فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

حقوق پدرو مادر درقرآن وروایات

حقوق پدرو مادر درقرآن وروایات

اعوذب الله من الشّیطان الرجیم بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمدلله ربّ العلمین، والصّلوة والسّلام علی سیّدنا ونبیّنا مولانا ابی القاسم محمدصلّی الله علیه وآله وسلّم وعلی آله الطّیبین الطّاهرین واللعنة الدّائمة علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدّین

فبعد قال الله الحکیم فی کتابه  الکریم: وقضی ربّک ألاّ تعبد الاایّاه وباالوالدین إحسانا[1].

مقدمه

قبل ازین که این آیه شریفه را، درباره حقوق وعظمت پدرومادرترجمه کرده باشم.

اجازه می خواهم چند جمله ازکتاب باارزش معراج السّعاده، حقاکه کتاب مهم است درحوزه اخلاق، بزرگترین نسخه های اخلاقی رادراین کتاب عالم ربّانی ملااحمدنراقی بیان داشته است، ایشان درصفحه 687این کتاب درباره توبه ازحق الله وحق النّاس می گوید:توبه عبارت است از:پشیمانی برمعصیتی که ازآدمی سرزده وعزم بر ترک آن درآینده دارد،این درقبول توبه کافی نیست، چون گناهی که ازآدمی سرزده چند قسم است : 1- محض حقّ الله است 2-محض حقّ الناس است .

حق الله را بردوقسم می نماید: الف) چیزی که قضاوتلافی برآن واجب نیست، مثل شرب خمر،ساززدن، ترانه گوش دادن وامثال اینها، دراین قسم اظهارپشیمانی وتصمیم برترک،کافی است قضاندارد. ب)امری خداکه تلافی آن شرعالازم است مثل نمازوروزه خمس وزکوة وکفّارات، ودراین امورکوتاهی وسهل انگاری کرده است، دراین قسم علاوه برپشیمانی وتوبه به درگاه خداوند متعال آنچه راترک نموده، باید قضانموداین توضیح من است نمی شودالعیاذ بالله بعضی از اوامرخدارا، انجام بدهیم وبعضی رارهاکنیم، بگوییم خدایانمازراقبول دارم، سروقت می خوانم امّا نوبت به خمس وزکوة که می رسد، مثل آدمی سرماخورده، سرماخورده گی  می گیرداین مسلمانی ناقص است!نمی شوداسلام رادربعضی از امورقبول کنیم، ودربعضی اموردگرکوتاهی کنیم؛

امّاقسم دوم: که درمعراج السّعاده آمده است حق النّاس است مرحوم نراقی حق النّاس رانیزدوقسم می نماید: الف) حقی که تعلّق می گیرد به مال، یعنی حق مالی است ب) حق که برمی گردد به عرض وآبروو بدن واهل وعیال، (خانواده) مسلمانی پس اگرحق مالی باشدواجب است،آن رابه صاحبش برگرداند مثلاصدتومانرا،قرضایاغصباازمسلمانیگرفت،این راندادحالاپشیمان شده است، به درگاه خداتوبه هم می نماید، این کافی نیست، واجب است رد نماید به صاحبش،اگرمرده صاحبش به وارث ردشود،اگرتنگ دست است،ازصاحبش حلالیت بطلبد، اگرصاحبش حلال نکرد، یادست رسی نداردبه آن،دراین صورت تضرّع وزاری به درگاهی الهی نماید، وبرای صاحب مال طلب آمرزش نماید،به نیابتش اعمال حسنه انجام دهد، تاروز قیامت درعوض آن حق قرارگیرد،امّاقسم دوم حق الناس حق عرض وآبریی مسلمانی باشد،مثل این که غیبت کسی رانموده، یافحش داده یاتهمت زده، یااهانت نموده یادل کسی راشکسته است، بایداگرممکن است ازاوحلیت بطلبد،( پشت درمنزلش رفته حلالیت بطلبد)اگرممکن نیست افعال حسنه، به نیابت صاحب حق انجام دهد، تادرعوض آن حق قرارگیرد،(حتّی ایشان بالاترمی گوید) اگر آن حق تهمت وغیبت باشد، به هیج وجه دسترسی ندارد،به شخص که آبرویش رابرده، باید نزدکسانی که غیبت آن مؤ من رانموده، اعتراف کندکه هر چه من درباره فلانی گفته ام، دروغ است [2]باتوجه به این توضیحات، ازنظرفرهنگ اسلام هرمؤمن به گردن مؤمن دگرحق دارد، که عرض وآبرویش راباید حفظ نماید، ونیزازجمله حقوق که، جزء حق الناس حساب می شود، حقوق پدر و مادراست، اگرفرزندان، به واسطه جهل، نسبت به حقوق پدرومادرشان کوتاهی کرده باشند، هم تلافی وقضالازم است وهم عذرخواهی شایدآنهاباقلب مهربان که دارندببخشند، وهم توبه به درگاه خداوند، مرحوم نراقی دراین کتاب باارزش درباره حقوق والدین هم، بحث خوبی دارد حالابرمی گردیم به ترجمه آیه شریفه که در ابتداء عرایض قرائت شد قرآن می فرماید:وقضی ربّک ألاّ تعبد إلّاإیّاه وبالوالدین إحسانا[3]پروردگارت فرمان داده است، که جزاورانپرستید، وبه پدر و مادر نیکی کنید، درباره اهمّیت حقوق پدرومادر؛ همین بس که قرآن نیکی به پدرومادررا، بلافاصله پس ازتوحید، بیان داشته است، این هم ردیف بودن بیان گری این است که، اسلام تاچه اندازه برای پدرومادراحترام قائل است! درآیه دگرمی فرماید:فلاتقل لهماافِّ [4] امام صادق علیه السلام درتفسیراین آیه شریفه می فرماید:اگرپدرومادردل تنگی کردند، به آنها اف مگواگرتورازدند،به آن ها تندمکن، باآن هاسخن شریف وبزرگوارانه بگو! یعنی اگرتورازدند، بگوخداشمارابیامرزد، سپس امام می فرماید:اگرچیزی کمترازکلمه اف وجودداشت، همان خدا، ازآن نهی می نمود.

حقوق پدرومادردرروایات

امام باقر علیه السلام می فرماید:انّ العبدلیکون بارّابوالدیه، فی حیاتهما ثم یموتان فلایقض عنهما دیونهما ولایستغفرلهمافیکتبه الله عاقا وانّه لیکون عاقالهمافی حیاتهما غیربارٍّبهما،فإذاماتاقضی دیونهما واستغفرلهمافیکتبه الله عزّوجلّ بارٍّا،همانا بنده نسبت به پدرومادرخویش، درزمان حیات آن ها نیکوکاراست، سپس آن هامی میرندواوبدیهی آن هارانمی پردازد،وبرای آن ها آمرزش نمی خواهد ازخدا، لذاخدا، اوراعاق ونافرمان می نویسد، وبنده دیگردرزمان حیات پدرومادرخود عاق آن هااست، ونسبت به آن هانیکی نمی کند ولی چون مردند، بدهی آن هارامی پردازدوبرای آن هاآمرزش می خواهد، خدای عزّوجل اورانیکوکارمی نویسد[5] پس بنابراین ازجمله حقوق پدرومادر،که نبایدفرزندان ازآن غفلت نمایند، درزمان حیات باتمام وجودملازم آن هاباشند، نه اینکه العیاذباالله آن هارا، به مرکزسالمندان، تحویل بدهندبعد توجیه نمایند، این عذربدترازگناه است، عصرعجیبی شده است! روزی به دفتریکی ازمراجع بودم، نقل می کردند که پیره مردآمد،ازپسرش شکایت نمودکه اورااذیت می کند، اعضای دفتربه آن پسرمی گویند: چراپدرت رااذیت می نمایی؟ می گوید عجب دنیای خراب شده است! می گویندچه طورمی گوید؛ازاین جهت دنیاخراب شده، که آدم نتواند پدرش رابزند،پناه ببریم به خداازچنین پسرانی .

نکته:دربعضی روایات حقوق مادر، بیشترازپدرموردتأکید قرارگرفته است، مانند این روایت عن ابی عبدالله  علیه السلام جاء رجل الی النبی صلی الله علیه و آله وسلم  فقال یارسول الله من أبرُّ؟قال اُمّک قال ثمّ من؟قال اُمّک قال ثم من؟ قال أباک؛مرد خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آمدگفت یارسول الله صلی الله علیه و آله وسلم به چه کسی احسان کنم؟ پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:به مادرت گفت سپس به چه کسی؟ فرمودبه مادرت عرض کردسپس به چه کسی؟ فرمودمادرت عرض کردسپس به چه کسی؟ فرمودبه به پدرت[6] علت این که حقوق مادربه گردن فرزندان بیشتر است، ازپدراین حکمت را، امام سجاد علیه السلام بیان می داردمی فرماید:واطعمتک من ثمرةقلبها مالایطعم احدٌ احداًوأنّها وقتک بسمعها وبصرها ویدهاورجلها- مادراطعام کردتوراازمیوه وشیرنی قلب خود، چیزی که نمی خوراند، هیج کس به دیگری و توراحفظ نمود،باگوش وچشم ودست وپا وپوست، ومووتمام جوارح [7] بنابراین هریک ازپدرومادرحق دارند،به گردن فرزندان، چون برای فرزندان زحمت کشیدند، اما زحمت ورنج که مادرکشیده بی اندازه است لذاپیامبراسلام صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: الجنه تحت اقدام امهات بهشت درزیرپای مادران است، ازین رواگرفرزند درتمام عمر، به مادرخدمت کند، ودرخدمت مادرباشد، نمی تواند زحمت مادرراجبران نماید.

داستان

حضرت موسی علیه السلام درکوه طورباخدامناجات می نمودفرمود:خدایامی خواهم هم نشین خودرا، در بهشت ببینم، همنشین مرادربهشت به من نشان بده، خداوند فرمود:ای موسی درفلان جا وفلان کوچه بروهم نشین خودرابوبین، حضرت موسی طبق آن آدرس آمد، دید که جوان قصاب است، داخل مغازه قصابی می کند، دراین حال جوان قصاب به آسمان نگاه کرد،بیرون آمدازمغازه، ومغازه راباعجله بست، حضرت موسی رفت جلوفرمودای جوان من غریب هستم، ممکن است مرامهمان کنی؟جوان قصاب گفت بیابامن حرکت نما من عجله دارم، حضرت موسی باجوان آمد،تااینکه به منزلش رسیدند، جوان درب منزل را باز نمود ، حضرت موسی علیه السلام رابه وطاق پذیرای راهنمای نمود،خودش به زیرزمین رفت ماندنش، به زیرزمین طول کشید، حضرت موسی آمدنظرانداخت، که چه کارمی نماید درزیرزمین ، دیددرگوشه زیرزمین پیره زن است، این جوان به دهن آن پیره زن غذامی دهد، دقت نمود هرلقمه که آن جوان به دهان پیره زن می گذارد، پیره زن دست به سوی آسمان بلندمی کند، چیزی می گوید:غذاتمام شدجوان آمدبه نزدحضرت موسی علیه السلام حضرت موسی علیه السلام سؤال نمود،آن پیره زن چه نسبت باتودارد؟گفت مادرم است، فرمودهرلقمه غذای که بردهانش می گذاشتی، دست به سوی آسمان بلندمی نمود،چیزی برزبان می گفت چه می گفت؟ جوان گفت هرلقمه که می دادم می خورد، دست به آسمان بلندمی کرد، می گفت خدایااین جوانم را،دربهشت هم نشین موسی علیه السلام قراربده، نتیجه بحث اینکه ازنظرقرآن وروایات، پدر و مادر بویژه مادر،حق بزرک دارندبه گردن فرزندان، بایدتوجه کامل داشته باشندبه آنها، درحال حیات وممات .

روضه

جلسه جلسه ختم مادروالامقام است، که عمردرراه محبت اهل بیت علیهم السّلام زندگی نمود، در آخر دعوت حق رالبیک گفت،درکنارداغدارهانشسته اید،دوستان وفاملین وقت شنیدند،درگذشت این مادر را،ازدور و نزدیگ آمدند، مصیبت درگذشت این مادرراتسلیت گفتند،اماجان هافدای آن مادرکه، در مدینه مظلومانه جان داد،درزمان پیامبرآن همه احترام داشت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بارها فرمود : فاطمة امّ ابیها، هرزمان که واردخانه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می شد، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم تمام قدبلندمی شد، دستهای فاطمه  سلام الله علیها رامی بوسید،می فرمود: فاطمه پاره تن من است، هرکس فاطمه رااذیت کند، مرااذیت کرده است، هرکس مرااذیت کند، خدارااذیت کرده است[8] عرض کنیم یارسول لله صلی الله علیه و آله وسلم فاطمه که آن همه قدرواحترام داشت، بعد ازرحلت شماامت احترام فاطمه را، نه تنها نگه نداشتن، بلکه خانه اش را، آتش زدن ومجسنش راشهید کردند، پهلویش راشکستند، براثرهمین ظلمها حضرت در هجده سالگی،دربسترافتاددرآخرین لحظات عمر، وصیت نمود: یاعلی غسّلنی وکفّنی لیلامراشب غسل بده وشب کفن وشب دفنم نما، راضی نیستم کسانی که درحق من ظلم نمودند، برای تشیع جنازه ام حاضرشوند، علی علیه السلام برطبق وصیت حضرت زهرا سلام الله علیها پس ازشهادت، فاطمه سلام الله علیها  راشب غسل دادوشب کفن نمود،حین غسل دادن علی است واسماء، اسماءمی گوید دیدم علی علیه السلام دست خیبرکشارا، ازغسل دادن کشیدوسربه دیوارتکیه داده، های های گریه می نماید، گفتم علی جان شمامارا، امرمی نماییدآهسته گریه کنیم، خودشماچراگریه می نمایید،علی علیه السلام فرمود: اسماءدستم به بازوهای ورم کرده زهرارسید، دیدم هنوزهم ازضربت در، وغلاف شمشیر سیاه وکبوداست، همه باهم یازهرایازهرایازهرا، علی علیه السلام بدن حضرت زهرا سلام الله علیها غسل داد،کفن نمود، بندهای کفن رابست صدازد، فرزندانم هلمّوتزوّدوامن امّکم حسن وحسین زینبین بیایید، ازدیدن مادرتان توشه بگیرید، [9]امام حسن علیه السلام آمدخود رابه آغوش مادرانداخت، امام حسین علیه السلام آمدخودرا روی پاهای مادرانداخت صدامی زدمادرجان من حسینت هستم.

لاله پژمرده مادر...................خونی دلها خورده مادر  زیرگِل می روداوشبانه .................تانباشدزقبرش نشانه

ازچه درسن جوانی........... .....سروقدّت شدکمانی خیزویکباردگردعاکن................گریه برغربت مرتضی کن

علی علیه السلام می فرماید:بندهای کفن بازشد، فاطمه دست هاراازکفن بیرون آورد، فرزندانش رادرآغوش گرفت،هاتف ازآسمان صدازد، علی جان فرزندان زهرارا، ازروی بدن مادربردار، که ملائک آسمان به گریه افتادند[10]عرض کنیم علی جان، اینجا شمافرزندان زهرارا،بااحترام ازروی بدن مادربلندکردید، امادرکربلاوقتکه دخترتان سکینه آمد، درقتلگاه خودرابه روی بدن پاره پاره باباانداخت،عوض اینکه اورابااحترام،ازروی بدن بابابردارند، باتازیانه ازبدن باباجداکردن[11].

میرحسین مبلغ



إسراء/23 -[1]

  معراج السعاده ص687- 688 -–

-اسراء /23[3]

-همان /24[4]

- اصول کافی ج3 ص238[5]

- همان ص233[6]

- رساله حقوق امام سجاد-شرح نراقی ص293 [7]

- منتهی الآمال ج1ص184[8]

- ر،ک اصول مداحی ومصاحب ومدائح آل محمد(ص)ج1ص100[9]

- بیت الاحزان ص154- 153[10]

- ر، ک اصول مداحی ومصاحب ومدائح آل محمد(ص)ص 101[11]


١٢:٠٣ - جمعه ١٤ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩١٣٥    /    تعداد نمایش : ٢٥٣


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.