فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

عزّت و ذلّت

عزّت و ذلّت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین والصلاة و السلام علی اشرف الأنبیاء و المرسلین، حبیبنا و حبیب اله العالمین، العبد المؤید والرسول المسدد ابی القاسم المصطفی محمد صلی الله علیه و آله وسلم و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیّما بقیة الله فی الأرضین.

اما بعد فقال علی علیه السلام: «أزری بنفسه من استشعر الطمع و رضی بالذلّ من کشف عن ضره و هانت علیه نفسه من امّر علیها لسانه».[1]

مقدمه

موضوع صحبت من «عزت و ذلت» است. عزت و ذلت نقش زیادی در جایگاه اجتماعی افراد دارد. انسان عزیز در جامعه  از حیثیت و آبرو و احترام زیادی بر خوردار است و افراد جامعه با دیدۀ عظمت به او می نگرند و در تصمیم گیری ها با او مشورت می کنند و در هر حال برای او اهمیت زیادی قایل اند. اما برعکس، فرد ذلیل در بین دوستان و و اقربا اهمیتی ندارد و همه با چشم حقارت به او نگاه می کنند و در امور زندگی او را چیزی به حساب نمی آورند. از طرف دیگر، کسی که در درون خود احساس عزت و آبرومندی می کند، از زندگی خود راضی بوده و زندگی شادی خواهد داشت. اما کسی که احساس ذلّت و حقارت داشته باشد، اعتماد به نفس خود را از دست داده و همیشه به نوعی غم و ناراحتی گرفتار است.

با توجه به اهمیت و جایگاه عزت و ذلت در زندگی فردی و اجتماعی انسان، می خواهم مطالبی را در این باره به عرض شما برسانم و بیشتر عرایضم پیرامون عوامل ذلت است.   

مفهوم عزت و ذلت

عزت مندی کرامت نفس و ادراک عظمت و اهمیت خود است و ذلت ضدّ آن است. عزت در لغت به معنای شدّت و استحکام است.[2]  و ذلت به معنای سستی و پایین بودن.[3] «ذلول» به معنای کسی است که نرم و منقاد است و «ذلیل» به معنای کسی که پست و سبک است.[4]

در قرآن کریم عزت به معنای شدّت و قوّت به کار رفته است: «عزیز علیه ماعنتّم» ای: شدید یغلب صبره. وقتی می گوییم: عزّالشیئ یعزّ، یعنی عزیز شد و کسی بر او نتوانست چیره شود.[5]

خداوند که یکی از اسم هایش «عزیز» است به این جهت است که شکست نا پذیر است و کسی نمی تواند بر او غالب شود.

از آنجایی که عزّت و ذلّت در مقابل هم است می توان گفت کسی که عزیز است، ذلیل نیست و کسی که ذلیل است، عزیز نیست، و نتیجه تعریف های فوق این است که: عزت به معنای شدت و قوت وصلابت است و ذلت به معنای رخوت و سستی، ضعف و حقارت. کسی که عزیز است در برابر عوامل شکننده درونی و بیرونی مقاوم و شکست ناپذیر است واین باعث می شود که در چشم دیگران بزرگ و آبرومند جلوه کند. ذلیل در برابر این عوامل، نا مقاوم و شکست پذیر است و این باعث می شود در چشم دیگران حقیر و کوچک جلوه کند.

عزت در قرآن

ولله العزّة ولرسوله و للمؤمنین و لکن المنافقین لایعلمون.[6]

در این آیه عزت را مخصوص خدا و رسول و مومنین می داند.

«من کان یرید العزّة فلله العزّة جمیعا.[7]

در این آیه مبارکه نیز می فرماید که هر کس عزت می خواهد، عزت فقط از آن خدا است و همۀ عزت ها به او ختم می شود. معنای این سخن این است که تمام عزت ها در خدا و راه خدا جمع شده است. هر کس می خواهد در زندگی خود به عزت برسد باید در مسیری گام بردارد که خدا تعیین کرده و از مسیر های دیگر دوری کند. مسیر خدا مشخص است: مسیر تقوی، مسیر ترک گناه، مسیر خوش خلقی، مسیر کار و تلاش، مسیر آینده نگری، مسیر تقدیر معیشت و....

عزت و ذلت در روایات

علی علیه السلام: فالموت فی حیاتکم مقهورین و الحیاة فی موتکم قاهرین.[8] یعنی مرگ این است که در زندگی شکست خورده باشیم و حیات واقعی آن است که بمیریم ولی پیروز باشیم.

دراین حدیث، اهمیت عزت وقاهریت وسیادت آنقدر زیاد دانسته شده که زندگی بدون آن چیزی جز مرگ نیست.

امام صادق علیه السلام می فرماید: «أن الله فوّض الی المؤمن اموره کلّها و لم یفوّض الیه ان یکون ذلیلا؛ اما تسمع الله عزّوجل یقول: « و لله العزّة و لرسوله و للمومنین».[9]

یعنی خداوند اختیار کارهای مؤمن را به او سپرده که هر طور مایل است انجام دهد اما این اجازه را به او نداده که ذلیل باشد.امام شاهد این مطلب رااین آیه می داند: ولله العزّة.... یعنی عزت از خدا است و اختیارش هم دست خدا است. مؤمن عزیز است و حق ندارد عزت خودش را پایمال کند و کاری کند که باعث ذلت و  خواری او گردد.

عوامل ذلّت

بحث مهم این است که ما بدانیم چه چیز آدم را عزیز و چه چیز ذلیل می سازد. از آنجایی که عزت و ذلت در مقابل هم است، با آمدن یکی دیگری از بین خواهد رفت. من می خواهم به عوامل ذلت بپردازم، قطعا چیزهایی که آدم را ذلیل می کند اگر انسان از آنها دوری کند به عزت خواهد رسید.

عوامل ذلت متعدد است ولی من فقط به سه عامل اشاره می کنم که در بیان نورانی امیرالمؤمنین علیه السلام وارد شده است:

بیان حضرت: «ازری بنفسه من استشعر الطمع و رضی بالذل من کشف عن ضره و هانت علیه نفسه من امّر علیها لسانه.».[10]

در این حدیث امام به سه عامل ذلت اشاره می کند که به ترتیب عرض می کنم:

1.طمع

در بخش اول می فرماید: «ازری بنفسه من استشعر الطمع». نفس خود را پست ساخت کسی که طمع را شعار خود قرار داد. طمع چشم داشتن به مال دیگران است بدون استحقاق، و این در هر حال مذموم است، اما اگر این حالت به حد «شعار» برسد آدم را خوار و ذلیل می سازد. انسانی که چشم طمع به مال و ثروت دیگران دارد از دو جهت خوار می شود: اول به جهت اینکه خودش کار و تلاش نمی کند و انتظار دارد از مال و منال دیگری به اوبرسدو این خود سبب عقب ماندگی اوست. دوم به جهت اینکه انسان طمّاع برای اینکه ازمال دیگران به اوبرسد مجبور است دربرابر آنها تملق وکرنش کند واین قطعا انسان را ذلیل می سازد.

داستان

از حاتم طایی پرسیدند در طول زندگی بلند همت تر از خود دیده ای یا شنیده ای؟ گفت: آری، روزی چهل شتر قربانی کرده بودم و بزرگان عرب را از هر طایفه دعوت کرده بودم و خود به گوشه ای صحرایی رفتم خار کنی را دیدم که پشتۀ خار فراهم می کند. گفتم: ای پیر مرد! چرا به مهمانی حاتم نروی که جمعیت انبوهی بر سر سفره احسان او گرد آمده اند؟ گفت:

هر که نان از عمل خویش خورد                     منت حاتم طایی نبرد

انصافا من او را از خود بلند همت تر دیدم.[11]

2. ابراز گرفتاری ها

«ورضی بالذل من کشف عن ضره»

دومین چیزی که سبب ذلت انسان می شود این است که مشکلات و گرفتاری های خود را به این و آن باز گو کند. بدون تردید انسان در زندگی خود با مشکلات و دشواری هایی مواجه می شود. انسان عاقل سعی می کند با این مشکلات دست و پنجه نرم کند و خود، آنها راحل کندو اگر حل نتوانست، مشکلات خود را به کس یا کسانی در میان می گذارد که می توانند و می خواهند او را کمک کنند و هیچ گاه راضی نخواهد شد که راز  خود را به همه کس بگوید. زیرا آن کس یا دوست است یا دشمن. اگر دوست است و کاری نمی تواند انجام دهد قطعا ناراحت می شود. اگر دشمن است از این گرفتاری ها خوشحال خواهد شد. و از همه گذشته بیان این مشکلات انسان را در چشم دیگران کوچک می سازد.

داستان

مردی آمد خدمت امام صادق علیه السلام و از روزگار خود شکایت کرد که چنین و چنانم، درمانده ام، قرض دارم و... حضرت مقداری پول به او داد. او گفت: من مقصودم این نبود که بخواهم چیزی بگیرم، خواستم شرح حالم را بگویم که دعایی بفرمایید. فرمودند: من هم نگفتم که مقصود تو این بود، ولی این را بگیر و به مصرف خودت برسان؛ چیزی هم می گویم و آن این است: «ولا تخبر الناس بکل ما انت فیه فتهون علیهم» هر گرفتاری که داری جلو مردم بازگو مکن زیرا نزد ایشان خوار می شوی و این کار یعنی در زندگی شکست خورده ام. [12]

3. حکومت زبان بر انسان

«وهانت علیه نفسه من امّر علیها لسانه»

کسی که زبانش بر او حکومت کند و اختیار زبانش را نداشته باشد، زمینۀ کوچک شدن نفس خود را فراهم کرده است. زبان در واقع وسیلۀ ابراز خواهش های درونی است، اگر انسان بر خواهش های درونی خود تسلط نداشته و در گفتار و رفتار خود حساب و کتاب نداشته باشد، زبانش بی اختیار به کلماتی باز می شود که به صلاح او نیست. این است که حضرت می فرماید هرگاه زبان انسان از کنترل انسان خارج شود، سبب خواری و ذلت نفس انسان می شود.

انسان مؤمن باید بر تمایلات خود تسلط داشته باشد، هر چیزی دلش خواست دنبالش نرود و هر چیزی دلش خواست نگوید بلکه همۀ اینها باید روی اصول و معیار ها باشد.

داستان

سعدی داستانی در بوستان دارد که آن را از عارفی نقل می کند ولی این داستان یک حدیث است و آن اینکه حضرت امیر از جلو دکان قصابی می گذشت، قصاب گفت: گوشت های خوبی آورده ام، حضرت فرمود: الآن پول ندارم که بخرم، گفت: من صبر می کنم، حضرت فرمود: من به شکمم می گویم که صبر کند.[13] این یعنی کنترل خواهش های نفسانی و تسلط بر نفس. انسانی که نتواند تمایلات بی حد و حصر نفسانی خود را مهار کند و هر چه دلش خواست به زبان بیاورد قطعا زمینه ذلت و خواری خود را فراهم ساخته است.

جمع بندی

عرض شد عزت و ذلت دو صفتی است که هر کدام تأثیر زیادی در زندگی انسان دارد. عزت نفس سبب رضایتمندی از زندگی و آبرومندی در اجتماع می گردد. بر عکس ذلت سبب ناخرسندی از زندگی و بی آبرویی و حقارت در اجتماع می شود. عوامل متعددی می تواند انسان را ذلیل سازد  اما آن چه در یکی از بیانات امیرالمومنین(ع) وارد شده سه عامل موجب ذلت انسان است: شعار ساختن طمع، ابراز مشکلات زندگی به این و آن و کنترل نداشتن زبان. هر کدام از این عوامل می تواند انسان را ذلیل و خوار سازد که باید انسان از آنها اجتناب کند.

روضه

سخن ما در باره عزت و ذلت بود، اگر به تاریخ کربلا نگاه کنیم اوج عزت و ذلت را مشاهده می کنیم. در صفحه ای که ابا عبدالله الحسین علیه السلام و یاران با وفا و اهلبیت مطهرش قرار دارد سراسر عزت و شکوه می بینیم و در صفحه ای که یزید و یزیدیان قرار دارد تماما ذلت و خواری و پستی مشاهده می کنیم؛ کسانی به پیروی از خواهش های نفسانی و حیوانی خود از هیچ جنایتی فروگذار نکردند.

شما ببینید، یکی از شعارهای اباعبدالله الحسین علیه السلام این است: هیهات منّا الذلة. ذلت و خواری بسیار از شأن ما بدور است.  یا: الموت اولی من رکوب العار. یعنی مرگ بهتر از ننگ و خواری است. همین عزت نفس است که آن حضرت حاضر نمی شود در برابر فرومایگان سرخم کند و با تعداد اندک در برابر سپاه عظیم قد علم می کند و از سختی و فشارهای بی شماری که بر آن حضرت وارد می شود هراسی به خود راه ندهد. تمام لحظه های کربلا سخت و طاقت فرساست اما شاید یک لحظه برای امام حسین از همه سخت تر باشد و آن لحظه ای است که می خواهد با خانواده و اهل بیت خود خدا حافظی کند؛ لحظه وداع. این لحظه آنقدر دردناک است که حتی امام زمان روضه آن را خوانده است. لحظه ای که تمام اهل حرم دور امام حلقه زده  و هر کدام چیزی می گوید و از امام می خواهد که نرود ولی امام همه را تسلی می دهد و دعوت به صبر می کند. امام با تک تک فرزندان خود خدا حافظی می کند تا نوبت به علی اصغر می رسد. امام می بیند علی دارد از تشنگی جان می دهد ولذا با او به طور خاصی خدا حافظی می کند، چه می کند؟  گهواره او را روی دست گرفته و از خیمگاه خارج می کند تا دشمن وضعیت او را ببیند، اما یک وقت تیری به سوی آن نوگل می آید و از گوش تا گوش .....

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

دعا

نسألک اللهم باسمک العظیم الأعظم الاعزّ الاجلّ الاکرم بدم المظلوم ده مرتبه بلند: یاالله...

·                    خدایا! اسلام و مسلمین نصرت عنایت بفرما

·                    در ظهورآقا امام زمان(عج) تعجیل بفرما.

·                    خدمت گزران به اسلام وقرآن،مخصوصامراجع عظام تقلیدورهبرمعظم انقلاب برتوفیقات شان بیفزا.

·                    پروردگارا! شر دشمنان اسلام و استکبار جهانی به خود شان بر گردان.

·                    مریض های اسلام، مریض های منظور لباس عافیت بپوشان.

·                    گذشتگاه جمیع مؤمنین و مؤمنات، اخصا گذشتگان جمع حاضر ببخش و بیامرز.

·                    در دنیا از زیارت محمد و آل محمد و در آخرت از شفاعت شان مارا بهرمند بفرما

·                    به ما توفیق اطاعت و بندگی خود که همه عزّت ها در آن است، عنایت بفرما.

الی ارواح المؤمنین والمؤمنات رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الأخلاص و الصلوات.

محمد کاظم مبلّغ

 

منابع

1.                  قرآن کریم

2.                  نهج البلاغه

3.                  ابن منظور، ابو الفضل، جمال الدين، محمد بن مكرم، لسان العرب، 15 جلد، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع - دار صادر، بيروت - لبنان، سوم، 1414 ه‍ ق

4.                  اشتهاردی، محمدی، پندهای جاویدان،

5.                  طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تحقیق: سید احمد حسینی، المکتبة المرتضویه، بی نا، بی تا.

6.                  طوسی، محمد بن الحسن، شیخ الطایفه، تهذیب الاحکام، تحقیق: سید حسن موسوی خراسانی، چاپ چهارم، تهران ، دار الکتب الاسلامیه، 1365ش.

7.                  مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار (ط - بيروت) - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

8.                          مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات صدرا، چاپ بیستم، دی ماه 1371، تهران.



[1] . نهج البلاغه، حکمت 2.

[2] . زبیدی، تاج العروس، ج8، ص 100.

[3] . ابن منظور، لسان العرب، ج11، ص259.

[4] . طریحی، مجمع البحرین، ص 375.

[5] همان.

[6] . منافقون، 8

[7] . فاطر، 10

[8] . نهج البلاغه، خطبه 51

[9] . طوسی، تهذیب الاحکام، ج6، ص 179

[10] . نهج البلاغه، حکمت 2.

[11] . محمدی اشتهاردی، پندهای جاویدان

[12] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج47، ص 34.

[13] . مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، ص214.


١٢:٠٩ - جمعه ١٤ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩١٣٧    /    تعداد نمایش : ٣٦٩


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.