فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

امنيت و اطمینان

امنيت و اطمینان

بسم الله الرحمن الرحيمالْحَمْدُ لِلّهِ الّذي جَعلَ الحمد مِفتاحاً لذكره، و سبباً لِلْمزيد من فَضْله، و دليلاً عَلي آلائهِ و عَظمتِهِ[1].قال الله تبارك و تعالي « وَضَرَبَ اْللهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ ءَامِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأ تِيْهَا رِزْ قُهَا رَغداً مِّنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأنْعُمِ اْللهِ فَأذَا قَهَا اللهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُوْنَ»[2].

مقدمه

اولا خداوند متعال را سپاس مي‌گويم كه براي بنده توفيق عنايت فرمود تا در جمع شما خوبان و پيروان مكتب اهل البيت علیهم السلام  قرار گرفتم. ابتداء براي تعجيل فرج آقا امام زمان و توفيقات مراجع عظام تقليد، مخصوصا رهبر جهان اسلام صلوات «بر محمد و آل محمد» ختم بفرمائيد.

موضوع بحث امروز ما امنيت و اطمینان است. امنيت و اطمینان از نعمتهاي بزرگ الهي است، هر جامعة اگر اين دو نعمت را داشته باشند، و آن را قدر بدانند، تمام چيز را خواهد داشت و اگر اين دو نعمت را كفران كردند تمام چيزهاي را هم از دست خواهد داد همانطوريكه قرآن مثال زده است، و ما بعدا توضيح خواهم داد. علت انتخاب اين موضوع اين است كه جوامع اسلامي به طوري كل و كشوري جمهوري اسلامي افغانستان بالخصوص بيش از هر زمان ديگر نياز به بر قراري امنيت و اطمنان دارد.

اصل بحث

با توجه به اين مقدمه وارد اصل بحث مي‌شويم، معناي امنيت و اطمینان روشن است همه الحمدالله مي‌دانند يعني آرامش و اعتماد و اطمینان خاطر، چه در سطح كلان جامعه باشد مانند يك كشور و چه در سطح كوچك مانند محيط خانواده، و اين آرامش گاهي فزيكي است گاهي روحي و رواني، اگر افراد جامعه به طوري مطلق[3] امنيت و آرامش و اطمینان داشته باشد تمام نعمتهاي الهي از هر طرف در آن جامعه سرازير مي‌شود، ما چند نمونه را متذكر مي‌شوييم:

1.                  امنيت در سياست: اگر در جامعه، صنفي تحصيل كرده و متخصص در سياست امنيت و آرامش و اطمینان جاني، آبروي و مالي داشته باشند، وارد كار مي‌شوند و جامعه را از بحراني سياسي نجات مي‌دهند، يك رئيس موفق در ادارة كشور رئيسي است كه از جان و مال خود اطمینان داشته باشد. و اگر اطمینان نداشته باشد كشور را اداره نمي‌تواند بکند.

2.                  امنيت در فرهنگ: يك جامعه دارايي فرهنگ بالا و غني است كه امنيت و اطمنان در آن جامعه حاكم باشد.

3.                  علم و پيشرفت: جامعة دارايي علم و پيشرفت است كه در آن جامعه امنيت و آرامش باشد، اگر امنيت نباشد علم و پيشرفت وجود ندارد.

4.                  صنعت و اختراع: جامعه و كشوري دارايي صنعت و اختراع است كه امنيت و آرامش داشته باشد.

5.                  بازار و تجارت: جامعه و كشوري بازار تجارتش رونق دارد كه امنيت و آرامش داشته باشد، اگر امنيت باشد تاجران از هر طرف به آن كشور مال وارد مي‌كند و اجناس اضافي آن كشور را خريداري مي‌كند رونق كار خوب مي‌شود و مردم آن جامعه در رفاه زندگي مي‌كنند. لذا خداوند در آية كه اول منبر قرائت شد مي‌فرمايد: خداوند متعال (براي شما) قريه‌اي را مثال مي‌زند كه أمن و آرام بوده روزيش از هر سو فراوان مي‌رسيد، اما (مردم آن قريه) نعمت هاي خدا را نا سپاسي كردند، پس خداوند به (سزايي) آنچه انجام مي‌دادند، پوشيش فراگير گرسنگي و ترس را بر آنان چشانيد.

خداوند مي‌فرمايد: قرية كه در امنيت و آرامش باشد رزق و روزي آنها بطوري فراوان از هر طرف ميايد «رغدا» به معناي فراواني است، يعني اگر در جامعة امنيت و اطمینان حاكم باشد تاجران از كشور هاي ديگر وارد آن كشور شده اجناس مورد نياز آن كشور وارد و اجناس خود آن كشور را به قیمت مناسب خريداري مي‌كنند، وقتیكه كار رونق پيدا كرد نعمت الهي از هر طرف سرازير مي‌گردد. شايد معناي هر مكان اين باشد، كه اگر جامعه امنيت و اطمینان داشته باشد، علم، صنعت، سياست، فرهنگ و تجارت آن جامعه به حد اعلاء مي‌رسد و عزت آن جامعه تامين مي‌شود. اين مربوط به صدر آيه بود.

 اما اگر مردم آن قريه به اين دو نعمت الهي (امنيت و اطمینان) كفران كردند خداوند به آن مردم لباس خوف و گرسنگي را به پاس كفران آنان مي‌چشاند « فَكَفَرَتْ بِأنْعُمِ اْللهِ فَأذَا قَهَا اللهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُوْنَ» تعابير خيلي جالب است اول تعبير به «أذاقها» نموده اند، يعني مي‌چشاند همانطوريكه خوف و گرسنگي در اعماق جان انسان نفوذ مي‌كند، و انسان را از كار مي‌اندازد. شما ببنيد اگر انساني گرسنة كه خوف هم بر آن مستولي گردد زمين گير مي‌شود، و از حركت باز ميماند، چون اگر گرسنگي تنها مي‌بود شايد به دنبال غذا حركت مي‌كرد تا چيزي بدست بياورد، ولي اگر خوف هم باشد و حس كند كه اگر حركت كند جانش در خطر است مي‌استد. هم چنين است جامعة كه امنيت ندارد، در آن جامعه گرسنگي و خوف حاكم است.

دوم تعبير به «لباس» نموده همانطوريكه لباس تمام بدن انسان  را پوشش مي‌دهد و در بر مي‌گيرد خوف و گرسنگي هم تمام بدن انسان را مي‌گيرد، لذا بد ترين عذاب، عذابي گرسنگي و خوف است.

راه كارها

ما فوايد امنيت و اطمنان، و پيامد كفران اين دو نعمت الهي را از آية قرآن دانستيم، حال مي‌خواهم براي هر كدام چند راه كار ذكر كنم.

عوامل امنيت و اطمینان

1.                  اولين عامل كه باعث امنيت و آرامش مي‌شود ايمان به خدا و روز قيامت است از اوصاف مؤمن اين است كه در بين خود با مهرباني و عطوفت و با كفار با شدّد و سختگيري زندگي كنند. رسول مكرم اسلام فرمود: «أدني الكفر أنّ يسمع الرّجل من أخيه الكلمة فيحفظها عليه يريد أن يفضحه بها، اولئك لا خلاق لهم[4]». يعني كمترين كفر اين است كه انسان از برادرش سخني بشنوند و آن را نگه دارد تا با آن او را رسوا سازد. اين افراد بهره‌اي از خوبي نبرده‌اند. ببنيد ما جامعة اسلامي كه در قرآن و پيامبر«ص» اتفاق داريم، و قرآن و پيامبر در رابطه با احترام برادر مؤمن چه اندازه سفارش كرده كه حتي نبايد روح او را برنجاني چه رسد از اينكه بیم به خود ببندي و در جامعه منفجر كني، ما اگر ايمان داريم و پيرو قرآن و پيامبر«ص» هستيم بايد امنيت و آرامش را در جوامع اسلامي حاكم كنيم، و راه آن ايمان داشتن است.

2.                  دوم وحدت مسلمين: «أنّما المؤمنون إخوة فاصلحوا بين أخويكم واتقوا الله لعلكم ترحمون[5]» كسانيكه امروز در بين جوامع مسلمين اختلاف و تفريقه ايجاد مي‌كنند به فرمودة بزرگان ما آنها مزدور بيگانگان اند، و مسلمين امروز بيش از زمان ديگر به وحدت و هماهنگي نياز دارند، چون بيگانگان مي‌خواهد دين اسلام را از بين ببرد. اختلاف مذهبي و قومي ايجاد مي‌كنند، و اين جز ضرر زدن به مسلمين چيزي ديگري نيست. و راه بر قراري امنيت و اطمینان وحدت و همدلي در بين مسلمين است.

3.                  حسن ظن داشتن بهم ديگر: اين بسيار عامل مؤثر است، چرا ما مسلمانها در بين خود حسن ظن نداشته باشيم، همة مسلمانيم و حدت كلمه داريم، اگرشيعه به درد و رنج سني و بالعكس سني به درد و رنج شيعه رسيده‌گي نكند؟ آيا امريكا و امثال آنها رسيدگي مي‌كند؟ هر گيز، آنها دنبال منفعت شخصي خودها هستند، به هيجكسي توجه ندارند.

عوامل جلوي گيري از خوف گرسنگي

1.                  خداوند رزق هر جنبندة را  در روي زمين مقدر فرموده است، وقتیكه چنين است نبايد خوف از گرسنگي داشته باشيم، خداوند در سوره اسراء«مي‌فرمايد: همانا خداي تو هر كه را خواهد روزي وسيع دهد و هر كه را خواهد تنگ روزي گرداند كه او بصلاح كار بندگان كاملا آگاه و بصير است[6]. البته اين به معناي اين نيست كه كسب و كار و تلاش را رها كنيد.

2.                  ديگر از راه هاي جلوي گيري از خوف حسن تدبير در امر زندگي است بايد در نحوة زندگي حسن تدبير داشته باشيد. وقت به آخير رسيد به همين مقدار بسنده مي‌شود.

نتيجه بحث

امنيت و اطمنان از نعمتهاي بزرك الهي است و اگر جامعة اين دو نعمت را داشته باشد هر چيز را دارد، و اگر خدايي نا كرده اين دو نعمت را از دست دادند و كفران كردند، به اثري اين عمل كفران به عذاب خوف و گرسنگي گرفتار مي‌شوند، و خوف از گرسنگي جامعه را نابود مي‌كند. راه درمان امنيت و اطمنان ايمان داشتن به خدا و رسولش و وحدت مسلمين و حسن ظن داشتند به هم ديگر است. خوف و گرسنگي مرضي بدي در جامعه است كه را ه در مان آن توكل به خدا و حسن تدبير است. حالا همه حاجتمند، بيا برويم به دري خانه اهل بيت علیهم السلام  حاجت را از آنان بگرييم.

مصائب

نمي‌دانم از كدام مصيبت خاندان اهلبيت عصمت و طهارت، براي شما روضه بخوانم، به تناسب مجلس اكثر مجلس ما را جوانان و نوجوانان تشكيل مي‌دهند، مي‌خواهم قلوب شما را كربلا ببرم روضة (يك جوان فداكار و سر بازي رشيد امام حسين علیه السلام ) قاسم بن الحسن را بخوانم، طبق راويت قاسم نو جوان بود، تا هنوز به حد بلوغ نرسيده بود، شب عاشورا امام حسين «ع» به اصحاب فرمود: فردا همة شما كشته خواهيد شد، قاسم نوجوان نزد عمويش آمد عرض كرد: عموجان من هم از جز كشتها هستم؟ امام قاسم را به سينه اش گرفت، فرمود: نوري ديدة عمو مرك در نظر تو چگونه است؟ (كيف الموت عندك)[7] حضرت قاسم علیه السلام  جواب داد (احلي من العسل) از عسل شيرينتر است. امام فرمود: تو بعد از بلاي عظيم كشته مي‌شوي، و عبد الله شير خوارم هم شهيد مي‌شود.[8] ببنيد در كربلا چه قدر فاجعه بزرك بوده كه به طفل شير خواره رحم نشده، و طفل شير خواره امام حسين را هم شهيد كردند. بالاخره روز عاشورا حضرت قاسم آمادة جنگ شد، به حضوري امام حسين (عمويش) براي اجازه خواستن آمد، امام او را به آغوش گرفت و مدتي با هم گريه كردند، سپس قاسم اجازة ميدان طلبيد امام تعلل مي‌كردند، بطوري مكرر اجازه خواست تا امام اجازه رفتن دادند، حضرت قاسم امام را، وداع كرد به طرف ميدان حركت نمود، در ميدان آمد اول خودش را معرفي نمود:

إن تَنْكُرُوني فَانابْنُ الحسن.                   سِبْطُ النَّبِي الْمُصْطفي المُؤْ تَمَنِ

هذا حُسينُ كَالْاسير الْمُر تَهَن                بَيْنَ اُناسٍ لا سُقُوا صَوْبَ الْمُزَنْ.

يعني اگر مرا نمي‌شناسيد من پسر حسن سبط پيامبر بر گزيده و امين خدا هستم، اين حسين علیه السلام است كه همچون اسير گروگان شده در بين مردم قرار گرفته، خدا آن مردم را از باران رحمتش سيراب نسازد.[9] شيعيان اين آرم و شناس نامه حضرت قاسم است كه مي‌فرمايد: من فرزند امام حسن نوة پيامبري شما هستم، يعني مي‌فرمايد: طغيان شما مردم آنقدر اوج گرفته كه با فرزندان رسول خدا جنگ مي‌كنيد. بعد قاسم به دشمن حمله مي‌كند، (حميد بن مسلم كه از سربازان عمر سعد است، نقل كرده: از خيام امام حسين «ع» نوجواني به سوي ميدان بيرون آمد كه چهره‌اش مانند نيمة قرص ماه مي‌درخشيد) حضرت قاسم مشغول نبرد با دشمن بود، مي‌گويد: عمر سعد در كمين  او قرار گرفت شمشير بر سر مبارك قاسم زد، فرق مبارك او شكافته شد او بصورت به زمين افتاد صداي قاسم بلند شد «يا عمّاه» عمو جان به دادم برس، امام حسين وقتكه صداي حضرت قاسم را شنيد با عجله طرف ميدان حركت كردند،[10] و با لاي بدن مطهري قاسم آمد سري مبارك قاسم را به دامن گرفت.

خدايا قلوب ما را به معارف اهلبيت آشنا بگردان. خدايا ما را از جمله رهروان واقعي خاندان اهلبيت قرار بده. خدايا همة مسلمين جهان خصوصا مؤمنين را پيروز بگردان. دشمنان اسلام و مسلمين را خار و ذليل بگردان. خدايا شر استكباري جهاني را به خودشان بر گردان. خدا يا تعجيل فرج مولاي مان حضرت حجت را معجل بفرما. خدايا براي رهبر ما توفيق و طول عمر عنايت بفرما. خدايا اموات مؤمنين را مغفرت فرما. اموات اين جمع را مهمان حسين و جوانانش قرار بده. اللهم عجل لوليك الفرج.

محمدباقر صداقت

 



[1] - نهج البلاغه خطبه 165

[2] - نحل/112.

[3] مراد از مطلق اين است، كه افرادي موفق و منشأ خدمت مي‌تواند واقع گردد، كه در محيط خانواده و جامعه امنيت و آرامش داشته باشد، چون اگر در جامعة بزرگ آرامش باشد در محيط خوانواده آرامش نباشد بازهم موفق نيست، يا در خوانواده آرامش باشد و در جامعة بزرگ آرامش نداشته باشد بازهم موفقيت ندارد، همچنين اگر از ناحية فزيكي امنيت باشد ولي از حيث روحي امنيت نداشته باشد بازهم دچار افسردگي روحي خواهد شد.

[4] - متخب ميزان و الحكمة ص110

[5] - حجرات/10

[6] - سوره اسراء/30

[7] سوگنامة آل محمد ص 284.

[8] همان سوگنامه.

[9] همان سوگنامه آل محمد ص284.

[10] همان ص 285.


١٣:٤٥ - پنج شنبه ١٣ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩١١١    /    تعداد نمایش : ١٦١


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.