فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد الله ربّ العالمین و الصلاة و السّلام علی خیر خلقه محمّد و آله الطیّبین و الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین و بعد قال الله الحکیم فی کتابه العظیم :  

«كُنتُمْ خَيرَْ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ»[1]

شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شده‏ايد: به كار پسنديده فرمان مى‏دهيد، و از كار ناپسند بازمى‏داريد.

ضمانت اجرایی احکام و قوانین هر دین و ملتی، در درجه اول به اندازه ایجاد حس مسئولیت افراد جامعه در مقابل قوانین است. شدت و ضعف اجیاد این حس، وابسته به کیفیت تعیین نگهبانان و دقت آنان در اجرای قانون است؛ مثلا افراد لشکری و کشوری آنگاه از حس مسئولیت برخوردارند، که خود را در مقابل مأموران تحت فرمان خویش، درستکاری، دقیق و بی نظیر ملاحظه نمایند و این موضوع برای آنان مسلم شود که در صورت تخلف از مقررات قانونی، مأمورین را به هیچ وجه نمیشود تطمیع کرد، لاجرم آنان به کیفر جرم خود خواهند رسید.

البته یاد آوری این نکته نیز خالی از فایده نیست که این دقتهای لازم در این انجام وظیفه نسبت به آن دسته از افراد جامعه ضروری است که هنوز رشد فکری، سیاسی و عقیدتی آنان به درجه ای از اعتلا نرسیده که بدانند احکام و قوانین مصوب و مصرح، حافظ منافع فردی و اجتماعی است و در سایه پیروی از آن دستورات است که باید همه افراد بشر، حداکثر استفاده را از حیات مادی و معنوی خود بنمایند؛ زیرا مردمی که تا این اندازه ترقی و تکامل پیدا کرده باشند، کمتر احتیاج به نگهبان و مسائل کیفری پیدا خواهند کرد، برخلاف فرضی پیش که هرچه مأمورین دولتی و غیره و به طور کلی همه کسانی که مسئولیت اجرای قوانین را به عهده دارند، در وظیفه خود، سستی و احیانا تطمیع، اعمال بنمایند معلوم میشود که هرج و مرج، بی نظمی و خود سری زیادتر خواهد بود، اگر مأمورانی که مسئولیت شان حفظ اموال و عرض و ناموس مردم است، خودشان با دزد جنایتکار و متجاوز شریک باشند و یا مأموری که وظیفهاش حفظ نظم عمومی و برقراری امنیت است، برای سوء استفاده شخصی خود، مسبب بسیاری از صحنههای جنایی و یا حق کشی افراد جامعه گردد تا از این آب گل آلود ماهی فربهای صید نماید، در این صورت واضح است که باید بر سرنوشت اسفبار چنین ملت و مردمی گریست و بر آینده تیره وتار آنان غصه خورد و عزاگرفت؛ زیرا چنین ملتی بهار زندگی خود را به خزان تبدیل کرده و مرغزار خوش آب و هوای حیات را به صورت شورهزاری خشک در آورده اند در این بیابان خشک باید در پی آب حیات و زندگی که همان اجرای احکام باشد سرگردان و بی هدف سیر کنند و در نیمه راه بالاخره مرداری گندیده شوند که عفونت و رایحه سوء پیکر آنان ملل دیگر را نیز به زحمت اندازد.

چنین ملتی رشته حیات اجتماعی را با دست خویش پاره کرده و ملک، مملکت، دین و آیین و فرزندان آینده را به دست  نابودی و هلاکت سپرده است. از این رو اسلام که عالیترین برنامههای حیاتی را برای بشر آورده- دقیق ترین مأموران را نیز برای حفظ این برنامه گماشته است که در سایه ایجاد یک پایگاه بسیار نیرومند و قوی در افراد به نام «ایمان» هیچ کس را یارای آن نیست که سرپیچی از این دستورات بنماید. افراد مسلمان می دانند که خدا در خواب و بیداری در پنهان و آشکار، ناظر و شاهد آنان است.

کیفر سخت ترک امر به معروف و نهی از منکر

خدای متعال برای مراقبت از اعمال سوء و نیک انسانها بر هر فرد، دو فرشته را مأمور کرده است؛ چنان که میفرماید:

« مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ»[2]

[آدمى‏] هيچ سخنى را به لفظ درنمى‏آورد مگر اينكه مراقبى آماده نزد او [آن را ضبط مى‏كند.

برای اشخاصی که ضعف ایمان داشته و غافل از خدا هستند؛ دستور دیگری تعیین نموده تا آنان نیز در غفلت و جهالت نمانند.

آنکس که فرشته را نمی بیند، یا نادیده میانگارد، برادر و یا پدر یا خواهر، دوست یا رفیقیش و یا برادر مسلمانی که نسبت خویشاوندی هم با او ندارد، هه اینها وظیفه دارند که او را از کار زشت باز دارند و به کار نیکو وادار نمایند؛ یعنی هر فرد مسلمان علاوه بر این که باید خویش را اصلاح کنند، بر او فرض و لازم است که در اصلاح دیگران نیز بکوشد؛ و این وظیفه همگانی با شرایطی که بخشی از روایات از نظر شما میگذرد همان امر به معروف و نهی از منکر است که اجرای این فریضه به اندازه ای اهمیت دارد که ترکش اعلان پیکار و ستیز با خداست.

پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در این زمینه میفرماید: « إِذَا أُمَّتِي تَوَاكَلَتِ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَلْيَأْذَنُوا بِوِقَاعٍ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى»[3]

زمانی که امت من امر به معروف و نهی از منکر را به یکدیگر واگذارند و هر یک از آنان از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند، پس اعلان جنگ با خدای خود دهند.

بدین لحاظ است که میتوان گفت: یکی از بارزترین و با ارزش ترین صفاتی که برای پیروان اسلام، در قرآن کریم عنوان و یاد آوری شده همین صفت است که میفرماید:

« كُنتُمْ خَيرَْ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ»

شما بهترین امتی هستید که به سود انسانها آفریده شدهاید؛ و چون امر به معروف و نهی از منکر میکنید.

لازم به ذکر است که همه گویندگان و سخنرانان باید افکار و اندیشههای مردم را به این سو سوق دهند و یاد آور شوند که اگر همین دستورات امر به معروف و نهی از منکر و یا سایر فرامین الهی، در کشور ما و سایر ممالک اسلامی اجرا وانجام شود، مدینهای فاضله و جهانی پاک از هرگونه آلودگی به وجود میآید زیرا هر فردی مسئولیت دارد که افراد دیگر را به نیکی وادار کند و از بدی باز دارد و در صورت اهمال و ترک این دستور، به مسئولیت تمامی افراد به اندازه سنگین و شدید است که خداوند متعال به نیکان خردسالان و شیرخوارگان هم ترحم نمیکند.

امام باقر(علیه السلام) فرمود:

« إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا يُقَامُ الْفَرَائِضُ هُنَالِكَ يَحِلُّ بِهِمْ غَضَبٌ عَلَيْهِمْ فَيَعُمُّهُمْ بِعِقَابِهِ فَيَهْلِكُ الْأَبْرَارُ فِي دَارِ الْفُجَّارِ وَ الصِّغَارُ فِي دَارِ الْكِبَارِ»[4]

امر به معروف و نهی از منکر، فریضهای است بسیار بزرگ که به وسیله آن سایر واجبات به پای داشته میشود آنگاه که این دستور ترک شود، خداوند نهایت خشم و غضب خویش را نسبت به بندگانش روا میدارد به طوری که به احدی ترحم نمیکند و مردمان نیک را در خانه معصیتکاران، هلاک مینماید و بچه های شیرخوار را در دامن بزرگسارلان نابود سازد»

انجام این دستور به اندازه ای اهمیت داد که ترکش مساوی با بی دینی است و بدین جهت است که پیامبراکرم پیامبراکرم ( صلی الله علیه و آله وسلم) میفرماید:

« إنّ اللَّه عزّ و جلّ ليبغض المؤمن الضّعيف الّذي لا دين له. فقيل: و ما المؤمن الضّعيف الّذي لا دين له يا رسول اللَّه؟ قال: الّذي لا ينهى عن المنكر[5]

همانا خدای بزرگ عزوجل دشمن دارد مؤمن ناتوانی که بی دین است عرض کردند یا رسولخدا (6)  مؤمن بی دین کیست؟ فرمود: آن کسی که نهی از منکر نمیکند.

لازم به ذکر است که «معروف» در لغت به معنای شناخته شده و از ماده «عرف» و «منکر» به معنای ناشناخته و از ماده «انکار» است و به این ترتیب کارهای نیک اموری شناخته شده و کارهای زشت و ناپسند، اموری ناشناخته تعریف شدهاند چه این که این فطرت پاک انسانی یا دسته اول آشنا و با دوم ناآشنا و بیگانه است.

امر به معروف و نهی از منکر وظیفهای عقلی یا تعبدی

خوب با توجه به آنچه گذشت این پرسش در افکار و اذهان پدید میآید که آیا امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفه عقلی است یا تعبدی ؟

در پاسخ به این سئوال جمعی از دانشمندان اسلامی این گونه پاسخ دادهاند که وجوب این دو، تنها با دلیل نقلی ثابت شده و عقل را در آن راهی نیست.

ولی با توجه به پیوندهای اجتماعی که بین همه انسانها وجود دارد و با عنایت به تمامی افعال و کارهای زشت و بدی که در اجتماع انسانی تحقق پیدا میکند و در نقطه خاصی محدود نمیشود و همانند آتشی است که ممکن است به نقاط دیگر نیز سرایت کند، عقلی بودن این دو وظیفه نیز مشخص میشود، بنابراین در یک کلام میتوان گفت: امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک قانون کلی و نظارت همگانی است که وجوبش از طریق عقلی و نقلی، ثابت گردیده و هیچ گونه تردیدی در آن وجود ندارد.

به عبارت دیگر، در اجتماع، چیزی به عنوان ضرر فردی وجود ندارد و هر زیان فردی، ممکن است نهایتا به صورت یک زیان اجتماعی در آید و به همین دلیل، منطق و عقل به افراد اجتماع اجازه میدهد که در پاک نگهداشتن محیط زیست خود، از هیچ گونه تلاش و کوشش خوداری نکنند و در بعضی از احادیث به این موضوع نیز اشاره شده است.

یک مثال منطقی از رسولخدا (صلی الله علیه و آله وسلم ) در باره وجوب امر به معروف و نهی از منکر

از پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله وسلم ) چنین نقل شده است که فرمود:

«فرد گنهکار در میان مردم همانند کسی است که با جمعی سوار کشتی شود و هنگامی که کشتی در وسط دریا قرار گیرد، تبری بردارد و به سوراخ کردن موضعی که در آن نشسته بپردازد و اگر همسرانش به او اعتراض کنند در جواب بگوید : من در سهم خود تصرف میکنم که اگر دیگران او را از این عمل خطرناک باز ندارند طولی نمیکشد که آب دریا به داخل کشتی نفوذ کرده و یکباره همه سرنشینان کشتی در دریا غرق میشوند»

پیامبربزرگ اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم ) با این تشبیه بسیار ارزشمند و حکیمانه، منطقی و عقلی بودن وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را به خوبی مجسم ساخته و حق نظارت فرد بر جامعه و جامعه بر فرد را یک حق طبیعی که ناشی از پیوند سرنوشتها است میداند.

جایگاه رفیع امر به معروف  و نهی از منکر

در اهمیت امر به معروف و نهی از منکر علاوه بر آیات قرآن، احادیث زیادی نیز در منابع معتبر اسلامی وارد شده است که ما به برخی از آنها بسنده میکنیم رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود:

«من امر بالمعروف و نهی عن المنکر فهو خلیفة الله فی ارضه و خلیفة رسول الله و خلیفة کتابه»[6]

کسی که امر به معروف و نهی از منکر  کند، جانشین خدا در زمین و جانشین رسولخدا (صلی الله علیه و آله وسلم ) وجانشین کتاب الله است.

پاسخ به دو پرسش مهم

در این جا شاید از دیدگاه برخی از پژوهشگران مسائل اجتماعی، آن هم به صورت جمعی فواید و برکات فراوانی دارد حتی نفس این فواید است که انسان را وادار به زندگی اجتماعی نموده ولی در مقابل محدودیتها نیز به وجود آورده است و چون در برابر فواید بی شمار زندگی اجتماعی ضرر این محدودیتها جزئی و ناچیز است لذا بشر از همان ابتدا به زندگی اجتماعی داده و محدودیتها را پذیرفته است و از آنجا که در زندگی اجتماعی، سرنوشت همه افراد بشر به هم مربوط است و افراد اجتماع نیز در سرنوشت یکدیگر تاثیر بسزایی دارند حق نظارت در اعمال دیگران حق  طبیعی زندگی اجتماعی تلقی میگردد بنابراین انجام این فریضه نه تنها با آزادی فردی مخالفت ندارد بلکه وظیفه و حقی است که همه افراد در مقابل یکدیگر از آن برخوردارند.

دومین پرسش که ممکن است در اذهان و افکار برخی وجود داشته باشد این است که آیا امر به معروف و نهی از منکر، موجب بروز هرج و مرج در جامعه نیست؟

در پاسخ به این پرسش نیز میتوان گفت: امر به معروف و نهی از منکر  دو مرحله دارد:

مرحله اول: فقط تذکر ارشاد، هدایت و انتقاد نسبت به همه افراد است.

مرحله دوم : ایجاد برخی از محدودیت هاست مثل زندان، کتک، اجرای حدود الهی وغیره که حق حکومت است؛ لذا در ابتدا باید با زبان خوش که اثر مضاعفی بر انسان خاطی دارد- امر به معروف و نهی از منکر  نمود.

از تفسیر المنار در ذیل آیه مورد بحث از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میخوانیم:

جوانی خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم  شرفیاب شد و عرض کرد: ای پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم آیا به من اجازه میدهید که زنا کنم ؟

جمعی از اعوان و انصار که در مسجد نشسته بودند از جای برخاستند که به این جوان حمله کنند و او را مورد ضرب و شتم قرار دهند.

پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم  فرمود: از من سئوال کرد، پس بگذارید جوابش را بگویم حضرت جوان را نزد خود طلبید و فرمود: جوان! من هم از تو یک سئوال میکنم و آن این است که اگر کسی با مادر، دختر، یا خواهر تو زنا کند، چه میکنی؟

جوان عرض کرد: ای رسولخدا صلی الله علیه و آله وسلم او را میکشم !

حضرت فرمود: با کسی که میخواهی زنا کنی، یا دختر، یا مادر یا خواهر شخصی مانند توست و همان گونه که تو دوست نداری کسی با مادر، دختر و خواهرت زنا کند، دیگران نیز دوست ندارند کسی با محارم شان زنا کند.

جوان پس از شنیدن نصایح پیغمبراکرم شرمنده شده، توبه کرد و از برخی از ارباب تواریخ نقل شده که در رکاب رسولخدا صلی الله علیه و آله وسلم به شهادت رسیده.[7]

آری نتیجه داشتن زبان خوب و حتی گاهی عمل انسان بدون حرف زدن، خود امر به معروف و نهی از منکر  است در این جا واقعیتی را به زبان ساده از شیخ انصاری نقل میکنیم که یاد آوری آن برای هرگوینده و شنوندهای خالی از لطف و فایده نیست و آن این که:

روزی خبر رسید که شیخ انصاری هم اکنون وارد شهر بغداد میشود. مردم بغداد برای ارج نهادن به مقام شامخ علمی و عملی آن اسطوره فقاهت و تقوا، فرید دهر و وحید عصر، تعطیل عمومی اعلام نموده و برای استقبال از شیخ حرکت نمودند. از جمله سفیر ایران در بغداد تصمیم خود را عوض کرد؛ ولی آن سفیر خارجی متوجه شد که سفیر ایران قصد رفتن به جایی را دارد پرسید آیا میخواهید به جایی عزیمت کنید؟ سفیر ایران جواب داد: آری به اسقبال یکی از علمای بزرگ شیعه میروم که بناست به زودی وارد این شهر شود سفیر خارجی که از تعطیل عمومی بازار بغداد فهمیده بود که واقعه مهمی در شرف تکوین است، اظهار تمایل نمود که به همراه سفیر ایران در استقبال شیخ اعظم شرکت کند؛ لذا در معیت سفیر ایران سوار بر مرکب شد و از میان ازدحام مردم گذشتند.

برای آنکه از گرد و غبار و هیاهوی مردم ناراحت نباشند با سرعت خودشان را به جلو صفوف استقبال کنندگان رسانیدند و در انتظار مرکب پرشکوه شیخ بودند. در این اثنا شیخ را مشاهده میکنند که بر الاغی سوار است و بدون هیچ گونه آلایشی به طرف بغداد میآید فکر کردند که این شیخ مسافری است و آن کس که همراه اوست ممکن صاحب الاغ باشد سفیر ایران و همراهانش که شیخ را نمیشناسند، بدون اعتنا از او میگذرند اما طولی نمیکشد که شیخ اعظم به جمعیت انبوه استقبال کننده میرسد ناگهان صدای صلوات و سلام و غوغای سرور و شادی بلند میشود مردم مانند دریای مواج از این سو که آن شیخ اعظم را مانند دری گرانبها در بغل گرفته و زیارتش میکنند سپس معلوم میشود که آن شیخ ساده و بی پیرایهای که سوار بر درازگوش بود، همان مرجع تقلید شیعیان و ملجأ و پناهگاه مسلمانان است که مردم برای سفیر خارجی در حالی که حیرت زده و مبهوت شده بود، هنگام بازگشت به بغداد، از سفیر ایران پرسید چنین شخصی که در میان مردم، این همه محبوبیت و نفوذ دارد دارای چه عنوانی و چه نامی هست؟

سفیرایران گفت: این گونه اشخاص را حجة الاسلام و در حقیقت راهنمای مسلمین میدانند، سفیر خارجی گفت: حق هم همین است؛ زیرا شنیده بودم که حضرت عیسی علیه السلام با آن همه عظمت و بزرگواری و پیروانی که داشت پیاده راه میرفت و بر الاغ برهنه سوار میشد؛ اما باور نمیکردم ولی امروز با دین این شیخ بی پیرایه و الایش، یقین پیدا کردم که آنچه در سیره انبیا شنیدهام صحیح است و بدان عقیده پیدا کردم.[8]

لذا امام صادق علیه السلام فرمود: « كُونُوا لَنَا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا عَلَيْنَا شَيْنا»[9]

بنابر آنچه گفته شد بهترین شویه امر به معروف و نهی از منکر  عمل خود انسان است.

مرحوم آیه الله بهاءالدینی میفرمود: روحانی که ملبس به لباس است گر چه در بین جامعه تبلیغ هم ننماید همان حرکت، رفتار و کردارش تبلیغ اسلام است.»

در این جا به ذکرچند روایت بسنده میکنیم:

1- علی  علیه السلام فرمود: «مَنْ تَرَكَ إِنْكَارَ الْمُنْكَرِ بِقَلْبِهِ وَ يَدِهِ وَ لِسَانِهِ فَهُوَ مَيِّتُ الْأَحْيَاء»[10]

کسی انکار کردن منکر را به قلب و زبان و دستش ترک کند او مرده ای است بین زندهها .

2- رسولخدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:« كَيْفَ بِكُمْ إِذَا فَسَدَ نِسَاؤُكُمْ وَ فَسَقَ شُبَّانُكُمْ وَ لَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ لَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ فَقِيلَ لَهُ وَ يَكُونُ ذَلِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ كَيْفَ بِكُمْ إِذَا أَمَرْتُمْ بِالْمُنْكَرِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ الْمَعْرُوفِ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ يَكُونُ ذَلِكَ قَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ كَيْفَ بِكُمْ إِذَا رَأَيْتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْكَراً وَ الْمُنْكَرَ مَعْرُوفا»[11]

چگونه خواهيد بود، زمانى كه زنان شما فاسد و جوانان شما فاسق شوند نه امر بمعروف كنيد و نه نهى از منكر نمائيد. عرض كردند: يا رسول اللَّه! آيا اين چنين خواهد شد؟ فرمود: آرى از اين هم بدتر خواهد شد. چه حالى خواهيد داشت هنگامى كه امر بمنكر كنيد و نهى از معروف نمائيد؟! عرضكردند: يا رسول اللَّه آيا چنين خواهد شد؟ فرمود: آرى از اين هم بدتر مى‏شود. چگونه خواهيد بود در وقتى كه به‏بينيد كار خوب، زشت و كار زشت، خوب شمرده شود؟

ذکر مصائب

آری این قضیهای که معروف منکر و منکر معروف میشود در زمان امام حسین  علیه السلام اتفاق افتاد زیرا حسین علیه السلام  را که سرا پا معروف بود، منکر دانستند و یزیدی را که سرتا پا منکر بود معروف منکر قلمداد کردند وحسین علیه السلام را به همین جرم که بر یزید لعنت الله علیه ـ خروج کرده ریختن خونش را مباح دانستند و زن و فرزندانش را اسیر نموده و به شام بردند!

حکایت سهل ساعدی از اسیران کربلا در شام

سهل ساعدی میگوید: هنگامی که اسیران آلمحمد صلی الله علیه و آله وسلم نزدیک دمشق رسیدند حضرت امکلثوم به شمر- که رئیس نگهبانان بود- نزدیک شد و به او فرمود: مرا با تو سخنی است شمر (لعنت الله علیه)گفت: سخنت چیست؟ فرمود: نخست این که ما را از دروازه شهر وارد کنید که تماشاگر کمتر باشند دوم این که به این سرداران بگو سرهای شهدا را از میان کجاوهها بیرون ببرند و از ما دور نگه دارند تا تماشا گران به تماشای سرها بپردازند و از تماشای ما دور گردند.

ولی شمر (لعنت الله علیه) از روی عناد با خاندان عصمت و طهارت داشت به عکس، دستور داد سرها را از میان کجاوهها عبور دهند و از همان دروازه حلب که جمعیت بیشتری در آن بود، وازد سازند.[12]

سهل گوید: «به بیت المقدس میرفتم گذارم به دمشق افتاد دیدم مردم به جشن و سرور پرداخته طبل و ساز میزنند و پایکوبی میکنند با خود گفتم حتما امروز عید مردم شام است تا اینکه از چند نفر که باهم سخن  میگفتند پرسیدم آیا شما شامیان عید مخصوصی دارید که ما از آن اطلاع نداریم ؟

گفتند: ای پیرمرد گویا بادیه نشین هستی؟ گفتم: من سهل ساعدی هستم و رسولخدا صلی الله علیه و آله وسلم را دیدهام گفتند: ای سهل! تعجب نمیکنی که اگر آسمان خون ببارد و زمین اهلش را در خود فرو ببرد؟

گفتم: مگر چه شده؟

گفتند: این سر حسین علیه السلام و عترت  محمّد صلی الله علیه و آله وسلم است که از عراق به ارمغان آوردهاند.

گفتم: واعجبا سرحسین علیه السلام را آورده اند مردم شام شادی و تماشا میکنند! از کدام دروازه وارد کردهاند؟ اشاره به دروازه ساعات کردند. در این میان ناگهان پرچمهای را پی درپی دیدم پرجمداری را دیدم که پرچمی در دست دارد از بالای آن پیکانی بیرون آورد که سر بر آن بود که آن سر شبیه ترین انسانها به پیغمبر() بود پشت سر آن پرچمدار دیم بانوان را که برپشت شتر بی روپوش سوار هستند. نزدیک رفتم از نخستین زن پرسیدم تو کیستی؟

گفت: من سکینهام.

 گفتم: من سهل ساعدی هستم، اگر حاجتی دارید برآورم.

گفت: به حامل سربگو آن را جلوتر ببرد تا مردم به تماشای آنها بپردازند و به حرم پیامبر ننگرند چون اول روز به دروازه حلب آوردند تا غروب به دروازه خانه یزید رسانید به «دروازه ساعات» معروف شد، در صورتی از دروازه تا قصر یزید چندان مسافتی نبود در این مدت آنها را در کوچه ها و بازارها در معرض تماشای مردم نگه داشتند.[13]

فلک بریده لباس عزا به قامت زینب    ز آب غم بسرستند گوئیا گل زینب

ز بعد فاطمه در صبر و تاب نیامد       زنی به صبر وحوصله لیاقت زینب

الا لعنۀ الله علی القوم الظالمین.

محمدحسین انصاری

[1] - سوره آلعمران،‌آیه 110 .

[2] - سوره ق، آیه 18 .

[3] - فروع کافی، ج 5، باب امر به معروف و نهی از منکر، ص 59 .

[4] - فروع کافی، ج 5، باب امر به معروف و نهی از منکر،

[5] - همان .

[6] - مجمع البیان ج 2، ص 359 .

[7] - دعوات راوندی ص 124 .

[8] - مردان علم در میدان عمل ص 134 .

[9] - وسائل، ج 8 ؛ ص 134 .

[10] - همان ج 11، ص 400 .

[11] - فروع کافی جزء 5 ص 59

[12] - نفس المهموم ، ص 239 . 

[13] - سوگنامه آل محمد، ص 449 چاپ اول.


٢٣:١٧ - يکشنبه ١٦ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٢٢٣    /    تعداد نمایش : ١٧٦


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.