فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

هدايت فطري انسان

هدايت فطري انسان

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین و الصلوة والسلام علی سیدنا و نبینا  و حبیب قلوبنا و طبیب نفوسنا و شفیع ذنوبنا ابی القاسم مصطفی محمد صلی الله علیه و آله المعصومین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.قال الله الحکیم فی کتابه الکریم : رَبّنا الَّذِى أَعطى كُلَّ شَىء خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى[1].

«پروردگار ما (خدايى كه ما او را مى پرستيم) كسى است كه هستى هر پديده اى را به او اعطا كرده و سپس او را هدايت نموده است».

هدايت فطري :

هدايت فطرى انسان به سه صورت تحقّق مى يابد:

1_هدايت فكرى: كه آفريدگار حكيم به انسان، نيروى تفكر و انديشه، اعطا كرده است تا بتواند خوبى ها را از بدى ها و ارزشها را از ضد ارزشها تمييز دهد. در روايات اسلامى «عقل» يكى از دو «حجت» خداوند بر انسانها معرفى شده است.

امام كاظم علیه السلام فرمودند:خداوند بر انسانها دو «حجت» دارد. يكى حجت ظاهرى و ديگرى حجت باطنى. پيامبران الهى و امامان، حجت هاى ظاهرى خدا و «عقل» حجت باطنى او مى باشد.

امام صادق علیه السلام يك جا «عقل» را موهبتى الهى دانسته كه به انسانها اعطا گرديده است، و در جاى ديگر از آن به عنوان جمال و زينت(معنوى) انسان و روشنگر وى (در مسير زندگى) ياد كرده، كه انسانها در پرتو هدايت آن، آفريدگار خود را شناخته، و خوبى ها را از بدى ها تمييز مى دهند.[2] اين نوع از هدايت شامل همه انسانها است (به جز عدّه اندكى كه به عللى، عقب افتادگى فكرى دارند و طبعاً تكليفى نيز ندارند) و به كسى جز خدا اسناد داده نمى شود و از قلمرو مسأله جبر و اختيار بيرون است.

هدايت وجدانى و درونى: كه غالباً در اصطلاح به آن هدايت فطرى گويند و مقصود از آن اين است كه انسان از درون و وجدان خود، ميان خوبى ها و بدى ها تمييز مى دهد. دادگرى، شكرگزارى نعمت، وفاى به عهد و پيمان، راستگويى و نظاير آن را كارهاى شايسته و از ارزشهاى متعالى مى شمارد و ستمگرى، كفران نعمت، پيمان شكنى، دروغگويى و امثال آن را كارهاى ناپسند و ضد ارزش مى داند.

سخن معروف پيامبر صلی الله علیه و آله وسلم  كه هر كودكى بر فطرت پاك خداپرستى و گرايش به اسلام به دنيا مى آيد لكن پدر و مادر او (به خاطر تربيت ناصحيح) وى را يهودى يا نصرانى مى گردانند[3] به همين مطلب اشاره دارد.

و نيز اين آيه شريفه كه مى فرمايد: به سوى آيين حنيف اسلام روى آور كه هماهنگ با فطرت انسانها است كه خداوند آنان را بر اساس آن آفريده است[4]; ناظر به مطلب ياد شده است.

و از جمله آيات قرآن كه به روشنى از هدايت فطرى گزارش مى دهد اين آيه است:

(وَنَفْس وَما سَوّاها * فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَتَقْويها[5].

«سوگند به نفس(انسانى) و آنچه او را بياراست، سپس پليديها و پاكى ها را به او الهام كرد».

البته همه انسانها از اين هدايت فطرى برخوردارند و اين نوع از هدايت نيز از قلمرو اختيار انسان بيرون است و تنها به خدا اسناد داده مى شود و ربطى به مسأله جبر و اختيار نيز ندارد و هيچ انسانى نيز نسبت به اين هدايت، اضلال نمى گردد اگر چه ممكن است از آن به طور صحيح بهره گيرى ننمايند.

2_هدایت تشریعی

مقصود از هدايت تشريعى برانگيختن و ارسال پيامبران به سوى بشر مى باشد كه در طول تاريخ بشر پيوسته از جانب خداوند، برترين و لايقترين افراد بشر، به عنوان رسول يا نبى براى راهنمايى و هدايت انسانها مبعوث گرديده اند، و هدف آنان دعوت انسانها به يكتاپرستى و رهايى از بردگى و بندگى طاغوت (شيطان، مستكبران و اميال نفسانى) بوده است، چنان كه مى فرمايد:لَقَدْ بَعَثْنا فِى كُلِّ أُمّة رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَاجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ[6].«در ميان هر امتى پيامبرى برانگيختيم كه خدا را بپرستند و از پرستش طاغوت[7] اجتناب ورزند».

البته نياز به اين نوع هدايت براى رسيدن به هدف، ضرورى است زيرا درست است كه آرمانهاى كمال، ريشه فطرى دارند و همانگونه كه در بخش هدايت فطرى يادآور شديم وجدان يا بعد ملكوتى وجود انسان، او را به سوى اين آرمانهاى متعالى دعوت مى كند، لكن چون در برابر اين كششها، كششهاى متقابل نيز وجود دارد و شياطين بشرى و يا غير بشرى يا بعد «مُلكى» و يا حيوانى انسان در نقطه مقابل آن قرار دارند، او را به سوى تباهى و زيرپا گذاشتن ارزشهاى متعالى سوق مى دهند; اعزام پيامبران و مناديان خوبى ها و ارزشهاى متعالى، لازم و ضرورى است، زيرا در غير اين صورت، زمينه كافى براى رشد و تعالى انسان وحركت به سوى هدف والاى آفريدگار حكيم كه براى آن آفريده شده است، فراهم نمى گردد، به همين جهت در اصطلاح متكلمان اسلامى وجود پيامبر و امام در اجتماعات بشرى به عنوان «لطف» امرى لازم و ضرورى تلقى گرديده است و بهترين تعبير در اين باره، جملات زيبا و رساى حضرت على علیه السلام در نهج البلاغه است، آنجا كه هدف بعثت پيامبران را يادآور شده چنين مى فرمايد:

«خداوند رسولان و پيامبران خود را در ميان انسانها برگزيد، تا پيمان فطرى انسانها را تجديد نمايند، و نعمت هاى فراموش شده الهى را براى آنان يادآور شوند، و روش هاى صحيح تبليغى را به آنان بازگو كنند و گنجينه هاى افكار و انديشه هاى آنان را برانگيزند، و نشانه هاى قدرت خداوند را در آفرينش انسان و كيهان به آنان بنمايانند».[8]

اين كلام بسيار زيبا و بخصوص اين دو جمله :«ليَستأدُوهُمْ ميثاقَ فِطْرَتهِ وَيُثيروا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقُولِ» گوياى اين مطلب است كه هدايت تشريعى مكمّل و متمم هدايت فطرى است.

البته بايد توجه داشت كه هدايت تشريعى در قرآن از اهميت فوق العاده اى برخوردار است كه با هدايت فطرى، قابل مقايسه نيست و اين به خاطر آن است كه:

اوّلاً: قلمرو هدايت فطرى نسبت به هدايت تشريعى محدود است، زيرا بسيارى از بايستى ها و نبايستى ها و دستورات تعالى بخش در ابعاد مختلف زندگى انسان، از افق هدايت فطرى برتر است.

وثانياً: اگر هدايت تشريعى نباشد، هدايت فطرى بدون پشتوانه خواهد بود و در مقابل عوامل مختلف گمراهى كه از درون و بيرون، انسان را به ضلالت سوق مى دهند، فروغى نخواهد داشت.

آيات درباره هدايت تشريعى بسيار است، و در يك كلمه بايد گفت: همه آياتى كه درباره پيامبران و كتب آسمانى نازل شده است، مربوط به اين نوع از هدايت است، بنابراين هدايت تشريعى دو مصداق دارد:

1. پيامبران و رهبران الهى.

2. قرآن و ديگر كتب آسمانى.

درباره پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم مى فرمايد:وَما مَنَعَ النّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى[9].

«چه مانع شده است كه مردم وقتى هدايت (پيامبر) به سوى آنان آمد، به او ايمان آورند؟».

و درباره تورات فرموده است: وَآتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَجَعَلْناهُ هُدىً لِبَنى إِسرائيلَ[10].

«و براى موسى كتاب (تورات) را آورديم و آن را هدايت براى بنى اسرائيل قرار داديم».

درباره قرآن مى فرمايد:وَإِنَّهُ لَهُدىً وَرَحْمَة لِلْمُؤْمِنينَ[11].

«و به درستى كه قرآن هدايت و رحمت براى مؤمنان است».

هدايت تشريعى نيز مانند هدايت فطرى، عموميّت و كليت داشته و اختصاص به گروه خاصى از انسانها ندارد. هر يك از پيامبران در جامعه اى كه برانگيخته مى شدند همه افراد آن جامعه را هدايت مى كردند.

وَلِكُلِّ قَوْم هاد[12].

«و پيامبر و معجزه جاويد او قرآن، هدايت گر همه انسانها است».

هدايت تشريعى به معنى نشان دادن راه وصول به هدف والايى كه براى انسان در نظر گرفته شده است، از قلمرو اختيار انسان بيرون مى باشد، و اين اراده و مشيّتِ حكيمانه خداست كه فكر و انديشه، ووجدان و فطرت و پيامبران و كتب آسمانى را، هاديان و راهنمايان بشر به راه راست قرار داده است ولى هدف از هدايت تشريعى آنان آنگاه برآورده مى شود كه انسان حق انتخاب و آزادى در تصميم گيرى در مقابل اين هاديان را داشته باشد در غير اين صورت كارى بيهوده و لغو خواهد بود كه با اصل حكيم بودن آفريدگار يكتا سازگر نيست.

3_هدایت تکوینی

گذشته از اقسام ياد شده هدايت، نوع ديگرى از هدايت در قرآن مطرح شده است كه ما آن را هدايت ويژه تكوينى نام نهاده ايم اين هدايت نيز دو شاخه دارد:

1. هدايت تكوينى پيامبران.

2. هدايت تكوينى ويژه مؤمنان.

ما در اين جا با نوع ديگرى از هدايت آشنا مى شويم كه تنها به گروه خاصى مربوط مى شود و در اينجا برخى از آياتى كه درباره اين نوع هدايت ويژه، نازل گرديده است را يادآور مى شويم.

پيامبران و رهبران الهى از نوعى هدايت برخوردارند كه از ويژگى هاى آنان بشمار مى رود كه گاهى با واژه نعمت و گاهى با كلمه اجتباء و هدايت و نيز با واژه رفع درجات (بلندمرتبگى) از آن تعبير آورده شده است.

درباره ابراهيم خليل آنجا كه مناظره او را با پرستشگران خورشيد و ماه و ستاره بازگو مى كند چنين مى فرمايد:تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهيمَ عَلى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجات مَنْ نَشاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكيمٌ عَليمٌ[13].

«اين حجت ما است كه بر عليه قوم ابراهيم به او داديم، درجات هر كس را كه بخواهيم بالا مى بريم. بدرستى كه پروردگار تو حكيم و دانا است».

و در جاى ديگر درباره او مى فرمايد:شاكِراً لأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَهَداهُ إِلى صِراط مُسْتَقيم[14].

«ابراهيم، شكرگزار نعمتهاى الهى است خداوند او را براى خود خالص گردانيده و به راه راست هدايت نموده است».

واژه «اجتباء» و «هدايت» درباره بسيارى از پيامبران كه در قرآن از آن ياد شده به كار رفته است كه از آن جمله: آدم، نوح، موسى، عيسى، يونس، و يوسف را مى توان نام برد.[15]

پيامبران و رهبران الهى يكى از برترين نمونه هاى نعمت داده شدگان أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ مى باشند اين مطالب نيز در آياتى از قرآن بازگو شده است.

در سوره مريم نام گروهى از پيامبران را با ويژگى هاى اخلاقى آنان يادآور شده آنگاه كه مى فرمايد:أُولئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ[16].«آنان عده اى از پيامبران مى باشند كه خداوند به آنان انعام نموده است».

اگر چه با مطالعه آيات ياد شده، مسأله هدايت ويژه پيامبران و رهبران الهى از ديدگاه قرآن به روشنى به دست مى آيد، ولى براى روشن تر شدن اين مسأله، ترجمه چند آيه از سوره انعام را كه از گوياترين وجامع ترين آيات قرآن در اين باره مى باشد يادآور مى شويم:

«و اسحاق و يعقوب را به ابراهيم عطا كرديم و هر يك از آنان را هدايت نموديم و قبل از آنان، نوح را هدايت كرديم و از ذريه و خاندان نوح، داود و سليمان و ايّوب و يوسف و موسى و هارون را هدايت نموديم و اين گونه نيكوكاران (محسنين) را پاداش مى دهيم».

«و زكريا و يحيى و عيسى و الياس را (هدايت نموديم) و هر يك از آنان از صالحان و شايستگان مى باشند».

«واسماعيل و اليسع و يونس و لوط را هدايت كرديم و هر يك از پيامبران را بر جهانيان برترى داديم».

فرج الموسوي

 


[1] - طه/50

[2] اصول كافى، ج1، كتاب العقل والجهل، به حديث12، 18و 35 رجوع شود.

[3] كُلُّ مَولود يُولَدُ على الفِطرَةِ حَتّى يَكُونَ أَبواهُ يُهوِّدانه وَيُنَصّرانه(بحارالأنوار، ج73 ص 281.

[4] (فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللّهِ الّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها...روم/30.

[5] - شمس/7ـ8

[6] - نحل/36

[7] هر تجاوزگر و هر آنچه غير از خدا مورد پرستش قرار گيرد و آنچه انسان را از راه خير باز دارد; طاغوت ناميده مى شود.(مفردات راغب).

[8] فَبَعَثَ فيهِمْ رُسُلَهُ، وَواتَرَ إِليْهِمْ أَنْبياءَهُ، لِيَسْتَأْدُوهُم ميثاق فِطرَتِهِ وَيُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِىَّ نِعْمَتهِ وَيحتجوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبليغ، ويُثيرُوا لَهُمْ دَفائِنَ العُقُول...(نهج البلاغه، خطبه1).

[9] - اسراء/94 و كهف/55

[10] - اسراء/2

[11] - نمل/77

[12] - رعد/7

[13] - انعام/83

[14] - نحل/121

[15] به آيات122/طه; 50/قلم; 6/يوسف; 13/شورى رجوع فرماييد.

[16] - مريم/58


١٥:١٦ - سه شنبه ١٨ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٣٠٤    /    تعداد نمایش : ١٧٠


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.