فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

تقوای الهی وآثار آن

تقوای الهی وآثار آن

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا و مولانا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و آله الطیّبین الطّاهرین المعصومین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی یوم الدین، قال الحکیم فی کتابه الکریم: یا ایّها الّذین آمنوا ان تتّقوا الله یجعلّ لکم فرقاناً و یکفّر عنکم سیّآتکم و یغفر لکم والله ذوالفضل العظیم.[1]

ترجمه: ای کسانیکه ایمان آوردید! اگر تقوای الهی داشته باشید، خداوند متعال به شما فرقان یعنی نورانیت و بصیرت خاصی می دهد که قدرت تشخیص و شناخت حق را از باطل پیدا می کنید و گناهان تان را می پوشاند و شما را می آمرزد و خداوند صاحب فضل و بخشش بزرگ است.

تقوای الهی وآثار آن است

این آیه شریفه به اهمیت تقوای الهی و آثار آن در سرنوشت انسان اشاره دارد و یکی از مسائل مهم سرنوشت ساز انسان را بیان می کند: و آن اینکه: انسان در راه رسیدن به پیروزی ها و سعادت، در مسیر، پرتگاهها و بی راهه های خطر ناک وجود دارد که به خوبی اگر نبیند و نشناسد و از آنها پرهیز نکند، چنان سقوط می کند که اثری از او باقی نخواهد ماند! لذا مهمترین مسأله شناخت حق و باطل، شناخت دوست و دشمن، نیک و بد، عوامل سعادت و بدبختی، مفید و زیان می باشد.

اگر انسان حقایق متذکره را بشناسد، رسیدن به مقصد برایش سهل و آسان خواهد بود، گرفتاری بشر این است که در خیلی از موارد متذکره دچار اشتباه می شود. باطل را بجای حق می پندارد، دشمن را بجای دوست، بی راهه را بجای شاه راه انتخاب می کند. اینجا است که انسان نیاز مند درک و دید نیرومند و بصیرت و روشن بینی فوق العاده می باشد که حقایق  متذکره را خوب بشناسد و گرفتار اشتباه نشود.

اثر اول

آیه شریفه بیان کننده این مطلب است، اگر تقوای الهی داشته باشید، خداوند متعال به شما بصیرت و روشن بینی می دهد و این ثمره درخت تنومند تقوا است، امّا چه پیوند بین این بصیرت و پرهیز از گناه و هوا و هوس سرکش است؟ وقتی کمی دقت کنیم، رابطه بین این دو روشن می شود.

توضیح: عقل انسان برای درک حقایق آماده است، امّا پرده های از حرص، طمع، شهوت، خود بینی، حب زیاد به مال و زن و فرزند، جاه، مقام، منصب. مانند دود غلیظ و سیاه در مقابل دیده عقل پیدا می شود! مانند غبار غلیظی اطراف را می پوشاند، انسان در چنین محیط تاریک، چهره حق و باطل را نمی بیند!

امّا اگر با آب تقوای الهی این غبار غلیظ زدوده شود و دود سیاه از بین برود، دیدن چهره حق برای انسان سهل و آسان می شود. در روایات و آیات آمده که تقوا دارای چنین اثر عجیب است:

- واتقوا الله و یعلمکم الله.[2] تقوای الهی داشته باشید، خداوند به شما تعلیم می دهد.

- المؤمن ینظر بنورالله.[3] مؤمن با نور خدا می بیند.

- مولا امیر المؤمنین علیه السلام می فرماید: اکثر مصارع العقول تحت بروق المطامع.[4] اکثر به زمین خوردن عقل در اثر برق طمع ها است که چشم عقل را از کار می اندازد که پرتگاه ها و لغزشها را نمی بیند!

پس تقوای الهی و پرهیز از گناه و معصیت موجب می شود که خداوند متعال به انسان روشن بینی و بصیرت و شناخت حق و باطل... را می دهد.

علاوه بر بصیرت، خداوند متعال گناه های انسان را می پوشاند و آثار گناه را از بین می برد: و یکفر عنکم سیآتکم. خداوند متعال او را مشمول آمرزش خود قرار می دهد: و یغفر لکم.

اثر دوم

و من یتق الله یجعل لکم مخرجاً.[5] هرکس از گناهان پرهیز کند و از آلوده شدن به گناه خود را نگهدارد، خداوند متعال برای او راه نجات قرار می دهد و مشکلات زندگی او را حل می کند. این آیه شریفه، نور امید را در دل ها زنده می کند و یأس و نا امیدی را از بین می برد، حدیث از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است که ابوذر غفاری نقل می کند: انی لأعلم آیةً لو أخذ بها الناس لکفتهم «من یتّق الله یجعل لکم مخرجاً»الآیة فما زال یقولها و یعیدها.[6] من آیه ای را می شناسم که اگر انسانها دست به دامن آن بزنند، برای حل مشکلات آنها کافی است و آیه شریفه: من یتق الله... را تلاوت فرموده و بارها تکرار می کرد.

در حدیث دیگر از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است: روی عن عطاربن یسار عن ابن عباس قال: قرأ رسول الله صلی الله علیه و آله: «و من یتق الله یجعل له مخرجاً» قال: من شبهات الدنیا و من غمرات الموت و شدائد یوم القیامة.[7] کسیکه تقوای الهی داشته باشد، خداوند متعال او را از شبهات دنیا و سختی مرگ و گرفتاری روز قیامت رهایی می بخشد.

پس اثر تقوای الهی منحصر به امور دنیا نیست، بلکه شامل قیامت هم می شود. روایت دیگر از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: من اکثر الاستغفار جعل الله له من کل هم فرجاً و من کل ضیق مخرجاً.[8] هر کس بسیار استغفار کند و لوح دل را از زنگار گناه بشوید، خداوند متعال او را از هر اندوهی گشایش و از هر تنگنائی راه نجات قرار می دهد.

دنباله آیه شریفه: و یرزقه من حیث لا یحتسب. در اثر تقوای الهی، خداوند به این بنده که درهای روزی به روی او بسته شده، اما از دری روزی می دهد که خودش گمان نمی کند. البته در طلب روزی این بنده تلاش بکند زحمت خود را بکشد. و من یتوکل علی الله فهو حسبه. کسیکه امورش را به خداوند متعال واگذار کند، خداوند او را کفایت می کند.

داستان پدر مقدس اردبیلی

البته داستان مفصل است، خلاصه أش را نقل می کنم: محمد پدر مرحوم مقدس اردبیلی«قدس سره» درس طلبگی را نیمه کار رها کرده و از نجف اشرف به روستای خودش بنام: نیار برگشت و مشغول کشاورزی شد. یک روز بعد از کار روزانه، خسته، کنار نهر آب دراز کشیده بود تا خستگی را برطرف کند، بعد بلند شد؛ آبی به صورت خود بزند، از دور سیب سرخی نظر او را جلب کرد، سیب را گرفت، اول دلش نمی خواست بخورد! اما از آنجائی که مدتی سیب نخورده بود، هوس کرد بخورد! سیب را خورد، بعد به فکرش آمد که این سیب مال او نبوده، آیا صاحب او راضی هست یا نه؟ نهر آب را دنبال کرد تا رسید به باغی که سرسبز بود و در آن انواع درختهای میوه و سیب های رنگارنگ و علفهای وحشی...  وجود داشت.

فریاد زد کسی هست؟ از دور، از کلبه ای پیر مردی بیرون آمد و جواب داد! گفت: آیا صاحب باغ شما هستید؟ گفت بلی!

جریان سیب را نقل کرد، بعد از آن، از پیر مرد حلالیت طلبید! پیر مرد وقتی گم شده خود را پیدا کرده بود! گفت: حلالت نمی کنم، محمد التماس کرد! پیر مرد گفت: شرط دارد! اما شرط هم خیلی سخت است، آیا می پذیری؟ محمد گفت: هرچه سخت باشد می پذیرم! پیر مرد گفت من دختری دارم کر، کور و شل است! باید به همسری انتخاب کنی! محمد به فکر فرو رفت، چه کند؟ از طرف حلالیت مشروط به این شرط است!

شرط را پذیرفت، مجلس عقد و عروسی برگزار شد، بعد از مراسم داماد وارد خانه عروس شد. دید زنی زیبا روی نشسته سلام کرد. تعجب کرد، این زن نه کر است و نه کور و نه شل می باشد، متحیر ماند!! پدر عروس ماجرا را بیان کرد که بتو گفتم: کر است! چون غیبت دیگران را نشنیده! اما اینکه گفتم: کور است! چشم او به نا محرم نیفتاده! اما اینکه گفتم: شل است! با دست ها و پاهای خود، کناه نکرده! لذا دنبال مردی مثل تو بودم، دخترم را به همسری او در آورم که خداوند متعال تو را برایم رسانید. این اثر تقوای الهی است که چنین همسری دین داری به او عنایت کرد و برکت این ازدواج مبارک، فرزند بزرگواری مثل مرحوم مقدس اردبیلی است![9]

اثر سوم

یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباساً یواری سوأتکم و ریشاً و لباس التقوای ذالک خیر * ذالک من آیات الله لعلهم یذکرون.[10] ای فرزندان آدم! لباس برای شما فرستادم که اندام شما را می پوشاند و مایه زینت شما است! اما لباس تقوای بهتر است، اینها همه از آیات خدا است تا متذکر نعمتهای او بشوید!

اما تشبیه تقوا به لباس، تشبیه بسیار رسا است، چون همانطوری که لباس، بدن فیزیکی انسان را از سوز سرما و گرما محافظت می کند و سپری در مقابل بسیاری از خطرات و نا زیبائی ها است و بدن را می پوشاند و زینت برای انسان است. لباس تقوا هم علاوه براینکه روح بشر را از زشتی گناه محافظت می کند، زینت برای او است و به شخصیت او می افزاید.

اثر چهارم

تقوای الهی بهترین توشه است: و تزوّدوا فإنّ خیرالزاد التقوای.[11] انسان در این جا «دنیا» همیشگی نیست! دنیا خانه موقت برای انسان است، مدتی زندگی می کند، بعد باید از این منزل گذرا به منزل جاویدان برود! امیر المؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: انما الدنیا دار مجاز والآخرة دار قرار، فخذوا من ممرّکم لمقرّکم.[12] دنیا خانه گذرا و آخرت جاویدان است و از گذرگاه خویش برای سر منزل جاودانه توشه بردارید. بازهم می فرماید: فإن تقوی الله مفتاح سداد و ذخیرة معاد.[13] تقوای الهی کلید هر در بسته و ذخیره رستاخیز است.

 خداوند متعال در قرآن کریم بهترین توشه را برای انسان معرفی می کند. می فرماید: بهترین توشه انسان تقوا است.

تقوای الهی برکات و آثاری دارد

- من جمله: خداوند بصیرت و روشن بینی فوق العاده و قدرت تشخیص حق و باطل... می دهد.

- من جمله: خداوند متعال در امور زندگی و اخروی سهولت می دهد و راه نجات می دهد.

- من جمله: لباس تقوای است که روح انسان را از صدمات و آسیب گناه محافظت می کند.

- من جمله: تقوای الهی بهترین توشه است.

- اعمال با تقوای الهی مورد قبول درگاه خداوند متعال است و لو کم باشد.

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: لایقلّ عمل مع التقوی، کیف یقلّ ما یتقبّل.[14] عمل با تقوا کوچک نیست، چگونه کوچک است؟ عملی که مورد قبول خداوند متعال است.

مصائب

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح اللّتی حلت بفنائک، علیک منی سلام الله ابداً و لاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم، السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

یتیمی درد بی درمان یتیمی

یتیمی خاری دوران یتیمی

الهی طفلی بی بابا نباشد

اگر باشد در این دنیا نباشد

روضه وداع امام حسین علیه السلام با اهل حرم:

امام حسین علیه السلام برای وداع به خیمگاه آمد، همه اهل حرم دور امام حسین حلقه زدند، هرکدامی با امامش درد دل می کرد! آقا جان میدان می روی! کی ما را به مدینه جد مان می برد... !؟ بعد از وداع حرکت کرد، امام دید، ذوالجناح حرکت نمی کند، متوجه شد که کودک خرد سال امام حسین علیه السلام دستهای کوچک خود را دور پای اسپ حلقه زده! صدازد بابا جان از اسپ پائین بیا! امام علیه السلام پائین آمد! صدازد بابا جان مرا روی زانوی خود بنشان! امام علیه السلام دختر خرد سالش را روی زانویش نشانید! صدازد بابا جان دست یتیم نوازی روی سرم بکَش! همانطوری که دست یتیم نوازی روی طفلان مسلم کشیدی!

بعد امام علیه السلام طرف میدان حرکت کرد، یکدفعه ذوالجناح با کاکل خونین برگشت و صیحه زد! اهل حرم خیال کردند، مولای شان آمده! دویدند و دیدند، ذوالجناح با کا کول خونین، هرکدام اسپ را مخاطب قرار دادند! در این میان کودک خرد سال رو به اسپ کرده گفت: ای اسپ وقتی پدرم میدان رفت یا با لب تشنه به میدان رفت، بگو ببینم: وقتی شهادت به او آب دادند یا با لب تشنه شهید نمودند؟

اللهم عجل لولیک الفرج.

محمدعلی زکی



[1] - انفال 28.

[2] - بقره 282.

[3] - تفسیر نمونه.

[4] - نهج البلاغه حکمت 219.

[5] - طلاق 2.

[6] - مجمع البیان ج10ص 460 که تفسیر نمونه نقل کرده.

[7] - مجمع البیان ج10 ص460.

[8] - مجمع البیان ج 10 ص 460.

[9] - کتاب: آئینه اخلاص داستانهای از زندگی مقدس اردبیلی، نوشته مجید مجیدی.

[10] - اعراف 26.

[11] - بقره 197.

[12] - نهج البلاغه خطبه 203.

[13] - نهج البلاغه خطبه 230.

[14] - نهج البلاغه حکمت 95.


١٦:٤٩ - دوشنبه ١٧ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٢٦٥    /    تعداد نمایش : ١٨٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.