فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

تقوا و اهميت آن در اسلام

تقوا و اهميت آن در اسلام

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم, بسم الله الرحمن الرحيم، الحمد لله رب المعالمين و الصلاة و السلام علي خير خلقه و اشرف بريته سيدنا و نبينا و مولانا ابي القاسم  المصطفي محمد صلی الله علیه و آله وسلم  و علي آله الطيبين الطاهرين المعصومين سيّما بقية الله في الارضين و لعنة الله علي اعدا ئهم من الآن الي قيام يوم الدين. فبعد قال الله تبارک و تعالی فی کتابه الکريم:‌‌‌ « إِنَّ أَكْرَمَكمُ‏ْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَئكُمْ  إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ»[1]  

مقدمه

همانگونه که همه عزيزان مستحضرند که در آستانه ماه مبارک رمضان، ماه ضيافت و مهماني خدا و ماه نزول رحمت و برکات الهي، قرار داريم پيشاپيش فرارسيدن اين ماه پُر خير و برکت را به همه مسلمان، مؤمنان و سالکان الي الله بويژه به شما سروران گرامي و حضار محترم تبريک و تهنيت عرض مي‌کنم؛ اميد وارم که خدواوند متعال توفیق طاعت و عبادت و دوري از معصيتش را به ما عنايت نموده و جُزء روزه داران و اقعي اين ماه قرار بدهد.

ظرف دقايق مختصري که مصدع اوقات شريف شما خواهم شد مطالب و مباحثي کوتاهي را پيرامون تقوا، اهمت و جايگاه آن در اسلام، محضر شريف شما تقديم خواهم کرد.

مفهوم تقوا

قبل از ورود به اصل بحث و  تبيين اهميت تقوا، لازم است که معنا و مفهوم تقوا را از نظر لغت و اصطلاح بدانيم: کلمه «تقوا»، اسم مصدر از ماده «وقاية» به معنی حفظ ونگهداری خود از ضرر و خطر است.[2] در مفهوم تقوا «ترس» نهفته نيست اما معمولاً حفظ و صيانت، زمانی معنی پيدا مي‌کند که خوف از ضرر و خطری در ميان باشد آن را معمولا به معنی خوف به کار می برند. بنابراين اگر جمله ای: «اتقوالله» را از خدا بترسيد، معنی مي‌کنند مقصود اين است که از عذابی که از سوی خدا متوجه شما می‌شود (که در واقع همان کيفر اعمال شما است.) اجتناب ورزيد پس مي‌توان گفت که: کار برد کمله تقوا در معنی ترسيدن، در واقع استعمال اين کلمه به معني التزامی آن است.[3] در عرف شريعت خطری که آدمی بايد خويشتن را از آن نگاه دارد خطری است که سعادت ابدی او را تهديد می‌کند يا نقصانی که در آن پديد می آورد. بنابراين در يک جمله کوتاه مي‌توان گفت که: تقوا عبارت است ازحفظ و نگهداري خود از همه معاصي و محرمات الهي که موجب مي‌شود انسان را از خدا دور نموده و زمينه هلاک و سقوط او را فراهم مي‌کنند.

حقيقت تقوا

روشن و مسلم است که هر انسان عاقل تمام تلاش و فعاليت خويش را برای رسيدن به يک هدف و غايتی پی ريزی می‌کند، لازمه رسيدن به هدف آن است که از يکسری اصول و مقرراتی متابعت نمايد. (اعم از اين‌که آن اصول از د‌ين و مذهب گرفته شده باشد يا از منبع ديگری) و در يک خط و مشی معيّن حرکت کند، که در غير اين صورت ممکن است با هرج و مرج و بی نظمی مواجه گرديده و به مقصد نرسد، لذا بايستی از امور که با هوا و هوس های آنی او موافق است اما با هدف واصولی که اتخاذ کرده منافات دارد، خود را نگهداری کند.

بنابراين تقوا به معنی عام کلمه لازمه زندگی هر فردی است که می خواهد زندگی هدفمندی داشته باشد و از دستورات عقل متابعت کند و از اصول معيّنی پيروی نمايد.[4]

تتقوای دينی و الهی يعنی اين که انسان در چارچوب معيارها و ملاک های که دين معين نموده حرکت کند و از هر آن چه که از نظر دين گناه و خطا و ضد ارزش شناخته شده است، پر هيز نمايد. اين نوع تقوا حاصل معرفت به ذات حق و ايمان به او است، زيرا کسی که خدا را به خالقيت و ربوبيت می‌شناسد به اين باور است که همه جهان هستي در حيطه‌ي قدرت او است و به اين مرحله از شناخت مي‌‌رسد که کسی جز او نمي‌تواند انسان را به سعادت حقيقی برساند و لازمه مصون ماندن از شقاوت و نيل به سعادت، نزديکی به او و احراز خوشنودی او است، چنين انساني  می‌کوشد که در همه احوال ذره‌ای هم در مخالفت او قدم بر ندارد و آن چه را که مقتضای خوشنودی او است بجای آورد و اين همان تقوا است؛ که حقيقت آن، قدرت روحی و توانايی بر خويشتن داری است که انسان را در برابر لغزش ها در پناه خود می‌گيرد لذا اميرالمؤمنين علیه السلام مي‌فرمايد: إِنَّ تَقْوَى اللَّهِ حَمَتْ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ مَحَارِمَهُ وَ أَلْزَمَتْ‏ قُلُوبَهُمْ‏ مَخَافَتَهُ حَتَّى أَسْهَرَتْ لَيَالِيَهُمْ وَ أَظْمَأَتْ هَوَاجِرَهُم.[5] تقوای خدا، دوستان خدا در حفظ و حمايت خود قرار داده آنها را از تعدی به حريم محرمات الهی نگهداشته و خوف خدا را ملزم دلهای آنان قرار داده است، تا آنجای که شب های آنها را زنده و بيدار، و روزهای آنان را قرين تشنگی کرده است.

تقوا بهترين اعمال براي انسان

روايتي است معرف به خطبه شعبانيه که از طريق ائمه معصومين علیهم السلام  از پيامبر گرامي اسلام صلی الله علیه و آله وسلم  نقل شده است و روايتي نسبتا طولاني است، در اين خطبه حضرت فضائل و برکات ماه مبارک رمضان را به طور مفصل بيان نموده و چينين مي‌فرمايد: « أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَيَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَيَّامِ وَ لَيَالِيهِ أَفْضَلُ اللَّيَالِي وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُكُمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِيهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُكُمْ فِيهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُكُمْ فِيهِ مُسْتَجَابٌ ...»[6] پس از آنکه بپيامبر گرامي اسلام اين آثار و فوائد ماه مبارک رمضان را بيان مي‌کند مسأله اخلاص در نيت،  اهميت قرائت قرآن دراين ماه، کمک و دستگيري فقراء و نيازمندان، و مسائل ديگري را مطرح مي‌کند که هر کدام، در اين ماه از ارزش و جايگاه خاصي برخوردار است، در جملات پاياني اين خطبه شريف، اميرالمؤمنين علیه السلام از پيامبر صلی الله علیه و آله وسلم سوال مي‌کند که بهترين اعمال در اين ماه چيست؟ حضرت در جواب مي‌فرمايد: بهترين اعمال و کارهاي که در همه اوقات و احوال مخصوصا در اين ماه بايد مراقب و مواظب آن بود، خود داري از محرمات و منهيات الهي است: « قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ  علیه السلام فَقُمْتُ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ فَقَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ[7]

در روايت ديگري نيز از اميرالمؤمنين علیه السلام  نقل شده است که حضرت هرگاه گذرش به قبرستان مي‌افتاد خطاب به اهل قبرستان چنين مي‌فرمود:  وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام  لَمَّا دَخَلَ الْمَقَابِرَ يَا أَهْلَ التُّرْبَةِ وَ يَا أَهْلَ الْغُرْبَةِ أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُكِنَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُكِحَتْ وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ فَهَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا وَ لَيْتَ شِعْرِي مَا عِنْدَكُمْ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ وَ قَالَ لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِي الْجَوَابِ لَقَالُوا إِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى[8] .

اي ساکنان خاک و اي دور ماندگان از يار و ديار! آن خانه هاي که متعلق به شما بود، ديگران در آنها نشسته و تصاحب نموده اند؛ زنان شما را ديگران به نکاح خود در آورده اند و مالهاي که جمع آري کرده بوديد کساني ديگر بين خود تقسيم نمودند؛ سپس حضرت مي‌فرمايد: اين خبرها و گزاريشي بود که ما از آن اطلاع داشتيم، کاش مي‌دانستيم که شما چه خبر هاي داريد، آنگاه حضرت رو به ياران و اصحابش نموده و مي‌فرمايد: اگر ايشان را اجازه پاسخ گفتن مي‌داد ( قدرت بر سخن گفتن داشت) حتما مي‌گفتند که بهترين  توشه‌اي که به کار مي‌آيد تقوا و پرهيزکاري است.

اين جملات در فرمايش اميرالمؤمنين علیه السلام  بهترين تذکر و هوشداري است که زندگي و آسايش دنيا زود گذر است پس نبايد به آن بيش از حد اهميت داده و دلبسته ‌آن باشيم، هيج انسان عاقل و اهل خرد در مکان و منزلي که چند روزي به عنوان مسافر در آن زندگي مي‌کند برنامه ريزي دراز مدت و سرمايه گذاري کلان نخواهد کرد، مگر انيکه بتواند از آن براي وطن و جايگاه اصلي خويش استفاده کند. متأسفانه اکثر ما انسانها را زندگي دنيا و زرق برق فريبنده آن از ياد خدا و مرگ غافل مي‌کند و چنان وابسته به دنيا مي‌شويم که براي به دست آوردن مال و ثروت، کسب قدرت و شهرت و ... سر از پا نمي‌شناسيم و از هر راهي ممکن (حلال يا حرام ) براي دست‌يافتن به آن تلاش مي‌کنيم، غافل از آنکه بعد از چند روزي همه آنها با خدا حافظي خواهند کرد و آنچه که ماندگار است تقوا و عمل صالح است.

روايتي ديگر از نبي مکرم اسلام نيز به همين مضمون آمده است که فقط به متن روايت اشاره نموده از ترجمه و توضيح آن خود داري مي‌کنيم «... وَقَفَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وسلم عَلَى الْقَتْلَى بِبَدْرٍ وَ قَدْ جَمَعَهُمْ فِي قَلِيبٍ فَقَالَ يَا أَهْلَ الْقَلِيبِ إِنَّا قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقّاً فَهَلْ وَجَدْتُمْ مَا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقّاً فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ يُكَلِّمُ الْمَوْتَى فَنَظَرَ إِلَيْهِمْ فَقَالَ لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِي الْكَلَامِ لَقَالُوا نَعَمْ وَ إِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقوي[9]

تقوا معيار ارزش گذاری

دقت و تأملي بيشتر در متون و منابع ديني ما را به اين نکته رهنمون مي‌کند که نه تنها تقوا به عنوان بهترين اعمال معرفي شده است، بلکه که معيار و ميزان ارزش گذاري سائر اعمال نيزقرار گرفته است. تقوا عاليترين و گسترده ترين مفهومی است که همه افعال اختياری انسان را پوشيش ميدهد و هر فعل و ترک اختياری مي‌تواند مصداقی از تقوا باشد و در قلمرو آن قرار گيرد،  از سوي ديگر اين افعال و تروک تنها شامل افعال و تروک بيرونی نيست بلکه افعال و تروک قلبی و باطنی را نيز شامل مي‌شود، از اين رو تنها چيزي که در تعاليم اسلامی، ملاک ارزش قرارگرفته است. «تقوا» است. «إِنَّ أَكْرَمَكمُ‏ْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَئكُمْ  إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ»[10] اين آيه شريفه به روشنی نشان می‌دهد که کرامت انسانی نزد پروردگار متعال، مرهون تقوای او است، زن يا مرد بودن، نژاد و مليت، سفيد بودن و يا سياه بودن، تابعيت کشور خاصي را داشتن و ... هيچ کدام معيار امتياز و برتري نيست، تنها چيزي را که خداي متعال معيار ارزش دانسته، تقوا و پرهيزکاري است. و نيز هر عملی زمانی دارای ارزش و اهميت می‌شود و در پشگاه  الهی قبول خواهد شد که مصداقی از تقوا باشد، پس همه ارزش ها تحت عنوان تقوا قرار می‌گيرند، و هر عملی با اين معيار سنجيده مي‌شود. بنابراين اعمال و کارهای نيک هرچند از نظر کميت بزرگ باشد. اما اگر با اين معيار مطابقت نداشته باشد فاقد ارزش بوده و نتيجه مطلوب از آن حاصل نخواهد شد.

روايتي است از پيامبر گرامي اسلام به همين مضمون که مرحوم ابن شعبه حراني در تحف العقول آن را نقل مي‌کند:«أيها الناس، إن ربكم واحد و إن أباكم واحد، كلكم لآدم و آدم من تراب، {إن أكرمكم عند الله أتقاكم} وليس لعربي على عجمي فضل إلا بالتقوى

تقوا يکی از اهداف احکام فقهی در قرآن.

يکي ديگر از موارد که اهميت تقوا و نقش آن در سازندگي انسان را گوشزد مي‌کند آيات فرواني از قرآن کريم است، که به اين موضوع اشاره نموده است، در قرآن کريم کلمه «تقوا» و مشتقات آن حدود 220 دو صدو بيست مورد به کار رفته است که در بعض از آيات به عنوان هدف و علت تشريع برخی از احکام معرفی شده است که به عنوان نمونه به برخی از آنها اشاره می‌کنيم:

1-{يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.} [11]

اى مردم! پروردگارتان را پرستش كنيد، كسى كه شما و كسانى را كه پيش از شما بودند آفريد، تا شايد شما [خودتان را] حفظ كنيد.

2- { يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى‏ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى‏ بِالْأُنْثى‏ فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْ‏ءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدى‏ بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ * وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ. } [12]

اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! حكم قصاص در مورد كشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر كسى از سوى برادر (دينى) خود، چيزى به او بخشيده شود، (و حكم قصاص او، تبديل به خونبها گردد،) بايد از راه پسنديده پيروى كند. (و صاحب خون، حال پرداخت كننده ديه را در نظر بگيرد.) و او [قاتل‏] نيز، به نيكى ديه را (به ولى مقتول) بپردازد (و در آن، مسامحه نكند.) اين، تخفيف و رحمتى است از ناحيه پروردگار شما! و كسى كه بعد از آن، تجاوز كند، عذاب دردناكى خواهد داشت. و براى شما در قصاص، حيات و زندگى است، اى صاحبان خِرد! شايد شما تقوا پيشه كنيد.

3- {يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ }[13]

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! روزه بر شما مقرر شده، همان گونه كه بر كسانى كه پيش از شما بودند مقرر شد تا شايد شما [خودتان را] حفظ كنيد.

همانگونه که عزيزان توجه فرمودند اين آيات شريفه به طور صريح هدف از عبادت و پرستش ذات حق، تشريع قصاص و وجوب روزه را تقوا و خود نگهداري از محرمات الهي بيان مي‌کند، به گونه که احکام مزبور، راه‌هاي رسيدن به اين غايت و مقصد معرفي شده اند.

تقوا مايه نزول برکات

تقوا علاوه بر همه آثار و فوائدي روحي، رواني و معنوي که دارد آثار مادي و دنيايي فروان نيز بر آن مترتب است که يکي از آنها اين است که مايه نزول برکات و ريزش روزي مي‌شود؛ قرآن کريم مي‌فرمايد: {ولو أن أهل القرى آمنوا واتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء والارض ولكن كذبوا فأخذناهم بما كانوا يكسبون.}[14] اگر اهل شهرها و آبادي‌ها ايمان مي‌آوردند و تقوا پيشه مي‌کردند، برکات آسمان و زمين را بر آنها مي‌گشوديم؛ ولي آنها حق را تکذيب کردند ما هم آنان را به کيفر اعمال‌شان مجازات کرديم.

بنابراين سود و فايده تقوا منحصر به آخرت و عالم پس از مرگ نيست بلکه در اين دنيا نيز نگراني و مشکلات زندگي ما را کاهش مي‌دهد. در آيه ديگر مي‌فرمايد: { ولو أنهم أقاموا التوراة والانجيل وما أنزل إليهم من ربهم لاكلوا من فوقهم ومن تحت ارجلهم.}[15] اگر آنان تورات و انجيل و آنچه را که از سوي پروردگار شان نازل شده است (قرآن) برپا دارند از آسمان و زمين روزي هاي خود را دريافت مي‌‌کنند.

آياتي ديگري نيز در قرآن کريم به اين نکته اشاره مي‌کند، مثلا در آيات دوم و سوم سوره طلاق مي‌فرمايد: { و من يتق الله يجعل له مخرجا * ويرزقه من حيث لا يحتسب. }

خلاصه اينکه که تقوا (خود داري از گناهان و معاصي و انجام دستورات خداي متعال) داراي آثار و فوائد زيادي که وقتي اهل دل در اين مسير الي الله قرار مي‌گيرد، لذت هاي زود گذر و مظاهر فريبنده دنيا او را به خود مشغول نخواهد کرد. اميد وارم که خداوند مارا از جمله پرهيزکاران و صالحان قرار داده و در راهي که رضاي اوست هدايت کند. صحبتم تمام، مختصري ذکر توسل به زيل عنايات اهل بيت عصمت و طهارت  علیهم السلام  و از همگي عزيزان التماس دعا دارم.

السلام عليک يا اباعبدالله، و علي الارواح التي حلت بفنائک، عليک منّي سلام الله ابدا مابقيت و بقي اليل و النّهار و لا جعله الله آخر العد منّي لزيارتکم، السلام علي الحسين و علي عليّ بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين.

تاريخ نويسان اين گونه نويشته اند که: در روز عاشورا بعد از شهادت اصحاب امام حسين علیه السلام  اولين کسي که از جوانان بني هاشيم به ميدان رفت، فرزند رشيد امام علیه السلام ، حضرت علي‌اکبر علیه السلام  بود، آنگاه که او عزم ميدان نمود امام حسين علیه السلام لباس حرب را به بدن فرزندش آراسته نمود و با او خدا حافظي کرد و با نگاه مأيوسانه به دنبال جوانش نگاه مي‌کرد؛ آري، حضرت مي‌ديد که عزيزش به سوي نبردي گام بر مي‌دارد که هيچ اميدي جز استقبال از مرگ و شهادت نيست، آنگاه خطاب به عمر سعد فرمود: «مالک؟ قطع الله رحمک کما قطعت رحمي و لم تحفظ قرابتي من رسول الله  صلی الله علیه و آله وسلم  فلا بارک الله فيک و سلّط عليک من يذبحک علي فراشک»[16] چه مي‌کني؟ خدا نسل ترا بر اندازد همانگونه که نسل مرا قطع کردي و خويشاوندي مرا با پيامبر صلی الله علیه و آله وسلم مرا عات نکردي، خدا برکت را در تو قرار ندهد و کسي را بر تو مسلط سازد که در بستر سرت را از تن جدا کند.

سپس حضرت محاسن مقدس را به سوي آسمان گرفت و به صفات و کمالات علي‌اکبر با اين عبارات اشاره فرمود: «اللهم اشهد قد برز اليهم اشبه الناس خَلقا و خُلقا برسولک محمًد صلی الله علیه و آله وسلم  و کُنًا اذا اشتقنا الي نبيًک نظرنا الي وجهه..[17] خدايا! شاهد باش که بسوي اين قوم کسي مي‌رود که شبيه ترين مردم به پيامبرت صلی الله علیه و آله وسلم  در خلقت، خُلق و خو و سخن گفتن، است.

امام حسين علیه السلام  اين سخنان گُهربارش را به آن جهت ايراد فرمود که پيروان اديان و تمام انسانها در طول تاريخ، هم به سنگدلي دشمنان اهل بيت علیه السلام و هم به درجه‌ي فدا‌‌کاري و جانبازي اصحاب و جوانانش پي ببرند، و هم به اهميت و ارزش دين اسلام متوجه شوند که امام حسين چنين قربانيان گرانقدري را براي احياي دين تقديم مي‌کند.

به هرحال علي‌اکبر علیه السلام مرکب بسوي ميدان راند، بهتر بگويم خورشيد نبوت در افق ميدان درخشيد. ناگاه آن لشکر ستمگر جمال محمّد صلی الله علیه و آله وسلم را در جلال علي علیه السلام و عصت فاطمه سلام الله علیها و شجاعت حسين‌ علیه السلام را در برابر خود جلوه‌گر، ديد. معلوم نبود آنگاه که بر گروه دشمن يورش مي‌بُرد آيا علي‌اکبر علیه السلام  است يا جدش اميرالمؤمنين علیه السلام ،‌ يا چنگال توانمند مرگ است که بر جان آنان فرود مي‌رود، يا صاعقه‌ها از برق شمشيرش آنان را مي‌سوزاند. گروهي از شجاعتش مدهوش و ميخکوب، جمعي تکبير گو و از جمعي فرياد تبارک الله بلند بود. به هر سو که مي‌‌تاخت دشمن مي‌گريخت هيج کس توان رويا رويي با او را نداشت. گاه رجز مي‌خواند و خود را معرفي مي‌کرد، و گاه هدفش را مي‌گفت:

انا علي بن الحسين بن علي                           نحن و رب البيت اولي بالنبي

تالله لا يحکم فينا ابن الدعي                           اضرب بالسيف احامي عن ابي

ضرب غلام هاشمي قرشي[18]

علي اکبر علیه السلام  در ميدان نبرد گاهي به ميمنه حمله مي‌کرد و سپاه دشمن را به ميسره مي‌کشاند و گاه به قلب دشمن مي‌تاخت. هيچ دلاوري با او روبرو نمي‌شد مگر اينکه کشته مي‌شد تا اين که تعداد زيادي را به درک واصل نمود.

اما افسوس که کثرت زخم و خونريزي فروان و شدت تشنگي تواني برايش نگذاشت تا اينکه با دشمن پيکار را ادمه دهد. در اينجا بود که شوق لقاء پروردگارش در او شدت يافت. خواست ازحيات پدر توشه بردارد و با او وداعي ديگري داشته باشد. از ميدان نزد پدر آمد و عرض کرد: «العطش قد قتلني و ثقل الحديد اجهدني فهل الي شربة ماء ...»  تشنگي مرا کشت و سنگيني اسلحه توانم را برد آيا قطره‌ آبي هست تا برعليه دشمنان نيرو بگيرم؟ اما حسين علیه السلام  در پاسخ بشارتي به او داد که بزودي به درياي بي‌کران الهي وارد خواهي شد، و به دست جد بزرگوارت با جامي سيراب مي‌شوي که ديگر تشنه نخواهي شد، سپس انگشترش را به او داد  تا در دهانش بگذارد.

علي‌اکبر علیه السلام به دليل آن بشارت هاي صادقانه که از پدر شنيد، بار دوم با شوق و نشاط بيشتري بسوي ميدان باز گشت به دشمن حمله برد و به تعدان کشته‌گان آنان افزود تا اينکه شمشير مره بن منقذ عبدي‌ (عليه اللعنة) سري مبارکش را نشانه گرفت و سپس با ضربات نيزه بر پشت وي زدند،‌ علي‌اکبر علیه السلام  بي‌تاب و توان گردن اسپ را بادستانش گرفت اسپ او را ميان لشکر برد، دشمنان اهل بيت پيکر ‌آن حضرت را قطعه قطعه کردند، حضرت علي‌اکبر علیه السلام  در آخرين نفس‌ها با سلامي به پدر، آنهم در زير ضربات شمشير و نيزه او را وداع گفت و امامش را ندا داد:

«هذا جدي يقرء عليک السلام وقد سقاني بکأسه الافي شربة لا اظمأبعدها ابدا وهو يقول انّ لک کأسا مذخوره[19] اين جدم است که به شما سلام مي‌کند با جامي سرشارش شربت آبي به من نوشانيد که هرگز تشنه نخواهم شد، و مي‌فرمايد که جامي هم براي شما آماده است.

ولا حول و لا قوة الّا با الله العلي العظيم.

محمد سالم ابراهیمی


[1]- سوره حجرات، آيه 13.

[2]-  راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن الکريم، بيروت، دارالقلم، 1416، هـ‌ ق جاپ اول، ماده وقی، ص881.

[3]- ر. ک محمدعلی، سادات، مقاله تقوا (دانشنامه امام علی(ع)، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی،  1382هـ ش، چاپ دوم، ج4، ص367

[4]- ر.ک مرتضی مطهری، مجموعه آثار، قم: انتشارات صدرا، 1388 هـ ش، چاپ پنجم، ص 691-692.

[5]-  نهج البلاغه، خطبه 114

[6] - محمد بن حسن، حرعاملي، وسائل الشيعة،‌ قم: مؤسسة آل البيت(ع)، چاپ دوم، 1414هـ ق، ج 10، ص 313، باب تأکد الاستحباب ...، ح20.

[7] - همان،‌ ص 314.

-[8] قمي، علي ابن بابويه، من لايحضره الفقه، باب التعزية و الجزع عند المصيبة، ج1، ص 179.

[9] - همان.

[10]- سوره حجرات، آيه 13.

[11]- سوره بقره، آيه 21.

[12]- سوره بقره، آيات 178-179.

[13] - بقره، آيه 183.

[14]- سوره اعراف، آيه 96.

[15]- سوره مائده، آيه 66.

-[16]  مقرم، سيد عبد الرزاق، مقتل مقرم، (ترجمه دکترپرويز لولار) تهران: انتشارات آرام دل، چاپ اول، 1387هـ ش، 74.

[17] - همان، ص 75.

[18] - همان.

[19]- همان، ص 78.


١٥:٢٨ - سه شنبه ١٨ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٣٠٥    /    تعداد نمایش : ٢١١


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.