فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > نمایش خبر 


  چاپ        ارسال به دوست

مقام والدین در اسلام

مقام والدین در اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله  الاول بلا اول کان قبله و الاخر  بلا  آخر یکون بعده الذی قصرت عن  رویته ابصار الناظرین  و عجزت  عن نعمته  اوهام الواصفین والصلاة و السلام علی  الاشرف  الانبیاء و المرسلین  و علی اهل بیته الطیبین و الطاهرین  لا سیما بقیة الله فی الارضین  حجت بن الحسن  العسکری  علیه السلام.

مقدمه

انسان بر اساس نیازهای بی شمار خویش گسترده ترین ارتباط ها را با افراد و اشیاء گوناگون دارد. ارتباط با خداوند متعال، ارتباط با خویش، ارتباط با پدر و مادر ، ارتباط با همسر، ارتباط با فرزند، با همسایه، با همسفر، با همگار، با استاد، با شاگرد، با هم کیش، با ناهم کیش، با دوست، با دشمن، با حیوانات، با طبیعت و... .

دین مقدس اسلام حقوق و وظایفی را که در این ارتباطات باید رعایت شود، بیان کرده است. یکی از مهمترین، دیرپاترین و سرنوشت سازترین ارتباط ها، ارتباط انسان با پدر و مادر است.

واژه ی«اب» و «ام»

واژه ی«اب» در برخی از روایات بر حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم  و حضرت علی علیه السلام  به کار رفته است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم  فرمودند:« انا و علی ابوا هذه الامة »؛ من و علی علیه السلام  دو پدر این امتیم[1].

بنابراین، همان گونه که پدر، انگیزه ی پدید آمدن مادی و فیزیکی است و حقوق بسیاری بر ما دارد، آن دو بزرگوار انگیزه ی پدید آمدن هویت دینی و معنوی ما هستند که در برابر این پدران معنوی نیز وظایفی مهمتری را برعهده داریم.

در برخی از روایات در تفسیر آیه ی «و بالوالدین احسانا» بیان شده که درباره حضرت رسول اکرم(ص) و علی علیه السلام  نازل شده است.

حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: ای علی بی تردید من و تو دو پدر این امتیم، پس هرکس ما را بیازارد، لعنت خداوند بر او باد. بی شک من و تو دو مولای این امتیم، هرکس از ما بگریزد، لعنت خداوند بر او باد. بی شک من و تو دو کارگزار این امتیم، هرکس در قلمرو پاداش ما به ما ستم کند، لعنت خدا بر او باد.[2] در حدیث دیگری آمده است: علی علیه السلام   فرمودند: من از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم  شنیدم که می فرمودند: من و علی دو پدر این امتیم و حق ما بر این امت بزرگتر از پدر و مادری است که از آنان نجاتشان می دهیم و به سوی بهشت می بریم و از بردگی رهایشان می کنیم و آنان را به بهترین آزادگان ملحق می سازیم.»[3] در روایات دیگری آمده است:«قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم  افضل والدیکم و احقکم بشکرکم محمد و علی(صلوات الله علیها).[4]

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم  فرمودند: برترین پدران شما و شایسته ترین آنان به سپاسگذاری شما محمد صلی الله علیه و آله وسلم  و علی علیه السلام  هستند.

در قرآن کریم حضرت ابراهیم علیه السلام ، پدر مسلمانان خوانده شده است. « ملة ابیکم ابراهیم هو سما کم المسلمین من قبل»[5]

از آیین پدرتان ابراهیم پیروی کنید. او پیش از این شما را مسلمان نامید. مرحوم علامه طباطبایی فرموده اند: خداوند حضرت ابراهیم را پدر مسلمانان نامید؛ چون او نخستین کسی است که اسلام آورد.

و در قرآن از زبان او می گوید:« فمن تبعنی فانه منی»[6]؛ هرکس از من پیروی کند، از من است و همچنین فرمود:« و اجنبنی و بنی ان نعبد الاصنام»؛ من و پسرانم(فرزندانم) را از پرستش بت ها دور نگاه دار، بی تردید مقصود حضرت ابراهیم علیه السلام  از پسران(فرزندان) او مسلمانان هستند نه مشرکان.[7]

کاربرد واژه های اب و ام در فرهنگ عربی و فارسی

راغب اصفهانی می گوید: در کلمه«اب» به پدر واقعی و به هرکس که انگیزه ی پدید آمدن چیزی یا اصلاح یا ظهور آن باشد، گفته می شود.[8]

در روایتی آمده است:«ان الاباء ثلاثه: اب ولدک، اب رباک، اب علمک»؛ براستی پدران سه نفر هستند:

1- پدری که عامل پیدایی ما شده است.(پدر حقیقی)

2- پدری که ما را پرورش داده است.(مربی)

3- پدری که به ما آموزش داده است.(معلم)

و در عظمت پدر همین کافی است که حضرت اسماعیل علیه السلام  اثر پای پدر را می بوسید؛ مضمون روایت نقل شده است که سنگی که اثر پای مبارک حضرت ابراهیم علیه السلام  بر آن نقش بست یکی از سه سنگ بهشتی است و اول کسی که این سنگ را بوسید، فرزندش حضرت اسماعیل علیه السلام بود که اثر پای پدر را بر سنگ دید، به زمین افتاد و نقش پای پدر را با محبت و گریه بوسید.

راجع به سنگ که اثر پای حضرت ابراهیم علیه السلام  بر آن مشاهده می شود، معروف آن است که هنگام بنای خانه ی کعبه، حضرت روی آن سنگ ایستاده است و اثر پای مبارک در آن ظاهر گشته است.[9]

و یکی از بیانات شیث، فرزند آدم علیه السلام  این است که فرمودند: سزاوار است در شخص مومن شانزده خصلت باشد:

1-  شناخت و معرفت خداوند   2- شناخت خیر و شر    3- نیکی به پدر و مادر  4- و....[10]

امام جعفر صادق علیه السلام  فرمودند: موسی بن عمران علیه السلام  در بین اینکه با پروردگار خویش مناجات می کردند. ناگهان مردی را زیر سایه عرش خدا دیدند، عرض کردند: پروردگارا این مرد کیست که عرش تو سایه بر وی افکنده؟ خطاب رسید که این مرد دارای دو صفت حمیده است؛ به پدر و مادر خود نیکی می کند و برای سخن چینین گام بر نیمی دارد[11]

بعد از پرستش خداوند احسان به پدر و مادر

بعد از وجوب عبادت پروردگار، نیکی به پدر و مادر ذکر شده است. این مطلب چند دلیل دارد:

اول: نعمت های پروردگار بالاترین نعمت ها بر بنده است، بعد از پروردگار عالم، پدر و مادر که ریشه و سبب وجود فرزند هستند، نعمت های برتر عالم هستند.

دوم: خداوند موثر حقیقی در وجود انسان است و پدر و مادر موثر وجود او در ظاهر.(طبیعت)

سوم: خداوند در مقابل نعمت های خود از بنده چیزی نمی خواهد و پدر و مادر نیز در مقابل نعمت  خود از فرزند چیزی طلب نمی کنند.

چهارم: خداوند نعمت خود را از بنده اش دریغ نمی دارد اگر چه بنده بدترین گناهان را انجام داده باشد. همچنین است حال پدر و مادر که نعمت و فداکاری خود را دریغ نمی دارند از کودک خود، اگر چه به آنها بد کرده باشد.[12]

قدر پدر شناس که دری است کم نظیر                                       چون بینش فتاده ز پا دست او بگیر

باشی بعصر خویش تو گر شیر بیشه گیر                                      نزد پدر ذلیل و شرمنده و حقیر

خواهی اگر سعادت در دنیا و آخرت                                          در پاس احترام پدر گوش و مادرت[13]

آثار نیکی به والدین

1-  انجام بهترین اعمال: منصور بن حازم به امام صادق علیه السلام عرض کرد: کدام یک از اعمال نیک از سایر اعمال برتر است؟ امام فرمود:«الصلاة لوقتها وبرالوالدین و الجهاد فی سبیل الله»[14] نماز در وقت، نیکی به پدر و مادر و جهاد در راه خدا

2- سرور نیکان: پیامتر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم  فرمودند: سرآمد نیکان در روز قیامت شخصی است که به پدر و مادر خود، بعد از مرگ آنان نیکی کرده باشد.[15]

3- طول عمر و فراوانی روزی

4- راحتی در مرگ

5- ثواب حج مقبول

 و همینطور که نیکی به والدین آثار مثبت دنیوی و اخروی دارد، متقابلا نافرمانی و بد رفتاری با پدر و مادر نیز نتایج منفی و زیانباری به جای می گذارد. در اینجا به برخی از نتایج ناخوشایند عقوق والدین می پردازیم.

1- مطرود پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم: خدا کسانی را  لعنت می کند،که پدر و مادر خویش را اذیت کنند.

2- دور شدن از عدالت: شخصی از امام صادق علیه السلام سوال کرد: پیش نمازی است که تمام شرایط را داراست جز این که با پدر و مادرش رفتاری تند دارد و با سخنان درشت آنان را می رنجاند، آیا به این پیش نماز اقتداء بکنم یا نه؟

پیشوای ششم علیه السلام فرمود:«تا وقتی که او با پدر و مادر خویش رفتاری ناخوشایند دارد و والدین خود را ناراحت می کند، در پشت سر او نماز نخوان.»[16]

روزی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم با بعضی از اصحاب خویش از آن کوچه عبور می کردند دید آن جوان با آن حال رقت آور در کنار کوچه نشسته است، حضرت رو به اصحاب خود نمود و فرمود: یا ایها العاقون للاباء و الامهات اعتبروا؛ ای کسانیکه عاق پدر و مادر می باشید از این شخص عبرت بگیرید و بدانید چنانچه نقره و طلای او در نیا طمس و مبدل به سفالین گشت همچنین قرار داده شد در عوض مقامیکه از برای او در بهشت بود مکان و درکاتی در جهنم و بزودی این جوان از دنیا می رود و مبتلا به آتش سوزان جهنم خواهد گردید.[17]

مصائب

به عکس این جوان که بی علاقه و بی محبت به پدر بوده جوان حسین(ع)، علی اکبر(ع) بسیار علاقمند و نسبت به پدر بزرگوارش اظهار محبت می کرد و طاقت نداشت او را ساعتی ناراحت و غمناک ببیند و حتی در شبیکه در سیر از مکه معظمه به طرف کربلا دید پدر را مختصر خوابی ربود و چون سر از قرپوس زین برداشت چند مرتبه به زبان کلمه شریفه« انا لله و انا الیه راجعون» را جاری کرد و چون این استرجاع را شخص مصیبت زده به زبان جاری می کند لذا علی اکبر علیه السلام نتوانست پدر را مصیبت زده و محزون ببیند و جهت استرجاع را سوال کرد حسین علیه السلام  فرمودند: خواب دیدم شخصی در عقب سرما می آید و حدیث نفس می کند و به خود می گوید: ای چشم گریه کن به حال این قافله ای که بپای خویش به طرف قبرستان خود می روند ای پسر از این خواب معلومم گردید که این سفر منتهی به قتل من و یاوران من خواهد گردید چون علی اکبر متوجه به موضوع شد نتوانست پدر را آنی در غم و غصه ببیند و خواست غم را از دل او بزداید و لذا عرض کرد: آیا ما بر حق نیستیم و راهی که می پیمائیم راه رضای خدا نیست؟ فرمودند چرا پسرم عرض کرد:« فاذا لا ابالی بالموت»؛پس ما را از مرگ باک و چرا افسرده از مرگ باشیم. حسین علیه السلام  غم از دلش برداشته شد و فرمودند آری پسرم کسی باید غمناک باشد که در راه باطل جان دهد اما کسیکه در راه حق بذل جان می کند هرگز در خاطرش غم نباید راه داشته باشد. امام حسین علیه السلام از کثرت علاقه ای که به او داشت خم شد و صورت به صورت او گذاشت و با صدای بلند گریه کرد و می فرمود:«بنی قتل الله قوما قتلوک»؛ کسی که تو را شهید کرد، خداوند او را بکشد.[18]

محمدعلی ناصری



[1]ص95 بحارالانوار،ج16

[2]بحارالانوار،ج40ص45.

[3]سفینه البحار،ج2 ص 688

[4] بحارالنوار،ج23 ص 259

[5]سوره ی حج،آیه 78

[6]  سوره ی بقره، آیه 131

[7]  سوره ی ابرهیم، آیه 26

[8] مفردات راغب،ص7

[9]  نورالمیهن فی قصص الانبیاء و المرسلین، ص139

[10] مقام والدین در اسلام، مجلس سی و هفتم، حجت الاسلام علی اصغر تقوی

[11]  امالی صدوق، ص 246

[12]  تفسیر کبیرفخرالدین رازی، ج1،ص100

[13]  منهاج البیان،علی قرنی، ص193

[14]  بحارالانوار، ج 71، ص 46

[15]  بحارالانوار، ج71، ص86

[16]  من لا یحضر الفقیه، ج1، ص 279

[17]  منهاج البیان، علی قرنی، ص 197

[18] منهاج البیان، علی قرنی، ص 198


٢٣:٤٥ - جمعه ٢٨ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٦١٨    /    تعداد نمایش : ٣٩٢


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.