فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

اختیار انسان و مقدرات الهی

اختیار انسان و مقدرات الهی

بسم ­الله الرحمن الرحیم الحمد لأهله و الصلوه و السلام علی أهلها، أما بعد قالَ اللهُ تعالی فی کتابهِ الکریم:

إنا أنزلناه فی لیلهِ القدر، وما أدراک ما لیلهُ القدر، لیلهُ القدرِ خیرٌ من الفِ شهر، تنزلُ الملآئکهُ والروحُ فیها بأذن ربهم من کل أمر، سلامٌ هی حتی مطلعِ الفجر.

مقدمه

 ویژگی­ها و اهمیت شب قدر

برای اینکه ویژگی­های شب قدر را، درک کنیم و بفهمیم ، بهتراز هر چیزی دیگر باید سراغ قرآن برویم؛ خداوند در قرآن کریم، ویژگی­های را برای شب قدر بر می­شمارد، که با توجه می­توان اهمیت شب قدر را نیز درک نمود. دست­کم چهار ویژگی را، قرآن برای شب قدر بیان می­کند: 1- شب قدر، شبی نزول قرآن؛ که مراد نزول دفعی آن است؛ چون قرآن دو نزول دارد یکی نزول دفعی که همین شب قدر است؛ دیگری نزول تدریجی است، که در طول بیست­و سه سال رسالت رسول گرامی اسلام(ص) با توجه به شرایط زمان و مکان و شأن نزول­های خاص نازل شده است. 2- شبی که برتر از هزار ماه است، هزار ماه هشتادو سه سال و خوردۀ می­شود. این یک شب آن قدر مهم است، که عبادت در آن برابر با هشتادو سه سال است.3- سومین ویژگی، نزول ملایکه و روح است، مقصود از روح به بیان برخی مفسرین جبرئیل است. 4- شبی سلام و سلامتی است.

با توجه به ویژگی­های مذکور، اهمیت شب قدر، عظمت شب قدر خود به خود آشکار می­شود. عبادت در این شب، برابر با هزار ماه است، نفس احیاء و شب زنده­داری در این شب دارای فضلیت و ثواب منحصر به فرد است. آن چه برای ماه در این شب مهم است، اینکه قدری شب قدر را بدانیم، قدر دانستن شب قدر امکان پذیر نیست، جزء اینکه قدری خویش را بدانیم، توقدردان تا از تو قدردانی کنند.

اما موضوع که به طور مختصر بدان اشاره خواهد شد، بحث اختیار انسان و مقدّرات الهی است. سوأل این است که اختیار انسان چگونه با تقدیر مقدرات به دست خداوند در شب قدر،سازگاری دارد؟

پاسخ مفصل به این سوأل که یک بحث کلامی است، زمان و موقعیت مناسب می­طلبد و اساساً بحث از زوایه کلامی آن یک بحث تخصصی است. اما به اندازه ظرفیت مجلس و وقت که در اختیار دارم، پاسخ مختصری را عرض می­کنم.

قضا و قدر چیست؟

اگر مقصود این است که آفریدگار سر نوشت هر فردی را معیّن کرده و هریک از ما ناگزیریم از آن پیروی نماییم! پس معنای آیه « وأن لیس للانسان إلاماسعی[1]» چیست؟

    پاسخ؛ مسأله تقدیر وسر نوشت از جمله مسائلی است که در تمام آیینها برای ملل جهان مطرح است و اعتقاد به آن از اختصاصات ملتی نیست.گرچه توجه قرآن واحادیث به آن محسوس­تر و چشمگیرتر است. مقدرات الهی هیچ منافات با اختیار انسان ندارد؛ زیرا مقدرات الهی انسان را مجبور نمی­سازد که در زندگی با اختیارش نتواند مسیر زندگی­اش تعیین نماید. تقدیر الهی با توجه به اختیار انسان، و علم الهی به آن و اینکه انسان چه و چگونه اختیار و انتخاب می­کند، تعلق می­گیرد. به عبارت دیگر، خارج از محیط اختیار و اراده انسان،  چیزی به نام قضا و قدر وجود ندارد، هر آنچه هست اراده و اختیار ماست، که سرنوشت مار رقم می­زند. با این وصف، اختیار انسان در زندگی نقش تعیین کننده دارد، انسان همان چیزی را که اختیار و انتخاب می­کند،­ مورد تقدیر الهی در نظام مقدرات قرار می­گیرد. انسان مختار آفریده شده، اختیار او در زندگی­اش نقش اساسی و تعیین کننده دارد، این بدان معنی نیست که مقدرات الهی، از انسان سلب اختیار می­کند؛ بلکه مقدرات الهی در شب قدر با توجه به اراده و اختیار خود انسان، تقدیر و در نظر گرفته می­شود. بنابراین هر آن چه را که ما در زندگی اختیار می­کنیم، با توجه به علم الهی نسبت به اختیار وارادۀ انسان، مورد تقدیر الهی واقع می­شود. به عبارت ساده­تر بگویم چیزی به نام قضا وقدر که انسان را مجبور کند وجود ندارد، بلکه چیزی که هست که قرآن هم روی آن تکیه می­کند،« سنّت» الهی است. مقصود از تقدیرات الهی همان سنّت­های الهی است، سنّت­های قطعی که بر ما و جهان حکومت می­کنند.برای توضیح مطلب به مثال ذیل توجه فرمایید:

       1 - تقدیر الهی در بارۀ ملّتی که تن به تنبلی و بی­کاری دهند و با یکدیگر به اختلاف و نزاع بر خیزند نیروهای خدادادی را در مسیرهای نا صحیح به هدر دهند و از وضع زمان و محیط خود آگاهی نداشته باشندو با فرو رفتن در منافع شخصی از حال همنوعان خود بی­خبر بمانند، سرنوشت آنان اینکه دیر یا زود از هم متلاشی خواهند شد. عکس این مطلب نیز قابل درک است، سرانجام شان رشد و شکوفای است.

     2- شخصی را در نظر بگیرید که همۀ امکانات مادی را در زندگی در اختیار دارد. اگر این امکانات را در مسیر تحصیل علم و دانش به کار اندازد، یا تجارت وبازرگانی نماید. طبق سنّت الهی فرجام نیک خواهد داشت و از زندگی سعادتمندی بهره­مند خواهد شد. بر عکس اگر این امکانات را درست به کار نگیرد و بیهوده هدر دهد، طبق سنّت الهی، سرانجام زندگی او بدبختی و شقاوت خواهد بود.[2]

نقش اراده و اختیار در زندگی سیاسی اجتماعی

حالا  می­توان گفت که  نحوۀ زندگی مردم در یک جامعه­ مرهون اراده و اختیار آنان است. هر چه و هر گونه که شرایط زندگی را با اختیار خود رقم زدیم، نتیجۀ آن در زندگی روز مرۀ ما آشکار می­شود. هیچ جامعه بدون اراده و اختیار و مبارزه و تلاش به استقلال و خود کفایی نرسیده­اند. جوامع که زندگی با عزت دارند، دارای استقلال ملیّ هستند، دارای ارادۀ و ایمان قوی بوده­اند. اراده و ایمان، موتور محرک یک جامعه به سمت استقلال، شکوفای و رشد در زمینه­های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و نظامی است.

جمع­بندی

اهمیت شب قدر به ما می­گوید که قدر خویش دان از تو قدردانی شود. آن چه که در شب قدر مقدّر می­شود، با اختیار انسان منافات ندارد، زیرا آنچه را خداوند برای انسان در شب قدر، مقدّر می­سازد با توجه به اراده و اختیار خود انسان است که در طول یک سال سر نوشت زندگی­اش را رقم می­زند. اراده و اختیار یک جامعه سر نوشت سیاسی و اقتصادی آن جامعه را تعیین می­کند. قضا وقدر الهی همان سنّت حتمی الهی است، که هر که با اراده و اختیارش سرنوشتش را رقم می­زند و مشمول سنّت الهی در جهت خوشبختی و یا خدای نخواسته شقاوت و بدبختی در اثر سؤ اختیار خود انسان خواهد بود.

ذکر مصیبت

شبی قدر است، صاحب این شب مولا متقیان امام علی علیه السلام است. انسان­های ناپاک با سؤ اراده و اختیار، شب قدر را برای کشتن و به شهادت رساندن امام علی علیه السلام اختیار کرده بودند. در شب نوزدهم وقتی شمشیر زهر آلود ابن ملجم در محراب عبادت، فرق نازنین مولا را شکافت ندای در آسمان کوفه پیچید:تهدمت والله ارکانُ الهدی، وانطمست أعلامٌ التقی وانفصمت العروه الوثقی، قُتل ابن عمّ المصطفی، قُتل علیٌ المرتضی، قتله اشقی الاشقیاء.

عجب شوری در این ظلمت سرا شد                  زشور ساکنان عالم نور

بگوش اهل دل فریاد جبریل                          حکایت می­کند از نفخۀ صور

شکست از تیشۀ کین شاخ طوبی                   زغم آتش فشان شد نخلۀ طور

زخون محراب و مسجد لاله گونست             امیرالمؤمنین غرقاب خونست

چو از شمشیر کین شقُ­القمر شد                     زمین و آسمان زیروزبر شد

قضا طرح بساطی از عزا ریخت             چو شمشیر مرادی، شعله ور شد

زخون محراب ومسجد لاله گونست      امیر­المؤمنین غرقاب خونست.[3]

 همه جمع شدند دور مولا را گرفتند، امام را در میان گلیم پچیدن تا به خانه منتقل کنند، همین که نزدیک خانه رسیدند، مولا علی(ع) گفت بگذارید با پاهای خودم وارد خانه شوم! نمی­خواهم زینب و بچه­ها مرا به این حالت ببینند! مولا! نخواستی زینب شما را به این حالت ببیند تا مبادا قلبش بشکند! اما نبودی کربلا! لایوم کیومک یا اباعبدالله!  بیبینی که زینب از بالای تل زینبیه تماشا می­کرد، شمر بالای سینه نشسته و شمشیر از نیام کشیده و با قساوت تمام سر اباعبدالله را از بدن جدا می­کند! علی لعنة الله علی القوم الظالمین.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته!

محمدموسی ­اکبری

 [1] - النجم/39

[2]- اقتباس از کتاب پاسخ به پرسش­های مذهبی؛  مکارم شیرازی، جعفر سبحانی، قم، نسل جوان، ص66.

[3] - بر گرفته از کتاب سوگنامه آل محمد(ص)؛ نوشته محمد محمدی اشتهاردی، قم، سپهر، 1375، ص43.


١٣:٤٧ - پنج شنبه ١٣ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩١١٢    /    تعداد نمایش : ١٧٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.