فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

معیار انتخاب دوست از دیدگاه اسلام

 

معیار انتخاب دوست از دیدگاه اسلام

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا يُحْصِي نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا يُؤَدِّي حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ الَّذِي لَا يُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا يَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ الَّذِي لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لَا نَعْتٌ مَوْجُودٌ وَ لَا وَقْتٌ مَعْدُودٌ وَ لَا أَجَلٌ مَمْدُودٌ فَطَرَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ الرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدَانَ أَرْضِهِ، وَالصَّلاة وَالسَّلامُ عَلی سَیدِالاَنبِیاء وَالمُرسَلین مولانا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و آله وسلم  وَ عَلی اَهلِ بیته الطَیّبین والطاهرین المعصومین علیهم السلام وَ لعنةُ الله علی اَعدائهم الی قیامِ یومِ الدّین.

اما بعد قال الله تعالی فی القرآن العظیم: «يَا وَيْلَتَي لَيْتَنِى لَمْ اَتَّخِذْ فُلاَناً خَلِيلاً»؛ «ای وای برمن، کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم».[1]

فریادهای حسرت بار و ناله­های ای وای ای وای از دست دوستان بد و ناباب در کنج زندان­ها بلند است. سرو صدای به انحراف کشیده شدن جوانان توسط دوستان نا اهل،  صدر خبرهای رسانه­های نوشتاری، گفتاری و دیداری قرار گرفته است. ناله­های جگر خراش پدران و مادران دلسوز از درون خانه­ها هر صبح و شام به خاطر سرنوشت شوم فرزندان پسر و دخترشان بر اثر گرفتار شدن در دام دوستان نا شایسته طنین انداز است.

ای کاش! این صداهای حسرت بار، با رفتن انسان از این دنیا خاموش می­شد. و بعد از آن این صداهای جانسوز، این قدر صاحبانش را اذیت نمی­کرد؛ اما این ناله­های تأسف بار بعد از رفتن از دنیا همچنان همراه انسان است. در روز قیامت هم به تصریح قرآن کریم فریاد از دست دوست بد بلند است: «يَا وَيْلَتَي لَيْتَنِى لَمْ اَتَّخِذْ فُلاَناً خَلِيلاً»؛ «ای وای برمن، کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم».[2]

بنا براین پدران و مادران! مواظب باشید، که فرزندان تان گرفتار دوستان بی بندوبار نشوند. جوانان! شما هم مراقب باشید، که در دام شیطانی پهن شده از سوی افراد ناباب که به ظاهر دست دوستی به طرف شما دراز می­کند، قرار نگیرید. انتخاب دوست سرنوشت ساز و حیاتی است. از اینرو در آموزه­های دین مقدس اسلام در موارد مختلف، روی این مسأله خیلی تأکید شده است. عزیزان! توجه داشته باشید، اگر بخواهیم گرفتار رفیق بد نشویم، باید به هوشدارها و معیارهای انتخاب دوست از دیدگاه اسلام توجه کنیم.

تحقیق و بررسی که در بارة این موضوع مهم انجام داده­ام، نشان می­دهد که پرداختن به جزئیات مطالب این مسأله، ده­ها جلسه نیاز دارد، بنابراین بنده فقط شاه کلید و اهم مطالب را گزینش کرده­ام که اگر شما سروران عزیز! توجه خویش را مبذول فرمایید، به شاه کلید این مسأله حیاتی دسترسی پیدا کرده­اید.

ضروت انتخاب دوست

ممکن است در ذهن حضار محترم این پرسش پیدا شود که چه ضرورتی به انتخاب دوست و رفیق داریم؟ برای این­که گرفتار دوست بد نشویم، اصلا برای خود رفیق انتخاب نمی­کنیم. پاسخ این پرسش خیلی ساده و روشن است و آن این­که انسان اجتماعی آفریده شده است است. بدون ارتباط با هم نوعان خود نمی­تواند به زندگی خود ادامه دهد. برقراری ارتباط و دوستی با دیگران در وجود هر انسانی نهفته است. از سن کودکی خودش را نشان می­دهد و در نوجوانی و  جوانی به اوج خود می­رسد. آنچه عیان است حاجت به بیان نیست، چون این مسأله به قدری آشکار است که هیچ کسی نمی­تواند انکار کند و یا نادیده بگیرد. چنانکه خداوند متعال هم نیاز تکوینی بشر به دوست و رفیق را بیان فرموده است: «وَاَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ اَنفَقْتَ مَا فِى الاَرْضِ جَمِيعاً مَّا اَلَّفَتْ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ اَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»؛ «و دلهای آن­ها را باهم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روی زمین است صرف می­کردی که میان دلهای آنان الفت دهی، نمی­توانستی! ولی خداوند در میان آن­ها الفت ایجاد کرد! او توانا و حکیم است!».[3]

تأثیر دوست بد

آیا ارتباط و دوستی با آدم بد و بی بندوبار و خلافکار، علت تامه، سرایت بدی از او به رفیقش است؟ پاسخ این پرسش این است که ارتباط و رفاقت با آدم بد، علت تامه، به معنای فلسفی آن یعنی مسلوب الاختیار کردن نیست؛ اما انس با آدم بد، خواسته یا نخواسته بر همنشینش تأثیر می­گذارد. چنان که امیرالمؤمین علیه السلام  می­فرماید: «لا تصحب الشریر فان طبعک یسرق من طبعه شرا و انت لا تعلم» ؛ « از مصاحبت با فرد بد خوددرای کن! چون طبعت از طبع او شرش را دزدی می­کند در حالی که خودت متوجه نیستی!».[4]

البته تأثیر آدم خوب بر بد و تأثیر آدم بد بر خوب، بستگی به شدت و ضعف خوبی و بدی، روحیات طرفین و سطح آگاهی طرفین دارد. به هرحال تأثیر دوست خوب و بد در سرنوشت انسان قابل انکار نیست. به خاطر اهمیت موضوع، دین مقدس اسلام هم هشدارهای لازم را در این مسأله حیاتی، مثل امور مهم دیگر داده است. و معیار انتخاب دوست را بیان کرده است. اهمیت موضوع به حدی است که داستان­های زیادی در این زمینه در تاریخ ثبت شده است است. و همین طور این موضوع در قالب حکایت­ها، ضرب المثل­ها و اشعار منعکس شده است.

شاعر بلند آوازه، زنده یاد سعدی، اشعاری جالبی در این باره به یادگار گذاشته است:

گِلی خوشبوی در حمــام روزی        ***       رسید از دست محبوبی به دستم

بدو گفتم که مشکی یا عبـــری       ***       که از بوی دلاویز تو مستــــم

بگفتا من گلی ناچیز بــــــودم      ***       ولیکن مدتی با گُل نشستــــم

کمال همنشین در من اثر کــرد       ***        وگر نه من همان خاکم که هستم

مصاحبت با بدان، انسان را از پسر پیغمبر بودن ساقط می­کند. کارش به جای می­رسد که خاندان نبوتش را گم می­کند. نمونه­اش پسر نوح پیغمبر است که خداوند در قرآن می­فرماید: «قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ اَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ»؛ «ای نوح! او از اهل تو نیست! او عمل غیر صالحی است».[5]

پســـــر نوح با بدان بنشست         *     خاندان نبوتش گم شـــــد

سگ اصحاب کهف روزی چنــد        *     پی نیکان گرفت و مردم شد  (سعدی)

زنده یاد حافظ، دوری از دوست بد را به کیمیای سعادت تعبیر کرده است:

بیاموزمت کیمیای سعادت     **      زهم صحبت بد، جدایی جدایی

اثر زهر رفیق بد، کشنده­تر از زهر مار بد است، چون زهر مار، تنها جان انسان را می­گیرد، اما دوست بد هم جان انسان و هم ایمان انسان را می­گیرد. نمونه­­اش معتادان افتاده در کنار خیابان­ها و خرابه­ها است:

تا توانی می­گریز از یار بد     ***    یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها تورا برجان زند    ***   یار بد بر جان و بر ایمان زند.[6]

آیة قرائت شده در طلیعه منبر که بیانگر فریاد از دست دوست بد، در قیامت است، در باره تأثیر دوست بد نازل شده است:

در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در میان مشرکان، دو نفر با هم دوست بودند، نام این دو نفر، عقبه و ابیّ بود. عقبه آدم سخی و بلند نظر بود. هر زمان از مسافرت بر می­گشت، سفرة مفصلی ترتیب می­داد و دوستان و بستگان را به مهمانی دعوت می­کرد و در عین آن­که در صف مشرکان بود، دوست می­داشت که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم را نیز مهمان خود کند.

در مراجعت از یکی از مسافرت­ها، سفرة گسترده­ای ترتیب داد و جمعی، از جمله پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را دعوت کرد. دعوت شدگان به خانة او آمدند و کنار سفرة غذا نشستند. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نیز وارد شد و کنار سفره نشست، ولی غذا نخورد و به عقبه فرمود: «من از غذای تو نمی­خورم مگر این­که به یکتایی خداوند و رسالت من گواهی دهی».

عقبه، به یکتایی خدا و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم  گواهی داد و به این ترتیب قبول اسلام کرد. این خبر به گوش دوست عقبه یعنی ابی رسید. او نزد عقبه آمد و به وی اعتراض شدید کرد و حتی گفت: «تو از جادة حق منحرف شده­ای» عقبه گفت: «من منحرف نشده­ام، ولی مردی بر من وارد شد و حاضر نبود از غذایم بخورد، جز این­که به یکتایی خدا و رسالت او گواهی بدهم. من از این شرم داشتم که او سر سفرة من بنشیند ولی غذا نخورده برخیزد».

ابی گفت من از تو خشنود نمی­شوم مگر این­که در برابر محمد صلی الله علیه و آله وسلم  بایستی و اورا توهین کنی و... عقبه فریب دوست ناباب خود را خورد و از اسلام خارج شد و مرتد گردید و در جنگ بدر در صف کافران شرکت نمود و در همان جنگ به هلاکت رسید.

دوست ناباب او «ابیّ» نیز در سال بعد در جنگ احد در صف کافران بود و به دست رزم آروان اسلام کشته شد. آیه « يَا وَيْلَتَي لَيْتَنِى لَمْ اَتَّخِذْ فُلاَناً خَلِيلاً»[7] در مورد این جریان نازل گردید و وضع بد عقبه را در روز قیامت منعکس کرد. و به همة مسلمانان هوشدار داد که مراقب باشند افراد منحرف را به دوستی نگیرند.[8]

صفات سلبی و ثبوتی دوست از دیدگاه اسلام

الف( صفات سلبی

1- پرهیز از دوستی با دروغگو

امام صادق علیه السلام از پدرش حکایت کرده که فرمود: پدرم علی بن حسین علیهما السلام   به من فرمود:

«يَا بُنَيَّ انْظُرْ خَمْسَةً فَلَا تُصَاحِبْهُمْ وَ لَا تُحَادِثْهُمْ وَ لَا تُرَافِقْهُمْ فِي طَرِيقٍ فَقُلْتُ يَا أَبَتِ مَنْ هُمْ عَرِّفْنِيهِمْ قَالَ إِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَةِ السَّرَابِ يُقَرِّبُ لَكَ الْبَعِيدَ وَ يُبَعِّدُ لَكَ الْقَرِيبَ» پسرم! به پنج کس توجه کن و با آنان همراه، هم سخن و رفیق راه مشو! عرض کردم: پدر جان آن­ها کیستند؟ فرمود: از همراهی با دروغگو دوری کن، زیرا او به مانند سرابی باشد که دور را به تو نزدیک و نزدیک را از تو دور سازد».

دروغ یعنی خلاف واقع، دور را نزدیک و نزدیک را دور نشان دادن خلاف واقع است. و انسان را از واقعیت دور نگهداشته و به گمراهی می­کشاند. حالا یک وقت بعد از ارتباط و بر قراری دوستی با آدم دروغگو، بر اثر ممارست و دقت در گفته­ها و کرده­های او، عدم صداقت و دروغگوئی­اش آشکار می­شود؛ اما آیا راهی وجود دارد که قبل از دراز کردن دست دوستی به طرف انسان دروغگو، از دروغگویی او آگاه شویم یا نه؟ بله، در اسلام راه و معیارش بیان شده است:

راوی می­گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم می­فرماید: «همانا نشانة دروغگو این است که از اخبار آسمان و زمین و خاور و باختر سخن می­گوید، ولی در باره حرام و حلال خدا از او بپرسی چیزی ندارد که بگوید.[9]

2- پرهیز از دوستی با آدم فاسق

«وَإِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفَاسِقِ فَإِنَّهُ بَائِعُكَ بِأُكْلَةٍ أَوْ أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ»؛ «از همراهی بدکار(فاسق) بر کنار باش؛ چون تورا به لقمه­ای خوراکی یا کمتر از آن بفروشد». علتش این است که آدم فاسق و بدکار به بند دوستی و مصلحت دوستش نیست. آنچه برای او مهم است تنها خواسته­های نفسانی و شهوانی خودش است؛ بنابراین اگر در جای منفعتش اقتضا کند، به راحتی رفیقش را به کمتر از یک لقمه خوراکی هم خواهد فروخت.

3- پرهیز از دوستی با آدم بخیل

«وَإِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْبَخِيلِ فَإِنَّهُ يَخْذُلُكَ فِي مَالِهِ أَحْوَجَ مَا تَكُونُ إِلَيْهِ»؛ «از همراهی با بخیل هم برحذر باش، چرا که تو را از یاری با دارایی­اش فرو گذارد آنگاه که بدان سخت نیازمندی».

فلسفه انتخاب رفیق، رفع نیازهای مادی و معنوی است. قطعا انسان از دوستش توقع دارد که اگر روزی گرفتاری برایش پیش بیاید، به دادش برسد، نیاز مادی و معنوی اورا در حد توان براورده سازد؛ اما آدم خسیس، وقتی پای یاری کردن با مال و دارایی به میان بیاید بیگانه و ناشناس می­شود.

دوست آن باشد که گیرد دست دوست     ***    در پریشان حالی و در ماندگی

دوست مشمار آن که در نعمت زنـــد      ***    لاف یاری و برادر خواندگی (سعدی)

4- پرهیز از دوستی با آدم احمق

«وَإِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرُّكَ »؛ «از دوستی با نابخرد دوری کن؛ زیرا می­خواهد به تو سود برساند، زیانت می­دهد».

آدم احمق بیچاره چون قدرت تجزیه و تحلیل ندارد، به جای فایده به دوستش زیان می­رساند، حتی ممکن است جانش را بگیرد. پهلوانی از بیابان می­گذشت، خِرسی را دید که در تله­ای گرفتار شده بود. پهلوان خرس را نجات داد. خرس نیز با او دوست شد و پس از آن، همه جا همراه او بود. روزی حکیمی به پهلوان گفت: خرس یک حیوان نا اهل است. دوستی با نا اهلان نیز روا نیست. به دوستی خرس دل مبند. پهلوان سخن حکیم را گوش نکرد. تا آن­که روزی خرس و پهلوان در گوشه­ای خوابیده بودند. از قضا مگسی به سراغ خرس آمد. خرس هرچه با دستش آن مگس را رد می­کرد، باز مگس می­آمد و اورا آزار می­داد. سرانجام خرس بر خاست و رفت از کنار کوه، سنگی بزرگ برداشت و آورد. چون دید آن مگس روی صورت پهلوان نشسته است، آن سنگ بزرگ را با خشم روی آن مگس انداخت تا اورا بکشد؛ در نتیجه سر پهلوان زیر آن سنگ بزرگ کوفته شد و او جان داد. این بود نتیجة دوستی با خرس که به دوستی خاله خرسه معروف است.[10] بنا براین از دوستی با آدم احمق نهی شده است. دشمن دانا بهتر از دوست نادان است:

اگر دانا بود خصم تو بهتر       ***      که با نادان شوی یار و برادر (ناصر خسرو)[11]

5- پرهیز از دوستی با آدم قاطع رحم

«وَإِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْقَاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإِنِّي وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي ثَلَاثَةِ مَوَاضِعَ»؛ «مبادا با کسی که قطع رحم می­کند، دوستی نمایی که او را در کتاب خداوند بزرگ و گرامی، در سه جا یافتم که لعن شده است.»[12]

کسی که ملعون خدا باشد، و از رحمت خدا به دور باشد، و با خویشاوندان خود قطع رحم کرده باشد، چگونه نفعی از او به دوستش خواهد رسید. بدون تردید چنین آدمی به راحتی پشت به دوستش نموده و پیوند دوستی را قطع می­کند.

ب) صفات ثبوتی انتخاب دوست از دیدگاه اسلام

1- یکسان بودن ظاهر و باطن

امام صادق علیه السلام می­فرماید: دوستی دارای شرایطی است، پس هرکه در او آن شرایط یا پارة از آن­ها باشد او را اهل چنین دوستی بدان و کسی­که چیزی از آن شرایط در او نیست، به این گونه دوستی نسبت مده.

«فَأَوَّلُهَا أَنْ تَكُونَ سَرِيرَتُهُ وَ عَلَانِيَتُهُ لَكَ وَاحِدَةً »؛ «ظاهر و با طنش برای تو یکسان باشد». یعنی آدم دو پهلو و دو چهره نباشد؛ چون آدم دو رو و منافق از پشت خنجر می­زند. در قرآن هم از دوستی با منافق منع شده است: «وَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ اَوْلِيَاء»؛ «آنان آرزو می­کنند که شما هم مانند ایشان کافر شوید، و مساوی یکدیگر باشید. بنابراین، از آن­ها دوستانی انتخاب نکنید.»[13]

2- شریک بودن در خوبی و بدی

«وَالثَّانِي أَنْ يَرَى زَيْنَكَ زَيْنَهُ وَ شَيْنَكَ شَيْنَهُ»؛ «زینت و خوبی تورا زینت  و خوبی خود دانسته و زشتی و بدی تورا زشتی و بدی خود بداند.» بعضی افراد خوبی­ها و افتخارات دوستش را، افتخارات خودش می­داند. اما وقتی پای بدی رفیقش به میان آمد، خود را کنار کشیده و اورا با خودش مرتبط نمی­داند.

3- ثابت قدم بودن

«وَالثَّالِثَةُ أَنْ لَا تُغَيِّرَهُ عَلَيْكَ وِلَايَةٌ وَ لَا مَالٌ»؛ «ریاست و دارایی حالش را نسبت به تو تغییر ندهد.» افرادی هستند تا وقتی که در شرایط یکسان با دوستش از جهت موقعیت کاری، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، علمی و.... قرار دارند، لاف دوستی زده و با دوستانش ارتباط صمیمی دارند؛ اما به محضی که شرایط فرق کرد، مثلا به مال و منالی بیشتر از دوستانش، و یا جاه و مقامی بالاتر از دوستانش رسید، در این هنگام وقتی دوستش پیش او برود کاملا خودش  را نا آشنا و بیگانه جلوه می­دهد. چنین افرادی برای دوستی مناسب نیست. با کسی باید دوست شویم که ثابت قدم باشد، و رسیدن به مقام و منصب اور را نسبت به دوستانش تغییر ندهد.

4- اهل پاسخ مثبت به در خواست مثبت

«وَ الرَّابِعَةُ أَنْ لَا يَمْنَعَكَ شَيْئاً تَنَالُهُ مَقْدُرَتُهُ »؛ « از آنچه توانایی دارد نسبت به تو دریغ نکند.»

5- یار روز گرفتاری

«وَالْخَامِسَةُ وَ هِيَ تَجْمَعُ هَذِهِ الْخِصَالَ أَنْ لَا يُسْلِمَكَ عِنْدَ النَّكَبَاتِ»؛ «هنگام بیچارگی و پیش آمدهای ناگوار تورا رها نکند.»[14]

گفتیم:

دوست آن باشد که گیرد دست دوست      ***    در پریشان حالی و در ماندگی

دوست مشمار آن که در نعمت زنـــد      ***    لاف یاری و برادر خواندگی (سعدی)

جدا شدن از دوست بد

دوستی که در چارچوب معیار اسلامی( که به برخی آن­ها اشاره) نباشد، و دوست انسان دارای صفات منفی و سلبی باشد، باید از چنین دوستی کناره گیری نموده و جدا شود. باید الگویش امام صادق علیه السلام باشد که یک رفیق و دوستی داشت که زیاد باهم همراه بودند. روزی این دوست در خدمت ایشان به جایی رهسپار بود. غلام آن مرد از آن­ها عقب افتاد. مرد اورا صدا زد ولی غلام جواب نداد. بار دوم و سوم، اما باز از غلام پاسخی نشنید. آن مرد دشنام داد و گفت: «یابن الفاعلة؛ ای حرامزاده» با تو هستم!

امام صادق علیه السلام با شنیدن این ناسزا از رفتن باز ایستاد و فرمود: «چه گفتی؟»

ـ یابن رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم! چون پدر و مادرش مسلمان نبوده و از بلاد غیر اسلامی هستند، لذا این ناسزا را گفتم.

ـ مرا با پدر و مادر او کاری نیست چرا به او فحش می­دهی؟! دیگر حق نداری با من رفت و آمد کنی!

نقل کرده­اند که امام صادق علیه السلام تا زنده بود، آن صحابی را به حضور نپذیرفتند و با او رفت و آمد نکردند.[15]

نتیجه گیری

دوست خوب سرنوشت انسان را به سوی خوبی، و دوست بد سرنوشت انسان را به سوی بدی رقم می­زند؛ لذا باید به معیارهای تعیین شده در دین مقدس اسلام برای انتخاب دوست، توجه کامل داشته باشیم. عصارة تمام آن معیارها در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم جمع شده است:

« قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وسلم  قَالَتِ الْحَوَارِيُّونَ لِعِيسَى يَا رُوحَ اللَّهِ مَنْ نُجَالِسُ قَالَ مَنْ يُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ رُؤْيَتُهُ وَ يَزِيدُ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ يُرَغِّبُكُمْ فِي الْآخِرَةِ عَمَلُهُ»؛ «پیامبر  صلی الله علیه و آله وسلم  فرمود: حواریون به عیسی عرض کردند: ای روح الله! با چه کسی همنشینی کنیم؟ فرمود: با آن کس که دیدار او خدا را به یاد شما آورد، گفتارش بر دانش شما بیفزاید و کردارش شما را در امر آخرت ترغیب کند».

شبیه فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم درسفارش های لقمان حکیم به پسرش آمده است: «پسر عزیزم! همنشین را از روی بصیرت انتخاب کن! اگر دیدی گروهی خدای عز و جل را یاد می­کنند با ایشان بنشین که اگر تو عالم باشی علمشان به تو سود بخشد و اگر جاهل باشی تورا بیاموزند. شاید خدا بر آن­ها سایة رحمت اندازد و تورا هم فراگیرد و چون دیدی گروهی به یاد خدا نیستند با آن­ها منشین؛ زیرا اگر تو عالم باشی علمت به آن­ها سود ندهد و اگر جاهل باشی تورا نادان تر کند و شاید خدا بر سرشان کیفری آورد و تورا هم فرا گیرد.[16]

  آیا دوستانی سراغ دارید که به طور قطع باعث نجات و سعادت انسان شود؟ بله چنین دوستانی را سراغ داریم. و آن دوستی با خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام است. می­دانیم دوست واقعی، گرفتاری و مصبیت­های دوستش را از دیگران بهتر درک می­کند. دوستان واقعی اهل بیت علیهم السلام هم از دیگران بهتر می­داند و درک می­کنند که آل الله بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم  گرفتار چه مصبیت­های جانسوز و کمر شکن شدند. یک دوست واقعی خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام  خوب می­فهمد که جگر گوشة رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در بین در و دیوار چه کشید که بعد از آن در سن جوانی زمین گیر شد. کسی که لگد به در زد گفت: صدای نالة فاطمه سلام الله علیها را شنیدم که گمان کردم، این ناله، مدینه را زیر و رو کرد، در آن حالت فاطمه سلام الله علیها  می­گفت:

«یا ابتاه! یا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم  هکذا یفعل بحبیبتک و ابنتک، آه! یا فضة الیکِ فخذینی فقد والله قتل ما فی احشائی من حمل»؛ «ای پدر جان! ای رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم! بنگر که این گونه با حبیبه­ و دختر تو رفتار می­شود، آه! ای فضه بیا و مرا دریاب که سوگند به خدا فرزندم که در رحم من بود کشته شد.»[17]

منم زهرا گل باغ پیمبــــــر          ***     که گشته غنچه­ام یکباره پرپر

منم زهرا منم ام ابیـــــــها          ***     منم بر زینب و کلثوم مــــادر

منم زهرا که پهلویم شکستـه          ***      بزد سیلی برویم خصم کافــر

منم زهرا که پنهان می­نمایـم           ***     رخ نیلی خود از روی حیـــدر

منم زهرا که وقت راه رفتــن           ***     بگیرم دست بر پهلو مـــکرر

منم زهرا که بنمودم حمایـت           ***     ز مولایم علی در پشت آن در[18]

هنگامی امام علی علیه السلام  طبق وصیت زهرا سلام الله علیها بدن همسر عزیزش را در شب غسل داد و کفن کرد، وقتی که خواست بندهای کفن را ببندد صدا زد: ای ام کلثوم، ای زینب، ای سکینه، ای فضه، ای حسن، ای حسین: «هلموا تزوّدوا من امکم» بیایید و از دیدار مادرتان توشه بر گیرید، که وقت فراق رسیده است. بچه­های زهراء آمدند با آه و ناله، فریاد می­زدند: ای مادر! وقتی که به حضور جدمان رسیدی سلام ما را به او برسان و به او بگو بعد از تو در دنیا یتیم ماندیم، آه! آه! چگونه شعلة غم دل ما از فراق پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و مادرمان، خاموش گردد؟!

امیر المؤنین علیه السلام می­فرماید: «من خدا را گواه می­گیرم که فاطمه سلام الله علیها نالة جانکاه کشید و دست­های خود را دراز کرد و فرزندانش را مدتی به سینه­اش چسپانید».

ناگاه شنیدم، هاتفی در آسمان صدا زد: «ای علی! حسن و حسین علیهم السلام  را از روی سینة مادرشان بلند کن که سوگند به خدا این حالت آن­ها، فرشتگان آسمان را به گریه انداخته است». آنگاه علی آن­ها را از سینة مادرشان بلند کرد.[19]

جا دارد به مولا عرض کنیم، مولا جان! شما بچه­های زهرا سلام الله علیها را با نوازش و احترام از روی سینة مادرشان جدا نمودید. تسلی دادید؛ اما کربلا نبودید!، گودال قتلگاه نبودید!، دختر مصبیت دیده­ات را که در یک روز مرگ برادران و برادر زاده­ها دیده بودند، با احترام و نوازش از روی بدن بی سر و پاره پارة برادرش جدا می­کردید!.

راوی می­گوید به خدا سوگند، هرگز فراموش نمی­کنم که زینب دختر علی علیه السلام  با دلی سوزان و جگری آتشین و صدای اندوهگین بر حسین می­گریست و صدا می­زد: «ای محمد صلی الله علیه و آله وسلم ! ای کسی که آفریننده و اختیار دار آسمان بر تو درود می­فرستد، این است حسین علیه السلام  که پیکر برهنه­اش به خون آغشته و اعضایش از هم جدا شده است. این­ها دختران اسیر تو هستند که شکایت خود را به درگاه الهی می­نمایند و استغاثة آن­ها به محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم  و علی مرتضی علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها و حمزة سید الشهدا بلند است. راوی می­گوید: به خدا قسم با این سخنان دوست و دشمن را به گریه در آورد.[20]

دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت    *    آری آن جلوه که فانی نشود نور خدا است

 «وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ».[21]

ناظر حسین فهیمی

 



[1] - فرقان، 28.

[2] - همان.

- انفال، 63.[3]

- شرح نهج البلاغ ابن ابی الحدید، ج20، ص272.[4]

- هود، 46.[5]

- محمد رحمتی شهرضا، گنجینة معارف، ص490. اشعار سعدی و حافظ هم از این کتاب نقل شده است.[6]

- فرقان، 28.[7]

- مجمع البیان، ج7، ص166.[8]

- الکافی، ج2، ص340[9]

- داستان­های مثنوی، دفتر دوم، ص85.[10]

- گنجینه معارف، ص491.[11]

- الکافی، ج2، ص641.[12]

- نساء، 89.[13]

- الکافی، ج2، ص639.[14]

- گنجینه معارف، محمد رضا شهرضا، ص488.[15]

- الکافی، ج1، ص39.[16]

- بحار الانوار، ج30، ص293.[17]

- گلچین احمدی.[18]

- سوگنامه آل محمد(ص)، محمدی اشتهاردی، ص35.[19]

- لهوف ابن طاووس، ترجمه علیرضا رجالی تهرانی، ص179.[20]

- شعراء، 227.[21]


٢٣:٢٩ - شنبه ٢٢ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٤٥٤    /    تعداد نمایش : ١٩٨


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.