فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

تقوی وآثار و پیامدهای آن

تقوی وآثار و پیامدهای آن

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الحَمد للّه رَبّ العَالَمين، و الصَلاة و السَلام عَلى سَيّدنا محَمّد خَير المرسَلين الْعَبْدِ الْمُؤَيَّدِ وَ الرَّسُولِ الْمُسَدَّدِ الْمُصْطَفَى الْأَمْجَدِ الْمَحْمُودِ الْأَحْمَدِ حَبِيبِ إِلَهِ الْعَالَمِينَ وَ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ شَفِيعِ الْمُذْنِبِينَ وَ رَحْمَةٍ لِلْعَالَمِينَ أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ و على‏ آله‏ الطيّبين‏ الطاهرين‏ المعصومين‏، الّذين أذهب اللَّه عنهم الرجس و طهّرهم تطهيراً، و اللعنة على أعدائهم أجمعين إلى يوم الدين أمّا بعد: فقد قال الله تعالی فی کتابه المجید و فرقانه الحمید: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ‏.[1]

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، براى شما وسيله‏اى جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مى‏دهد (روشن‏بينى خاصّى كه در پرتو آن، حق را از باطل خواهيد شناخت) و گناهانتان را مى‏پوشاند و شما را ميآمرزد و خداوند صاحب فضل و بخشش عظيم است.

وقال الامام العسکری علیه السلام : اتقوا الله و کونوا لنا زینا ولاتکونوا علینا شینا.[2]

تقوای الهی پیشه کنید و مایة زینت ما باشید، نه مایة سر شکستگی ما.

مقدمه:

شکی نیست که تقوا در زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی اقتصادی، علمی، و... بزرگ ترین نقش را دارا می باشد.

انسان متقی و باتقوا یک انسان مسؤول و وظیفه شناس است ریزترین و باریک ترین نکات را در زندگی مراعات می کند.

کار فردی، سیاسی، اجتماعی وفرهنگی.. اش را به نحو احسن انجام می دهد. امیرالمؤمنین علیه السلام امام المتقین بود ائمه معصومین(ع) و انسان های دست پرورده آنها در تمام ابعاد زندگی اهل خدا باوری و پروا بودند.

تقوا عاملی کنترل و نجات است پیامبران و ائمه معصومین علیهم السلام و قرآن کریم خصوصا نهج البلاغه اصرارشان به این است که جامعه از درون خودش پاسبان و نگهبان خودش باشد پلیس ظاهری نمی تواند جامعه را اصلاح کند از ترس پلیس و فردی گناه  نکردن هنر نیست از ترس خدا رشوه نگرفتن و دست به مال مردم نزدن هنر است.

خلاصه : این که تقوا تنها برای آخرت نیست بلکه هم برای دنیا وهم برای آخرت می باشد یک عالم متقی، یک اداری متقی یک بازاری متقی یک سیاست مدار متقی قطعا نقش مفید و سازنده و بزرگی دارد.

تقوا در لغت

کلمه تقوا اسم مصدر از باب افتعال، اتقی ، یتقی ، اتقاء و از مادة «وقی» به معنای حفظ و صیانت و نگهداری می باشد.

راغب اصفهانی در مفردات الفاظ قرآن می گوید:

« الوِقَايَةُ: حفظُ الشي‌ءِ ممّا يؤذيه و التَّقْوَى جعل النّفس في وِقَايَةٍ مما يخاف، هذا تحقيقه، ثمّ يسمّى الخوف تارة تَقْوًى، و التَّقْوَى خوفاً حسب تسمية مقتضى الشي‌ء بمقتضيه و المقتضي بمقتضاه»[3]

یعنی : وقایه عبارت است از محافظت یک چیز از هر چه به او زیان وضرر می رساند و تقوا یعنی نفس را در وقایه قرار دادن از آن چه بیم می رود، و تحقیق مطلب این است گاهی خوف به جای تقوا و تقوا به جای خوف استعمال می گردد نظیر استعمال مسبب در مورد سبب و استعمال لفظ سبب در مورد مسبب.

تقوا در اصطلاح:

راغب اصفهانی در مفردات الفاظ قرآن می گوید:

«و صار التَّقْوَى في تعارف الشّرع حفظ النّفس عمّا يؤثم، و ذلك بترك المحظور»[4]

یعنی تقوا در عرف شرع نگهداری نفس از آنچه انسان را به گناه می کشاند به این که ممنوعات محرمات را ترک کند.

ولی آیة الله جوادی آملی از محقق طوسی نقل می کند، که تقوا دارای سه رکن می باشد. ترس از خدا، تحاشی از کارزشت، قصد قربت در آن و این تحاشی.[5]

بنابر این تعریف راغب ناقص است زیرا در این تعریف تنها یک رکن ذکر شده اما دو رکن دیگر بیان نشده است، در حالیکه آن نگهدار نفس و ترک گناهی برای تقوا مفید است که همراه با ترس خدا و قصد انگیزه خدائی باشد.

تعریف نراقی برای تقوا: تقوا ملکه خویشتن داری و پرهیز از گناهان به سبب ترس از ناخشنودی خداوند و برای طلب رضای او.[6]

حقیقت تقوا

از امام المتقین امیر المؤمنین(ع) دربارة تقوا سوال کردند حضرت فرمود: اگر اعمال تو را در طبقی مکشوف و سرباز بگذارند و به دور دنیا بگردانند تا مردم ببینند، عملی در آن نباشد که از آن حیا کنی و خجالت بکشی.[7]

امام صادق(ع) می فرماید:

حقیقت تقوی آن است که در وقت اجرای دستورات خدا حضوری فعال داشته باشی و خداوند تو را درکنار نواهی هرگز نبیند.

از عارفی سوال شد تقوی چیست؟

جواب داد که: اگر به سرزمینی رفتی که پر از خار بود، چگونه قدم برمی داری؟ گفت: با مراقبت و احتیاط کامل که از آسیب خار و خاشاک در امان باشم عارف گفت: دنیا پر از خار است، خود را از شر خطرات آن حفظ کن و با احتیاط حرکت کن و این همان تقوا است.[8]

تقوا یک حقیقت ارزشمند است که اگر کسی در زندگانی دنیا آن را بدست آورد، نه با زر، نه با زور و نه با سایر لذات دنیایی کسی نمی تواند آن را از متقی بگیرد.

اهمیت و جایگاه تقوا در قرآن

تقوا که خمیر مایه اصلی آن توجه به مراقبت  دائمی الله و حضور او در همه جا و همه حال و توجه به دادگاه عدل خداوند  و نامه اعمالی که هیچ عملی کوچک و بزرگی وجود ندارد، مگر اینکه در آن ثبت می باشد و نتیجه آن همان حالت کنترل نفس و تسلط بر شهوات و خویشتن داری و نفوذ ناپذیری در برابر خواسته های غیر معقول نفس است.

آثار وخواص ویژه تقوا و پروا پیشگی موجب شد که این عنصر با ارزش مورد اهتمام جدی قرآن کریم و ائمه معصومین علیهم السلام قرار گیرد.

نخستین آیاتی که امین وحی بر فراز غار حرا به پیامبر اکرم(ص) تلاوت کرد، خدای سبحان را با عنوان رب اکرم که معلم انسان ها است، وصف نمود.« اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ»[9] بخوان، و پروردگار تو ارجمندترين است‏.

خدای سبحان با تذکر این نکته به انسان فهمانده است ،که چنین معلمی شاگرد مخصوصی می طلبد تا او را پرورش دهد و به کرامت برساند، زیرا اگر گفته شود معلم کریم درس می دهند، معنایش این است که درس کرامت می دهد باتوجه بی این که به استناد آیة« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ »[10]هر آينه گرامى‏ترين شما نزد خدا، پرهيزگارترين شماست. تقوا محور کرامت است.

اولین آیه در حقیقت انسان را به متقی شدن و پروا پیشه بودن فراخوانده تا به کرامت مطلوب برسد از سوی دیگر در ا ین آیه نیز دعوت به تقوا شده است.

«وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فيهِ إِلَى اللَّه‏»[11]از آن روز كه به سوى خدا بازمى‏گرديد بيمناك باشيد.

پس قرآن کریم با توجه به تقوا شروع شده و با توصیه تقوا ختم گردید.

هم چنین سفارش کرده است هر چه توان دارید در تحصیل مراتب تقوا تلاش کنید «فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ »[12]تا توانيد از خدا بترسيد. هر دره ای از تقوا زمینه پیدایش درجه برتری از استطاعت را فراهم می کند. یعنی تقوا نه تنها از توان و استعداد انسان نمی کاهد بلکه آنرا افزایش می دهد پس این آیه انسان را به تقوای نامحدود توصیه می کند.

اهمیت و جایگاه تقوا در روایات

روایات معصومین علیهم السلام، نیز اهتمام ویژه ای به تقوا داده است به گونه ای که دراکثر خطبه های نهج البلاغه سخنی از تقوا به میان آمده وبه آن توصیه شده است. سید رضی(رح) نقل کرده است که کمتر اتفاق می افتاد که حضرت علی علیه السلام  به اریکه منبر صعود کند جز آن که مردم را به تقوا توصیه کرد، و می فرمود، هیچ کس عبث و بیهوده خلق نشده تا به لهو و بازی بپردازد. و هیچ کس رها شده نیست تا به کارهای لغو و بازی سرگرم شود.

هر یک از عبادات از جایگاه ویژه ای در معارف اسلامی برخوردار است. مثلا روزه سپر آتش جهنم است. نماز ستون و خیمه دین و چهرة آن است. زکات زائل کنندة گناهان است و همواره با نماز ذکر می شود جهاد کوهان عظمت اسلام است.

با همة اهمیتی که این عبادات و سائر عبادتها دارد ، هیچ فقیهی فتوا به وجوب یا استحباب خاص نسبت به توصیه به نماز، روزه، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر زکات... در خطبه های نماز جمعه که همایش هفتگی مسلمانان است، نداده است. در حالیکه توصیه به تقوا را در یک خطبه یا هر دو خطبه واجب دانسته اند. سرش در بیان امام متقیان آمده است و فرمود: تقوا و پروا پیشگی رئیس اخلاق است: «التقی رئیس الاخلاق»[13] و امام صادق علیه السلام نیز آن را خلاصه و عصارة انجام واجبات و ترک محرمات معرفی کرده است: «أَنْ‏ لَا يَفْقِدَكَ‏ اللَّهُ حَيْثُ أَمَرَكَ وَ لَا يَرَاكَ حَيْثُ نَهَاكَ‏»[14] بدین ترتیب توصیه به تقوا در واقع توصیه به نماز ، روزه جهاد . خلاصه توصیه به انجام همه واجبات و ترک جمیع محرمات است.[15]

آثار و مواهب و پیامدهای دنیوی تقوا

وقتی یکانسان به مرتبه متقین می رسد آثار و پیامدهای فراوانی نصیب آن انسان می شود معیار استفاده از آن مواهب رسیدن به مرتبه­ی تقوا است اگر کسی به مرتبه تقوا رسید و جزء متقین شد از مواهب زیادی بهره مند خواهد شد.

مثل اینکه خداوند یاور او خواهد شد. « وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقين‏»[16] و خدا دوستدار پرهيزگاران است‏.

 خداوند همراه اوست.«أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقين‏»[17] خدا با پرهيزگاران است.

 خداوند او را دوست دارد.« فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقينَ»[18]  خدا پرهيزگاران را دوست مى‏دارد.

قبولی اعمال« إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقين»[19] خدا قربانى پرهيزگاران را مى‏پذيرد.

فرجام نیکویی و اجر عظیمی در انتظارشان است.«وَ إِنَّ لِلْمُتَّقينَ لَحُسْنَ مَآبٍ »[20]و پرهيزكاران را بازگشتى نيكوست‏.«إِنَّ لِلْمُتَّقينَ مَفازاً »[21]پرهيزگاران را جايى است در امان از هر آسيب.

علاوه بر این مواهب زیادی در قرآن و روایات آمده بعضی از آنها متعلق به زندگی دنیوی انسان است و بعضی دیگر متعلق به زندگی اخروی انسان است . و ما در این جلسه فقط آثار ومواهب دنیوی تقوا را بطور اختصار بیان می کنیم.

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظيمِ»[22]

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، اگر از خدا بترسيد شما را بصيرت شناخت حق از باطل دهد و گناهانتان را بزدايد و شما را بيامرزد، كه صاحب فضل و كرمى بزرگ است.

در این آیه چهار  اثر برای تقوی ذکر شده :

۱ـ قدرت تشخیص بین حق و باطل

درموقع اشتباه حق و باطل شناخت یک کار بسیار مشکل است وقتی انسان به مرحله متقین می رسد قدرت تشخیص حق و باطل آسان می شود.

در این آیه شریفه و آیات گذشته از این که یک سلسله دستورات حیات بخش که ضامن سعادت های مادی ومعنوی بود بیان شد ولی به کار بستن آنها جز در سایة تقوا میسر نیست بدین رو این آیة شریفه اشاره به اهمیت تقوا و آثار آن، در سرنوشت انسان می کند، در این آیة چهار نتیجه و ثمره برای تقوا و پرهیزگاری بیان شده است.

«فرقان» صیغة مبالغه از مادة فرق است و در اینجا به معنای چیزی است که به خوبی حق را از باطل جدا می کند. این جمله کوتاه و پر معنا یکی از مهمترین مسائي سرنوشت ساز انسان را بیان کرده و آن اینکه در راهی که انسان به سوی آن می رود، همیشه پرتگاهها و بیراهه هایی وجود دارد که اگر آنها را بخوبی نبیند و نشاسد و پرهیز نکند چنان سقوط می کند که اثری از او باقی نماند. در این راه مهم ترین مسئله شناخت حق و باطل، شناخت نیک و بد، شناخت دوست و دشمن شناخت مفید و زیان بخش و شناخت عوامل سعادت و بد بختی است اگر به راستی انسان این حقائق را به خوبی بشناسد رسیدن به مقصد برای او آسان است.

مشکل این است که در بسیاری از این گونه موارد انسان گرفتار اشتباه می شود باطل را به جای حق و حق را به جای باطل می پندارد.

در اينجا ديد و درك نيرومندى لازم است و نورانيت و روشن ‏بينى فوق العاده احتیاج دارد.آيه شریفه مى‏گويد: اين ديد و درك ثمره درخت تقوى است.

۲­ـ تقوا موجب بخشش گناهان و مغفرت

در ادامة آیه می گوید علاوه بر تشخیص حق از باطل نتیجه پرهیزکاری این است که خداوند گناهان شما را می پوشاند و آثار آن را از وجود شما بر می دارد.  (وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ) به علاوه" شما را مشمول آمرزش خود قرار مى‏دهد" (وَ يَغْفِرْ لَكُمْ)

تقوا نه فقط موجب بخشش گناهان ومشمول آمرزش می شود بلکه پاداش‏هاى فراوان ديگرى در انتظار شماست كه جز خدا نمى‏داند زيرا" خداوند فضل و بخشش عظيم دارد" (وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ).

این آثار میوه های درخت تنومند تقوا و پرهیزکاری می باشد این میوه ها جز در سایه تقوا حاصل نمی شود.[23]

۳ـ تقوا مایة سربلندی و عزت انسان

از آیات قرآن استفاده می شودکه تقوا همان روحیة غریزی است که با احساس و مسئولیت و تعهدی که به دنبال رسوخ ایمان در قلب بر وجود انسان حاکم می شود او را مصونیت می بخشد و او را از هر گونه نفاق و دو روئی که خود معلول ذلت و خواری است و پذیرش گناه که خواری و ذلت در پی دارد باز می دارد.[24]

به نیکی و عدالت دعوت می کند اعمال آدمی را خالص و فکر و نیت او را از آلودگیها می شوید تقوا مرکب راهواری است که صاحبش را تا قلب بهشت و نعمت های ابدی الهی با عزت و سربلندی می رساند. به همین جهت امام سجاد علیه السلام همه عزت را از آن مؤمن متقی می داند و می فرماید : « العز کل العز للمتقی.»[25]

و این همان تقوای مکانت و حضور است که حضرت لوط(ع) دعوت به آن را دستمایه حفظ آبرو و عزت خویش به عنوان پیامبر امتش معرفی نموده است.« فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ في‏ ضَيْفي»[26] از خدا بترسيد و مرا در برابر مهمانانم خجل مكنيد.

۴ـ تقوا موجب گشایش امور و وسعت رزق انسان

« وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْراً»[27] و هر كس تقواى الهى پيشه كند، خداوند كار را بر او آسان مى‏سازد!

 وهمچنین در آیه دیگری نیز به همین مطلب اشاره می کند:«وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ ... قَدْراً» یعنی هر کس که تقوا الهی را پیشه خود سازد خداوند راه خارج شدن از مشکلات را برای او قرار می دهد و از جایی که گمان ندارد به او روزی می دهد.[28]

مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر این آیه می فرماید: هر كس از محرمات الهى به خاطر خدا و ترس از او بپرهيزد، و حدود او را نشكند، و حرمت شرايعش را هتك ننموده، به آن عمل كند" يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً" خداى تعالى برايش راه نجاتى از تنگناى مشكلات زندگى فراهم مى‏كند، چون شريعت او فطرى است، و خداى تعالى بشر را به وسيله آن شرايع به چيزى دعوت مى‏كند كه فطرت خود او اقتضاى آن را دارد، و حاجت فطرتش را بر مى‏آورد، و سعادت دنياوی  و اخروي اش را تامين مى‏كند، و از همسر و مال و هر چيز ديگرى كه مايه خوشى زندگى او و پاكى حياتش باشد، از راهى كه خود او احتمالش را هم ندهد و توقعش را نداشته باشد روزى مى‏فرمايد.لذا با اختایار تقوا هم زندگی دنیوی تامین می شود و هم زندگی اخروی. و اگر بی تقوا شویم به هر مقامی وپستی ، هم در دنیا خوار و ذلیل می شود و هم در آخرت مثل شریح قاضی.

قصه و داستان

شریح بن حارث در سال ۲۲ هجری از سوی عمر بن خطاب منصوب به قضاوت در کوفه شد و تا زمان حجاج بن یوسف ثقفی به مدت شصت سال در لباس قضاوت بود یک روحانی با اثر ولی آدم بی تقوا بود وقتی امام علی علیه السلام خواست او را از این منصب بردارد مردم اعتراض کردند و علی علیه السلام  مجبورا به صورت مشروط شریح را در پشت قضاوت ابقا کنند.[29]

موقع ورود عبیدالله بن زیاد به کوفه عبید الله او را کنار خود گذاشت و آن موقع که سپاه عبیدالله هانی ابن عروة را غرق خون کرده بود شریح آن را دیده بود جریان خون هانی ابن عروه از صورتش را دیده بود ولی همراه ابن زیاد وارد دار الاماره شد و از بالای دار الاماره به سخنرانی پرداخت و گفت ای مردم، هانی سالم است هیچ صدمه ای به او وارد نشده او الان مشغول مذاکرات با امیر است بهتر است شما خانه هایتان برگردید. حامیان هانی دار الامارة را محاصره کرده بودند همین که شریح آن دروغ بزرگ را  مرتکب شد مردم پراکنده شدند و بی تقوایی شریح قاضی سبب شد که هانی ابن عروة را به صورت فجیع شهید کردند و او نیز در قتل هانی شریک شد.

اشعار

تقوا و ترس از خدا

هر آن جانی که بر تقوی است پابند        رهاند از هوا جانش خداوند.

هلا تقوی و ترس از خداوند               رها سازد بمحشرتان زهر بند.

مصائب

وقتی انسان بی تقوا می شود ترسی از خدا نداشته باشد نه انبیاء را می شناسد نه اوصیاء را و نه اولیاء را. همین بی تقوایی سبب شد که مردم کوفه و شام سبط پیامبر حضرت ابی عبدالله را شهید کردند چه جنایتی مرتکب شدند.

هنگامی که حسین علیه السلام تنها به سه یا چهار نفر باقی ماند زیر پیراهنی خواست چند جای  آن را شکافت تا دشمن بدان رغبت نکنند و از بدنش بیرون نیاورند.

در بعضی مقاتل روایت شده :« ان الحسین لما نظر الی اثنین و سبعین رجلا من اهل بیته صرعی التفت الی الخیمة و نادی پاسکینة یا فاطمه یا زینب یا ام کلثوم علیکن منی سلام، فنادته سکینة یا ربه استسلمت للموت»

حسین علیه السلام  چون هفتاد و دو تن از یاران و خاندانش را کشته دید رو به جانب خیمه ها کرد و صدا زد یا سکینة یا فاطمة یا زینب یا ام کلثوم علیکن منی سلام.

بابا آیا تن به مرگ دادی، ابی عبدالله گفت دخترم چگونه تن به مرگ ندهد،کسی که یاور و معینی ندارد، و داع گفت به مقتل رفت با دشمنان جنگید مانند یک شیر به آن  سیاه عظیم که تعداد شان به سی هزار می رسد می تاخت وهمگی مانند ملخ های پراکنده می گریختند سپس به مرکز خود باز می گشت می فرمود:« لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.»

از طرفی شمربن ذی الجوشن با قریب به ده نفر از پیاده گان سیاه کوفه به جانب خیمه گاه که در آن با روبنه وعیال آن حضرت علیه السلام  بود، روی آورد و میان آن حضرت و حرمسرا حائل  شدند حسین علیه السلام  به آنان حمله می برد و از اطرافش پراکنده می شدند.

در این موقع شمر با گروهی به جانب حسین علیه السلام روی آوردند و دور حضرت را گرفتند. شمر بانگ زد وای گروهی به جانب حسین علیه السلام پهلوی آن حضرت نیزه زد که از اسب بر زمین افتاد و گونة راست صورت بر روی خاک قرار گرفت پس فرمود « بسم الله و بالله وعلی ملة رسول الله» سپس برخاست. راوی می گوید: زینب از خیمه بیرون آمد فریاد می زد. وا اخاه وا سیداه وا اهل بیتاه. [30]

الا لعنة الله علی القوم الظالمین

دعا خیر

خدایا گناهان ما بیامرز، ما را از متقین محشور بفرما، گذشته گان ما بیامرز، قلب نازنین امام زمان(عج) از ما راضی کن، در ظهور آن حضرت تعجیل بفرما، ما را از یاوران آن حضرت قرار بده.

محمد کاظم روحانی


[1] ـ انفال۲۹.

[2] ـ بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۷۲.

[3] ـ اصفهانى، حسين بن محمد راغب، مفردات ألفاظ القرآن، در يك جلد، دار العلم - الدار الشامية، لبنان - سوريه، اول، 1412 ه‍ ق، ص: 881

[4] ـ همان.

[5] ـ جودی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی، ج۱۱، ص۲۰۵، ناشر انتشارات اسراء.

[6] ـ نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات،ج۲، ص۱۷۵.

[7] ـ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۸،  ص28

[8] ـ محدث قمی، شیخ عباس، سفینة البحار، ج۴، ص۷۳۲.

[9] ـ سوره علق⁄3.

[10] ـ سوره حجرات۱۳.

[11] ـ سوره بقره⁄281.

[12] ـ سوره تغابن⁄16.

[13] ـ نهج البلاغه، حکمت410.

[14] ـ بحار الانوار، ج67، ص285.

[15] ـ جوادی آملی، عبدالله، آداب فنای مقربان، ج۱۰، ص394ـ398 .

[16] ـ سوره جاثیه۱۹.

[17] ـ سوره توبه⁄36.

[18] ـ سوره آل عمران⁄76.

[19] ـ سوره مائده⁄27.

[20] ـ سوره ص⁄49.

[21] ـ سوره نباء⁄31.

[22] ـ سوره انفال⁄29.

[23] ـ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۷، ص۱۴۰.

[24] ـ غررالحکم، ج۲،ص۳۱۲.

[25] ـ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۴٦، ص۵۰.

[26] ـ سوره هود⁄78.

[27] ـ سوره طلاق⁄4

[28] ـ همان⁄2ـ3

[29] ـ نهج البلاغ، شرح ابن ابی الحدید،، ج۱۴، ص۳۱.

[30] ـ سید ابن طاوس با ترجمه عقیقی بخشایشی لهوف، ص۱۳٦.


١٥:٢٤ - پنج شنبه ١٣ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩١١٥    /    تعداد نمایش : ٢٨٩


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.