فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

مرگ

مرگ

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

مقدمه

یکی از حقایقی که همه بشریت آن را قبول دارند مساله مرگ است که تفسیر و برداشت صحیح از آن اثرات تربیتی فراوان و قابل توجه برای انسان ها دارد و آن ها را آماده برای زندگی در عالمی می کند که جایگاه دائمی او می باشد.این بحث زوایای گوناگونی دارد که ما به برخی آنها مانند حقیقت مرگ، قابض ارواح، علل ترس از مرگ و تفسیری از دو مرگ و دو حیات، اشاره می کنیم.

 حقیقت مرگ

مرگ به معنای بیرون آمدن روح از بدن توسط مامورین الهی و وارد شدن به عالم برزخ است.

اصل مرگ از این حیث که انتقال از عالمی به عالم دیگر و از نشئه ای به نشئه دیگر است امر وجودی است که چشیدنی و ادراک شدنی است ولی انسان که با مرگ از حضور اهل دنیا می رود آن را عدمی می پندارد

آياتي مانند:اَينَما تَكونوا يُدرِككُمُ المَوتُ ولَو كُنتُم في بُروجٍ مُشَيَّدَة[1] و اَلَّذي خَلَقَ المَوتَ والحَيوة[2] بر وجودي بودن حقيقت مرگ دلالت مي‏كنند. [3]   

بنابر این نباید تصور کرد که مرگ يك امر عدمى و به معنى فنا است، و اين برداشت، هرگز با آنچه در قرآن مجيد و روایات آمده، و دلائل عقلى به آن رهنمون مى‏شود، موافق نيست.

علاوه بر آیاتی که ذکر شد در قرآن کریم تعابیری آمده که نشان می دهد مرگ امر عدمی نیست مانند تعبیر به «تَوَفِّى» كه به معنى باز گرفتن، و دريافت روح از تن، به وسيله فرشتگان است. و در جایی دیگر آمده وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ:[4] «شدائد مرگ، به حق به‏ سراغ انسان مى‏آيد» .

 در آیه «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ». مرگ را صريحاً مخلوق خدا شمرده است.

در روايات اسلامى نیز تعبيرات مختلفى درباره حقيقت مرگ آمده است.

در حديثى مى‏خوانيم: از على بن الحسين امام سجاد عليه السلام سؤال كردند: مَا الْمَوْتُ؟: «مرگ چيست»؟

در پاسخ فرمود: لِلْمُؤْمِنِ كَنَزْعِ ثِيابٍ وَسِخَةٍ قَمِلَةٍ، وَ فَكِّ قُيُودٍ، وَ اغْلالٍ ثَقِيْلَةٍ، وَ الاسْتِبْدالِ بِافْخَرِ الثِّيابِ، وَ اطْيَبِها رَوائِحَ، وَ اوْطَى الْمَراكِبِ وَ آنَسِ الْمَنازِلِ.وَ لِلْكافِرِ كَخَلْعِ ثِيابٍ فاخِرَةٍ، وَ النَّقْلِ عَنْ مَنازِلِ انِيْسَةٍ، وَ الاسْتِبْدالِ بِاوْسَخِ الثِّيابِ وَ أَخْشَنِها، وَ اوْحَشِ الْمَنازِلِ، وَ اعْظَمِ الْعَذابِ!:[5]

 «براى مؤمن، مانند كندن لباس چركين و پر حشرات است، و گشودن غل و زنجيرهاى سنگين، و تبديل آن به فاخرترين لباس‏ها، و خوشبوترين عطرها، و راهوارترين مركب‏ها و مناسب‏ترين منزل‏ها است.

و براى كافر، مانند كندن لباسى است فاخر، و انتقال از منزل‏هاى مورد علاقه، و تبديل آن به چرك‏ترين و خشن‏ترين لباس‏ها، و وحشتناك‏ترين منزل‏ها و بزرگ‏ترين عذاب»!.

از امام محمّد بن على عليه السلام نيز همين سؤال شد فرمود:هُوَ النَّوْمُ الَّذِي يَأْتِيْكُمْ كُلَّ لَيْلَةٍ الَّا انَّهُ طَوِيْلٌ مُدَّتُهُ، لايَنْتَبِهُ مِنْهُ الَّا يَوْمَ الْقِيامَةَ[6]!: «مرگ همان خوابى است كه هر شب به سراغ شما مى‏آيد، جز اين كه‏ مدتش طولانى است، و انسان از آن بيدار نمى‏شود تا روز قيامت»!.

حالت اشخاص در برزخ متفاوت است: بعضى گوئى به خواب فرو مى‏روند، و بعضى (همچون شهيدان راه خدا و مؤمنان قوى الايمان) غرق انواع نعمت‏ها مى‏شوند، و جمعى از جباران و اشقياء غرق عذاب الهى[7]

امام حسين بن على سيد الشهداء عليه السلام نيز در «كربلاء» و روز «عاشورا» و به هنگام شدت گرفتن جنگ، تعبير لطيفى در مورد حقيقت مرگ براى يارانش ارائه فرمود: صَبْراً بَنِى الْكِرامِ! فَمَا الْمَوْتُ الَّا قَنْطَرَةٌ تُعَبِّرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ الَى الْجِنانِ الْواسِعَةِ، وَ النَّعِيْمِ الدَّائِمَةِ، فَايُّكُمْ يَكْرَهُ انْ يَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ الى‏ قَصْرٍ، وَ ما هُوِ لِأَعْدائِكُمْ الَّا كَمَنْ يَنْتَقِلُ مِنْ قَصْرٍ الى‏ سِجْنٍ وَ عَذابٍ، انَّ ابِي حَدَّثَنِي عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: انَّ الدُّنْيا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَ جَنَّةُ الْكافِرِ، وَ الْمَوْتُ جِسْرُ هؤُلاءِ الى‏ جِنانِهِمْ، وَ جِسْرُ هؤُلاءِ الى‏ جَحِيْمِهِمْ: [8] «شكيبا باشيد، كه مرگ جز پلى نيست كه شما را از سختى و ناراحتى به بهشتهاى گسترده و نعمتهاى پايان‏ناپذير مى‏رساند. كداميك از شما است كه آرزوى انتقال يافتن از زندانى به كاخى نداشته باشد؟ و مرگ براى دشمنان شما انتقال يافتن از كاخ است به زندان.»

قابض ارواح کیست؟

قرآن كريم از يك سو، گرفتن جان را به خداى متعال، نسبت مىدهد در آنجا كه مىفرمايد: اللّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها.[9]خدا جانها را هنگام مرگشان مىگيرد.

و از سوى ديگر، ملك الموت را مأمور قبض روح، معرفى مىكند.قُلْ يَتَوَفّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ[10]. بگو شما را فرشته مرگ كه بر شما گمارده شده است مىگيرد.

و در جاى ديگر، گرفتن جان را به فرشتگان و فرستادگان خدا اِستناد مىدهد. «حَتّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا»[11]تا هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد فرستادگان ما (جان) او را مىگيرند.

روشن است که نسبت دادن گرفتن جان به خداوند به این جهت است که همه عالم تحت تدبیر او است و نسبت دادن به فرشتگان و در راس آنان ملک الموت نیز به این جهت است که خداوند به وسیله آنها جان انسان ها را می گیرد.

در این جا خوب است احادیثی را که برخی در این قسمت ذکر نموده اند [12]بیان نماییم.

1- در حديثى از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى‏خوانيم: الأَمْراضُ وَ الأَوْجاعُ كُلُّها بَرِيْدٌ لِلْمَوْتِ وَ رُسُلٌ لِلْمَوْتِ! فَاذا حانَ الأَجَلُ أَتى‏ مَلَكُ الْمَوْتِ بِنَفْسِهِ فَقالَ يا أَيُّهَا الْعَبْدُ! كَمْ خَبَرٍ بَعْدَ خَبَرٍ؟ وَ كَمْ رَسُولٍ بَعْدَ رَسُولٍ؟ وَ كَمْ بَرِيْدٍ بَعْدَ بَرِيْدٍ؟ أَنَا الَخَبُر الَّذِى لَيْسَ بَعْدِى خَبَرٌ!:[13]

 «بيماريها ودردها همگى قاصدان مرگ و فرستادگان او هستند، هنگامى كه عمر انسان به سر مى‏رسد، فرشته مرگ مى‏آيد (بيمار از ديدن فرشته مرگ وحشت مى‏كند و آن را بى‏مقدمه مى‏پندارد ولى) به او مى‏گويد: اى بنده خدا چه اندازه خبر بعد از خبر، و رسول بعد از رسول، و پيك بعد از پيك، براى تو فرستادم؟ اما من آخرين خبرم، و بعد از من، خبرى نيست»!

پس آن گاه مى‏گويد: «دعوت پروردگارت را اجابت كن! خواه از روى ميل و خواه از روى اكراه»! و هنگامى كه فرشته مرگ روح او را قبض مى‏كند، فرياد بستگان بلند مى‏شود، او صدا مى‏زند: عَلى‏ مَنْ تَصْرَخُونَ؟ وَ عَلى‏ مَنْ تَبْكُونَ؟[14]

فَوَ اللَّهِ ما ظَلَمْتُ لَهُ أَجَلًا وَ لا أَكَلْتُ لَهُ رِزْقاً بَلْ دَعاهُ رَبُّهُ: «بر چه كسى فرياد مى‏كشيد؟ و براى چه كسى اشك مى‏ريزيد؟ به خدا سوگند وقت او به پايان رسيده بود، و تمام روزى خود را دريافت داشته بود، پروردگارش از او دعوت كرد و او دعوت حق را اجابت نمود».

فَلْيَبْكِ الْباكِى عَلى‏ نَفْسِهِ، فَانَّ لِى فِيْكُمْ عَوْداتٍ وَ عَوْداتٍ حَتّى‏ لاأَبْقى‏ مِنْكُمْ أَحَداً: «اگر مى‏خواهيد گريه كنيد، بر خويشتن بگرييد!، من باز هم كراراً به ميان شما مى‏آيم! تا يك نفر از شما را باقى نگذاريم»!.

2- در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام مى‏خوانيم كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله براى عيادت مردى از «انصار» به خانه او رفت، فرشته مرگ را بالاى سر او ديد، فرمود:

با اين دوست من با مدارا و لطف رفتار كن؛ چرا كه او مردى با ايمان است.

عرض كرد: اى محمّد! بشارت بر تو باد، كه من نسبت به همه مؤمنان با محبّتم و بدان اى محمّد! به هنگامى كه قبض روح بعضى از فرزندان آدم را مى‏كنم خانواده او فرياد مى‏كشند، من در كنار خانه مى‏ايستم، مى‏گويم: من گناهى ندارم (عمر او پايان يافته بود) من باز كراراً به ميان شما بر مى‏گردم! به هوش باشيد، به هوش!

سپس مى‏افزايد: ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مَدَرٍ وَ لْا شَعْرٍ وَ لا وَبَرٍ، فِى بَرٍّ وَ لا بَحْرٍ الَّا وَ أَنَا أَتَصَفَّحُهُمْ فِى كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ حَتّى‏ أَنِّى لَأَعْرَفُ بِصَغِيْرِهِمْ وَ كَبِيْرِهِمْ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ: «خدا هيچ انسانى را از ساكنان شهر و بيابان، خانه و خيمه، در خشكى و دريا، نيافريده، مگر اين كه من در هر شبانه روز پنج بار دقيقاً به آنها نگاه مى‏كنم تا آنجا كه من صغير و كبير آنها را بهتر از خودشان مى‏شناسم»!.

روايات ديگرى نيز به همين مضمون، در منابع مختلف اسلامى آمده است كه مطالعه مجموع آنها، هشدارى است براى همه انسان‏ها كه بدانند ميان آنان و مرگ، فاصله زيادى نيست!، و در يك لحظه كوتاه، ممكن است همه چيز پايان گيرد.

دو مرگ و دو حيات

در قرآن کریم از زبان مجرمان می خوانیم که در روز قیامت بعد از مشاهده اوضاع قیامت از خواب غفلت بیدار می شوند و مى‏گويند: «پروردگارا! ما را دو بار ميراندى، و دو بار زنده كردى و ما در اين مرگ و حياتها همه چيز را فهميديم، اكنون به گناهان خود اعتراف مى‏كنيم، آيا راهى براى خارج شدن از دوزخ (و بازگشت به دنيا و جبران ما فات) وجود دارد»؟! «قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى‏ خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ»

در اين كه منظور، از «دو بار ميراندن» و «دو بار زنده كردن» چيست؟

مفسران احتمالات مختلفی ذکر کرده اند[15]

1- مراد از دو بار میراندن مرگ د[16]ر پایان عمر و مرگ در پایان برزخ است و منظور از دو بار زنده شدن، احیاء برزخی و احیای در قیامت است.

انسان بعد از مرگ حیات برزخی پیدا می کند چنان که در قرآن کریم می خوانیم «بل احیاء عند ربهم یرزقون» با این حیات است که پیامبر و ائمه «علیهم السلام» سلام مردم را شنیده و پاسخ می گویند. و سرکشان به مقتضای «النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوّاً وَ عَشِيّاً» مجازات می شوند. از طرف دیگر می دانیم که در پایان این جهان همه انسانها بلکه فرشتگان و ارواح مردگان که در قالبهای مثالی هستند در اولین نفحه صور می میرند «فصعق من فی السموات و من فی الارض[17]».

بنابر این، یک حیات جسمانی و یک حیات برزخی داریم در پايان عمر، از حيات جسمانى مى‏ميريم، و در پايان اين جهان، از حيات برزخى و نيز داراى دو حيات به دنبال اين دو مرگ هستيم: حيات برزخى، و حيات روز قيامت.

2- مراد از دو زندگی و حیات زنده شدن در قبر برای بعضی از سوالات و زنده شدن در قیامت است، ومنظور از دو مرگ، مرگ در پایان عمر و مرگ در قبر است.

در این که مراد از زنده شدن در قبر حیات جسمانی یا نیمه جسمانی و یا برزخی است مباحثی است که در جایش باید از آن بحث شود.

3- مراد از مرگ اول مرگ انسان قبل از وجود در دنیا است و مراد از زندگی اول نیز زندگی دنیوی می شود و مرگ دوم در پایان این دنیا است و حیات دوم در قیامت.

كسانى كه اين تفسير را برگزيده‏اند، به آيه 28 سوره «بقره» نيز، استدلال كرده‏اند كه مى‏گويد: كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْيْاكُمْ ثُمَّ يُمِيْتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ«چگونه به خدا كافر مى‏شويد در حالى كه شما مرده بوديد او شما را زنده كرد، سپس مى‏ميراند، بار ديگر زنده مى‏كند، سپس به سوى او باز مى‏گرديد

 علل ترس از مرگ

بسیارند افرادی که حتی تصور لحظه مرگ برای آنها دشوار است و نه تنها آمادگی برای مردن ندارند بلکه همیشه می خواهند از آن فرار کنند در این جا به عوامل ترس از مرگ اشاره می کنیم تا با مبارزه با آنها این حقیقت انکار ناپذیر برای ما آسان شود. عوامل مختلف برای ترس از مرگ می توان بیان نمود

الف: معتقد نبودن به عالم پس از مرگ.

کسانی که معتقد به عالم بعد از مرگ نیستند و جهان را فانی و مرگ را نابودی تلقی می کنند باید از مرگ بترسند زیرا با مرگ تمام لذات و زرق و برق زندگی با آنها وداع می کنند و  همه این امور را از دست می دهند لذا مرگ تلخ ترین چیز برای او است.

ولی کسی که معتقد است بعد از مرگ تولد دوباره پیدا می کند و به حیات ابدی خود می رسد و با اعمال نیک خود به بهترین سعادت می رسد و بهشت برین در انتظار او است و به رضوان الهی می رسد هیچ گاه از مرگ هراسی ندارد.

ب: گناه داشتن و ترس از بسته شدن باز گشت و جبران.

گاه ممکن است انسان معتقد به عالم بعد از مرگ است ولی پرونده اش سیاه است و تمام عمر را به بطالت و بدبختی گذرانده او نه تنها بعد از مرگ به سعادت و نعمتهای بهشتی نمی رسد بلکه بد ترین عذابها و شکنجه ها در انتظار اوست.

این گروه باید با امید بستن به رحمت و مغفرت الهی باید همیشه در صدد اصلاح اعمال خویش باشند و راه توبه و انابه را در پیش گیرند تا خود را از مهلکه نجات داده و به سعادت ابدی نایل شوند و ائمه معصومین را سرمشق خویش قرار دهند. امام علی علیه السلام می‌فرماید[18]:

علاقه من به مرگ از علاقه طفل شيرخوار به پستان مادرش بيشتر است. درست است كه شير و پستان مادر مايه حيات طفل هستند ولى اين علاقه هر چه هست از غريزه سرچشمه مى‏گيرد، امّا علاقه امام علیه السلام  و همه عارفان الهى‏به مرگ و ملاقات پروردگار (مخصوصا شهادت در راه خدا) علاقه‏اى است كه از عقل و عشق مى‏جوشد.

 آنها مرگ را سرآغاز زندگى نوين در جهانى بسيار گسترده‏تر مى‏بينند. مرگ برای آنها شکستن زندان و گشوده شدن قفس و پرواز کردن به عالم بالا و قرب پروردگار است.

واقعا نجات یافتن از دنیای که آمیخته با هزار نوع ناراحتی و آلودگی است است از هر چیزی بهتر است آرى كسانى از مرگ مى‏ترسند كه آن را پايان همه چيز مى‏پندارند، يا آغاز عذاب اليم به خاطر اعمال زشتشان مى‏بينند.

لذا در يكى ديگر از كلماتش مى‏فرمايد: «فو اللّه ما ابالى دخلت الى الموت او خرج الموت الىّ، به خدا سوگند باك ندارم كه من به سوى مرگ بروم يا او به سوى من آيد (هنگامى كه در راه هدف مقدّس الهى باشد)». نيز به همين دليل در كلام معروفش كه يك دنيا عظمت از آن مى‏بارد در آن‏ لحظه كه شمشير «ابن ملجم» بر فرق مباركش وارد شد، فرمود: «فزت و ربّ الكعبة، به پروردگار كعبه پيروز شدم (و رهايى يافتم)».

در این جا نکته ای است که در برخی روایات آمده که امام زمان علیه السلام از ترس کشته شد ن غایب است «یخاف القتل» ولی این به معنای خوف نفسانی نیست که امر مذموم و ناپسند باشد بلکه مراد خوف عقلی است به این بیان که ترس ایشان از این نیست که بیاید و برای احیاء دین کشته نشود بلکه ترس از نفله شدن و هدر رفتن و  بی خاصیت شدن است. این مهم نیست که انسان خون بدهد بلکه خونی اهمیت دارد که نتیجه بخش باشد.[19]

روضه

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و العصمه و الطهاره.السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

بعد از آن که همه اصحاب به شهادت رسیدند نوبت جان نثاری به حضرت ابوالفضل العباس رسید  برادرش امام حسین به او اجازه داد و فرمود: در صورت امکان برای اهل بیت آب بیاور، ایشان وارد میدان شد و با شهامت و شجاعت تمام در حالی که چهار هزار نفر اطراف شریعه فرات را گرفته بودند وارد شریعه شد از فشار تشنگی دست زیر آب برد تا آب نوش جان کند ولی دیدند عباس آب را روی آب ریخت و از آن نوش جان نکرد؛ چون از امام حسین علیه السلام و کودکان یادش آمد لذا نفس خود را مخاطب ساخت و گفت:

يا نفس من بعد الحسين هونى‏


و بعده لا كنت أن تكونى‏




اى جان عباس! مى‏دانى كه پس از شهادت پيشواى آزادى، حسين چقدر زندگى بر تو گران است.‏[20]

بی جهت نیست که وقتی حضرت سیدالشهدا صدای یا اخی ادرک اخاک برادر را شنید، به بالین برادرش آمد و دید برادر دست در بدن ندارد، پرچم اسلام بزمین افتاده و مشک عباس خالی گشته و تیری بر چشمش نشسته و عمودی آهنین برفرقش کوبیده شده، صدا زد الان انکسر ظهری وقلت حیلتی [21]برادرم اکنون کمرم شکست و راه چاره محدود شد.

دعا

خدایا این قلیل توسل را از ما بکرمت قبول فرما.

پروردگارا مرگ ما را شهادت قرار بده

بار الها: افکار ما را صائب و زاینده و اعمال ما را صالح و شایسته قرار بده.

در ظهور ولی ات تعجیل فرما.

قلب مقدسش را از ما خشنود فرما.

عاقبت ما را بخیر و سعادت دنیا وآخرت را نصیب ما بگردان.

محمد تقی احمدی

 

 فهرست منابع

1-                قرآن کریم.

2-                 ابن بابویه، محمد، معانی الاخبار، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، مكان چاپ: قم‏،سال چاپ: 1403 ق‏.

3-                    ابن بابويه، محمد بن على، اعتقادات الامامیه ، ناشر: كنگره شيخ مفيد، ايران؛ قم‏، سال چاپ: 1414 ق‏.

4-                  ابن نما حلى، جعفر بن محمد، در سوگ امير آزادى ( ترجمه مثير الأحزان ) - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1380 ش.

5-                     جزائرى، نعمت الله بن عبد الله‏، رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار .

6-                  جوادی آملی، تسنیم، موسسه اسراء، چاپ اول، 1378ه ش.

7-                  جوادی آملی، عبدالله، عصاره خلقت .

8-                  العروسى الحويزى، عبد على بن جمعة، تفسیر نور الثقلین، اسماعيليان‏،  قم‏،  1415 ق.

9-                  قمي مشهدي،محمد بن محمدرضا،تفسيركنز الدقائق وبحر الغرائب- تهران، چاپ: اول، 1368 ش.

10-               مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، دار إحياء التراث العربي‏، : بيروت‏، سال چاپ: 1403 ق.

11-               مکارم شیرازی، ناصر، پيام امام اميرالمؤمنين عليه‏السلام  .

12-              مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه  



[1] - سوره نساء آیه 78

[2] -سوره ملک آیه 2

[3] جوادی آملی، تسنیم، موسسه اسراء، چاپ اول، 1378ه ش، ج16ص523

[4] - سوره ق آیه 19

[5] - ابن بابویه، محمد، معانی الاخبار، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، مكان چاپ: قم‏،سال چاپ: 1403 ق‏

ص289

[6] -  ابن بابويه، محمد بن على، اعتقادات الامامیه ، ناشر: كنگره شيخ مفيد، ايران؛ قم‏، سال چاپ: 1414 ق‏ص53

[7] - مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه    ج‏22    ص270

[8] - مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، دار إحياء التراث العربي‏، : بيروت‏، سال چاپ: 1403 ق‏ ج‏6 / ص : 145

[9] - سوره زمر آیه 11

[10] -  سوره سجده آیه 11

[11] -سوره انعام آیه 61

[12] - تفسير نمونه    ج17ص 156

[13] - العروسى الحويزى، عبد على بن جمعة، تفسیر نور الثقلین، اسماعيليان‏،  قم‏،  1415 ق‏  / ج‏4 ص : 221

[14] -قمي مشهدي، محمد بن محمدرضا، تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب - تهران، چاپ: اول، 1368 ش.ج10 ص290

[15] - تفسير نمونه، ج‏20، ص: 56

[16]- سوره غافر آیه 11

[17] -زمر آیه 68

[18] - مکارم شیرازی، ناصر، پيام امام اميرالمؤمنين عليه‏السلام    ج‏1    ص : 446

[19] جوادی آملی، عبدالله، عصاره خلقت صفحه 103

[20] -ابن نما حلى، جعفر بن محمد، در سوگ امير آزادى ( ترجمه مثير الأحزان ) - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1380 ش.ص 255.

[21] - جزائرى، نعمت الله بن عبد الله‏، رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار ، ج‏1 ؛ ص227.


٢٣:١٧ - شنبه ٢٢ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٤٤٩    /    تعداد نمایش : ١٨٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.