فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

قرآن ، کتاب زندگی

قرآن ، کتاب زندگی

بسم الله الرحمن الرحیم  الحمد لله الذی هدانا سواء الطریق و جعل لنا التوفیق خیر رفیق و الصلوة و السلام علی محمد الصدیق (صلی­ الله­ علیه ­وآله ­وسلم) و علی آله الذین هم به الاقتداء یلیق و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین و بعد قال الله الحکیم فی کتابه الکریم: انه بسم الله الرحمن الرحیم إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي‏ هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنينَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبيرا[1]،وقال رسول الله (صلی­ الله­ علیه­ وآله) ان اعظم آیة فی القرآن آیة الکرسی.[2]

اجازه دهید پیش از بیان عرایض خودم، یک مسئله­ی شرعی را خدمت شما عزیزان و بزرگان یادآوری نمایم.

چند چیز بر مجنب حرام است: 1. رساندن جایی از بدن به خط قرآن کریم. 2. خواندن سوره­ها­یی که سجده واجب ­دارند که در اصطلاح از آن­ها به سوره­های عزایم، تعبیر می­شود. سوره­هایی که سجده واجب­ دارند، چهار سوره هستند: الف. سوره­ سی­و دوم قرآن کریم (الم تنزیل). ب. سوره چهل و یکم قرآن کریم ( حم سجده). ج. سوره­ پنجاه­ و سوم قرآن (النجم) د. سوره نود و ششم ( اقرء). شخص جنب حتی اگر یک حرف از این چهار سوره را بخواند حرام است.

تفسیر آیه: از آن­جا که (اقوم) صیغه­ی افعل تفضیل است به معنی صاف­تر و مستقیم­تر و پابرجاتر می­آید. و به این ترتیب مفهوم آیه فوق چنین است که قرآن به طریقه­ی محکم که مستقیم ترین و صاف­ترین طرق است دعوت می­کند. صاف و مستقیم از نظر عقائدی که دعوت به عرضه می­کند.

عقائدی روشن، قابل درک، خالی از هرگونه ابهام و خرافات. عقائدی که دعوت به عمل دارد نیروهای انسانی را بسیج می­کند و میان انسان و قوانین عالم طبیعت هماهنگی برقرار می­سازد. صاف­تر و مستقیم تر از این نظر که میان ظاهر و باطن، عقیده و عمل، تفکر و برنامه هم­گانی ایجاد کرده است. و همه را به سوی الله دعوت می­کند. صاف­تر و مستقیم­تر از نظر قوانین اجتماعی، اقتصادی و نظامات سیاسی که بر جامعه ­ی انسانی حکم فرماست که هم جنبه­ های معنوی را پرورش می­دهد و هم از نظر مادی تکامل آفرین است.

از افراط، تفریط، حرص، طمع، اسراف، تبذیر، بخل، حسد، ضعف و استکبار رهایی می­بخشد. و بالاخره صاف­تر و مستقیم­تر از نظر نظام حکومتی که بر پا دارنده­ی عدل است و درهم کوبنده­ی ستم و ستم­گران. آری قرآن کریم به طریقه­ی روشن هدایت می­کند که در تمام زمینه­ها صاف­ترین و مستقیم­ترین و ثابت­ترین طریقه است.[3]

جمله شریفه­ی (یهدی للتی هی اقوم) را دو گونه می­توان معنی کرد: الف. قرآن کریم به پای­دارترین شیوه هدایت می­کند. ب. قرآن کریم استوار ترین ملت­ها را هدایت می­کند.

پیام­ها

آن­چه از این آیه شریفه به عنوان پیام، برای عموم مسلمانان قابل برداشت و پیروی کردن است این­هایند:

1.خرافات و اوهام در منطق قرآن کریم راه ندارد. (یهدی للتی هی اقوم). 2. قرآن تنها کتابی است که قوانین ابدی و ثابت دارد. (یهدی للتی هی اقوم). 3. دریافت اجر به ایمان و عمل نیاز دارد ( المؤمنون الذین یعملون الصالحات).[4]

ممکن است گفته شود که بشر چه نیازی به کتاب آسمانی قرآن دارد؟ برای تبیین نیاز­مندی انسان­ها به کتاب آسمانی قرآن، ناچارم از یک مثال ملموس و عینی استفاده نمایم. مثلا: تمام کارخانجات دنیا برای تولیدات خود، دفترچه راهنما تهیه و به همراه محصولات خود به مشتریان ارائه می­دهند. این دفترچه ­ها مشتریان را راهنمایی می­کند که چگونه از آن کالا بهره­ مند شوند. نویسنده این دفترچه کیست؟ آیا جز طراح و سازنده­ی کالا فرد دیگری صلاحیت نوشتن آن­را دارد؟ هرگز.

ما نیز سازنده و آفریدگار داریم که برای راهنمایی ما دفترچه­ ی به نام قرآن کریم، نازل کرده است. و دیگر هیچ کسی حق قانون­گذاری برخلاف آن­را ندارد. زیرا فقط سازنده می­داند که چه ساخته است و تنها کسی که به تمام زوایا و ابعاد محصول، آگاست سازنده­ی آن است. او راه بهره­ گیری صحیح و آفات و موانع رشد آن­را می­داند. در یک جمله قرآن دفترچه راهنمایی زندگی انسان است.

قاری قرآن به سه چیز احتیاج دارد. الف. قلب خاشع. ب. بدن فارغ از مشاغل. ج جایی خالی از اغیار. پس هر وقت قلبش برای خدا خاشع شد، هر آینه شیطان از او دور خواهد شد و چون از اسباب دنیوی فارغ باشد، موجب تجرد قلب برای قرائت قرآن می­شود و چون جای خلوت برای قرائت اختیار کند، آن­گاه روحش با خداوند انس می­گیرد و طهارت مکالمه با خداوند را می­یابد و انواع الطاف و کرامات از قرآن برایش آشکار خواهد شد.[5]

همان­گونه که امیرالمؤمنین (علیه­ السلام) فرمودند: قرآن کریم اقیانوس بی­کران است که رسیدن به اعماق آن جز برای معصومین (علیهم ­السلام) میسر نیست. با این­حال هم خود قرآن کریم و هم حضرات معصومین (علیهم ­السلام) به مردم توصیه می­فرمایند که در آیات قرآن تدبر کنند. قرآن کریم می­فرماید: «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْباب»‏[6]

قران کریم به این مقدار اکتفا نکرده بلکه کسانی را که در آیات قرآن، تدبر و اندیشه نمی­کنند مورد مؤاخذه قرار می­دهد: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها»[7]

پیامبر اکرم صلی­ الله­ علیه ­وآله و ائمه معصومین علیهم­ السلام سفارش­های بسیاری در رجوع به قرآن و تدبر در آیات آن، فرمودند به ویژه هنگامی که فکر جامعه دچار آشفتگی و تیرگی گردد و شبهه­ های در میان مسلمانان رخ دهد که موجب انحرافات فکری و عقیدتی شود. در چنین شرایطی تأکید شده است که حتما به قرآن مراجعه کنید.

پیامبر اکرم صلی ­الله­ علیه­ وآله فرمودند: « اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن.»[8] با این­که دربسیاری ازروایات می­خوانیم که علم کامل قرآن نزد پیامبر اکرم (صلی ­الله ­علیه ­وآله) و ائمه معصومین علیهم­ السلام است. با این حال می­بینیم که هم خود پیامبر اکرم صلی­ الله ­علیه­ وآله وهم ائمه معصومین علیهم ­السلام تأکید می­کنند که به قرآن کریم مراجعه کنند. و حتی می­فرمایند اگر در صحت روایات منقول از ما شک کردید آن­ها را با قرآن بسنجید. به همین خاطر در روایات بابی به نام عرض الاخبار علی الکتاب وجود دارد. و در کتاب­های اصول، در باب تعادل و تراجیح ذکر می­شود که یکی از مرجحات روایات، موافقت و عدم مخالفت آن با قرآن کریم است.

روزی پیامبر اکرم صلی ­الله ­علیه ­وآله قرآن تلاوت می­کردند :والنجم اذا هوی مردی از قریش در محضر آن­حضرت بود گفت: ( کفرت برب النجم) پیامبر اکرم صلی­ الله­ علیه­ وآله فرمودند: خداوند بر تو سگی را مسلط نماید. پس از چند روز آن مرد خواست به سفر شام رود، در بین راه شیری را دید و از ترس لرزه بر اندامش افتاد. افرادی که همراه او بودند گفتند تو را چه شده است که این قدر خوف­ناکی؟ ما با تو هستیم .

مرد قریشی گفت: محمدصلی­ الله­ علیه ­وآله بر من نفرین کرده است می­ترسم آن نفرین بر من اثر گذارد. چون شب خواستند بخوابند آن مرد را در وسط خود قرار داده و همگی دور تا دور او خوابیدند. پاسی از شب گذشته بود که ناگهان شیر بزرگی پیدا شد و از میان افراد گذشت و آن مرد قریشی را پیدا کرد و اعضایش را از هم درید و استخوان­های او را شکست و او به خاطر بی­احترامی به قرآن به درک واصل گردید.

ولید و تیر باران کردن قرآن

روزی ولید بن زید بن عبدالملک مروان، تفألی به قرآن زد این آیه آمد: «وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنيدٍ»[9] ولید ناراحت شد و از این بدش آمد و نپسندید و قرآن را محکم به زمین کوبید و آن­را تیر بارن کرد. آن­قدر بر قرآن تیر زد که سوراخ شد و این شعر را خواند:

تهددنی بجبار عنید                                              فها أنا ذاک جبار عنید

إذا ما جئت ربک یوم حشر                                           فقل یارب مزقنی الولید.[10]

دو نمونه از احترام حقیقی به قرآن

1.فضیل بن ایاض از سر دسته­های دزدان و جنایت کاران عصر هارون رشید بود. شبی شمشیر خود را برداشت و با این تصمیم که به خانه­ی برود و با ناموس دیگری که دختر بود، عمل منافی عفت انجام دهد. بر پشت بام آن خانه پرید و همین که خواست خود را به درون خانه بیفکند و سراغ بستر آن دختر رود، ناگاه شنید همسایه آن خانه، نیمه شب برخواسته و قرآن می­خواند. گوش کرد شنید این آیه را می­خواند: « أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا يَكُونُوا كَالَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُون‏»[11]

فضیل آن­چنان تحت تأثیر قرار گرفت که بی­درنگ گفت: (یارب القرآن) ای پروردگار قرآن اکنون وقت خشوع در برابر تو فرا رسیده است. او همان لحظه توبه حقیقی کرد و به سوی خدا بازگشت. در مسیر راه شنید کاروانی می­گویند تا صبح نشده از این­جا با سرعت برویم که دژخیمان فضیل ما را غارت نکنند. فضیل خود را به آن­ها معرفی کرد و به آن­ها قول داد که در امان هستند و او دیگر از این کارها نمی­کند. سرانجام فضیل از پارسایان و پرهیزگاران شد و به شهر مکه آمد و آن­جا در کنار کعبه، سکونت نموده و همواره به عبادت مشغول بود تا روز عاشورای سال 87 هجری قمری از دنیا رفت.[12]

2.دو نفر از محترمین در بیابان سوزان حجاز مسافر جایی بودند و از آن­جا می­گذشتند. راه را گم کردند خیمه­ی دیدند به آن نزدیک شده سلام کردند. زن در خیمه بود جواب سلام داد و پرسید کسیتید؟ گفتند مسافر و راه را گم کرده­ایم. اجازه داد وارد خیمه شدند آن زن گفت: بنشیند تا فرزندم بیاید از شما پذیرایی کند. موقع آمدن فرزندش نزدیک شد. زن چند بار از داخل خیمه، یک طرف پرده را بالا زد و به بیابان نگاه کرد ولی یک بار که پرده را بالا زد ناراحت شده گفت شتر فرزندم می­آید ولی دیگری بر آن سوار است. وقتی سوار نزدیک خیمه رسید با صدای بلند گفت: «ام عقیل، خداوند در مورد فرزندت به تو اجر دهد». زن پرسید مگر فرزندم مرد؟ گفت بلی پسرت در کنار چاه آب بود. شترها به هم ریختند و او در چاه افتاد.

زن مصیبت دیده خود را نگه داشت و گفت تو فعلا بیا از مهمان­ های من پذیرای کن و سپس گوسفندی آورد و به او داد تا ذبح کند و با آن­حال برای میهمان­ ها غذا تهیه نمود. پس از صرف غذا جلو آمد و گفت آیا شما از قرآن آیه­ یا آیاتی را می­دانید؟ گفتند بلی. گفت برای تسلی خاطر دل من در مصیبت فرزندم چند آیه بخوانید.

یکی از مسافرین شروع به خواندن قرآن کرد: « الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ* أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ»[13]

زن با هیجان شدیدی او را قسم داد این­که خواندی قرآن بود؟ گفت: بلی و الله قرآن است. زن برخواست چند رکعت نماز خواند و گفت: « اللهم انی فعلت ما امرتنی به فانجزنی ما وعدتنی به»[14] و با گفتن این جمله به اشک و آه خود در مصیبت فرزند خویش خاتمه داد.

قرآن در مجلس یزید

همه دیده­اید که وقتی قاری، قرآن را تلاوت می­کنند مردم با صدای بلند الله الله، او را تشویق می­کنند و چنین شخصی در پیش مردم عزیز و محترم است و او را در بهترین مکان جای می­دهند. اما تاریخ یک حادثه دل­خراش را از قرائت قرآن ضبط کرده است که آن­جا قاری، قرآن می­خواند ولی مردم به جای تشویق سنگش می­زدند و نا نجیبی چوب خیزران بر لب و دندانش می­زد. جایی که سر مبارک امام حسین (علیه­ السلام) بالای نیزه بود و قرآن تلاوت می­کرد. یزید از پدرش قرآن به نیزه کردن را آموخته است.

پدر این را به صفین امتحان کرد                  که قرآن را به نیزه می­توان کرد

پسر در شام و کوفه پیروش شد                      سر قرآن ناطق بر سنان کرد.

اما نمی­دانم این نانجیب چطور دلش آمد با چوب خیزران بر لب و دندان امام حسین علیه­ السلام بکوبد؟ لب و دندانی که قرآن تلاوت می­کند بوسیدنی است همان­گونه که پیامبر گرامی (صلی­ الله ­علیه­ وآله) می­بوسید. لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.     

محمدعلی سمائری


[1] . همانا این قرآن به استوار ترین راه هدایت می­کند و به مرمنانی که کارهای شایسته انجام می­دهند بشارت می­دد که بر ای­شان پاداش بزرگ است. اسراء/9.

[2] . رسول مکرم اسلام (صلی­ الله ­علیه­ وآله) فرمودند: بزرگ­ترین آیه در قرآن کریم آیة الکرسی است. الحدیث، ج2، ص382.

[3] . ر. ک. تفسیر نمونه، ج12، ص37.

[4] . تفسیر نور، ج7، ص26.

[5] . تذکرة الحقایق، ص16.

[6] . کتاب پر برکتی را بر تو نازل کردیم تا در آیات آن تدبر کنید. ص/29.

[7] . آیا در قرآن نمی­ اندیشند یا این­که بر دل­های­شان قفل زده شده است. )/ 24.

[8] . هنگامی که فتنه­ ها همانند پاره­ های شب تیره شما را فراگیرد به قرآن روی آورید. اصول کافی، ج2، ص438.

[9] . ابراهیم/15.

[10]. من خودم جبار و عنیدم. تو مرا تهدید می­ نمایی به جبار عنید. چون روز قیامت شود به پروردگارت بگو ولید مرا پاره پاره کرد. خزینة الجوهری، ص528.

[11] . آیا وقت آن نرسیده است که دل­های مؤمنان در برابر ذکر خدا و آن­چه حق نازل کرده خاشع گردد؟ حدید/ 16.

[12] . پندهای جاویدان، ص331.

[13] . بقره/ 156 و 157.

[14] . خدایا من امر تو را اطاعت کردم و در مرگ فرزندم صبر می­کنم تو نیز در باره من به وعده­ات وفا کن. الحدیث، ج2، ص387.


١٦:٥١ - دوشنبه ١٧ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٢٦٧    /    تعداد نمایش : ١٩٨


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.