فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

تقلید

 تقلید

بِسْمِ اللَّهِ الرِحْمنِ الرَحِيم الْحَمْدُ للَّهِ الَّذي لا يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ، وَ لا يُحْصي نَعْمَاءَه الْعَادُّونَ، وَ لا يُؤَدّي حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ. الَّذي لا يُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ، وَ لا يَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ. الَّذي لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ، وَ لا نَعْتٌ مَوْجُودٌ، وَ لا وَقْتٌ مَعْدُودٌ، وَ لا أَجَلٌ مَمْدُودٌ. فَطَرَ الْخَلائِقَ بِقُدْرَتِهِ، وَ نَشَرَ الرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ، وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدَانَ أَرْضِهِ. ثم الصلاه و السلام علی سید الابرار، محمد المختار، و علی اهل بیته الاطهار.اما بعد قال الصادق علیه السلام .... فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ‏ يُقَلِّدُوه‏[1]

سلامتی آقا امام زمان علیه السلام و تعجیل در امر فرجش صلوات.

برای نجات مسلمانان عالم از سیطره مستکبرین و ظالمین صلوات

سلامتی مراجع عظام تقلید صلوات.

یکی از مطالبی بسیار ضروری و قابل طرح در جامعه امروز ما، مخصوصا در شرایط کنونی مسأله تقلید است، چون عده اهل غرض با طرح شبهات، پیرامون این مسأله از یک طرف جوانان عزیز مارا نشانه گرفته است، از سوی دیگر با کشاندن این مسأله در جمع دانشگاهی می خواهد رابطه مرجعیت با مردم و جوانان را مورد خدشه قرار دهد.    

تقلید یک و ظیفه شرعی الهی است

تقلید یکی از تکالیف الهی است که بعد از فراهم شدن شرایط به عهده انسانها گذاشته شده است، چون تمامی انسانها از نظر قانون شرعی در سه دسته تقلید کنندگان، مجتهدان و اهل احتیاط قرار می گیرند که هریک شرایط خاص خودرا داشته و در صورت فراهم شدن شرایط باید به تکلیف شرعی خود عمل نمایند. بناءا لازم است برای روشن شدن این بحث مطالبی به ترتیب زیر خدمت سروران گرامی مطرح گردد.

1.                  معنی تقلید

2.                  نکاتی دانستنی و مهم پیرامون تقلید.

3.                  دلایل تقلید

4.                  در چه مواردی باید تقلید نمود و درچه مسائلی تقلید جایز نمی باشد.

5.                  نتیجه گیری از بحث.  

معنی تقلید

1.                  درلغت

فرهنگ لغات تقلید را به اینگونه معنی نموده است؛ قلاده برگردن کسی انداختن، کار را برکسی واگذار نمودن، بدون نظر و تأمل از کسی پیروی نمودن به گونه­ای که به هیچ حقیقتی نرسد.[2]

2.                 دراصطلاح 

پیروی جاهل از عالم و غیرمتخصص از متخصص است، یا در اصطلاح فقها عمل نمودن به فتوای مجتهد جامع الشرایط.[3]

نکات مهم و دانستنی پیرامون تقلید

1)                 تقلید مشترک لفظی است

تقلید مشترک لفظی است که دارای معانی متعدد و موارد استعمالاتی گوناگونی می باشد که بعضی پسندیده و مطلوب نیست، مانند پیروی از مدل ها و رفتارهای که غالبا ریشه در هوی و هوس افراد داشته و فاقد بینش عقلائی و پشتوانه شرعی­است. معمولا این گونه تقلید ها از جوامع عقب افتاده که خود فاقد هویت ملی، اعتقادی، رفتاری و مسائلی از این قبیل می باشند صورت می گیرد. بدون اینکه بدانند چرا فلان آدم معروف یا فلان کشور پیشرفته این مدل  و این نوع رفتار را انتخاب کرده است. این در حقیقت همان تقلید میمون واری است که از نظر دین مذموم است. [4]

          براین اساس در بر رسی آیات و روایات و همین طور در بحث های عقلی قبل از هر چیزی دیگر توجه به کلید واژه های مطرح در آن مسأله که می تواند موارد استعمالی زیادی داشته باشد ضروری­است. تا معلوم شود که کدام معنی از بین معانی گوناگون در بحث مورد نظر مد نظر ماست.

2)               توجه به شرایط زمانی و مکانی تقلید  

این مسأله را نباید از نظر به دور داشت که شرایط زمانی و مکانی نیز در امر تقلید تأثیر بسزای دارد. به عبارت دیگر پاره از احکام و دستورالعملها مطلق نیستند بلکه شرایط زمانی یا مکانی در آن دخالت دارد مثلا شرایط آب وهوائی یا به عبارت دیگر مناطق گرم سیر و سرد سیر در نحوه انتخاب پوشش دخالت مستقیم دارد مثلا حضرت ختمی مر تبت صلی الله علیه و آله که در فضای گرم حجاز زندگی می فرمودند حتما لباس متناسب با آنجارا برای خود انتخاب می فرمودند در حال که مردم قطب نشین ها اگر دراین مسأله تأسی بجویند سلامتی خود را از دست می دهند. [5] گرچه اصل پوشش و حجاب بر اساس شرایط اسلام قابل تغییر نبوده و باید تمامی انسانها در هر منطقه جغرافیایی ملزم به رعایت آن است.      

3)              تقلید پسندیده و نا پسند از منظر قرآن

از منظر قران تبعیت پسندیده آن است که انسان در هر فنی به کار شناس و متخصص درآن فن مراجعه نموده و گره از کار خود بگشاید، و مراجعه به غیر کار شناس را امر بر خلاف فطرت انسان و داوری های عقل می­داند. و نیز در فرهنگ قرآن پیروی جاهل از جاهل و تقلید کور کورانه از موارد مذمومه شمرده شده است.

ِ       أَ فَمَن يهَْدِى إِلىَ الْحَقّ‏ِ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يهَِدِّى إِلَّا أَن يهُْدَى‏  فَمَا لَكمُ‏ْ كَيْفَ تحَْكُمُونَ[6]  این آیه که از روش هدایتی قرآن است، جائی را مورد توجه و گوش زد قرار می دهد که درست رفتار ها مغایر با رهنمود های عقل و فطرت انسانی است، خدواند بااستفاده از جمله استفهامی که نقش مهم در بیدار سازی انسان غافل دارد می فرماید؛ کدام یک از این دو روش برای تقلید و پیروی، با داوری های عقل و فطرت نزدیک تر است؛ کسی که خداوند اورا هدایت کرده و او راه حق را می شناسد و به آن یقین دارد ومی تواند دیگرانرا نیز به سوی حق هدایت کند، یا کسی که حق را نشناخته و هدایت نشده است و اگر بخواهد هدایت شود باید خود مقلد دیگری شود.

وَ إِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُواْ مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ ءَابَاءَنَا  أَ وَ لَوْ كاَنَ ءَابَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيًا وَ لَا يَهْتَدُونَ[7]

و هنگامى كه به آنان [كه آلوده به شرك و كفرند] گويند: از آنچه خدا نازل كرده پيروى كنيد، پاسخ دهند: نه، بلكه از آيينى كه پدرانمان را بر آن يافتيم، پيروى مى‏كنيم. آيا هر چند پدرانشان چيزى نمى‏فهميدند و راه نمى‏يافته‏اند [باز كوركورانه از آنان پيروى خواهند كرد.

وَ كَذَالِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فىِ قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُترَْفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا ءَابَاءَنَا عَلىَ أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلىَ ءَاثَارِهِم مُّقْتَدُونَ[8]

[پيروى كوركورانه و جاهلانه مخصوص اينان نيست‏] و به همين گونه پيش از تو در هيچ شهرى بيم‏دهنده‏اى نفرستاديم، مگر آنكه سران خوشگذران و مست و مغرورش گفتند: ما پدرانمان را بر آيينى يافتيم و ما هم حتماً به آثارشان اقتدا مى‏كنيم.

        در این آیات خداوند سه نوع تقلید را مذموم و فاقد دلیل دانسته است؛ در آیه اول مراجعه به غیر کارشناس را بر خلاف فطرت و عقل دانسته است، در آیه دوم تقلید جاهل از جاهل را مذمت نموده و نکوهش می نماید، در ایه سوم پیروی کور کورانه را کار خوش گذرانان دانسته و  آنر تأیید نمی فرماید. 

4)              آیا تقلید امر غریزی و غیر آگاهانه است   

بعضی از روانشناسان پرآوازه غرب(ویلیام مک دوگال) معتقد اند تقلید در زندگی انسان امر غریزی و غیر آگا هانه است. ایشان برای تأئید سخنان خود دوران کوکی انسانهارا مثال می زند که تمامی رفتار های انان غریزی و بدون آگاهی انجام می شود. که این خود بهترین دلیل برای غریزی بودن تقلید به حساب می آید[9]

پاسخ:

1.                  هرکار که بر اساس غریزه و فطرت واقع شود و نیروهای هدایت گر عقل و آگاهی از آن پشتوانی نکند قابل تغییر نیست و در تمامی مراحل سنی و زندگی خودرا نشان می دهد، در حال که نوزاد انسان بعد از پشت سر گذاشتن دوران کودکی بسیاری از رفتارهای غیر ارادی خودرا ترک نموده و تلاش می نماید که برای عمل کرد هایش دلیل قانع کننده داشته باشد.

2.                  از واقعیتهای دیگر زندگی که باز هم نظریه غریزی بودن تقلید را نفی می کند رسیدن به مر حله بلوغ و رشد است دراین مرحله سنی جوان با رفتار های متضاد اطراف خود رو برو می شود که از بین تمامی این رفتار ها یکی را بر گزیده وتلاش میکند به همان چار چوبه حرکت کند.[10]

دلایل تقلید

1.                 آیات

قرآن در آیات متعددی در مناسبت های مختلف به مسأله تقلید اشاه نموده از جمله درآیه 35 از سوره مبارکه یونس گویا اصل مسأله تقلید را امر مسلم دا نسته بلکه انانرا که در امر تقلید راه اشتباه رفته اند را مورد مذمت قرار داده و می فرماید از چکسی باید تقلید نمود:  أَ فَمَن يهَْدِى إِلىَ الْحَقّ‏ِ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يهَِدِّى إِلَّا أَن يهُْدَى‏  فَمَا لَكمُ‏ْ كَيْفَ تحَْكُمُونَ[11]  خدواند بااستفاده از جمله استفهامی که نقش مهم در بیدار سازی انسان غافل دارد می فرماید؛ کدام یک از این دو روش برای تقلید و پیروی، با داوری های عقل و فطرت نزدیک تر است؛ کسی که خداوند اورا هدایت کرده و او راه حق را می شناسد و به آن یقین دارد ومی تواند دیگرانرا نیز به سوی حق هدایت کند، یا کسی که حق را نشناخته و هدایت نشده است و اگر بخواهد هدایت شود باید خود مقلد دیگری شود.

2.                روایات

گرچه در اثبات تقلید عالم از جاهل مخصوصا در مسائل دینی روایاتی متعدد وجود دارد. ولی بنده به عنوان نمونه به روایت از امام صادق علیه السلام اکتفا می کنم.

.... فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ‏ يُقَلِّدُوه[12] گرچه این روایت طولانی است و بنده به تمامی آن نمی پردازم ولی آنچه مهم است اینکه امام علیه السلام ضمن بیان شرایط کسی که باید از او تقلید نماییم، اصل مسأله تقلید را نیز اشاره نموده و برای عامه مردم گوشزد می نماید که در اموردینی باید از علمای دارای این شرایط که متخصصان در مسائل دینی است تقلید نمایند.

3.               تقلید از عالم امر فطری و عقلایی است

مراجعه جاهل به متخصص و عالم در یک فن، امر فطری و عقلائی است که حتی نیاز به راهنمائی هم نیست، مثلا مریض به صورت طبیعی به سراغ پزشک می رود، جاهل به احکام شرعی به سراغ کسی می رود که آگاه به مسائل شرعی باشد. کسی که در مسائل ساختمانی می خواهد مشورت بگیرد حتما به سراغ انجینر و مهندس ساختمان می رود. و همین طور درتمامی شاخه های زندگی مراجعه به اهل آن امر طبیعی و فطری است. اما اگر جاهلی در هر فنی به متخصص آن مراجعه نکرد و در نتیجه به خطا و اشتباه افتاد سزوار مذمت است و در خصوص این مورد هیچ عاقلی اورا معذور نمی داند.

4.               روان شناسان و مسأله تقلید در زندگی

«گابریل تارد» روان شناس معروف مغرب زمین معتقد است که اصلی ترین عاملی که موجب اجتماعی شدن و هر رنگ پذیری انسان می گردد. عامل تقلید است، اگر عامل تقلید نمی بود، ما زبان و خط یا نمی گرفتیم، نمی توانستیم حرف بزنیم و نمی توانستیم از میراث گذشتگان استفاده کنیم، هر نسلی که روی کار می آید، اگر بنا نبود تقلید کند و اموری را از دیگران اخذ کند، باید در حوزه نیازمندی­ها و سامان بخشی به زندگی اجتماعی و کسب معلومات از صفر شروع کند پس تقلید باعث می گردد که میراث گذشتگان به آیندگان منتقل گردد و اگر ما در زندگی خود رفتاری را از گذشتگان یاد نمی گرفتیم و از دست­آورد های آنها بهره نمی گرفتیم، از آنان یاد نمی گرفتیم که چگونه غذا بپزیم و چگونه و چه لباسی بپوشیم و چگونه خانه بسازیم و اگر بنا بود که خو مان از نو بیندیشیم و تجربه کنیم؛ هیچ گاه به این تمدن و پیشرفت های که اکنون دست یافته ایم نمی یافتیم، بنا براین اصلی ترین و به تعبیری یگانه عاملی که سبب انتقال مواریث فرهنگی و تمدن بشری شده تقلید است.[13]

آیا در همه مسائل دینی باید تقلید نماییم

1-  جایگاه تقلید در اصول عقاید

قبل از اینکه جایگاه تقلید در خصوص این مورد را مطرح نماییم لازم است تعریف مختصر از عقاید داشته باشیم؛

عقاید از حقايق و واقعيّاتى است كه باورِ قلبى و اعتقادِ يقينى به آنها، از هر شخص مسلمان خواسته شده است.»[14]  

آنگونه که در تعریف اصول عقاید بیان شد اصول دین باید بر مبنی استدلال و برهان مبتنی برعقل استوار باشد و نمی توانیم در مسائل عقیدتی از کسی دیگری تقلید نماییم. البته به این معنی نیست که حتی نمی توانیم آنرا از کسی سوال نماییم و شیوه استدلال را از دیگری یاد بگیریم، اما نمی توانیم مانند امورتقلید کردنی مثلا بگوییم خداوند واحد است چون فلانی گفته است، وخداوند ظالم نیست چون از فلانی شنیده ام، بلکه باید خود باور داشته باشیم که خداوند یگانه است ولو بر مبنی استدلالهای عوامانه و بسیار ابتدایی.

أ‌-                  شيخ طوسى (ره) مسائل اصول دين را حق طلق عقل مى‏داند به اين معنى كه تعبد و تقليد را در اين مسائل جايز نمى‏شمرد. وى در عُدّة الاصول خطاب به جمودفكران شيعی اشاره مى‏كند: «اذا سئلوا عن التوحيد او العدل او صفات الائمة او صحة النبوة قالوا روينا كذا» يعنى اگر از اينان در باب توحيد يا عدل يا امامت يا نبوت پرسش شود، به جاى آنكه به دليل عقلى استناد كنند به ذكر روايات مى‏پردازند. شيخ طوسى مانند هر عالم روشنفكر ديگر اسلامى مى‏داند كه اصول عقايد بايد اجتهاداً و از روى فهم مستقيم براى اذهان روشن شوند و نقش آثار نقلى در اين مطالب- كه البته نقش بسيار اصيلى است- نقش هدايت و راهنمايى و تعليم و ارائه عقول به دلايل است نه نقش فرمان و مولويّت و تعبد.[15] 

ب‌-              محقق سبزواری ره ضمن فرمایشات والای امیر المومنین در خطبه اول نهج البلاغه «اوّل الدين معرفته»[16] می فرماید این جمله اشاره دارد به اینکه اوّل واجبات معرفت حق است،معرفت حق از جزء اصول عقاید است و تقليد در اصول عقايد باطل است‏[17] 

ت‌-              حضرت آیت الله بهجت (ره)درجواب این سوال که مراد از تحقيقى بودن اصول دين چيست؟  جواب می دهد مراد اين است كه هر كسى بايد با دليل و برهان آن‌ها را تحصيل كند و مجرّد تقليد از ديگران نباشد، البته دليل اجمالى و ارتكازى هم كافى است.[18]

ث‌-               همه مراجع عظام تقلید بدون استثناء در اول رساله عملیه خود به این مطلب اشاره نموده اند؛ شخص مسلمان بايد به اصول دين از روى دليل اعتقاد كند و نمى‏تواند در اصول دين تقليد نمايد، يعنى بدون سؤال از دليل، گفتة كسى را قبول كند. [19]

 

2-  جایگاه تقلید در مسائل تربیتی (اخلاقی)

در ابتدای این بخش لازم می دانم ابتدا باید بدانیم اخلاق چیست، تا جایگاه تقلید در خصوص اخلاق به خوبی روشن گردد؛

 اخلاق به مجموع سیره و روشها و منشهای باطنی و کمالات معنوی  یک انسان اطلاق می شود. که گاهی این منش ها به صورت کارهای خوب و مورد پسند در برون انعکاس می یابد که به آن فضائل انسانی می گویند، و گاهی نفرت آور و آزار دهنده است مانند بخل، حسد و... که به آن رزائل اخلاقی می گویند.[20]

در گذشته معلوم شد که کلمه تقلید از الفاظ مشترکی است که در استعمالات گوناگون بار معنایی متناسب به همان مورد را دارد، لذا اگر برداشت ما از کلمه تقلید همان معنی استعمالی آن در احکام باشد که اشاره خواهد شد یقینا تقلید در مسائل تربیتی و اخلاقی راه ندارد. اما اگر تقلید را به معنی الگو برداری در سیره و رفتار معنی نماییم، تقلید در مسائل تربتی نیز جریان خواهد یافت. چون انسان در زندگی خود نیاز مند تربیت و پرورش درست است، و این نیاز مندی بدون الگو و راهنمای درست امکان دستیابی ندارد، لزا لازم است که هر انسانی در رفتار های اخلاقی خود از الگویی بهره بگیرد که اورا به فضائل واقعی ر سانده و از رزائل واقعی دور سازد. اقتدا و الگو پذیری در مسائل تربتی نه تنها که مورد تأیید قرآن است که قرآن شخص مقتدارا نیز معرفی می نماید.به عبارت دیگر از منظر قرآن این کار جز از ناحیه تربیت یافتگان خدواند که آگاه به سجایای درونی انسانها است از کسی دیگری میسر نیست. چون آنهایند که ابتدا با تربیت ویژه خداوند تربیت یافته و بعد برای هدایت انسانها فرستاده شده است. در آیه 21 از سوره مبارکه احزاب از کلمه (اسوه) که به معنی الگو پذیری است استفاده شده و شخص پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله به عنوان الگو معرفی نموده است؛ لَّقَدْ كاَنَ لَكُمْ فىِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ[21] یا در سوره مبارکه مریم آیه 43 از کلمه(اتباع) که بازهم به معنی پیروی و الگو است استفاده شده است، يَأَبَتِ إِنىّ‏ِ قَدْ جَاءَنىِ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنىِ أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا[22] و همین طور در آیه 90 از سوره مبارکه انعام کلمه اقتدا آمده است. أُوْلَئكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ  فَبِهُدَئهُمُ اقْتَدِهْ [23]

3-  جایگاه تقلید در احکام شرعی (فروع دین)

احکام مجموعه از باید ها و نباید های­است که تمامی انسانها در زندگی روز مره خودبا آن سرو کار دارند و باید بخشی از این باید ها و نباید هارا از راه تقلید به دست آورد. به سخن دیگر

 «قوانين و مقرّراتى است كه چگونگى سلوك فردى و اجتماعى و كيفيّت خطوط كلّى تنظيم روابط مدنى و حقوقى و اقتصادى و سياسى انسان و جامعه انسانى را تبيين و تعيين مى‏نمايد».[24]    

شکی نیست که برای تشخیص و شناخت احکام شرعی، نمی توان روایاتی را که در زمینه احکام  از اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام رسیده ترجمه کرد و در اختیار مردم قرا داد تا مردم خود از آن روایات ، احکام را استخراج کنند- البته برخی از افراد می گویند که لازم نیست فقها رساله عملیه بنویسند و در اختیار مردم بگذارند و کافی است که روایات در اختیار مردم نهاده شود تا خود به آنها عمل کنند- چون علاوه بر اینکه فهم بسیاری از روایات نیاز به بنیه علمی و اجتهاد دارد و از هر کسی ساخته نیست، باید روایات از نظر سند، جهت و حیثیت صدور و نیز اطلاق و تقیید، عام و خاص، اجمال و وضوح، تباین و تعارضی که بین برخی از آنها هست، ملاحظه گردند؛ و این ملاحظه و تتبع روایات و مقایسه آنها با یکدیگر تا در نهایت به استخراج احکام بیانجامد تنها از فقیهی ساخته است که در زمینه استفاده و استنباط احکام از کتاب و سنت تخصص دارد. گاهی روایتی از معصوم صادر شده اما منظور معصوم به روشنی برای ما معلوم نیست. کسی که در چنین موردی می خواهد به افق مقصود معصوم نزدیک شود، باید آشنای به فقه الحدیث باشد و با ملا حظه روایات مشابه، و درک از فضای که روایت درآن القا شده و نیز ملا حظه قیودی که احیانا از روایات دیگر استفاده می شود به مقصود معصوم دست یابد. [25]  

نتیجه

انسان موجودی است آراسته به عقل و قوای اندیشیدن که قدرت تشخیص مسائل مفید از مضر را دارد لذا در راستای رسیدن به امور که خود علم کافی را ندارد باید از غیر خودش کمک بگیرد، در این استمداد از غیر به چند نکته مهم توجه داشته باشد؛

1.                  بر اساس رهنمود های قرآنی از کسی پیروی نماید که ابتدا خود او، راه یافته، و از همه در خصوص مورد، آگاهی بیشتری داشته باشد.

2.                  مجهول که قرار است با پیروی از غیر پرده از آن بردا شته شود حکایت گر واقعیاتی باشد که تلاش برای رسیدن به آن تأیید عقل و شرع را به همراه داشته باشد.

3.                  بر اساس آموزه های قرآنی تقلید از غیر نباید کور کورانه و بدون دلیل انجام شود. مانند پیروی از رفتار نیاکان و تکیه بر رسومات جاهلی آنان.

4.                  با توجه به اینکه تقلید مشترک لفظی است باید در کارد برد واژه تقلید و تشخیص جایگاه معانی آن نهایت دقت را نمود.

5.                  تقلید در مسائل اعتقادی و اخلاقی به آن معنی که در فروعات دین استفاده می شود راه ندارد. گرچه ممکن است مراجعه به کار شناس در هر مورد را با توجه به شرایط آن جایز بدانیم.

6.                  مسأله تقلید اضافه براینکه پشتوانه شرعی دارد عقل، فطرت و وجدان نیز آنرا تأیید می نماید

روضه علی اکبر علیه السلام

فَلَمَّا لَمْ يَبْقَ مَعَهُ سِوَى أَهْلِ بَيْتِهِ خَرَجَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع وَ كَانَ مِنْ أَصْبَحِ النَّاسِ وَجْهاً وَ أَحْسَنِهِمْ خُلُقاً فَاسْتَأْذَنَ أَبَاهُ فِي الْقِتَالِ فَأَذِنَ لَهُ ثُمَ‏ نَظَرَ إِلَيْهِ نَظَرَ آيِسٍ مِنْهُ وَ أَرْخَى ع عَيْنَهُ وَ بَكَى ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ فَقَدْ بَرَزَ إِلَيْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ ص وَ كُنَّا إِذَا اشْتَقْنَا إِلَى نَبِيِّكَ نَظَرْنَا إِلَيْهِ...[26]

علی علیه السلام در میدان شاید این رجز خوانده باشد :

انا علی بن الحسین بن علی             نحن و بیت الله أولی بالنبی

تا لله لا یحکم فینا ابن الدعی      اضرب با السیف احامی عن ابی

ضرب غلام هاشمی قرشی

ثُمَّ رَجَعَ إِلَى أَبِيهِ وَ قَالَ يَا أَبَتِ الْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنِي وَ ثِقْلُ الْحَدِيدِ قَدْ أَجْهَدَنِي فَهَلْ إِلَى شَرْبَةٍ مِنَ الْمَاءِ سَبِيلٌ فَبَكَى الْحُسَيْنُ ع وَ قَالَ وَا غَوْثَاهْ ً...[27]

رنگ خود باخت زبانک پسرش        زانکه دانست چه آمد بسرش

تابمن بانگ تو در خیمه رسید         دید زینب زرخم رنگ پرید

آمدم با چه شتابی سویت          خواستم زنده ببینم سویت

فَجَاءَ الْحُسَيْنُ علیه السلام حَتَّى وَقَفَ عَلَيْهِ وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ...[28] خدایا حسین علیه السلام بالین فرزند رشیدش چه حالتی دارد.

گه سرت گاه رخت گه لبت می بوسم                  دلم آرام نگیرد چکنم من پدرم

خدا زینب چه کند بااین حالت آیا می توند برادرش را دراین مصیبت عظمی تنها بگذارد!!! از خیمه با سرعت بیرون آمد به کمک برادر شتافت

و خرجت زينب أخت الحسين عليه السّلام مسرعة تنادي: يا أخيّاه! و ابن أخيّاه! و جاءت، حتّى أكبّت عليه، (زینب خودرا بالا ی علی انداخت) فأخذ الحسين عليه السّلام برأسها، فردّها إلى الفسطاط (خواهرارا به خیمه رسانید) و أمر فتيانه، فقال: احملوا أخاكم. فحملوه‏ حتّى وضعوه بين يدي الفسطاط الّذي كانوا يقاتلون أمامه[29].

بگوئید عمه اش زینب بیاید                علی را بر در خیمه رساند

   و أمر فتيانه، فقال: احملوا أخاكم. دیگر امام علیه السلام چگونه فرزند ش را بردارد، فرمود جوانان بیایید بدن علی را به خیمه گه ببرید!!!

جوانان بنی هاشم بیایید                    علی را بر در خیمه رسانید.

عبدالله انصاری

 



[1] شيخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، وسائل الشيعة، مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، قم ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، چاپ اول، سال چاپ: 1409 ق‏

[2] دهخدا،تاج المصادر بیهقی، منتهی الارب، غیاث اللغات، ناظم الاطباء

[3] رساله مراجع عظام تقلید

[4]  حضرت آیت الله مصباح یزدی، نقش تقلید در زندگی انسان، ص 53

[5]  حضرت آیت الله مصباح یزدی، نقش تقلید در زندگی انسان، ص 52،

[6] یونس 35

[7] بقره 170

[8] زخرف 23

[9] حضرت آیت الله مصباح یزدی، نقش تقلید در زندگی انسان، ص 58

[10] حضرت آیت الله مصباح یزدی، نقش تقلید در زندگی انسان، ص 58-59، موسسه پژوهشی امام خمینی ره، سال 1388

[11] یونس 35

[12] شيخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، وسائل الشيعة، مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، قم ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، چاپ اول، سال چاپ: 1409 ق‏

[13] به نقل از کتاب نقش تقلید در زندگی انسان، ص 45

[14] ایت الله مظاهری، توضیح المسائل، ص 6 ناشر: مؤسسه فرهنگى مطالعاتى الزهرا( س)، مكان چاپ: اصفهان‏، سال چاپ: 1389 ، نوبت چاپ: پانزدهم‏

[15]   مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏20، ص: 142

[16] «نهج البلاغه»/ خطبه 1. و «بحار الانوار»، ج 4/ 427. و ج 57/ 176، و ج 77/ 302.

[17] محقق سبزوارى‏، أسرار الحكم‏، ص 130،  مقدمه از استاد صدوقى و تصحيح از كريم فيضى‏، ناشر: مطبوعات دينى‏، چاپ اول سال 1383ش  

[18] گيلانى، فومنى، محمد تقى بهجت، استفتاءات (بهجت)، جلد1 ص 11، دفتر حضرت آية الله بهجت، قم - ايران، اول، 1428 ه‍ ق  

[19] رساله مراجع عظام تقلید

 [20] ابن مِسكَوَيه، تهذيب الأخلاق وتطهير الأعراق، ص 51  فیض کاشانی، الحقایق، ص 45، قاموس ج2 ص 293 ، مکارم شیرازی، اخلاق در قران،  مفردات راغب، ایت الله مظاهری، توضیح المسائل، ص 6

[21] احزاب 21

[22] مریم 43

[23] انعام 90

[24] ایت الله مظاهری، توضیح المسائل، ص 6 

[25] حضرت آیت الله مصباح یزدی، نقش تقلید در زندگی انسان، ص 54

[26] سید ابن طاووس، اللهوف ص 114

[27] سید ابن طاووس، اللهوف ص 114

[28] سید ابن طاووس، اللهوف ص 114

[29] گروهى از نويسندگان‏، موسوعة الامام الحسين( عليه‏السلام)، ج 4 ص 17، تهران،  ناشر: سازمان پژوهش و برنامه ريزى آموزشى، دفتر انتشارات كمك آموزشى، چاپ اول، سال چاپ: 1378 ش‏


٢٣:٥٨ - چهارشنبه ١٢ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٠٧٥    /    تعداد نمایش : ١٦٦


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.