو و لعب تا از این طریق احوال و افعال و اقوال مردم را نقل کند.

پنجم: برای استهزاء و اهانت رسانیدن است، استهزاء چنانچه در حضور است غایبانه نیز متحقق می‌شود.

ششم: فخر و مباهات است، یعنی انسان گاهی برای ظاهر کردن فضل و کمال خود و برای پست نشان دادن کسی از دیگران غیبت می‌کند.

ای عزیزان، ما سعی کردیم مطالب مهمی در مورد غیبت در این وقت کم برای شما بازگو کنیم امّا در تاریخ اگر نگاه کنیم بیشترین کسانیکه محسود دشمنان قرار گرفتند، اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم  بودند. شاهد مثال آن مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام است که از زمان معاویه سالهای زیادی از منابر شام مورد بدگویی و تهمت‌های ناروا قرار گرفت و مظلومیت علی عليه السلام تا آن جا رسید که وقتی علی در محراب کوفه در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان ضربت خورد، اهل شام با تعجّب از دیگر سؤال می‌کردند که علی علیه السلام  در مسجد چکار می‌کرد؟

امّا علی علیه السلام در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان که یکی از شبهای قدر هم بود تمام شب منتظر لحظه‌ای بود که در تمامی جنگها انتظار آن را می‌کشید. بالاخره آن ساعت هم رسید که علی علیه السلام در محراب مسجد کوفه سحرگاه مشغول نماز است و ابن ملجم مرادی با شمشیر فرق اطهر مولا را می‌شکافد. در این هنگام از آسمان یک منادی ندا می‌زند «واللهِ لَقَد تَهَدَّمَت اَرکانُ الهُدی».[10]

«وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ»

غلام حسنین

 



[1] - حجرات/12

[2] - سورۀ ابراهیم/34

[3] - سورۀ نحل/18

[4] . نراقی، ملّا احمد، معراج السعادة، ص467، انتشارات طوبای محبت، قم.

[5] . همان مدرک.

[6] ترجمه از ابوالفضل بهرام پور، انتشارات آوای قرآن.

[7] . نراقی، ملّا احمد، معراج السعادة، ص469، انتشارات طوبای محبت، قم.

[8] . نور/19.

[9] . نراقی، ملّا احمد، معراج السعادة، ص470، انتشارات طوبای محبت، قم.

[10]  الامام علی علیه السلام قدوۀ و اسوۀ ص


٢٣:٥٥ - چهارشنبه ١٢ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٠٧٤    /    تعداد نمایش : ١٤٢


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.