فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > صفحه اوّل 


  چاپ        ارسال به دوست

عبرت آموزی

عبرت آموزی

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

غرض از خلقت عالم رسیدن انسان به کمال ودرنهایت رسیدن او به قرب الهی است.پیمودن این مسیر پروپیچ خم دشواریهای زیادی داشته ولی خداوند متعال ابزار رسیدن به کمال را در اختیار بشر قرار داده ومسیر رشد وسعادت را به اونمایانده است.قرآن کریم راجع به این مساله می فرماید : فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها[1]؛ خداوند انسان را آفريد و راه فجور و تقوا را به او الهام كرد.و نيز در سوره انسان آيه 4 مى‏خوانيم: إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً[2]؛ ما راه را به انسان نشان داديم يا شكر گذارى مى‏كند و يا كفران.درقرآن کریم راجع به هدف خلقت مفاهیمی مانند:عبادت، امتحان... آمده است که همه اين خطوط به يك نقطه منتهى مى‏شود و آن پرورش و هدايت و پيشرفت و تكامل انسانها است كه هدف نهايى آفرينش محسوب مى‏ شود.

یکی از عواملی که دررسیدن انسان به کمال کمک می کند،پند گرفتن وعبرت آموزی از سرنوشت دیگران است،زیرا پیروی از هواهای نفسانی واغوای شیطان واحیانا غفلت او باعث می شود که انسان نتواند به مقصود خویش نایل گردد.ولی اگر او همیشه مترصد بوده وبا نگاه عبرت آمیز به دنیا وحوادث آن نگاه نماید قطعا نتیجه بهتری خواهد گرفت.

مفهوم شناسی

عبرت از ریشه عبر وبه معنای تجاوز ازحالی به حالی است.[3]

شاید اطلاق این واژه به تعبیر خواب از این جهت باشد که  انسان را از ظاهر به باطن منتقل می کند. عبرت آموزی را از آن جهت اعتبار گویند که درآن عبور از حال به گذشته نهفته است. چون انسان حوادث گذشته وجریانات تاریخی را مرور کرده وبر خود تطبیق می دهد واز ازاین طریق یک حالت انزجار وتنفری ایجاد شده وبسوی خدا باز می گردد.[4]

واژه «درس» گر چه همان معنای عبرت آموزی را القاء می کند ولی تفاوت شان در این است که  درس درمواردی کاربرددارد که هدف الگو قراردادن در بخش مثبت ویاهمان نقاط افتخار آفرین تاریخ است به این معنی که ما یک حادثه تاریخی را مد نظر قرارداده وافتخارات آن را الگو قرارداده وآن را سر مشق زندگی مان قرار می دهیم، مثلا در س های مانند فداکاری، مواسات، قیام درراه دین... درس هایی است که از ظرفیت بسیار عظیمی برخوردار بوده ومی تواند توده های ملت را به خیزش واداشته وتحولی شگرف درتاریخ ایجاد نماید کما اینکه نمونه های این خیزش الهی را درانقلاب جمهوری اسلامی ایران، وبیداری اسلامی درکشورهای عربی شاهد بودیم.

اما عبرت آموزی عام تر از درس آموزی است، بدلیل اینکه در عبرت آموزی تنها نقطه های افتخار آفرین مورد نظر نیست بلکه با یک نگاه جامع وفراگیر سیاه وسفید، عزت وذلت، اوج وحضیض، پیروزی وشکست و فراز وفرود تاریخ را یک جا ودرکنار هم درنظر گرفته با یک نگاه کلی به آن نگریسته می شود.به عبارت دیگر راز ورمز پیشرفت وعوامل شکست یک ملت یک جا مورد بحث قرار گرفته وموشکافی می شود.[5]

عبرت آموزی درقرآن کریم.

قرآن کریم با تعابیری گوناگون ودرموارد متعددی به اهمیت پند گرفتن از سرنوشت گذشتگان اشاره نموده است. داستان های که در قرآن کریم از آن یاد شده است جنبه عبرت گرفتن وپند آموزی دارد. ذکرداستان فرعون وموسی، نمرود ابراهیم، نوح وقومش وده ها داستانی که همه حاکی از سرگذشت شکست وپیروزی دوجریان است. دو جریانی که از ابتدای خلقت شروع شده وتا به امروز ادامه دارد ودرآینده نیز آتش این نبرد هر گز به خاموشی نخواهد گرایید.طبق وعده ها وسنت الهی پیروزی با جریان حق و شکست با جریان باطل خواهد بود. قرآن کریم راجع به دنیا پرستان می گوید:آيا آنها سير در زمين نكردند تا بنگرند عاقبت كسانى كه پيش از آنها بودند به كجا كشيده شد (أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ)[6].همانها كه نيرويى بيشتر از اينان داشتند، و زمين را دگرگون ساختند و بيش از آنچه اينها آباد كردند آنها عمران نمودند (كانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوها أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوها)[7]. سر انجام اینها چه شد؟ جز شکست ونابودی ره آوردی نداشتند.

دراین آیه نظر وپند گرفتن، هدف سیر بیان شده است که همان عبرت آموزی است. درادامه به عاقبت کار آنها اشاره نموده می فرماید: «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ»[8]؛سرانجام كسانى كه اعمال بد انجام دادند بجايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند، و از آن بدتر به استهزاء و مسخره كردن آن برخاستند.

در خطبه معروف حضرت زينب سلام الله علیها قهرمان کربلا كه در شام در مقابل يزيد ايراد فرمود به این آیه اشاره شده است، زيرا آن حضرت بعد ازاینکه متوجه شد یزید سرمست از پیروزی ظاهری به وجد آمده واشعار کفرآمیز «لعبت هاشم باالملک ...» را بر زبان می راند درپاسخ فرمود:«صدق اللَّه كذلك يقول ثم كان عاقبة الذين اساؤا السوأى ان كذبوا بآيات اللَّه و كانوا بها يستهزءون ...»[9]

یزید تو خیال می کنی پیروز شده ودشمنت را مغلوب نموده ی... هرگز، خداوند درقرآن کریم به سرنوشت ظالمان اشاره نموده است که سرانجام کسانی که ستم کار اند تکذیب آیات الهی است.[10]

آری این است سرانجام ظالمان که واقعا مایه عبرت است.وباید پند گرفت به قول سعدی شیرین سخن که می گوید:

پند گیر از مصایب دیگران

تا نگیرند دیگران زتو پند

واژه عبرت واعتبار درقرآن

این واژه درموارد متعددی از قرآن کریم به کار رفته است. از جمله راجع به داستان جنگ بدر درقرآن کریم آمده است:

«قَدْ كانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ أُخْرى‏ كافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ»[11]

نشانه و آيتى از لطف خدا براى شما در اين بود كه چون دو گروه با يكديگر روبرو شدند در جنگ بدر گروهى در راه خدا جهاد مى‏كردند و گروه ديگر كافر بودند، و گروه كافر مؤمنان را دو برابر خود به چشم مى‏ديدند،  خدا توانايى و يارى دهد به هر كه خواهد، و بدين آيت الهى اهل بصيرت عبرت جويند.

 دراین آیه مبارکه به سرنوشت دوگروهی اشاره داردکه درجنگ بدر روبروی هم قرار گرفتند گروهی از مؤمنان وگروهی دیگر ی که از شیطان اطاعت نموده وبت می پرستیدند. از کمک های غیبی این بود که کفار مومنین را دو برابر می دیدند واین باعث شد که ایشان شکست بخورد. آری خداوند، هر كس را بخواهد و شايسته بداند، با يارى خود، تاييد مى‏كند. در اين، عبرتى است براى بينايان.

اين آيه در مورد چگونگى جنگ بدر نازل شده است، چنان كه مفسران گفته‏اند در جنگ بدر تعداد مسلمانان 313 نفر بود، آنان تنها با داشتن هفتاد شتر و دو اسب و شش زره و هشت شمشير در اين نبرد بزرگ شركت كرده بودند، با اينكه سپاه دشمن بيش از هزار نفر با اسلحه كافى بودند و يكصد اسب داشتند مسلمانان با دادن بيست و دو نفر شهيد درمقابل هفتاد کشته وهفتاد زخمی با پیروزی از میدان جنگ برگشتند.

چرا عبرت نگيريد در حالى كه يك ارتش با تعداد اندک درمقابل لشکری که از لحاظ تعداد وتجهیزات جنگی چند برابر بود تنها امتیاز گروه اول این بود که از پشتوانه ایمان به خدا برخوردار بودواین ایمان باعث شد که گروه اول علیرغم کمی تعداد پیروز میدان جنگ باشد واین عبرتی است برای کسانی که نگاه عبرت آمیز داشته باشد[12].

پیام مهمی که دراین آیه خوابیده است این است که مسلمانان نباید هیچ وقت مرعوب دشمن شود. کثرت نفرات وساز وبرگ جنگی به هیج عنوان با لشکری که مسلح به سلاح ایمان  باشد قابل مقایسه نیست. موارد متعددی درتاریخ وجود دارد که نمونه های آن مانند داستان طالوت ... درقرآن کریم اشاره شده است درشرایط امروزی نیز اگر ما به نیروی ایمان مجهز باشیم قطعا دشمن هیچ کاری نمی تواند از پیش ببرد نمونه ی آشکار آن لشکر کشی شوروی سابق به کشور افغانستان بود که مردم مومن باسلاح ایمان توانستند یکی از دوتا ابر قدرت دنیا را به خاک مذلت بنشاند.[13]

اگر جوانان مسلمان درهرشرایطی نیروی ایمانشان را افزایش داده وبه خداوند متعال متکی باشند کشورهای استعمارگر و مستبد به هیج وجه توانای مقابله با آنهارا نخواهد داشت.

عبرت درآیینه روایات

پیامبر (ص) می فرماید:«إنّ ربّي أمرني أن يكون نطقي ذكرا و نظري عبرا».[14]

پروردگارم بمن فرمان داده كه سخنم ذكر باشد و نظرم مايه عبرت.

 درجمله ی دیگر ایشان می فرماید:«أَغْفَلُ النَّاسِ مَنْ لَمْ يَتَّعِظْ بِتَغَيُّرِ الدُّنْيَا مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ»؛[15]غافل ترین مردم کسی است که ازدگردگونی حوادث دنیا پند نیاموزد.

به گفته رودکی:زمانه را چو نیکو بنگری همه پند است[16]

رسولخدا(ص) به سرنوشت گذشتگان اشاره نموده ومی فرماید که از سرنوشت ایشان عبرت بگیرید:

«اعْتَبِرُوا فَقَدْ خَلَتِ الْمَثُلَاتُ فِيمَنْ كَانَ قَبْلَكُم»‏[17]

عبرت بگیرید که حوادث ومجازات پیشینیان برایتان عبرت آموز است.

این جملات پیامبر  صلی الله علیه و آله وسلم  نشان دهنده اهمیت وضرورت پند آموزی است که مورد سفارش قرار گرفته است.

امیر المومنین علیه السلام می فرماید:

«إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمَّا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْمَثُلَاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهَات»؛[18]

‏کسی که از اعمال وکردگار گذشتگان وعواقب سوء آن عبرت گیردتقوا وی را از فرورفتن در آن گونه بدبختی ها باز می دارد.

در جای دیگر ایشان می فرماید

ِ «وَ اعْتَبِرُوا بِمَا قَدْ رَأَيْتُمْ مِنْ مَصَارِعِ الْقُرُونِ قَبْلَكُمْ قَدْ تَزَايَلَتْ أَوْصَالُهُمْ وَ زَالَتْ أَبْصَارُهُمْ وَ أَسْمَاعُهُمْ وَ ذَهَبَ شَرَفُهُمْ وَ عِزُّهُمْ وَ انْقَطَعَ سُرُورُهُمْ وَ نَعِيمُهُمْ فَبُدِّلُوا بِقُرْبِ‏الْأَوْلَادِ فَقْدَهَا وَ بِصُحْبَةِ الْأَزْوَاجِ مُفَارَقَتَهَا لَا يَتَفَاخَرُونَ وَ لَا يَتَنَاسَلُونَ وَ لَا يَتَزَاوَرُونَ وَ لَا يَتَحَاوَرُون‏»؛[19]

و بآنچه از تباه شدن مردم روزگارهاى پيش ديديد عبرت گيريد كه بندهاى ايشان از هم جدا و چشمها و گوشهاشان زائل شده، و شرافت و بزرگوارى از كفشان رفته، و شاديها و خوشگذرانيها از آنها جدا شده،  پس بودنشان با فرزندان به دورى و همنشينى با زنها به جدائى بدل شده، بيكديگر فخر و ناز نمى‏كنند، و فرزند نمى‏آورند، و به ديدن هم نمى‏روند، و همسايه و همنشين هم نيستند.

داستان شیطان وپند آموزی

یکی از داستان های عبرت انگیزی که درقرآن کریم به آن اشارت رفته است ماجرای تکبر وگردنفرازی شیطان است که درمقابل امر الهی سرکشی کرد وبه حضرت آدم علی نبینا وعلیه الصلاه والسلام سجده نکرد.

امیر المومنین علیه السلام درمقام عبرت گیری از سرنوشت شیطان می فرماید: «فَاعْتَبِرُوا بِمَا كَانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإِبْلِيسَ إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِيلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِيدَ وَ كَانَ قَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّةَ آلَافِ سَنَةٍ لَا يُدْرَى أَ مِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الْآخِرَةِ عَنْ كِبْرِ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ فَمَنْ ذَا بَعْدَ إِبْلِيسَ يَسْلَمُ عَلَى اللَّهِ بِمِثْلِ مَعْصِيَتِهِ كَلَّا مَا كَانَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِيُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْرٍ أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا مَلَكاً إِنَّ حُكْمَهُ فِي أَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ لَوَاحِدٌ وَ مَا بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ هَوَادَةٌ فِي إِبَاحَةِ حِمًى حَرَّمَهُ عَلَى الْعَالَمِين»؛‏[20]

پس از كار خدا در باره شيطان عبرت گيريد كه عبادت و بندگى بسيار و منتهى سعى و كوشش او را بر اثر تكبّر و سركشيش باطل و تباه ساخت در حاليكه خدا را شش هزار سال عبادت كرده بود كه معلوم نيست آيا از سالهاى دنيا است يا از سالهاى آخرت كه هر روز آن معادل پنجاه هزار سال دنيا است، و اين بجهت كبر و سركشى يك ساعت بود كه خود را بر تر از آدم دانسته باو سجده نكرد پس چه كس بعد از شيطان با بجا آوردن مانند معصيت او از عذاب خدا سالم خواهد ماند؟ امکان نداردکه خداوند سبحان انسانى را به بهشت داخل نمايد با كارى كه بسبب آن فرشته‏اى (شيطان) را از آن بيرون نمود. حكم و فرمان خدا در اهل آسمان و اهل زمين يكى است، و بين او و هيچيك از آفريدگانش در روا داشتن آنچه مختصّ بخود او است عظمت و بزرگوارى كه آنرا بر عالميان حرام كرده و ناروا دانسته رخصتى نيست احكام خداوند نسبت بهمه يكسان است، پس نمى‏توان گفت كه بس شيطان بر اثر يك نافرمانى رانده درگاه شده، بلكه بايد دانست هر كه و هر جا باشد چون گردن از زير بار تكليف بيرون آرد از رحمت خدا دور گشته بعذاب گرفتار شود.

آری این سنت الهی است که هرکه درمقابل او قرار بگیرد خدا اورا به خاک مذلت می نشاند.خداوند تبارک وتعالی فقط به اعمال ورفتار بندگانش نگاه داشته وبه میزان اخلاص آنها پاداش خواهد داد.

تقوی وعبرت آموزی از گذشتگان ‏

أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي أَلْبَسَكُمُ الرِّيَاشَ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمُ الْمَعَاشَ فَلَوْ أَنَّ أَحَداً يَجِدُ إِلَى الْبَقَاءِ سُلَّماً أَوْ لِدَفْعِ الْمَوْتِ سَبِيلًا لَكَانَ ذَلِكَ سُلَيْمَانَ بْنَ دَاوُدَ ع الَّذِي سُخِّرَ لَهُ مُلْكُ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ مَعَ النُّبُوَّةِ وَ عَظِيمِ الزُّلْفَةِ فَلَمَّا اسْتَوْفَى طُعْمَتَهُ وَ اسْتَكْمَلَ مُدَّتَهُ رَمَتْهُ قِسِيُّ الْفَنَاءِ بِنِبَالِ الْمَوْتِ وَ أَصْبَحَتِ الدِّيَارُ مِنْهُ‏ خَالِيَةً وَ الْمَسَاكِنُ مُعَطَّلَةً وَ وَرِثَهَا قَوْمٌ آخَرُونَ وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْقُرُونِ السَّالِفَةِ لَعِبْرَةً أَيْنَ الْعَمَالِقَةُ وَ أَبْنَاءُ الْعَمَالِقَةِ أَيْنَ الْفَرَاعِنَةُ وَ أَبْنَاءُ الْفَرَاعِنَةِ أَيْنَ أَصْحَابُ مَدَائِنِ الرَّسِّ الَّذِينَ قَتَلُوا النَّبِيِّينَ وَ أَطْفَئُوا سُنَنَ الْمُرْسَلِينَ وَ أَحْيَوْا سُنَنَ الْجَبَّارِينَ أَيْنَ الَّذِينَ سَارُوا بِالْجُيُوشِ وَ هَزَمُوا [الْأُلُوفَ‏] بِالْأُلُوفِ وَ عَسْكَرُوا الْعَسَاكِرَ وَ مَدَّنُوا الْمَدَائِن[21]

سفارش ميكنم شما را اى بندگان خدا به پرهيزكارى و ترس از خدائى كه لباس آراسته بشما پوشانيد تا از سرما و گرما محفوظ مانيدو وسائل زندگانى را برايتان فراهم آورد پس چرا با معصيت و نافرمانى نعمت و بخشش او را كفران مى‏نماييد و چرا از او دورى گزيده بدنيا دل بسته‏ايد، در صورتيكه اگر كسى براى ماندن در دنيا وسيله بدست مى‏آورد يا براى بر طرف نمودن مرگ راه مى‏يافت آن كس سليمان فرزند داوود، عليه السّلام، بود كه بر جنّ و انس تصرّف و پادشاهى داشت علاوه بر منصب پيغمبرى و مقام و منزلت بزرگ، پس با داشتن جميع وسائل دنيوىّ و اخروىّ از همه كس براى ماندن در دنيا سزاوارتر بود، ولى چون روزى مقدّر خود را بكار برد، و مدّت زندگانى را بپايان رساند كمانهاى نيستى با تيرهاى مرگ او را از پاى در آوردند دنيا را بدرود فرمود و شهرها از او خالى و خانه‏ها تهى ماند و ديگران آنها را بميراث بردند، و شما را در روزگارهاى گذشته عبرتى است كه ببينيد پيشينيان چگونه دست از اين جهان شسته‏اند كجايند عمالقه و فرزندانشان[22]  كجايند فراعنه (پادشاهان مصر) و فرزندانشان كه از آنها اثرى نماندكجايند مردم شهرهاى رسّ [23]و خداوند آنها را هلاك و نابود ساخت كه پيغمبران را كشتند، و احكام فرستادگان خدا را خاموش كردند از بين بردند و شيوه‏هاى گردن كشان را زنده كردند بآنها رفتار نمودند كجايند كسانيكه با لشگرها بهر طرف رفته هزاران را شكست مى‏دادند و سپاهها گرد آورده شهرها بناء مى‏كردند؟

به قول شاعری که می گوید:

به مصر رفتم وآثار باستان دیدم

به مصر آنچه شنیدم زداستان دیدم

بسی چنین وچنان خوانده بودم از تاریخ

به مصر از تو چه پنهان که بر عیان دیدم

تو کاخ دیدی ومن خفتگان دردل خاک

هنوز در طلب ملک جاودان دیدم

تو تاج دیدی ومن ملک رفته بر تاراج

تو عاج دیدی ومن مشت استخوان دیدم

تو تخت دیدی ومن بخت واژگون از تخت

تو صخره دیدی ومن سخره زمان دیدم

گذشته دردل آینده آن چنان پنهان داشت

به مصر از تو چه پنهان که بر عیان دیدم[24]

عبرت آموزی از گذشتگان

درموارد متعددی امیر المومنین علیه السلام به عبرت آموزی وپند آموزی اشاره نموده وخیلی مورد تاکید قرارداده است.دریکی از جملات شیرین وزیبا خطاب به فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام می فرماید گرچه عمر گذشتگان را ندارم ولی با نگاه به تاریخ زندگی ایشان گویا با ایشان زندگی وبه اندازه ایشان عمر کرده وتمام فراز ونشیب ، شکست وپیروزی... هارا با تمام وجودم لمس کردم. فرزندم از تاریخ گذشتگان عبرت بگیر!

«أَيْ بُنَيَّ إِنِّي وَ إِنْ لَمْ أَكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كَانَ قَبْلِي فَقَدْ نَظَرْتُ‏ فِي أَعْمَالِهِمْ وَ فَكَّرْتُ فِي أَخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِي آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ كَأَحَدِهِمْ بَلْ كَأَنِّي بِمَا انْتَهَى إِلَيَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أَوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِمْ فَعَرَفْتُ صَفْوَ ذَلِكَ مِنْ كَدَرِهِ وَ نَفْعَهُ مِنْ ضَرَرِهِ فَاسْتَخْلَصْتُ لَكَ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ [جَلِيلَهُ‏] نَخِيلَهُ وَ تَوَخَّيْتُ لَكَ جَمِيلَهُ وَ صَرَفْتُ عَنْكَ مَجْهُولَهُ»[25]

اى پسرك من و اگر چه من عمر دراز نكردم مانند عمر كسانيكه پيش از من بودند ولى در كارهاى ايشان نگريسته در اخبارشان انديشه نموده در باز مانده‏هاشان سير كردم چنانكه مانند يكى از آنان گرديدم، بلكه بسبب آنچه از كارهاى آنها بمن رسيد چنان شد كه من با اوّل تا آخرشان زندگى كرده‏ام، پس پاكيزگى و خوبى كردار آنها را از تيرگى و بدى و سود آنرا از زيانش پى بردم، و از هر كارى براى تو پاكيزه آنرا برگزيدم، و پسنديده آنرا خواستم، و نامعلوم آنرا آنچه سبب سرگردانى است از تو دور داشتم، و چنان صلاح ديدم هنگاميكه‏

مرا كار تو وادار ساخت آنچه پدر مهربان را وامى‏دارد، و آنچه در ادب و تربيت تو بآن تصميم گرفتم- كه ترا ادب و تربيت نمايم و حال آنكه تو رو آورنده‏اى به زندگى و تازه روزگار را دريافته‏اى جوان و نو رسيده‏اى و داراى نيّت پاك و نفس پاكيزه هستى، و آغاز كنم، ياد دادن كتاب خدا و تأويل آن و راههاى حقيقت اسلام و احكام و حلال و حرام آنرا بتو، در حاليكه براى آموزش تو از كتاب خدا بغير آن نمى‏پردازم‏.

امام علیه السلام خیلی روی این مساله تاکیددارد که مردم تلاش نمایید دنیا جای عبرت آموزی است:«فَبَادَرُوا الْعَمَلَ وَ كَذَّبُوا الْأَمَلَ فَلَاحَظُوا الْأَجَلَ ثُمَّ إِنَّ الدُّنْيَا دَارُ فَنَاءٍ وَ عَنَاءٍ وَ غِيَرٍ وَ عِبَر»[26]

به سوی عمل بشتابید وآرزوهای طولانی را رها نموده وبه مرگ بیاندیشید که همانا دنیا سرای نابودی،سختی، دگرگونی وپند پذیری است.

امیر المومنین علیه السلام می فرماید که گذشته برای انسان باید مثل آیینه باشد باید عبرت بگیرد،«وَ اعْتَبِرْ بِمَا مَضَى مِنَ الدُّنْيَا لِمَا بَقِيَ مِنْهَا فَإِنَّ بَعْضَهَا يُشْبِهُ بَعْضاً وَ آخِرَهَا لَاحِقٌ بِأَوَّلِهَا وَ كُلُّهَا حَائِلٌ مُفَارِق»[27]

از گذشته دنیا برای آینده آن عبرت گیر و به گذشته دنيا عبرت و پند گير براى مانده آن مانده آنرا به گذشته قياس كن و بدان كه مانده همچون گذشته با هزاران درد و اندوه خواهد گذشت زيرا بعض آن مانند بعض ديگر و آخرش به اوّلش پيوسته و همه آن نابود شونده و از دست رونده است دنيا همواره چنين بوده و هست و در نتيجه همه آن از بين خواهد رفت، پس دلبستگى به چنين جائى بى‏خردى است.

جمع بندی

دریک جمع بندی می توان نتیجه گرفت که دنیا سرای فنا است نه سرای بقا.طبق یک ضرب المثل فارسی که می گوید:«عاقل آن است که اندیشه کند پایان را»[28] عاقبت از آن کسانی است که به این عروس هزارداماد دل نبندد.واز سرنوشت دیگران عبرت بگیرد. طبق فرمایش امیرالمومنین علیه السلام که می فرماید«وَ قَالَ علیه السلام ‏ مَا أَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَار»[29]

عبرت ها چه قدر زیاد ولی عبرت گیرندکان چه اندک است.دراین جمله ایشان نکته های فراوان وجود دارد.با نیم نگاهی به تاریخ گذشتگان وتاریخ معاصر به خوبی درمی یابیم که افرادی بودند که مال وثروت، مقام وشهوت دنیا چنان چشم وگوش ایشان را کر وکور نموده بود که لذت چند روزه ی دنیارا بر نعمت های گوناگون آن جهان ترجیح دادند. حوادث تاریخ معاصر همه اش مایه عبرت است،قدرت وثروت باد آورده حاکمان مستبد و ستمگر چه شد؟ آیا توانست جان سالم بدربرد؟ظالمانی که بر گرده مردم بیچاره سوار بود سر انجام با نهایت خفت وخواری به خاک ذلت نشست.

 افرادی مانند فرعون وفرعونیان،نمرودیان، ابوجهل ها، یزیدیان در دوران حکومتشان چه جنایت های را که مرتکب نشدند.افرادی مانند عمر سعد به خاطر گندم ری قضیه کربلا را به وجود آورد.آری عبرت چه قدر زیاد ولی عبرت گیرندگان چه قدر کم اند! مواعظ قرآنی وروایات معصومین علیهم السلام  هرگز به گوششان فرو نمی رود.به قول سعدی که می گوید:

سعدی:

با سیه دل چه سود خواندن وعظ

نرود میخ آهنین بر سنگ

گناه تخم چه باشد زمین چو قابل کشت نیست[30]

محمد رضایی

 [1] شمس/8

[2] انسان/4

[3]  راغب اصفهانى حسين بن محمد ،المفردات في غريب القرآن‏، محقق: صفوان عدنان داودى، ناشر:دمشق بیروت: الدار العلم الدار الشامیه،1412ق،ص 543

 4] طريحى فخرالدین ، مجمع البحرين‏، تحقيق: سيد احمد حسينى، تهران: کتاب‌فروشی مرتضوى‏، 1375 چاپ: سوم‏، ج 3، ص 394

[5] خاتمی، سید احمد،عبرتهای عاشورا،قم:بوستان کتاب،1379، ص19.

[6] روم/9

[7] روم/9

[8] روم/10

[9] روم/10

[10]  مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه،تهران: دارالکتب الاسلامیه،1374،ج 16،صص 375-371

[11]  آل عمران/13

[12]  تفسیرنمونه، صص 454-452

[13] تجاوز ارتش سرخ شوروی  در6/10/1358 صورت گرفت.سر انجام باجهاد ومقاومت مردم مسلمان افغانستان وتقدیم صد هاهزار شهید درتاریخ 26/11/1367 از کشور خارج شد

[14] پاينده، ابو القاسم، نهج الفصاحة، تهران:دنياى دانش چاپ: چهارم، 1382ش.ص 326

[15] كراجكى، محمد بن على، كنز الفوائد، قم:دارالذخائر - چاپ: اول، 1410 ق. ج 1، ص 300

[16] حیدری ابهری،غلامرضا،حکمت نامه پارسیان،قم،نشر جمال،1385،ص664

[17] كنز الفوائد؛ ج‏2؛ ص 31

[18] شريف الرضى، محمد بن حسين، نهج البلاغة (للصبحي صالح)، قم: هجرت چاپ: اول، 1414 ق. ص57

[19] نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 231

[20] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛خطبه 192، ص287

[21] نهج البلاغة (للصبحي صالح)، خطبه 182، ص: 263

[22] (عمالقه گروهى بودند از اولاد عمليق ابن لاوذ ابن ارم ابن سام ابن نوح پادشاه يمن و حجاز با دولت بى‏حدّ كه بنيانشان كنده شد)

[23] (رسّ نام چاه بزرگى بود كه مردم در كنار آن گرد آمده درخت صنوبر را كه شاه درخت مى‏گفتند.و آنرا يافث ابن نوح كاشته بود پرستش مى‏نمودند)

[24] خاتمی، سید احمد،عبرتهای عاشورا،قم:بوستان کتاب،1379، ص21.

[25] نهج البلاغة (للصبحي صالح)، نامه 31، ص: 394

[26] نهج البلاغة (للصبحي صالح)، خطبه 114، ص: 170

[27] نهج البلاغة (للصبحي صالح)، نامه 69، ص: 459

[28] رحمت نژاد واقعی،حسین،فرهنگ اصطلاحات وضرب المثل های پارسی،تهران:عارف کامل،1386،ص236.

[29] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛   ؛ ص528

[30] حکمت نامه پارسیان،664


٢٣:٣٦ - جمعه ٢٨ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٦١٦    /    تعداد نمایش : ٢٩٨


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.