فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

امتحان در مال وهنگام معصیت

امتحان در مال وهنگام معصیت

اعوذ بالله من الشیطان الرجی بسم الله الرحمن الرحیم استغفرالله من کل لذه، بغیر ذکرک، و من کل راحۀ بغیر انسک، و من کل سرور بغیر قربک[1].

«الحمد لله الذی یومن الخائفین و ینجی الصالحین و یرفع المستضعفین و یضع المستکبرین و یهلک ملوکاً و یستخلف آخرین»[2]

« ثم الصلاۀ و السلام علی سیدالانبیاء والمرسلین، حبیب اله العالمین، أبی القاسم المصطفی محمد صلی الله علیه و آله الطیبین الطاهرین المعصومین، لاسیما بقیه الله المنتظر الحجۀ الثانی عشر، روحی و جسمی لتراب مقدمه الفداه و لعنۀ الله علی أعدائهم و منکری فضائلهم و غاصبی حقوقهم من الآن الی قیام یوم الدین»

قال الله تبارک و تعالی فی کتابه: لتبلون فی أموالکم و أنفسکم»[3]

مقدمه

خداوند متعال هر چند عالم سر و خفیات است. از ظاهر و باطن بندگانش دقیقاً اطلاع دارد و هیچ چیزی بر او پوشیده نیست چون اوعالم کل شی است، خالق کل شی است، سمیع کل شی است، بلکه او از رگ گردن ما به ما نزدیک تر است.« وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ»[4] ولی به خاطر حکمت ها و مصلحت ها بندگانش را در بوته ی امتحان و آزمایش قرار می دهد تا باطن هر کسی ظاهر شود و بداند و بفهمد چه مقدار استحقاق نعمت های الهی را دارد. خدای متعال امتحان می کند که فردای قیامت در دادگاه عدل الهی و روز حساب بندگان هیچ عذر و بهانه ای نداشته باشند و حجت بر آن ها تمام شود؛ امتحان می کند تا کدام یک از شما بهترین عمل را انجام می دهید؟ که می فرماید: «لیبلوکم أیکم أحسن عملاً[5]»

ابزارهای امتحان الهی

ابزار و وسایل امتحان الهی هم مختلف است بعضی ها را با مال زندگی دنیا امتحان می کند، بعضی ها را با مقام و ریاست امتحان می کند، آیا به زیر دستانش توجه دارد؟ گرهی از مشکلات مردم و جامعه را می گشاید؟

بعضی ها را در مقام نذر و عهد امتحان می کند، کارش به مشکلی برخورده، مثلاً فرزندش مریض است نذر می کند اگر صحت یافت روزه ی مستحبی بگیرد و . . .

گاهی انسان را در مقام اولاد امتحان می کنند بعضی با وجود اینکه مال و ثروت دارند، خداوند آن ها را عقیم می کند و از نعمت فرزند محروم می شوند، بعضی ها را این طور امتحان می کند که به آن ها فرزندی می دهد و باز هم از آن ها می گیرد تا معلوم شود صابر و راضی به رضای خدا هستند یا بی صبری و جزع می کنند. بعضی ها را در خصوص والدین امتحان می کند؛ پدر و مادر پیر شده اند مبتلا به انواع بیماری هستند، نیازمندی های شخصی شان را نمی توانند برآورده کنند، نیاز به محبت و احسان شما دارند، اینجاست که امتحان فرزند شروع می شود، آیا چنین پدر و مادری را مایه ی نعمت و رحمت می دانند یا مایه ی نعمت و عذاب؟! آیا دعا می کند که آنها بمیرد و از دستشان آسوده شویم یا دعا می کند،رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا.

امتحان در مال دنیا

خداوند می فرماید: « لَتُبْلَوُنّ فی أَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ»[6] شما را به مال ها و جان هایتان امتحان می کند. یکی از موارد امتحان خداوند مال دنیاست، بسیاری از کسانی هستند و بوده اند که ادعا می کنند اگر خدا به ما مال و ثروت بدهد، حق الله و حق الناس را می پردازیم، خمس و زکاتش را می دهیم، دستگیری از فقراء می کنیم اما وقتی خداوند به آن ها مال و زندگی می دهد خود را غرق در نعمت های الهی می بینند آن وقت نه تنها حقوق واجب را ادا نمی کنند و به عهد خود وفا نمی کنند بلکه طغیانگر و سرکش می شوند؛ بندگان خدا را تحقیر و توهین می کنند، خداوند در سوره ی علق آیه ی 7 می فرماید:« إِنّ اْلإِنْسانَ لَیطْغى، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى»[7] وقتی انسان خود را بی نیاز دید و غرق در نعمت الهی دید. «لیطغی» طغیانگر می شود! در سوره ی توبه خداوند می فرماید:« وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصّدّقَنّ وَ لَنَكُونَنّ مِنَ الصّالِحینَ، فَلَمّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ»[8] بعضی از مردم عهدی با خدا می بندند و می گویند:« لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ» اگر از فضل و رحمت خود به ما مال و ثروت دادی، نعمت دادی؛ « لَنَصّدّقَنّ وَ لَنَكُونَنّ مِنَ الصّالِحینَ»  ما صدقه می دهیم انفاق در راه خدا می کنیم. ما از صالحان و خوبان خواهیم بود. وقتی خداوند از فضل و رحمتش به آن ها مال و زندگی می دهد.« بخلوا» بخل می ورزند؛ «وتولوا» پشت می کنند« وَ هُم مُعرضُون» از دستورات خداوند اعراض کرده و دوری می جویند.

شان نزول

این آیه ی شریفه درباره ی «ثعلبۀ إبن خاطب أنصاری نازل شده است»، در تفسیر صافی و تفسیر نمونه با مختصر تفاوتی نقل می کند که ثعلبه ی انصاری مرد زاهد و با تقوای بود. در مدینه در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می زیست، مشهور به زهد و تقوا بود، نمازهایش را در مسجد پیامبر، در اول وقت در صف اول به پیامبر اقتدا می کرد اما از نظر وضع اقتصادی و مالی چیزی نداشت، مرد فقیر و نداری بود، روزی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم  آمد از فقر و تنگدستی شکایت کرد، از حضرت درخواست کرد که دعا کند خداوند مال و ثروتی به او بدهد، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم او را منع فرمود و فرمودند که به هر آنچه داری راضی باش که عاقبت ثروت و غنا در خطر است. « قلیل تؤدی شکره خیر من کثیر لا تطیقه» مقدار کمی که حقش را بتوانی ادا کنی، بهتر از مقدار زیادی است که توانایی ادای حقش نداشته باشی. این درخواست چند مرتبه تکرار شد تا اینکه ثعلبه آمد و عرض کرد:« یا رسول الله! والذی بعثک بالحق لئن رزقنی الله مالاً لا عطین کل ذی حق حقه» سوگند به خدایی که شما را مبعوث به رسالت کرده که اگر خدا به من مال و ثروتی دهد، حق هر صاحب حقی را می دهم، یعنی صله ی رحم می کنم، حق الله و حق الناس را می دهم، به نیازمندان انفاق می کنم. پیامبر دعا کرد که به ثعلبه به وجه دلخواه او مال دهد. ثعلبه چند گوسفند داشت، توسط دعای پیامبر خداوند آن قدر گوسفند به او داد که شهر مدینه برایش تنگ شد و برای حفظ و نگهداری آنان به بیرون شهر رفت، دیگر ثعلبه فرصت نداشت برای نماز در مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم حاضر شود، و نماز را به جماعت بخواند حتی طوری گوسفندان و مال ثعلبه زیاد شد که به بیابان رفت، دیگر حتی نمی توانست برای نماز جمعه هم حاضر شود، مدتی گذشت تا اینکه آیه ی زکات نازل شد. پیامبر آن آیه را به مردی جنی و یک نفر از بنی سلیم داد و آنها را نزد ثعلبه انصاری فرستاد تا آیه را بر او خوانده وزکات را از او بگیرند. شرایط زکات را هم نوشت، آن ها آمدند و آیه زکات و نوشته را برای ثعلبه خواند و از او مطالبه ی زکات مالش کرد، محبت مال ثعلبه را واداشت که از فرمان خدا سرپیچی کند و گفت: این مالی که پیامبر از من می خواهد جزیه است و زکات گوسفندانش را نداد. وقتی مرد جنّی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آمد و امتناع ثعلبه را پرداخت زکات را به او عرض کرد، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم  سه بار فرمد: وای به حال ثعلبه! ثعلبه خسر الدنیا و الآخره شد.[9]

برادران عزیز ما نباید چیزی از خدا بخواهیم که به صلاح ما نباشد و خود را در مورد امتحان الهی قرار ندهیم. در هر حالی که هستیم خدا را شکر کرده و راضی به رضای او باشیم و همیشه دعا کنیم: «الهی عالمنا بفضلک و لاتعاملنا بعدلک»[10]

این یکی از موارد امتحان الهی در مورد مال دنیا.

امتحان هنگام معصیت

یکی از مواردی که خداوند بندگانش را مورد امتحان و آزمایش قرار می دهد به هنگام معصیت و گناه است، خیلی نفس پاک و قدسی می خواهد که تمام شرایط و اسباب معصیت برای انسان فراهم شود ولی از معصیت کردن در خلوت امتناع بورزد. هرکسی در محضر عام و مقابل مردم جرئت گناه کردن ندارد، از آبرو و شرفش می ترسد حتی در مقابل بچه ی سه ـ چهار ساله به خاطر حفظ آبرویش گناه نمی کند.

اما اگر کسی در محیط خلوت که تمام شرایط موجود و موانع مفقود باشد خدا را ناظر براعمالش بداند و معصیت نکند، معتقد به این آیه ی شریفه باشد:«و هُوَ مَعَکُم أین ما کُنتُم[11]» آن وقت در زمره صالحان خواهد بود.

حضرت امام خمینی(ره) می فرماید:« عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید". اگر چنین باوری در انسان به وجود بیاید، دیگر خلاف و گناهی نمی کند و جرئت گناه را هم ندارد.

وقتی زلیخا زمینه ی گناه کردن را فراهم کرد، تمام درها را بسته بود، در اتاق خلوت حضرت یوسف علیه السلام را به سوی خود دعوت کرد، حضرت یوسف علیه السلام فرمود: پناه می برم به خدا از این عمل قبیح! نوشته اند در گوشه ی اتاق بتی بود، زلیخا جامه ای روی آن کشید، حضرت یوسف علیه السلام فرمود: چرا چنین کردی گفت: من شرم می کنم از این بت که مرا در این حال ببیند، حضرت یوسف علیه السلام فرمود: تواز بت چوبی که نه می بیند و نه می شنود و نه قدرتی برای انجام کاری دارد، شرم و حیا می کنی، من از پروردگار خودم که بر هر آشکار و پنهانی عالم است، حیا نکنم و لذا برخاست و فرار کرد.  به قدرت خداوند درهای بسته یک به یک باز شدند و حضرت یوسف علیه السلام نجات یافت.[12]

در کتاب شریف قلب سلیم فقیه مجاهد شهید دستغیب(ره) نقل می کند: شخصی بنام ابن عمر به غلامی که گوسفندان را در صحرا و کوه ها می چرانید، برخورد کرد، به چوپان گفت این گوسفندان را به من بفروش. چوپان گفت: مال من نیست و مالکش هم چنین اجازه ای را به من نداده، ابن عمر گفت: این گوسفندان را به من بفروش، پولش را برای خودت بردار و به مالکش بگو آن گوسفند را گرگ خورده است. چوپان لحظه ای تأمل کرد و گفت: «فأین الله؟!» پس خدا کجاست؟!

یعنی اگر مالک گوسفند نیست و ما را نمی بیند، خدا که حاضر و ناظر است براعمال ما،« و نحن أقرب الیه من جل الورید.» این مرا قبه ی چوپان در ابن عمر اثر کرد به طوری که نزد مالک آن غلام رفت، آن غلام را خرید و آزاد کرد، بعد آن گله را هم خرید و به آن غلام آزاد شده بخشید، ابن عمر همیشه این کلمه ی چوپان را می گفت: «فأین الله؟!»[13]

زینب کبری سلام الله علیها  با همه ی مصیبت هایی که در روز عاشورا دید، خیمه ها را آتش زدند، بچه ها را به اسارت گرفتند، ابن زیاد از عمه زینب سؤال می کند:«دیدی خدا با برادر و خاندانت چه کرد؟!» عمه زینب فرمود:«ما رأیت إلا جمیلاً»[14] چیزی جز زیبایی ندیدم یعنی هرچه از اوست و در راه اوست زیبا است. در شب و روز تاسوعا و عاشورا هرچه محاصره دشمن تنگ تر می شد، یاران و اصحاب امام حسین علیه السلام به همدیگر بشارت بهشت می دادند و چهره هایشان خندان بود؛ «السلام علیک یا أباعبدالله و علی الارواح اللتی حلت بفنائک. . .»

السلام علی الحسین، و علی علی بن الحسین و علی اولادالحسین و علی أصحاب الحسین.[15]

سرم خاک کف پای حسین است                    دلم مجنون صحرای حسین است

به وقت مرگ چشمم را نبندید                       که چشم من به سیمای حسین است[16]

یا اباعبدالله! یک عمر ما حسین حسین گفتیم، سینه زدیم، اشک ریختیم به امید اینکه آن لحظه ی آخر، لحظه ی جان دادن به فریاد ما برسی!

یا اباعبدالله! تو را به پهلوی شکسته ی مادرت زهرا ما را تنها نگذار!

بهشت ارزانی خوبان عالم                            بهشت من تماشای حسین است

انشاء الله ما زنده باشیم، آقایمان مهدی فاطمه بیاید، صدایش از مکه کنار خانه ی خدا بلند شود، «ألا یا أهل العالم، أنا بقیه الله، أنا صمصام المنتقم.» من شمشیر انتقام گیرنده ی خون جدم حسین و پهلوی شکسته ی مادرم زهرا هستم، «ألا یا أهل العالم ان جدی الحسین قتلوه عطشانا».

مردم جدم حسین را با لب تشنه شهید کردند، «ألا یا أهل العالم ان جدی الحسین طرحوه عریاناً.»

مردم بدن جدم حسین برهنه و عریان روی خاک کربلا انداختند.

ألا یا أهل العالم! إن جدی الحسین سحقوه عدواناً»[17] بدن جدم حسین را پامال سم ستوران نمودند.

همه ی پیامبران و ائمه ی معصومین برای خودشان سلام مخصوصی دارند، می گوییم: السلام علیک یا آدم صفوۀ الله السلام علیک یا نوح نبی الله».

تا می رسیم می گوییم: «السلام علیک یا رسول الله، یا أمیرالمؤمنین، اما اباعبدالله الحسین هر یک از اعضایش یک سلام مخصوص به خود دارد، امام زمان(عج) در زیارت ناحیه ی مقدسه به بدن جد مظلومش سلام می کند: «السلام علی البدن السلیب»[18] سلام بر آن بدن برهنه ات که حتی لباس کهنه ای را به غارت بردند.

«السلام علی الثغر المقروع بالقضیب»[19] سلام بر لب و دندان چوب خورده ات.

زینب کبری آمد مجلس یزید، دید آن ملعون با چوب خیزران بر لب و دندان عزیز زهرا می زند، صدا زد: ظالم! چوب می زنی آن جایی که بوسه گاه رسول خدا بود، چوب می زنی آن لبانی که قرآن می خواند.

مزن ظالم حسین مادرندارد                  مزن ظالم کسی بر سر ندارد

تنش در قتلگاه افتاده بی سر                دگر انگشت و انگشتر ندارد[20]

مزن چوب جفا ای بی مروت               دگر این تشنه لب اکبر ندارد

«السلام علی الشیب الخضیب»[21] یا جداه! سلام بر محاسن غرقه به خونت، یا زهرا! کربلا جایت خالی بود، امام حسین دستهایش را با خون قلبش آلوده می کرد و به محاسنش می مالید و می فرمود: می خواهم با همین خون ها جدم رسول خدا را ملاقات کنم.

خون تو آب غسل، کفنت گرد  رهگذر              تشییع توست زیر سم اسب ها حسین[22]

«صلی الله علیک یا اباعبدالله، و سیعلم الذی ظلموا أیّ منقلب ینقلبون»[23]

«بسمک العظیم الأعظم، الأعز الأجل الأکرم بحق علی و فاطمه و الحسن و الحسین و الأئمۀ المعصومین من ذریۀ الحسین» حوائج را در نظر گرفته؛ فرج امام زمان، شفای بیماران، رفع گرفتاریها 5 مرتبه این آیه را باهم قرائت می کنیم: أعوذ بالله من الشیطان الرجیم»، «أمن یجیب المضطر إذا دعاهُ و یکشف السوء[24]»

سید محمد اسحاق فیاضی

 

[1] مفاتیح الجنان ،مناجات ذاکرین

[2] ـ مفاتیح الجنان، دعای افتتاح.

[3] ـ آل عمران، 186.

[4] ـ سوره ق، آیه 16

[5] سوره ملک،ایه2

[6] ـ آل عمران، 186.

[7] ـ سورۀ علق آیه، 7.

[8] ـ سورۀ توبه آیه 75-76

[9] ـ ترجمه تفسیر صافی، ج3، ص312، و جوامع الجامع، ج3، ص72.تفسیر نمونه،ج،8ص49

[10] ـ شرح الکافی، ملاصالح مازندرانی، ج10،ص61.

[11] سوره حدید،ایه4

[12] ـ ثمرات الحیات الحیات، ج2،ص366.

[13] ـ قلب سلیم، ج1،ص194.

[14] ـ سوگنامه، آل محمد(ص) ص425.

[15] ـ زیارت عاشورا، مفاتیح الجنان.

[16] ـ گریزهای مداحی، ص189.

[17] ـ همان، ص389.

[18] ـ سوگنامه آل محمد(ص) ص58، الوقایع و الحوادث، ج3، ص305-307.

[19] ـ همان.

[20] ـ گریزهای مداحی، ص379.

[21] ـ سوگنامه محمد(ص) ص58.

[22] ـ  آل محمد(ص) ج1، ص212.

[23] ـ شعراء، آیه 227.

[24] سوره نمل،ایه62


٢٣:٢٦ - شنبه ٢٢ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٤٥٣    /    تعداد نمایش : ١٩٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.