فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > دربارۀ تبلیغ > ویژگی های تبلیغ 


  چاپ        ارسال به دوست

تبلیغ در نگاه امام رضوان الله علیه و مقام معظم رهبری مد ظله العالی

تبلیغ در نگاه امام رضوان الله علیه و مقام معظم رهبری مد ظله العالی

مقدمه

تبلیغ عبارت است از : رساندن پیام به دیگری از طریق بر قراری ارتباط به منظور ایجاد دگرگونی در بینش و رفتار او و بر سه عنصر اصلی پیام دهنده،‌ پیام گیرنده و محتوای پیام مبتنی است.

به عبارت دیگر : تبلیغ عبارت است از روش یا روش‌های به هم پیوسته برای بسیج و جهت دادن نیروهای اجتماعی و فردی از طریق نفوذ در شخصیت، افکار و عقاید و احساسات آن‌ها جهت رسیدن به یک هدف مشخص چنان که قرآن از زبان انبیا می‌ فرماید: «و ما علینا الّا البلاغ المبین»[1]؛ و بر عهده ما چیزی جز ابلاغ آشکار نیست.

تبلیغ از نظر امام راحل رضوان الله علیه

1- تعریف تبلیغ

تبلیغات، که همان شناساندن خوبی‌ ها و تشویق به انجام آن و ترسیم بدی ها و نشان دادن راه گریز و منع از آن است، از اصول بسیار مهم اسلام عزیز است.[2]

2- اصول و مبانی تبلیغ

تبلیغات باید براساس معنویات باشد؛ معنویات اساس اسلام است. سعی کنید معنویات را زیاد کنید و از تشریفات تا آن جا که مقدور است، بکاهید. همه‌اش در فکر درست کردن سالن و ساختمان نباشید بلکه در فکر معنویات اسلام باشید.[3]

3- شرایط تبلیغ

وضع تبلیغات باید متناسب با نیازها و وضع حوزه‌ ها باشد. باید آقایان توجه داشته باشند همیشه دنبال مسائل واقعی بروند.[4]

4- ضرورت و اهمیت تبلیغ

مسأله تبلیغات یک امر مهمی است که می‌شود گفت که در دنیا در رأس همه امور قرار گرفته است و می‌توان گفت که دنیا بر دوش تبلیغات است.[5] و قدرت تبلیغاتی ما بسیار ضعیف و ناتوان است و می‌دانید که امروز جهان روی تبلیغات می‌چرخد.[6]

5- انگیزه تبلیغ

برای خدا تبلیغات کنید که تبلیغات امر مهمی است. به همان اندازه که تبلیغات برای مستکبرین و زورگویان مضر است، به همان اندازه و یا بیشتر، برای مستضعفین مفید است. مراعات حال مردم را بنمایید. انصافاً مردم ایران حق بزرگی بر انقلاب دارند. به خدا بیشتر اعتماد کنید. خداوند همه شما را محترم و مغزز نگه‌ دارد و دست دشمنان اسلام را قطع کند.[7]

6- اهداف تبلیغ

لازم است آقایان علما و دانشمندان محترم با وسایل ممکن، این نهضت مقدم را معرفی نمایند و مقصد مسلمانان ایران را که همان بر قراری حکومت اسلامی تحت پرچم اسلام و هدایت قرآن کریم و پیغمبر مکرم اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم است، گوشزد نمایند که برادران اسلامی ما بدانند ما به جز اسلام و برقراری حکومت عدل اسلامی فکر نمی‌کنم.[8] ما می‌گوییم می‌خواهیم انقلابمان را صادر کنیم، نمی‌خواهیم با شمشیر باشد، بلکه می‌خواهیم با تبلیغ باشد.[9]

7- مواد و محتوای تبلیغ

آن چیزی که من توصیه می‌کنم به همه اهل علم و به همه آقایان، به همه دانشمندان، این که دنبال این بروید که معارف اسلامی را در بین مردم تقویت کنید که رأس امور، این معارف اسلامی است و اگر او درست بشود، همه کارها درست می‌شود.[10]

8- حکم تبلیغ

همان طور که تحصیل یک تکلیف است،‌ تبلیغ بالاتر است از او، تحصیل مقدمه تبلیغ است؛ مقدمه انذار مردم است.[11]

9- تکنولوژی تبلیغ

قوانین اسلام را در هر رشته‌ای که هست، بنویسند، منتشر کننند، اگر موفق بشوند، «دستگاه فرستنده» پیدا بکنند که به دنیا ابلاغ بکنند، اسلام را آن طور که هست معرفی کنند به دنیا، بفهمند دنیا که ما چه داریم.[12]

10- ابزارها و رسانه‌های تبلیغ

در باب نشریات، خودتان می‌دانید که نقش نشریات در هر کشوری از همه چیزها بالاتر است. روزنامه‌ها و مجلات می‌توانند یک کشوری را رشد بدهند و هدایت بدهند به راهی که صلاح کشور است و می‌توانند که به عکس، عمل بکنند ... نشریه بسیار خوب است و در صورتی که محتوای آن محتوای آموزنده باشد و دست اندرکاران آن متعهد باشند، این نشریه رأس همه امور می‌شود. انسان اگر انصاف داشته باشد،‌ باید به خاطر مردمی که قلم‌ها را برای این‌ها آزاد گذاشته‌اند، از قلم و قدمش استفاده کند و دیانت هم اقتضای همین را می‌کند. ما باید نشریاتمان مفید باشد و اخلاق جامعه را اصلاح کنیم ... آن چه که بیش از همه در فرهنگ مردم تأثیر می‌گذارد، مجله و فرم مجله است؛ برای این که مجله و نحوه ارائه آن خیلی تأثیر دارد. این حتی خودش اگر مجله  را هم نخواند، ورق زدن مجله، این خودش در روحیه‌اش تأثیر می‌کند ... در هر صورت، مجله نویسی آسان است، ‌ولی مجله صحیح نوشتن مشکل است. چهار عکس، چهار مقاله و چهار شعر و چهار تا فکاهی،‌ این آسان است، تخصص نمی‌خواهد. باید مجله راه بیندازید که وقتی جوان‌ها باز می‌کند، شکل و صورت و عکس‌های مجله و تیترهای مجله طوی باشد مقابل آنکه ما را پنجاه سال به نابودی کشید. شما باید جبران آن خرابی پنجاه سال را بکنید.[13]

اهمیت انشارات، مثل اهمیت خون‌هایی است که در جبهه‌ها ریخته می‌شود؛ «مداد العلماء الفضل من دماء الشهداء». برای این‌که دماء شهدا اگر چه بسیار ارزشمند است و سازنده، لکن قلم‌ها بیشتر می‌تواند سازنده باشد و شهدا را قلم‌ها می‌سازند و شهید پرور هستند قلم‌ها ..... کتاب‌هایی را که می‌خواهید منتشر کنید، حتماً بدهید عده‌ای از فضلا بخوانند و نظر بدهند و خودتان دقیقاً بررسی کنید ... توجه داشته باشید،‌ کتاب‌ها و چیزهای دیگری از «قم» منتشر می‌شود، غیر از کتاب‌هایی است که در سایر شهرها منتشر می‌شود. «قم» شهر علم و اسلام است. اگر خطایی از «قم» منتشر شود، در دنیا علم می‌شود. این موضوع هم باید مورد توجه باشد که از «قم» چیز خلافی منتشر نشود.[14]

11- ابعاد تبلیغ

بر همه لازم است که تبلیغات کنند؛ تبلیغات داخلی برای این‌که مبادا خدای نخواسته، مردم تحت تأثیر تبلیغات سوء ابر قدرت‌ها واقع بشوند و بالاتر از او، تبلیغات در خارج باید بشود. ما تبلیغاتمان در خارج بسیار ناقص است و اشخاصی که از خارج می‌آیند اینجا و با من ملاقات می‌کنند، همه از این مطلب شکایت دارند که در خارج، تبلیغات کم است.[15]

12- قالب‌های تبلیغ

شعرا در طول تاریخ باید بنویسند این امور را و به شعر، مردم را بیدار کنند و نویسندگان اگر می‌توانند در نطق‌ها و نوشته‌های خودشان، ایران را ابلاغ کنند و اگر نمی‌توانند در کتب و رساله‌های خودشان ثبت کنند که بعدها وقتی که مردم در نسل‌های بعد می‌آیند، ببینند که دشمن‌های آن‌ها کی هست و دوستان آن‌ها کی و تکلیف آن‌ها با دوستانشان و دشمنانشان چیست؟ اگر ما در تبلیغ قصور کنیم، ما مدیون نسل‌های آینده هستیم، که ممکن بود با نوشته‌های شما، با نوشته‌های نویسندگان عزیز و با اشعار آن‌ها بیدار شوند و مطلع بشوند بر اینکه بر این ملت‌ها در این زمان‌ها چه گذشته است و ماها چه تحمل رنج‌ها کردیم، بلکه آن‌ها در صدد علاج بر آیند و امروز نیز ما باید در صدد علاج برآییم ... ما، همه شماها که نویسنده هستید و خصوص شعرا که لسان شعر بالاترین لسان است، باید مردم را آگاه کنیم، نسل‌های فعلی را، نسل‌های آینده را و بنا بگذارید بر این‌که اگر نمی‌شود در جوامع عمومی، از جوامع خصوصی و از افرادی که با آن‌ها آشنا هستیم، شروع کنیم.[16]

وظایف مبلّغان از نظر امام رضوان الله علیه

1- اصلاح نفس

«تا اصلاح نکنید نفوس خودتان را، از خودتان شروع نکنید و خودتان را تهذیب نکنید، شما نمی‌توانید دیگران را تهذیب کنید. آدمی که خودش آدم صحیحی نیست، نمی‌تواند دیگران را تصحیح کند، هر چه هم بگوید فایده ندارد ... اگر خدای نخواسته یک گوینده‌ای خودش آلوده باشد، نمی‌تواند با گفتار خودش از آلودگی دیگران جلوگیری کند. اول باید خودمان را اصلاح کنیم، و کوشش کنیم که ان شا‌ء الله خودمان اصلاح بشویم و مردم را اصلاح کنیم».[17]

2- آگاهی مبلّغ به مسائل روز

علما و روحانیون ان شاء الله- به همه ابعاد و جوانب مسئولیت خود آشنا هستند، ولی از باب تذکر و تأکید عرض می‌کنم، امروز که بسیاری از جوانان و اندیشمندان در فضای آزاد کشور اسلامی‌مان احساس می‌کنند که می‌توانند اندیشه‌های خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامی بیان دارند، با روی گشاده و آغوش باز، حرف‌های آنان را بشنوند و اگر بیراهه می‌روند، با بیانی آکنده از محبت و دوستی، راه راست اسلامی را نشان آن‌ها دهید، و باید به این نکته توجه کنید که نمی‌شود عواطف و احساسات معنوی و عرفانی آنان را نادیده گرفت و فوراً انگ التقاط و انحراف بر نوشته‌هایشان زد و همه را یکباره به وادی تردید و شک  انداخت. این‌‌ها که امروز این گونه مسائل را عنوان می‌کنند، مسلماً دلشان برای اسلام و هدایت مسلمانان می‌تپد، و الّا داعی ندارند که خود را با طرح این مسائل به درد سر بیندازند. این‌ها معتقدند که مواضع اسلام در موارد گوناگون، همان گونه‌ای است که خود فکر می‌کنند، به جای پرخاش و کنار زدن ‌آن‌ها با پدری و الفت با آنان برخورد کنید، اگر قبول هم نکردند، مأیوس نشوید. در غیر این صورت، خدای ناکرده به دامن لیبرال‌ها و ملی‌گراها و یا منافقین می‌افتند و گناه این، کمتر از التقاط نیست. وقتی ما می‌توانیم به کشور و آینده‌سازان امیدوار شویم که به آنان در مسائل گوناگون بها دهیم و از اشتباهات و خطاهای کوچک آنان بگذریم و به همه شیوه‌ها و اصولی که منتهی به تعلیم و تربیت صحیح آنان می شود، احاطه داشته باشیم.[18]

3- آمادگی مبلّغ به مسائل جدید

امام رضوان الله علیه در این مورد خطاب به مبلّغین اسلام و روحانیون می‌فرمایند: «باید نبض تفکر و نیاز آینده‌ جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عکس‌ العمل مناسب باشند، چه بسا شیوه‌های رایج ادارة امور مردم در سال‌های آینده تغییر کند و جوامع بشری برای حل مشکلات خود به مسائل جدید اسلام نیاز پیدا کنند، علمای بزرگوار اسلام از هم اکنون باید برای این موضوع فکری بکنند.[19]

4- اهتمام به امور مسلمین

«عمده این است که ما در این برهه از زمانی که مسئولیت‌ها بسیار زیاد است، ما مسئولیت خودمان را به طوری اجرا کنیم کارهای خودمان را که پیش خدای تبارک و تعالی مسئول نباشیم. باید ما وضع را در نماز جمعه‌ها، در مساجد، در ائمه جمعه و جماعت، در همه جا (روشن کنیم) که از این‌جا از طرف ائمه جمعه و جماعات باید همه چیز‌ها در دنیا منتشر بشود. همان ‌طوری که در صدر اسلام، امام جمعه و مسجد، این دو ابزار در دست مسلمان‌ها بوده است و هر وقت می‌خواستند جنگ بروند از مسجد تجهیز می‌کردند، هر وقت می‌خواستند کار مهمی بکنند در مسجد طرح می‌کردند و اعلام می‌کردند که نماز جمعه است، نماز جماعت است، بیایید، برای کاری می‌رفتند آنجا، نمازشان را هم می‌خواندند و مسائل سیاسی‌شان را (هم) می‌گفتند و اجرا می‌کردند، ارتش می‌فرستادند و همه این کارها را آنجا می‌کردند و ما امیدواریم که این محتوا برگردد، و این فکر ناشی از اشتباه یا خطا یا احیاناً عمد، این فکر خطا برگردد که «آخوند را به سیاست چه آخوند را به امور مسلمین چه».

خوب پیغمبر سفارش کرده است که باید اهتمام (به) امور مسلمین (داشته باشید) اهتمام به امور مسلمین فقط همین است که ما بگوییم نماز چند رکعت است و شک بین کذا چی است؟ این اهتمام به امور مسلمین عبارت از امور سیاسی مسلمین است، امور اجتماعی مسلمین است، گرفتاری‌های مسلمین است و کسی که اهتمام به این نکند، به حسب آن روایت، «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمنهم» یا «بمسلم»؛ کسی که صبح کند بی‌آنکه اهتمامی به امور مسلمین داشته باشد، او از مسلمین نیست (مسلمان نیست).[20]

5- شبهه زدایی

ما موظفیم ابهامی را که نسبت به اسلام به وجود آورده‌اند برطرف سازیم. تا این ابهام را از اذهان نزداییم، هیچ کاری نمی‌توانیم انجام بدهیم. ما باید خود و نسل آینده را وادار کنیم؛ و به آن‌ها سفارش کنیم که نسل آتیه خویش را نیز مأمور کنند این ابهامی را که بر اثر تبلیغات سوء چند صد ساله نسبت به اسلام در اذهان حتی بسیاری از تحصیل کرده‌های ما، پیدا شده رفع کنند؛ جهان ‌بینی و نظامات اجتماعی اسلام را معرفی کنند. حکومت اسلامی را معرفی نمایند تا مردم بدانند اسلام- چیست و قوانین آن چگونه است. امروز حوزه قم، حوزه مشهد، و حوزه‌های دیگر موظفند که اسلام را ارائه بدهند و این مکتب را عرضه کنند. مردم اسلام را نمی‌شناسند. شما باید خودتان را، اسلامتان را، نمونه‌های رهبری و حکومت اسلامی را، به مردم دنیا معرفی کنید. مخصوصا به گروه دانشگاهی و طبقه تحصیل کرده. دانشجویان چشمشان باز است. شما مطمئن باشید اگر این مکتب را عرضه نمایید و حکومت اسلامی را چنان که هست به دانشگاه‌ها معرفی کنید، دانشجویان از آن استقبال خواهند کرد.[21]

6- تکرار مطالب مهم

به طور کلی مبلّغ باید از تکرار کلمات، جملات و مطالب بپرهیزد مگر در مواردی که تکرار در آن‌ها موضوعیت داشته باشد، همچون مسائل اخلاقی که همیشه باید تذکر داده شود، و هم‌چنین است مسایل مورد ابتلای مردم و مطالب عبرت انگیز که باید زیاد تکرار شود. امام خمینی قدس سره به این مطلب اشاره کرده و می‌فرمایند: «بعضی از مسائل است که اهمتیش این قدر زیاد است که باید آن مسائل را تکرار کرد، ‌کتاب‌هایی که برای انسان سازی آمده است مثل قرآن کریم و کتاب‌هایی که در اخلاق نوشته می‌شود و مقصد ساختن یک انسان است و ساختن یک جامعه است به حسب اهمیت  هر موضوعی در آن‌ها تکرار شده  است ... نکته تکرار ادعیه و تکرار نماز در هر روز چندین دفعه و همیشه این است که انسان با گفتن و شنیدن، خود انسان قرائت می‌کند و می‌شنود، این آیاتی که سازنده است مثل سوره مبارکه حمد- که یک درس سازنده است- انسان باید این‌ها را تکرار کند».[22]

تبلیغ از دیدگاه مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی)

1- تعریف تبلیغ

یک معنای تبلیغ که امروز در دنیا رایج است، به معنای غربی تبلیغ است؛ یعنی آن چیزی که در نظام سرمایه‌ داری غرب معمول است. تبلیغ در آنجا اصلاً به معنای این نیست که حقیقتی را از جایی به مغزی منتقل کنند؛ بلکه معنایش تحت تأثیر قرار دادن دل‌ها و مغزهاست، با شیوه‌های علمی و روان ‌شناسی.[23]

تبلیغ در اسلام به معنای رساندن حقایق و معارف اسلامی و دعوت و تشویق مردم به رعایت و اطاعت از فرامین الهی و تأسی به سیره انبیاء و ائمه اطهار علیه السلام به کار رفته است. آنچه ما به آن اعتقاد داریم معنای واقعی تبلیغ است یعنی رسانیدن حقایق و واقعیتها به گوش مردم جهان است.[24]  

تبلیغی که ما دنبال آن هستیم، غیر از تبلیغ مصطلح در دنیاست، تبلیغ ما رساندن واقعیت‌ و حقیقت به ذهن‌ها است و حقیقت چیزی شریف، عمیق و بسیار والا است.[25]

2- انگیزه‌ تبلیغ

یک فرق اساسی بین تبلیغ در میان شیعیان و روحانیت شیعه و غیر آن وجود دارد و آن این است که تبلیغ دین به وسیله روحانیت یک وظیفه مقرر دولتی و یک مأموریت رسمی و خشک نیست، بلکه در آن انگیزه‌های شخصی و از جمله انگیزه‌های معنوی و الهی و هم‌چنین سلایق نقش دارد این از جهتی نقطه قوت است در بقیه ادیان و مذاهب هم تبلیغ وجود دارد و گاهی تبلیغ به شکلی است که ما باید در حرکت تکمیلی امر تبلیغ خود از آن‌ها فرا بگیریم و کارمان را تکمیل کنیم، در عین حال جوهر کار در میان ما روحانیت شیعه یک جوهر ویژه است احساس تکلیف الهی بیشتر موجب می‌شود که کسی اقدام به تبلیغ کند نه این که انگیزه‌های مادی وجود ندارد یا مثلاً وظیفه الهی با بعضی انگیزه‌های مادی برای مبلّغ منافات دارد این طور نیست نفس این‌که یک نفر روحانی با اختیار خود به امر تبلیغ اقدام می‌کند و اگر اخلاص  تقرب به خدا و توجه به منافع معنوی تبلیغ باشد جلو او  میدان کار باز می‌شود.[26]

3- تزکیه انسان با تبلیغ

ما در سلک روحانیت بیشتر از دیگران به این معنا احتیاج داریم، به قول آن عارف معروف که می‌گوید: «آب که از برکات الهی است همه پلیدی‌ها و ناپاکی‌ها را از بین می‌برد هر جسمی که با آب تماس می‌گیرد پاک می‌شود ولی خود آب تحت تأثیر تماس با ناپاک‌ها و ناپاکی‌ها به تصفیه احتیاج پیدا می‌کند و خدای متعال در یک گردش طبیعی آب را به بخار تبدیل می‌کند به آسمان می‌برد از بالا مجدداً به صورت قطرات باران به زمین بر می‌گرداند پلیدی‌ها را از آن جدا می‌کند آن را تصفیه می‌کند و باز به صورت ماء طهور در اختیار افراد انسان و سایر موجودات قرار می‌دهد». گوینده این سخن حکمت آمیز می‌‌گوید: «این جان شما معارف شما نصایح شما بلکه خود قلب و روح شما همان ماء طهوری است که ناپاکی‌ها را از انسان‌ها می‌زداید اما خود این ماء طهور به تدریج به تصفیه و تزکیه احتیاج پیدا می‌کند و تزکیه و تصیه آن جز با یک عروج معنوی جز با یک گردش معنوی به سمت علویات که آن هم با ذکر و دعا حاصل خواهد شد ممکن نمی‌شود» با ذکر با توجه با توسل با مناجات با نافله با تضرع در مقابل خداوند با تفکر در آیات آفافی و انفسی این ماء طهور باز همان طهارت خود را به دست می‌آورد آماده می‌شود تا بازهم با پلیدی‌ها مواجه گردد و آن‌ها را از جسم و جان بشر و عالم بزداید.[27]

4- بصیرت تبلیغ

درس هم که می‌خوانیم برای این است که بتوانیم پیام الهی را ابلاغ کنیم، برسانیم حالا چه در زمینه‌ معارف دینی چه در زمینه احکام دینی چه در زمینه اخلاق الهی پس این مناسبت‌ها و این اصل مسأله تبلیغ ناظر است به عمل همراه با بصیرت و یقین باید بصیرت باشد یقین یعنی همان ایمان قلبی متعهدانه وجود داشته باشد و بر پایه‌ این بصیرت و یقین حرکت انجام بگیرد اگر بصیرت بود یقین بود اما کاری انجام نگرفت این مطلوب نیست تبلیغ نشده است اگر چیزی تبلیغ شد اما بدون بصیرت و بدون یقین هر کدام از این‌ها کم باشد یک پایه خراب است و مطلوب به دست نخواهد آمد این یقین همان چیزی است که «آمن الرسول بما انزل الیه من ربه و المؤمنون کل آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله»[28] یعنی اول کسی که به پیام اعتقاد و ایمان عمیق پیدا می‌کند خود پیام‌آور است اگر این نبود کار دنباله پیدا نخواهد کرد نفوذ نخواهد کرد آن ایمان هم باید با بصیرت همراه باشد همچنانی که حالا درباره‌ بصیرت مطالبی گفته شده است و روشن است این می‌شود عمل صالح یعنی «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات»[29] واقعاً عمل صالح و مصداق اتم عمل صالح همین تبلیغ است که انجام باید بگیرد پس در باب تبلیغ باید فکر کرد باید کار کرد.[30]

5- تبلیغ جوهره کار روحانیت

حوزه‌ها و علمای شهرستانها توجه کنند که اولین وظیفه عالم دینی؛ تبلیغ است و علم دین برای تبلیغ است. درست است که تربیت عالم و مبلّغ به بزرگان و متخصصینی احتیاج دارد که در نقطه‌ای بنشینند و شاگردان و فضلا و طلاب از آن‌ها استفاده کنند و توقعی نیست که آن‌ها با طبقات مختلف مردم مواجه شوند کار آن‌ها در واقع تربیت مبلّغ و عالم و متخصص است این در جای خود درست و قابل قبول است لیکن وقتی انسان با نگاه کلی به علمای دین نگاه می‌کند آن عده متخصص پرور عده کمی خواهند بود اساس کار در بین علمای شیعه عبارت از تبلیغ و رساندن حقایق دین است ... نکته دوم این است که مبلغ دین عالم انتخاب شده است و تبلیغ دین جزء وظایف علمای دین است آیا می‌شد بگوییم که افراد غیر عالم تبلیغ دین را انجام دهند.[31]

6- تبلیغ به شکل سنتی

تبلیغ دین به شکل سنتی یعنی همین حضور روحانی در جمع‌های مختلف مردم و استفاده از منبر دین و تبلیغ یکی از مهمترین ابزارها است که خدای متعال در اختیار شما قرار داده است برای خدا و در راه خدا باید حداکثر و بهترین استفاده را از آن بکنید.[32]

7- تبلیغ چهره به چهره

ما معلمین یک امتیاز داریم که تبلیغ رویاروی و چهره به چهره می‌کنیم این یک کار بی‌نظیری است که هیچ چیزی جای این را نمی‌گیرد منبر رفتن با مردم حرف زدن این از سایر شیوه‌های تبلیغ از جهاتی سازگارتر است آن جهات هنری و غیره آن‌ها هم در جای خود لازم است اما این یک تأثیری دارد یک خلأیی را پر می‌کند که سایر دستگاه‌ها و شیوه‌های تبلیغی این اثر را ندارد پس تبلیغ مهم است و امروز ابزار اساسی است ما هم یکی از شیوه‌های موثر تبلیغ را در اختیار داریم می‌خواهیم عرض بکنیم تبلیغ باید جریان ‌ساز باشد تبلیغ باید گفتمان‌ ساز باشد تبلیغ باید فضا ایجاد کند گفتمان ایجاد کند گفتمان‌ یعنی یک مفهوم و یک معرفت همه‌گیر بشود در برهه‌ای از زمان در یک جامعه آن وقت این می‌شود گفتمان جامعه این با کارهای جدا جدای برنامه ‌ریزی نشده حاصل نخواهد شد این کار احتیاج دارد به برنامه‌ ریزی و کار فعال و مثل دمیدن پیوسته‌ در وسیله‌ فشاری است که می‌تواند آب با مایه حیات یا هوا را به نقاط مختلفی که مورد نظر است برساند باید دائم با این دم دمید تا این اشتعال همیشه باقی بماند این کار هیچ نباید متوقف بشود و به برنامه‌ ریزی احتیاج دارد این گفتمان ‌سازی برای چیست.[33]

8- مخاطب و محتوای تبلیغ

آنچه من امروز می‌خواهم عرض کنم در تبلیغ باید دو چیز را با حداکثر اهتمام مورد توجه قرار داد یکی گزینش مخاطب و یکی گزینش محتواست مخاطب ممکن است قشرهای مختلفی از مردم باشند وقتی که انسان در جمعی مشغول صحبت می‌شود اگر بداند که مخاطب او کیست و مخاطب خود را انتخاب کند و آن مخاطب را مورد نظر قرار دهد طبعاً محتوا را هم به تبع انتخاب مخاطب به تناسب نیاز او انتخاب خواهد کرد پس این دو مرتبط و متصل به یکدیگر است در مورد انتخاب مخاطب من می‌خواهم عرض کنم شاید لازم است که امروز اکثریت نزدیک به همه مخاطبان منبرهای تبلیغی ما جوانان باشند نسل جوان به چند دلیل اولاً چون امروز جوانان در کشور ما اکثریتند جوانان در بعضی از کشورها اقلیتند ولی در کشور ما به دلایل مشخصی که هست امروز جوانان اکثریتند یعنی بیش از دو سوم مردم ما جوانانند خود شما هم جوانید اکثر جزء همین نسل هستید پس بیشتر از همه آن‌ها را باید مخاطب قرار داد این یک دوم این که دشمنان این کشور دشمنان این انقلاب و دشمنان دین با توجه به همین حقیقت مدت‌هاست که برای مخاطبین جوان برنامه ‌ریزی می‌کنند ممکن است ما غفلت کرده باشیم اما دشمن ما غفلت نکرده است سعی دارند به وسیله رادیوها ،جزوه‌ها، ابزارها و روشهایی که متناسب با طبیعت جوان و شهوات قشرهایی از جوانان هم هست دلها و فکرهای آن‌ها را متوجه و تسخیر کنند و در آن‌ها اعمال نفوذ نمایند این هم دلیل دیگری است که باید توجه بیشتر شما به جوانان باشد دلیل سوم این است که جوان آسان‌پذیر و زودپذیر است چون دل او نورانی است نیست و سخت‌پذیر نشده‌اند نورانی هستند می‌توانند به راحتی حقیقت را درک کنند و بیایند و آن را بشنوند و بپذیرند این هم دلیل دیگری برای گزینش این قشر است پس آن‌چه باید گفته شود انتخاب کنید هدف را مخاطب با جوانان قرار دهید این نوع محتوا را تحت تأثیر قرار خواهد داد امروز کدام محتوا مهم است.[34]

9- فضای تبلیغ

تبلیغ در دورانی که حاکمیت اسلام نیست یک تفاوت اساسی با تبلیغ در دوران حاکمیت اسلام دارد در دوران حاکمیت اسلام تبلیغ هر بخشی از دین می‌تواند درست در جای خود واقع شود یعنی بیان یک بخش از مجموعه‌ای که برای اداره زندگی مردم لازم است در حالی که وقتی حاکمیت اسلام وجود ندارد این طور نیست بخش‌ها از هم جداست به هم بی‌ارتباط است و همه مجموعه کامل نیست فرضاً اگر کسی درباره احکام فقهی در دوره حاکمیت اسلام کار می‌کند آن احکام را دو گونه می تواند مورد مطالعه و ملاحظه قرار دهد یک طور احکام فقهی مربوط به اداره یک فرد منهای این‌که این فرد در کجای عالم زندگی می‌کند یک وقت هم انسان همین حکم فقهی را به عنوان بخشی کوچک یا بزرگ از چگونگی اداره یک جامعه بررسی می‌کند این‌ها با هم متفاوت است ... یک وقت به عنوان جزئی از مجموعه اداره کننده فرد و جامعه در حاکمیت اسلام مطرح می‌شود یک وقت هم نه مجرد از مجموعه اسلام و فقط به عنوان یک حکم که برای یک فرد مطرح است می‌باشد ... اساس فرق بین دو گونه تبلیغ که عرض کردیم این است که در دوران حاکمیت اسلام دین عبارت از مجموعه مسائل زندگی است که سیاست هم جزء آن است اداره حکومت هم جزء آن است مسائل ارتباطات خارجی و موضع ‌گیری‌های مسلمانان در مقابل جناح‌های مختلف دنیا هم جزء آن است... این تبلیغ با نوع تبلیغی که ما در گذشته قبل از اقامه حکومت حق و حکومت الهی می‌کردیم چقدر متفاوت است آن روز کافی بود ما همین موضوعی را که می‌خواهیم تبلیغ کنیم درست بلد باشیم آن‌گاه یک مبلّغ خوب می‌شدیم امروز اگر جهان یا لااقل جامعه خود را درست نشناسیم هر چه هم که آن موضوع را خوب بلد باشیم نمی‌توانیم یک مبلغ خوب باشیم باید بفهمیم.[35]

10- مباهله و عاشورا، تبلور عملی تبلیغ

روز مباهله روزی است که پیامبر مکرم اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم عزیزترین عناصر انسانی خود را به صحنه می‌آورد نکته‌ مهم در باب مباهله این است «و انفسنا و انفسکم» در آن هست و «نساءنا و نساءکم» در آن هست عزیزترین انسان‌ها را پیغمبر اکرم انتخاب می‌کند و به سه صحنه می‌آورد برای محاجه‌ای که در آن باید تمایز بین حق و باطل و شاخص و روشنگر در معرض دید همه قرار بگیرد هیچ سابقه نداشته است ... روز مباهله به این شکل است یعنی نشان دهنده این است که بیان حقیقت ابلاغ حقیقت چقدر مهم است می‌آورد به میدان با این داعیه که می‌گوید بیائیم مباهله کنیم هر کدام بر حق بودیم بماند هر کدام بر خلاف حق بودیم ریشه کن بشود با عذاب الهی همین قضیه در محرم اتفاق افتاده است به شکل علمی یعنی امام حسین علیه السلام هم برای بیان حقیقت روشنگری در طول تاریخ عزیزترین عزیزان خود را بر می‌دارد می‌آورد همسران خود را آورد فرزندان خود را آورد برادران عزیز خود را آورد انیجا هم مسأله مسأله‌ تبلیغ دین است تبلیغ به معنای حقیقی کلمه رساندن پیام روشن کردن فضا ابعاد مسأله‌ تبلیغ را این جوری می‌شود فهمید که چقدر مهم است در آن خطبه «من رأی سلطاناً جائراً مستحلاً لحرم الله ناکثاً لعهدالله مخالفاً لسنة رسول الله یعمل فی عبادالله بالاثم و العدوان ثم لم یغیر بقول و لا فعل کان حقیقاً علی الله ان یدخله مدخله».[36]

تبلیغ منفی علیه اسلام

1- تبلیغ بی‌امان در مقابل اسلام

آن قدری که علیه اسلام- به خصوص در طول ده سال اخیر- تبلیغ و اقدام شده و پول خرج شده است شاید علیه هیچ فکر و عقیده‌‌ دیگری در مدت مشابه این همه تبلیغ و ضدیت و خصومت انجام نگرفته باشد وقتی که انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد مردم مؤمن و متعهد ما بر اساس اسلام عمل کردند یعنی اسلام در کشور ما فقط لقلقه‌ لسان نبوده و نیست بلکه ملت ما به همان جهت‌گیری‌هایی که قرآن برای مسلمان‌ها خواسته است عمل کردند ... «و لله العزۀ و لرسوله و للمؤمنین» عزت متعلق به مؤمن است چون مؤمن تنها کسی است که با همه‌ وجود در مقابل هر چیزی که بوی شیطنت و ظلم و فساد می‌دهد مبارزه و مقاومت می‌کند و فقط بنده‌ خداست و غیر او را بندگی نمی‌کند. در دنیا وجود دارد دل‌های مردم دنیا- به خصوص جوان‌ها و رورشفنکران و انسان‌های آگاه- متمایل و مجذوب اسلام است... آن‌ها می‌خواهند به دنیا چنین القا کنند که اسلام نمی‌تواند کشور را اداره کند آن‌ها می‌خواهند به دنیا این‌گونه وانمود کنند که اگر انقلاب کردید و به سمت اسلام رفتید مشکلات شما زیاد و زندگی‌تان سخت خواهد شد.[37]

2- همراهی اسلام با خشونت

در طول دوران استعمار دشمنان اسلام و دشمنان بیداری ملت‌های اسلامی تبلیغ می‌کردند که اسلام معنوی و اسلام اخلاقی و از اسلام سیاسی جداست امروز هم همین را تبلیغ می‌کنند امروز هم دستگاه‌های تبلیغاتی دشمن و جبهه دشمن نظام اسلامی با انواع و اقسام وسایل تبلیغاتی سعی می‌کند اسلام سیاسی و اسلام عدالت خواه و اسلام اجتماعی را به عنوان چهره‌ای خشن در دنیا معرفی کند و مردم را به اسلام منزوی اسلام تسلیم ‌طلبانه و اسلامی که در مقابل متجاوز و ظالم و زورگو هیچ عکس العملی از خود نشان نمی‌دهد سوق دهد. امام این را شکست و این انگاره دروغین از اسلام را باطل کرد و اسلام ناب را مطرح نمود اسلام نابی که امام مطرح کرد یعنی ضد اسلام متحجر و خرافی و هم چنین ضد اسلام رنگ باخته در مقابل مکاتب بیگانه و التقاطی هم آن روز هم در طول سال‌های مبارزه برای تشکیل نظام اسلامی و هم تا امروز این یکی از نقاطی است که جبهه دشمن اسلام روی آن تأکید می‌کند سیاست را از معنویت جدا کردن یعنی اگر کسی می‌خواهد مسلمان باشد باید سر خود بگیرد و گوشه‌ای بنشیند و به این که دشمن چه می‌کند متجاوز چه می‌کند اشغالگر چه می‌کند کاری نداشته باشد امروز هم این را تبلیغ می‌کنند امام نقطه مقابل این را در دنیای اسلام مطرح کرد و امروز دنیای اسلام این موج عظیم را در درون خود دارد شما به هر کشوری از کشورهای اسلامی بروید می‌بینید اسلام زنده در نظر نخبگان جوانان، دانشگاهیان، دانشمندان، علما، و آزادگان آن جا اسلامی است که بتواند ملت خود را در مقابل زورگویان و قلدران و قدرت‌ طلبان و متجاوزان عالم حفظ و حمایت کند و به آن مصونیت ببخشد و اجازه دخالت و تسلط و سیطره دشمن را بر مردم ندهد آن‌ها این اسلام را می‌خواهند و اسلام ناب محمدی صلّی الله علیه و آله و سلّم یعنی همین در مورد مردم مهمترین کاری که امام کرد این بود که مفهوم مردم سالاری را از چیزی که طراحان دموکراسی غربی و عوامل آن‌ها در صحنه‌های عملی می‌خواستند نشان دهند به کلی دور کرد سعی آن‌ها این بود که این طور القاء کنند که مردم‌ سالاری با دین سالاری و دینداری سازگار نیست امام این مفهوم باطل را زایل کرد و مردم ‌سالاری دینی یعنی همان جمهوری اسلامی را در دنیا مطرح نمود او به زبان هم اکتفا نکرد صرفاً استدلال هم نکرد عملاً این را نشان داد.[38]

3- تبلیغ از مسیحیت

در گزارش بسیار مهمی که مربوط به سال‌ها قبل است و جدید نیست تلاش گروه‌های تبلیغی مسیحیت که از اروپا به سمت شمال آفریقا اعزام می‌شدند تا جاده استعمار را در آن‌جا صاف کنند نشان داده شده بود یکی از غصه‌های دینداران دنیا این است که قدرتمندان مسلط بر کشورهای مسیحی تبلیغ علی‌الظاهر دین مسیح در سطح دنیا را وسیله‌ای برای پیش بردن ماشین استعمار قرار دادند و این‌ها جاده صاف کن استعمار شدند گروه‌های تبلیغی و به اصطلاح تبشیری را به عنوان تبلیغ مسیحیت که ظاهرش تبلیغ مسیحیت بود اما باطن قضیه این بود که راه را باز کنند تا استعمارگران اروپایی از کشورهای مختلف اروپایی آن روز وارد کشورهای اسلامی شوند و قدرت سیاسی را قبضه کنند به اطراف دنیا فرستادند و متأسفانه در بسیاری از جاها هم موفق شدند.[39]

4- بازگشت به اسلام ناب

امروز دنیای اسلام برای به دست آوردن عزت و موجودیت و هویت خود یک راه بیتشر ندارد و آن برگشت به اسلام است البته اسلام واقعی نه یک اسلام متحجر آمیخته با خرافات که دشمنان اسلام تبلیغ می‌کنند و می‌گویند: اسلام این است این طور اسلامی کار آمد نیست و نه اسلام تطبیق داده شده با اصول امریکایی و مورد نظر غربی‌ها که آن هم اسلام نیست هر دوی این‌ها اسلام امریکایی است که امام بزرگوار ما تقابل ایجاد کردند و فرمودند: «اسلام امریکایی» و «اسلام ناب محمدی» اسلام ناب و خالص اسلام توحید و وحدت بین امت اسلامی اسلام «و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً» اسلام «الاسلام یعلو و لایعلی علیه» اسلامی که می‌گوید: «و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض» برگشت به این اسلام تنها علاج و نسخه درمان امت اسلامی است و این ممکن است امروز حرکت به سمت این اسلام از شرق تا غرب دنیای اسلام همه جا را فرا گرفته و این همان چیزی است که دشمنان اسلانم را دستپاچه کرده است به هیاهوی تبلیغاتی استکبار و جنجال و قدرت‌نمایی‌ای که می‌کنند نگاه نکنید آن‌ها از اسلام ترسیده‌اند و حرکت عظیم اسلامی آن‌ها را سراسیمه کرده است.[40]

5- مقابله با تبیلغ دشمن

آنچه که بیش از همه خطرناک است ذهن و فکر و روحیه جوان است این را باید دریافت بیشترین چیزی که روی ذهن جوان اثر می‌کند دو عامل است: اول دشمن جوان را نسبت به حقایق مقدس اسلامی و حقایقی که در انقلاب به عنوان مسلمات و پایه‌ها و ستون‌های اصلی اعتقاد شناخته شده سست و بی‌تفاوت کند و عامل دوم عدم تبیین و دفاع صحیح از این حقایق و اصول است من گمان می‌کنم که تأثیر عامل دوم کمتر از عامل اول نباشد چون در نظام جمهوری ا سلامی ایران به طور صریح و علنی علیه اسلام و اصول اسلامی و مبانی اسلامی و معارف اسلامی کمتر تبلیغ می‌شود و میدان برای تبلیغ وسیع باز نیست بنابراین تبلیغ دشمن فقط سطح معینی را می‌پوشاند در حالی که عامل دوم دیگر حد و اندازه‌ی ندارد وقتی ما تبلیغ نکردیم وقتی ما حقایق را بیان نکردیم وقتی ما تبیین و دفاع درستی از معارف اسلامی از خود توحید از حکومت الهی از لزوم عبودیت انسان در مقابل خدا، از لزوم تسلیم انسان در مقابل احکام خدا که پایه‌های اصلی است نکردیم تأثیری که از این عدم دفاع و عدم تبیین و عدم توجیه صحیح حاصل می‌شود محدود به حد خاصی نیست البته باید دستی و تدبیری و اقدامی و کاری دنبال آن برود و امیدواریم که انشاءالله اصلاح بشود نسبت به آن مسائل دنبال‌گیری هم هست مسأله‌ دیگر این است که حالا با توجه به همین وضعیت و با توجه به این‌که رادیو و تلویزیون ما رادیو و تلویزیون مطلوب حد اعلای لازم برای محیط اسلامی نیست چه کار باید کرد.[41]



[1] یس/17.

[2] صحیفه امام خمینی رضوان الله علیه، ج 21، ص 339.

[3] صحیفه امام، ج 18، ص 73.

[4] صحیفه امام، ج 18، ص 72.

[5] صحیفه امام، ج 14، ص 53.

[6] صحیفه امام، ج 21، ص 428.

[7] صحیفه امام، ج 15، ص 322.

[8] صحیفه امام، ج 10، ص62.

[9] صحیفه امام، ج 18، ص 72.

[10] صحیفه امام، ج 20، ص 300.

[11] صحیفه امام، ج 15، ص 414.

[12] صحیفه امام، ج 2، ص 37.

[13] صحیفه نور، ج 14، ص 383-384.

[14] صحیفه نور، ج 16، ص 227-228.

[15] صحیفه نور، ج 16، ص 252.

[16] صحیفه امام، ج 17، ص 310.

[17] صحیفه امام، ج 13، ص 420.

[18] صحیفه امام، ج 21، ص 98-99.

[19] صحیفه امام، ج 21، ص 292.

[20] اصول کافی، ج 2، ص164 و صحیفه امام، ج 17، ص 40.

[21] ولایت فقیه، حکومت اسلامی، متن، ص130.

[22] صحیفه امام، ج13، ص397.

[23] منشور مطالبات مقام معظم رهبری از دانشگاه و دانشگاهیان، قم نشر معارف، چ 1388.

[24] آیت ‌الله خامنه‌ای 3/10/1360، به نقل از تبلیغات دینی و ابزار و شیوه‌ها،‌ احمد، رزاقی، ص4.

[25] همان، 20/12/1360.

[26] همان، 27/10/1374.

[27] بیانات مقام معظم رهبری، 3/10/1376.

[28] بقره/ 285.

[29] بینه/ 7.

[30] بیانات معظم له در دیدار جمعی از طلاب و روحانیون، 22/9/1388.

[31] بیانات مقام معظم رهبری، 27/10/1374.

[32] بیانات مقام معظم رهبری، 2/2/1377.

[33] دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون، 22/9/1388.

[34] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار علما و روحانیون در آستانه ماه محرم 2/2/1377.

[35] بیانات مقام معظم رهبری، 13/2/1376.

[36] محمدباقر، مجلسی، بحارالانوار، (ط- بیروت)، ج44، ص382. بیانات مقام معظم رهبری، 22/9/1388.

[37] بیانات رهبری، 1/9/1386.

[38] . بیانات رهبری، 14/3/1382.

[39] . بیانات رهبر معظم انقلاب، 17/10/ 1374.

[40] 29/12/1382.

[41] 25/6/1370.


١١:٢٧ - پنج شنبه ٤ ارديبهشت ١٣٩٣    /    شماره : ٤٨٠٢٣    /    تعداد نمایش : ١٢٢٠


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.