فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

اهمیت امر به معروف و نهی ازمنکر در اسلام

اهمیت امر به معروف و نهی ازمنکر در اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله ربّ العالمین الذی کرّم بنی آدم بالتّقوی والیقین والصلاۀ والسّلام علی سیّدنا محمّد وآله الطّاهرین ولعنةُ الدائمة علی اعدائهم اجمعین الی قیام یوم الدّین اما بعد قال الحکیم فی قرآنه الکریم: «المؤمنون والمؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن‌المنکر و یقیمون الصلاة ویؤتون الزکاة و یطیعون الله و رسوله اولئک سیرحمهم الله ان الله عزیزحکیم».[1]

مقدمه

 لحظاتی که خدمت شما سروران گرامی قراردارم بحثم را پیرامون اهمیت امر به معروف ونهی ازمنکر وآثار و فوايد آن را به عرض میرسانم قبل از آنکه وارد بحث اصلی شوم مطالبی را به عنوان مقدمه خدمت شما تقدیم میدارم. سوال این است که آیا مسلمین در تاریخ اسلام منصب و یا دایره‌ای را بنام امربه معروف ونهی ازمنکر اختصاص میدادند یاخیر؟اصل امربه معروف ونهی ازمنکر شکی نیست که درتاریخ اسلام در بین مسلمان ها وجود داشته است.

 باتوجه به تاریخ اسلام این مطلب به دست می‌آید که در ابتدای تاریخ اسلام منصب و دایره ای تحت عنوان امربه معروف و نهی از منکر وجود نداشته است شواهدی تاریخی نشان میدهد که درقرن سوم و چهارم دایره ای را حکومت اسلامی برای امربه معرو.ف ونهی ازمنکر اختصاص داده بودند همانند دایره‌ای قضا.

 کسانی که این دایره را اداره می کردند اشخاص عالم و مطلع در امور دینی بودند و با ورع وتقوی بودند تا یک نوع احترام دینی در بین مردم داشته باشند آمرین به معروف وناهین از منکرکنندگان، ناظرین ومراقبین براعمال مردم بودند که مرتکب بدیها وزشتیها نه شوند مخصوصا می‌خوارگی می‌خواران سخت تحت نظر قرار میدادند لذا ازین جهت است که شعراء می‌نوش و شراب خوار به نام محبوب خویش، غزل می سرودند از جور آمرین به معروف و ناهین از منکر که بنام محتسب مشهور بودند در اشعار شان از جور آنها می نالیدند گاهی خدا را شکر می کردند که محتسب از دنیا رفته است: ای دل بشارتی دهمت که محتسب نماند/ وزمی جهان پراست ومی‌گسارهم. دراینجا این نکته قابل اهمیت است که در سابق قلمرو ویا محدوده ای امرین به معروف وناهین به منکر وصلاحیت آن چه اندازه بوده است؟

 جرج زیدان میگوید:

 «دایره آمرین به معروف وناهین ازمنکرکاری را انجام میدادندکه امروزشهرداریها انجام میدهند مثلا شهر داری یکی از وظایف اش این است که لبنیات فروشی روی شیر وماست خویش را بپو شاند که حشرات ومگس هاروی آن نشیند وتا کثیف وآلوروده نشود پارچه ای راقصاب ویاکبابی روی گشتش بی اندازد ویاروز یگ بارپارچه را آب بکشد ویا اگرحصارشهرخراب می شود برشهردار است که آن را بسازد به گفته ای وی وظیفه ای دایره آمرین به معروف و ناهین از منکر وظیفه شهردار امروزی میباشد».

 ولی آنچه که مسلم است وظیفه و دایره امربه معروف و ناهین از منکرآنچه راکه جرج زیدان فرموده خلاصه به آن نمی شود بلکه آمرین به معروف ونهی ازمنکرکنندگان با روزه خواران بی نمازان ومی خوارگان مبارزه می کردند نظارت برمساجد ومنابرداشتن که مبادا واعظان روی منابرحدیث دروغ ساختگی را نخوانند.

جایگاه امربه معروف ونهی ازمنکر

دراسلام امربه معروف یکی ازصول مهم است که هیچ اصلی نمی تواند جایگزین آن بشود زیرا ازیک قداست خاص برخوردار می باشدکه جانشین وجاگزین نداردچونکه این یک اصل است که مبنی وپایه دینی دارد وازیک رنگ وصبغه ای دینی خاص برخوردار میباشد و لذا تک تک افرادجامعه این اصل راوظیفه ای خویش میداند واین اصل را درتمام ادوارتاریخ تقویت میکردند و از طرفی کسانیکه که وظیفه ای امربه معروف ونهی ازمنکررا به عهده داشتن برای آنها احترام خاص قایل بودندخوب برای اینکه بدانیم ازنظراسلام این اصل دارای چه ارزش واهمیت وعظمت درجامعه میباشد.

 دراین جا توجه شماحضرات محترم را به آیات واحادیث که دراین مورد وارد شده است جلب می نمایم  خداوندمتعال درسورتوبه آیه71 می فرماید{المومنون و المؤمنات بعضهم اولیاءبعض یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکرویقیمون الصلاة ویؤتون الزکاة ویطیعون الله ورسوله اولئک  سیرحمهم الله ان الله عزیزحکیم}مردان مؤمن وزنان مؤمنه برخی با بعضی دوستار یک دیگرند امربه خوبی ها و نهی از زشتی ها میکنند اقامه نماز واداء زکاة مینمایند وازخدا و رسول اش اطاعت مینمایندآنها کسانی هستند که به زودی مورد لطف و رحمت خدا قرار میگرند خداوند غالب و حکیم است".

 در این آیه مبارکه چنانچه ملاحظه میفرمایید قسمت های به صورت علت ومعلول سبب ومسبب اثر و مؤثر ذکر شده است که عبارت است ازلازمه ایمان واقعی وحقیقی نه ایمان تقلیدی وتلقینی رابطه ودوستی وعشق وعلاقه به هم دیگراست که درحقیقت سرنوشت هم دیگر را تعیین میکنند وهم چنین ازلازمه ای این محبت و دوستی امربه معروف ونهی ازمنکرکردنداست که همه ای آنها از ایمان واقعی افراد سرچشمه میگیرد از لازمه ای امربه معروف ونهی از منکر قیام بندگان به عبادت واطاعت خدای سبحان است وخاضع وخاشع شدند در مقابل خداوند متعال است و از لازمه ای این امور این است که رحمت خداوند شامل حال این بندگان می شود چون خداوندعالم است قادراست حکیم است کارهای خویش را براساس حکمت خویش انجام میدهد لذا رحمت واسعه اش را شامل حال چنین بندگان خاص خویش می‌کند که امربه معروف ونهی ازمنکرکنند در آیۀ دیگرخداوند میفرماید که درحقیقت عظمت ومقام بالای امر به معروف ونهی ازمنکر را نشان میدهد در این آیه امت پیامبراسلام رابهترین امت قلمداد می‌کند زیرا این ا مت امر به معروف ونهی ازمنکرمیکنند کنتم خیرامة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکروتؤمنون بالله»[2]

 نکته مهم که دراین آیه قابل توجه است دراین آیه امرمعروف ونهی ازمنکررا به ایمان به خدا مقدم میدارد تا بیان گر این معنی باشد که بدون این دو فریضه ریشه‌های ایمان به خدادر دلها سست می‌گردد به تعبیر دیگر ایمان به خدا به آن دو فریضه استوار است

 هم چنین در مقابل خداوند متعال بی ارزش بعضی ازاقوام وملتها رادرامربه معروف ونهی‌ازمنکر نکردند آنها قلمداد می‌کند چنانچه در سوره هود آیه 126و در سوره مائده آیه 79 میفرماید{فلولاکان من القرون من قبلکم الوبقیة ینهون عن الفساد}چرا در قرون واقوام قبل از شما دانشمندان صاحب قدرتی نبودندکه ازفساد در روی زمین جلوگیری کنند در سوره ای مائده می فرماید{کانولایتناهون عن المنکرفعلوه لبأس ماکانویفعلون}چرا آنها از اعمال زشتی که انجام می‌دادند یکدیگر را نهی نمی‌کردند چه بدکاری انجام میدادند و چنانچه مستحضرید در این دوآیه که خدمت شما حضارگرامی قرائت گردید علت به ارزشی این دو گروه را به تفاوتی آنها در مقابل ایندواصل بوده است.

 حال دراین اینجا مناسب است که آحادیث از ائمه معصومین علیهم السلام که در مورد اهمیت وعظمت وارزش امربه معروف ونهی از منکروارد شده بخوانم تا اینکه بدانید جایگاه ونقش امربه معروف را در اسلام وآثار ونتایج که درزندگی فردی واجتماعی انسان دارد به تعبیردیگر تنها اصلی که می‌تواند ضامن بقای ارزشهای انسانها در زندگی فردی و اجتماع باشد، ایندو اصل میباشد امام باقر علیه السلام چه بیان درر بار در این زمینه دارد چه قدر ارزش وعظمت واهمیت وآثار ونتایج ایندواصل رادراین حدیث ترسیم میکند می فرماید: «ان الامربالعروف والنهی عن المنکرفریضة عظیمة تقام بها الفرائض وتآمن المذاهب وتحل المکاسب وتردالمظالم وتعمرالارض وینتصف من الاعداء و یستقیم الامر»[3]. یعنی به وسیله ای ایندواصل ساير دستورها زنده می شود راهها امن می‌شود کسب ها حلال، مظالم به صاحبان اصلی اش برگردانده می شود زمین آباد می‌شود از دشمنان انتقام گرفته می شود کارها رو براه میشود.

 همچنان امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: «قوام الشریعة الامربالمعروف ونهی عن المنکرواقامة الحدود»[4].قوام شریعت بر پایه امربه معروف ونهی ازمنکر و اقامه حدودالهی است ازین دو روایت که خدمت شما خواندم به خوبی میتوان استقاده نمود که اگراین دواصل درجامعه پیاده شود به آندو عمل شود تمام کارها روبراه می شودچنانچه اگراین دواصل به دست فراموشی سپرده شود پایه های شریعت کم کم رفته رفته سست می شود و از بین میرود وامر جامعه به فساد و تباهی کشیده می شود لذا ازین جهت است که پیامبر خدا احیاء کننده امر به معروف ونهی ازمنکر را نماینده خدا در روی زمین میداند وجانشین پیامبروکتاب معرفی میکند: «من امربالمعروف ونهی عن المنکرفهوخلیفة الله فی ارضه وخلیفة رسولله وخلیفة کتابه».

 مجمع البیان ذیل تفسیرآیه 79مائده ونیز امیرمؤمنان علی علیه السلام جایگاه ایندوفریضه ای الهی را در تبیین با سایرجایگاه فرایض دیگر میفرماید: «ومااعمال البرکلهاوالجهادفی سبیل الله عندالامر باالمعروف والنهی عن المنکرالا کنفثة فی بحرلجّیّ»[5]. تمام کارهای نیک حتی جهاد در راه خدا در برابر امربه معروف ونهی ازمنکر چون آب دهان است در برابر یک دریای پهناور است ازین بیان مولی امیرمؤمنان کاملا استفاده میشود که چه اندازه ایندو اصل از اهمیت خاص در اسلام ودرزندگی فردی واجتماعی انسانها برخوردارمیباشد. حال باتوجه به این بیانات که شد کاملا ارزش و اهمیت امر به به معروف ونهی از منکر دراسلام واین همه آثار وفواید که به آن مترتب میباشد ما چقدر در مقابل این اصل احساس مسؤلیت میکنیم؟ چه اندازه به آن عمل می‌نمایم؟ در قرن چهارم و سوم، مسلمین دایره ای رابه آن اختصاص داده بودند ولی امروزما این اصل را فقط به بعد عبادات خلاصه کردیم ببنید وضع فعلی باگذشته چقدرتفاوت دارد وچه قدر عقب مانده است؟ گذشته ازینکه چنین دایره ای به اسم به معروف ونهی ازمنکر وجود ندارد اساسا آنچه که جای تآسف است این است که این فکرها کاملا از فکر مسلمانان برون رفته است آنچه راکه امروزجزء وظیفه ای دینی خویش می دانیم فقط امر به معروف ونهی ازمنکر در قبال عبادات است وبس و شاید به آن هم عمل نشود ولی درگذشته آنرا جزء وظیفه ای دینی خویش میدانستند که عمل به آن را ضامن تمام اصلاحات اخلاقی واجتماعی می دانستند.

علت فراموشی امر به معروف و نهی از منکر

 حال باتوجه به این همه اهمیت که این دو اصل دارد چرا ما این قدر در مقابل این دو اصل بی‌تفاوت میباشیم؟ چرا این را فراموش میکنیم و چرا اهمیت نمی دهیم؟ علت آن چیست؟ بهتر است که علت بی‌تفاوت ر ادر اینجا اشاره‌ای داشته باشیم: علت فراموشی چیست؟ امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند:  «دواءک فیک وداءک منک». دوای دردت خودت هستی منشأ درد هم درخودت است علت فراموشی به این اصل خود ما هستیم زیرا امربه معروف ونهی ازمنکر در اسلام شرایط دارد ما واقف به آ ن شرایط و عالم به آن نیستم ولذا نمی دانیم که کجا ودرچه موارد و در چه جای عمل به این اصل نمایم؟

 شرایط امر به معروف و نهی از منکر

یکی ازان شرایط این است که علم داشته باشد به آنچه که دیگری انجام مید هد، حرام است ویا آنچه راترک میکند فعل واجب است.

 دوم ازشرایط آن این است که احتمال بدهد امربه معروف ونهی ازمنکر او تأثیر داشته باشد که آن شخص ازفعل‌بد خویش بازداشته شود.

 سومین از شرایط آن این است که شخص گنه کار اصرار به گناه بورزد. این چنین سخص را باید امربه معروف ونهی ازمنکر نماید حال باتوجه به این شرایط کسانیکه امربه معروف ویا نهی ازمنکر میکنند دارای چنین شرایط نیستند لذا کارهای آنها باعث می‌شود که این اصل به دست فراموشی سپرده شود من به همین مقدارا کتفا می‌کنم. و به بیان نتیجه ای این بحث می پردازم.

 نتیجه بحث

بنده این شد که این اصل امربه معروف ونهی ازمنکر در اسلام از ارزش و اهمیت بالای برخوردار می‌باشد ثمرات ونتایج ومنافع زیادی را در زندگی فردی واجتماعی درپی دارد.

ذکر مصیبت

 امروز شما را به در جوان هجده سالۀ اباعبدالله الحسین علیه السلام  می‌برم اگر حاجتی دارید اگر دردمندید، اگر مستمندید، بیایید از تۀ دل با تام عشق و اخلاص متوسل به این جوان رشید شوید. السّلام علیک یا اباعبدالله صلّ الله علیک و علی‌الارواح التی حلّت بفناءک. اولین جوانی که از بنی هاشم به میدان رفت علی اکبر بود آمد خدمت بابا عرض کرد: «باباجان مرا اجازه دهید». امام حسین علیه السلام  هم بلافاصله اجازه داد فرمودخدایا! شاهد باش که من بهترین کس و شبیه ترین خلق‌ات را از نظر سیرت و صورت به پیامبرت را به طرف این قوم فرستادم علی اکبربه میدان رفت جنگی نمایان کرد عده ای زیادی از آنها را به قتل رسانید برگشت به نزد بابایشعرض کرد باباجان سنگینی ای اسلحه مرا به تعب انداخته است نزدیک است ازتشنگی جان دهم.

راوی می‌گوید امام حسین علیه السلام زبان فرزند اش را به زبانش گذاشت نمی دانم چه حکمت داشت شاید به فرزنداش فهماند که بابایش از آن تشنه‌تر است علی اکبر برگشت به میدان، جنگی نمایانی کرد لحظات نگذشت که صدای علی اکبر بلند شد باباجان مرا دریاب امام حسین خودش را بالای سرفرزنداش رساند سری علی اکبر را به زانو گرفت دلش طاقت نیاورد سر را به سینه چسباند[6] زبان حال امام را شاعر بیان میکند.

جوانان بنی هاشیم بیاید

علی رابر در خیمه رسانید

خداداند که من طاقت ندارم

علی را بردرخیمه سانم

بگوییدعمه اش زینب بیاید

علی رابردرخیمه رساند

جوانان ای عزیزان اکبرم را

گلی آغوشته درخون پرپرم را

کمک کرده به دارالحرب آرید

سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون!.

محمدحسن حسنی  

 


[1] . توبه. 71.

[2] - سوره آل عمران آ110

[3] - وسایل الشیعه ج11ص315

[4] - غررالحکم حکمت6817

[5] - نهج البلاغه حکمت 374

[6]  لهوف ص153


١٥:١١ - سه شنبه ١٨ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٣٠٢    /    تعداد نمایش : ٢٣٧


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.