فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

صبر در اسلام

صبر در اسلام

   اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ، بسم الله الرحمن الرحیم ، الحمدلله رب العالمین بارء الخلائق اجمعین، باعث ا لانبیاء و المرسلین، حافظ السموات و الارضین، ثم الصلاة والسلام علی عبدالله و رسوله حبیبه و صفیه و حافظ سره ومبلغ رسالاته سیدنا و نبینا ومولانا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و آله وسلم  و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، اما بعد قال الله تبارکه و تعالی فی کتا به الکریم قوله الحق و هو اصدق الصادقین.  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، وَ الْعَصْرِإِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالْحَقّ‏ِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالصَّبرِْ [1].

   براساس سوره مبارکه عصر انسان بدون داشتن چهار صفت وفضیلت: ایمان به خدا وروز جزا، عمل صالح، توصیه به حق وسفارش به صبر زیانکار است. بحث وبررسی این چهار فضیلت در یک جلسه و یا یک مقاله نمی گنجد علماء ودانشمندان اسلامی راجع به این فضائل سخنرانی ها وکتاب های متعدد را ارائه نموده اند. اما بنده می خواهم به قدر توان راجع به موضوع « صبر» خدمت شما عزیزان ومؤمنان عرایض داشته باشم. بدون تردید طبق دستورات قرآن کریم یکی از فضائل مهم اخلاقی مؤمنان صبر واستقامت است، اما کدام « صبر»؟ و چگونه « صبر»؟ برای این که پاسخ مناسب ودر خوری تهیه کنیم ضرورت دارد در آغاز صبر را معنی کنیم و در ادامه از اهمیت، اقسام و درجات «صبر» سخن بگوییم.

مفهوم صبر

واژه «صبر» در لغت به معنی حبس کردن و بازداشتن است، کسی که خود را از انجام کاری بازدارد«صبر» کرده است[2]. مثلا انسان در ماه مبارک رمضان قرار دارد و روزه گرفته است از خوردن و آشامیدن و گناه کردن اجتناب می ورزد ، این صبر کردن است، ایستادگی و مقاومت در مقابل تمایلات نفسانی صبر، مبارزه و استقامت است. علماء و دانشمندان اخلاق می گویند: «صبر» ثبات نفس در برابر بلاها، مصیبت ها، حادثه ها وسختی ها است[3]. بنا بر این، غالباً صبر در برابر هرچیزی و حادثه که باشد توأم با سختی، پایداری ومقاومت است واساساً بدون مشقت « صبر» تحقق نمی یابد مگر این که در سایه مداومت تقوا وپارسایی آسان شود و حقیقتاً صبر تحقق یابد. درمنابع و متون اسلامی وقتی موضوع «صبر » را مورد مطالعه قرار می دهیم در می یابیم که اهمیت، اقسام ودرجات « صبر» همراه باسختی وپایداری می باشد. 

اهمیت صبر

 خداوند در قرآن کریم ـ ودر سوره مبارکه « عصر» ـ بندگانش را پس از ایمان به خدا و روز جزا، عمل صالح و توصیه به حق به «صبر» سفارش کرده که در حقیقت جایگاه، منزلت واهمیت« صبر» را به عنوان یکی از فضیلت های اخلاقی و ایمانی مؤمن برای ما معرفی می نمایند که، بدون آن ضرر و زیان متوجه انسان می شود. چه اینکه انسان مؤمن باید زندگی أش توأم با کارهای نیک باشد و در راستای اعمال نیک همواره شیکیبایی داشته باشد. به عبارت دیگر، انسان مؤمن در عرصه زندگی در هر مقام ومسئولیت فردی، سیاسی و اجتماعی قرار بگیرد باید محور کاروتلاش خویش را نیک اندیشی، نیک خواهی و پارسایی قرارداده و در عین حال  در برابر سختی ها، و احیاناً نقض وضررهای جانی یا مالی «صبر» و شیکیبایی داشته باشد، تا در دنیا وآخرت مشمول پاداشهایی که خداوند وعده داده است بشود. مثلا، ( از باب مثال عرض می کنم): شخصی درجامعه اسلامی در رأس جامعه، رهبری سیاسی ـ احتماعی را بعهده می گیرد لیاقت، شایستگی وشرایط رهبری را هم دارد. چنین شخصی حتماً مدار و میزان کشورداری أش اجرای عدالت اجتماعی در تمام ابعادش می باشد و در راستای اجرا و تحقق عدالت چنان صبر و پایداری می نماید، تا به شهادتش منجر شود، نظیر أمیرالمؤمنین علی علیه السلام  که درباره ی آن حضرت گفته اند: « قُتٍل لشدت عدله ». به هر حال در ارتباط به اهمیت صبر قرآن کریم تاکیدات فراوان دارند خطاب به مومنان می فرمایند: « ... وَ اصْبرُِواْ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابرِِينَ [4]ـ صبر کنید که خدا با صابران است». رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم  در مورد اهمیت صبر فرمود: الصبر نصف الایمان ـ صبر نیمی از ایمان است[5]. و امام علی علیه السلام  می فرماید:« الصَّبرُ مِفتاحُ الدَّرکِ وَ النَّجحُ عُقبی من صَبَرَ ـ صبر کلید رسیدن به هدف است و موفقیت، عاقبت کسی است که صبر کند[6]. ومولوی راجع به اهمیت صبر در قالب شعر می گوید:

گفت پیغمبر خداش ایمان نداد     هرکه را نبود صبوری در نهاد

صبر تلخ آمد ولیکن عاقبت       میوه ی شیرین دهد پر منفعت.

حافظ می گوید:

   صبر و ظفر دوستان قدیمند        بر اثر صبر نوبت ظفر آید .

   در باب اهمیت صبر آیات و روایات زیادی در متون اسلامی داریم که مجال توضیح و بیان همه را نداریم ولی می خواهم، در قسمت اقسام و درجات «صبر»  سخنانم را ادامه داده وبه پایان برسانم.

اقسام صبر

 صبر نسبت به موضوع خود اقسامی دارد که به ترتیب ( خدمت شما حضار محترم) بیان می کنم:

1. ثبات ومقاومت نفس در برابر دشمن. خداوند می فرماید: « بَلىَ إِن تَصْبرُِواْ وَ تَتَّقُواْ وَ يَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَاذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بخَِمْسَةِ ءَالَافٍ مِّنَ الْمَلَئكَةِ مُسَوِّمِينَ [7] ـ آرى، (امروز هم درجنگ اُحد) اگر [ صبر، ] استقامت و تقوا پيشه كنيد، و دشمن به همين زودى به سراغ شما بيايد، خداوند شما را به پنج هزار نفر از فرشتگان، كه نشانه‏هايى با خود دارند، مدد خواهد داد! ». در جنگ اُحد وقتی مسلمانان بر اثر مخالفت از دستور پیامبر(ص) از دشمن شکست خوردند خداوند دربرابر این شکست به مسلمانان اطمینان داده وتوسط پیامبر (ص) به آنان خبرمی دهند: که اگر دشمن به فکر نابودی شما افتاده وبزودی برگردد وشما هم دربرابرآنان صبر وتقوا پیشه کنید (واز پیامبر وپیشوای خویش اطاعت کنید) شمارا با پنج هزار فرشته یاری می رساند.

2. ثبات ومقاومت نفس در مقابل بلایا، بیماریها ومحرومیتها چنانکه خداوند می فرماید: « لَّيْسَ الْبرَِّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لَاكِنَّ الْبرَِّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَْخِرِ وَ الْمَلَئكَةِ وَ الْكِتَابِ وَ النَّبِيِّنَ وَ ءَاتىَ الْمَالَ عَلىَ‏ حُبِّهِ ذَوِى الْقُرْبىَ‏ وَ الْيَتَامَى‏ وَ الْمَسَاكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّائلِينَ وَ فىِ الرِّقَابِ وَ أَقَامَ الصَّلَوةَ وَ ءَاتىَ الزَّكَوةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَ الصَّابرِِينَ فىِ الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُتَّقُون[8] ـ نيكى، (تنها) اين نيست كه (به هنگام نماز،) روىِ خود را به سوى مشرق و (يا) مغرب كنيد؛ (و تمام گفتگوى شما، در باره قبله و تغيير آن باشد؛ و همه وقت خود را مصروف آن سازيد؛) بلكه نيكى (و نيكوكار) كسى است كه به خدا، و روز رستاخيز، و فرشتگان، و كتاب (آسمانى)، و پيامبران، ايمان آورده؛ و مال (خود) را، با همه علاقه‏اى كه به آن دارد، به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مى‏كند؛ نماز را برپا مى‏دارد و زكات را مى‏پردازد؛ و (همچنين) كسانى كه به عهد خود- به هنگامى كه عهد بستند- وفا مى‏كنند؛ و در برابر محروميتها و بيماريها و در ميدان جنگ، استقامت به خرج مى‏دهند؛ اينها كسانى هستند كه راست مى‏گويند؛ و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اينها هستند پرهيزكاران! «.

  بطور خلاصه بیان می کنم، آیه مبارکه فوق برای ما مصادق نیکی ونیکوکاران را بیان می کند:

2/1. رو به قبله کردن در هنگام نماز.

2/2. ایمان به خدا ،روز رستاخیز، فرشتگان، کتاب آسمانی، وپیامبران.

3/2. انفاق مال خود را باتمام علاقه که بدان دارد؛ به خویشاوندان، یتیمان، مسکینان، واماندگان درراه، سائلان و بردگان.

4/2. برپاداشتن نماز.

5/2. پرداختن زکات.

6/2. وفای به عهد.

7/2. صبر واستقامت در برابر محرومیتها، بیماریها و در میدان جنگ. این موارد از مصادق نیکو کاری هست وعامل بدانها نیکوکار وکسانی هستند، که راست می گویند ( وگفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است).  

3. ثبات ومقاومت نفس در عبادت. خداوند می فرماید: وَ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبرِْ وَ الصَّلَوةِ وَ إِنهََّا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلىَ الخَْاشِعِين[9] ـ از صبر و نماز يارى جوييد؛ (و با استقامت و مهار هوسهاى درونى و توجه به پروردگار، نيرو بگيريد؛) و اين كار، جز براى خاشعان، گران است‏».

4. ثبات ومقاومت نفس در برابر مصیبت. نظیر صبر حضرت یعقوب علیه السلام در فقدان حضرت یوسف که خداوند می فر ماید: وَ جَاءُو عَلىَ‏ قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبرٌْ جَمِيلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلىَ‏ مَا تَصِفُون[10]ـ و پيراهن او را با خونى دروغين (آغشته ساخته، نزد پدر) آوردند؛ گفت: «هوسهاى نفسانى شما اين كار را برايتان آراسته! من صبر جميل (و شكيبايى خالى از ناسپاسى) خواهم داشت؛ و در برابر آنچه مى‏گوييد، از خداوند يارى مى‏طلبم!».

  تذکر: «صبر« جمیل؛ یعنی صبر بدون گلایه وشکایت و أما صبر غیر جمیل؛ یعنی صبر همراه باگلایه و شکایت. صبر واستقامت حضرت یعقوب در فقدان یوسف نمونه از صبر جمیل است، که قرآن کریم بیان می کند. نمونه های دیگر نیز از این دست صبر در تاریخ اسلام داریم، از آن جمله صبر امام حسین علیه السلام در برابر مصیبتهای وارده برخانواده و خود آن حضرت که در روز عاشورا در لحظه شهادتش فرمود: « رضاَََ بقضائک و تسلیماََ لامرک لا معبودَ سواک یا غیاثَ المستغثین[11]. نمونه دیگری از صبر جمیل باز هم در واقعه کربلا ومصیبتهای آن، ابن زیاد در کوفه برای ملاقات أسرای کربلاء مجلس ترتیب داد ودر آن مجلس رو به زینب سلام الله علیها می کند و می گوید: آنچه را که خدا بر سر برادر ودیگر اعضای خانواده أت آورد، چگونه دیدی؟ حضرت زینب سلام الله علیها خطاب به او می فر ماید: « ما رَئیتُ الاّ جمیلا ـ یعنی، مصیبتهای وارده برما وشهادت برادرم امام حسین علیه السلام راجزخوبی و زیبایی نمیبینم، که خداوند برای آنها مقدر کرده بود [12].

درجات صبر

صبر نسبت به انگیزه وهدف صبر کننده مراتب ودرجات دارد که به تر تیب [زیر]  توضیح می دهیم:

1. صبر برای نشان دادن قوت نفس خود به دیگران که پایین ترین مرتبه و درجه صبر است و صبرکننده هدف پایین دارد.

2. صبر برای رسیدن به پاداش های که خداوند وعده داده است. « وَ جَزَئهُم بِمَا صَبرَُواْ جَنَّةً وَ حَرِيرًا ـ و پاداش در برابر صبرشان بهشت و لباس های بهشتی است ». در رابطه به پاداش صبر امام صادق علیه السلام  از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم  نقل می کند: زمانی که قیامت بر پا می شود منادی حق فریاد می زند: کجایند آنان که صبر کردند؟ جمعیت با شکوهی از مردم، حاضر می گردند گروهی از فرشتگان از آن ها استقبال می نمایند و به آنها می گویند: صبر واستقامت شما چگونه بوده است؟ آنها در پاسخ می گویند: در راه اطاعت خداوند استقامت نمودیم ودر برابر گناه ایستادگی کردیم. منادی خداوند اعلام می کند: بندگان من راست می گویند، آزادشان بگذارید، تا بدون بازخواست، وارد بهشت شوند[13].

3. بالاترین درجه صبر صبری است که انسان رضایت خدا را بدست آورد. ما به عنوان نمونه صبر و پایداری امام حسین علیه السلام را دربرابر دشمنان اسلام به هدف حفظ اسلام و جامعه اسلامی بیان می کنیم. در روز عاشورا امام حسین علیه السلام  به منظور به دست آوردن رضایت خدا سختی ها و مصیبت های زیادی را متحمل شده اند، یکی از آن مصیبتهای وارده بر امام علیه السلام شهادت علی اکبرش می باشد. وقتی تمام یاران امام حسین علیه السلام  به شهادت می رسند وفقط اهل بیت حضرت، باقی مانده بودند. در این هنگام حضرت علی اکبر علیه السلام  که از زیباترین مردمان و خوش اخلاق ترین آنان بود پیش پدر رفت و اجازه ی نبرد با دشمنان را خواست. امام حسین علیه السلام  به او اجازه ی نبرد داد و بعد درحالی که نگاه مأیوسانه به او می کرد شروع به گریستن نمود، سپس فرمود:« ای خدا! تو خود شاهد باش، جوانی به میدان می رود که از لحاظ اندام، اخلاق و گفتار شبیه ترین شخص به پیامبر توست و ما هر گاه مشتاق دیدار پیامبرت می شدیم به او می نگریستیم.».

   علی اکبر علیه السلام  به طرف دشمنان حمله ور شد وبا آنها جنگ سخت و نمایانی کرد و عده ای بسیاری را به هلاکت رساند. سپس به سوی پدرش بازگشت و گفت: « پدرجان! تشنگی مرا از پای در آورده و سنگینی اسلحه طاقتم را بریده، آیا جرعه ای آب هست که به من بدهی؟».

   امام علیه السلام  به گریه افتاد و فرمود:« وای از این مصیبت! فرزندم از کجا آب بیاورم؟ برگرد و کمی دیگر مبارزه کن که به زودی به دیدار جدت محمد(ص) می روی و او را ملاقات می کنی و او تو را با جام لبریز خود چنان سیراب می کند که دیگر هرگز تشنه نخواهی شد».

  حضرت علی اکبر علیه السلام  به طرف میدان بازگشت و نبرد بسیار شدیدی کرد که ناگاه « منقذبن مرّه عبدی» او را هدف تیر قرار داد که در اثر آن تیر، علی اکبر علیه السلام  از پشت اسب بر زمین افتاد و فریاد زد: « پدر جان خداحافظ و سلام برتو باد! هم اینک جدم (پیامبر) را می بینم که به تو سلام می رساند و می فرماید:« ای حسین! زودتر به نزد ما بیا». سپس فریادی برآورد و به شهادت رسید. امام حسین علیه السلام  بر بالین علی اکبر آمد و صورتش را بر صورت او نهاد و فرمود:« خدا بکشد قومی را که تو راکشتند، چقدر بر خدا گستاخی کردند و حرمت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را شکستند، بعد از تو خاک بر سر دنیا باد!»[14].  

  لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. خدا اموات مؤمنین و مسلمانان و حاضران دراین مجلس را رحمت فرما. خدایا از سر تقصیرات ما درگذر و ما را به وظایف مان آشنا بفر ما. خدایا شهیدان راه دین و اسلام را از ما راضی وخوشنود بگردان. وحدت و همبستگی دربین امت اسلامی عنایت فرما. دشمنان اسلام رانابود ورسوا بگردان.  والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

محمدهاشم رضایی



[1]. تر جمه مکارم: به نام خداوند بخشنده مهربان‏، به عصر سوگند، كه انسانها همه در زيانند؛  مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، و يكديگر را به حق سفارش كرده و يكديگر را به شكيبايى و استقامت توصيه نموده‏اند!.

[2] ـ محمد ابن منظور: لسان العرب، ج 4، ص 9ـ 438 /. محمد بندریگی: فر هنگ عربی ـ فارسی، ص292، انتشارات اسلام ـ تهران/. ر ، ک: محمد مرتضی الزبیدی، تاج العروس عن جواهرالقاموس .

[3] ـ  مولا مهدی نراقی: جامع السعادات ج 2، تر جمه کریم فیضی، قم؛ 1388، انتشارات قا ئم آل محمد(عج). ر، ک: مولا احمد نراقی، معراج السعاده.

[4] - سوره انفال آیه 46

[5] ـ میزان الحکمه،  حدیث, 10044.

[6] ـ میزان الحکمه،  حدیث, 10077.

[7] - سوره آل عمران/ آیه125

[8] - سوره بقره/ آیه177

[9] - سوره بقره/ آیه 45

[10] - یوسف/ آیه 83

[11] ـ حماسه حسینی ج 1 ص 296.

: الهوف علی قتلی الطفوف، ترجمه : سید جواد رضوی، ص224، ناشر:موعود اسلام/ 1386.

[13] ـ کاظم سعید پور: داستان های موضوعی ص186 ، قم: نشر: جمال، 1383. ر ، ک: داستان ها و پندها،ج3، ص 4ـ53.

[14] ـ لهوف ، پیشین، ص159 ـ 163.  


١٥:٠٤ - سه شنبه ١٨ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٣٠١    /    تعداد نمایش : ١٤٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.