فارسی | عربی | اردو | English
سلام علیکم به سایت مبلّغان مجتمع آموزش عالی فقه خوش آمدید. لطفاً با درج نظرات خود در بخش نظرخواهی مطالب سایت ما را در ارائه خدمات بیشتر یاری فرمایید. با تشکر

صفحه اصلی فراخوان جشنواره تبلیغ نوین درباره پایگاه تبلیغ ناب نشریات تبلیغ کتابخانه تبلیغ خاطرات تبلیغی ارتباط با ما
صفحه اصلی > نمایش خبر 


  چاپ        ارسال به دوست

تواضع از منظر ثقلین

تواضع از منظر ثقلین

الحمدللَّه ربالعالمين بارئ الخلائق اجمعين والصلوة والسلام على عبداللَّه ورسوله وحبيبه وصفيّه وحافظ سرّه ومبلّغ رسالاته سيّدناونبيّناومولاناابی القاسم محمّدوآله الطّيّبين الطّاهرين المعصومين.اعوذباللَّه من الشيطان الرجيم: قال آلله الْحَكِيم‏«وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً»[1]  

مقدمه

 تواضع،یکی از صفات نیک اخلاقی است كه از طريق آن درهاى رحمت الهى بر روى بندگان باز مى شود. ریشه تواضع «وضع» است؛ در اصل به معنى فرونهادن است[2]و به معنای خویش را كوچك نشان دادن،[3] بنابراین تواضع در اصل از واژه وضع که به معنی فرونهادن است گرفته شده، از این رو به زایمان زنان به وضع حمل[4] تعبیر می شود، و مفهوم آن از نظر اخلاقی این است که انسان باید خود را در برابر خدا و خلق خدا پایین تر از موقعیت خود قرار دهد، فروتنی و فرو روحی کند، و ضد آن تکبر و بزرگ نمایی و فخرفروشی است که از صفات رذیله، و مایه و پایه انحرافات فکری و عملی بسیار زشت است.

مرحوم نراقى در تعريف تواضع مى­گويد: تواضع عبارت است از شكسته نفسى كه نگذارد آدمى خود را بالاتر از ديگرى ببيند و لازمه آن كردار و گفتاري است كه دلالت بر تعظيم ديگران و اكرام ايشان مى كند.[5]

بنابراین تواضع به این معنا است که انسان در برابر مؤمنین ،والدین، وآدم های غیر متکبر خود را کوچک  بشمارد ،نه در برابر آدم های متکبر مغرور وپول دارهای مغرور از خود راضی،پس تواضع به معنی خواری و ذلیل نشان دادن خود نیست که ضد ارزش و مورد نکوهش می باشد،واین ذلّت است، که در ادامه مقاله به این مبحث می پردازم.

تواضع وفروتنی در قرآن

موارد صحیح به کارگیری تواضع در روابط اجتماعی از منظر قرآن کریم مورد بررسی قرار می دهم این که تواضع در همه جا ودر برابر هرکسی درست نیست،وگاهی تواضع باعث ذلت انسان می شودگرچند واژه تواضع در قرآن کریم نيامده است ولى خداوند، با تعبيرهاى لطيف ديگرى انسانها را به اين فضيلت فرا خوانده است.

تواضع و فروتنی در آیات و روایات معصومین علیهم السلام و هم در سخنان بزرگان اخلاق در مقابل تکبر وفخرفروشی است.

تواضع و فروتنى، در مقابل برخورد زشت و بد نادانان

یکی ازصفات مؤمنين این است که در برابر برخورد ناسالم جاهلان خودش را کنترل می کند،ودر برابر برخورد آنها متواضع هستند،نه در برابر افراد متکبر وفخرفروش،مؤمنین واقعی فقط در برابر خدا وبرادران ایمانی خود متواضع هستند.

 «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً»[6]  بندگان خاص خداوند رحمن آنها هستند كه با آرامش و بى تكبر بر زمين راه مى‏روند و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند به آنها سلام مى‏گويند (و با بى اعتنايى و بزرگوارى مى‏گذرند).

مرحوم علامه طباطبايى‏ می فرماید:در اين آيه دو صفت از صفات ستوده مؤمنين را ذكر كرده، اول اينكهالَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً» مؤمنين كسانى هستند كه روى زمين با وقار و فروتنى راه مى‏روند و هون به طورى كه راغب گفته به معناى تذلل و تواضع است بنا بر اين، به نظر مى‏رسد كه مقصود از راه رفتن در زمين نيز كنايه از زندگى كردنشان در بين مردم و معاشرتشان با آنان باشد.

پس مؤمنين، هم نسبت به خداى تعالى تواضع و تذلل دارند و هم نسبت به مردم چنينند، چون تواضع آنان مصنوعى نيست، واقعاً در اعماق دل، افتادگى و تواضع دارند و چون چنينند ناگزير، نه نسبت به خدا استكبار مى‏ورزند و نه در زندگى مى‏خواهند كه بر ديگران استعلاء كنند و بدون حق، ديگران را پائين‏تر از خود بدانند و هرگز براى به دست آوردن عزت موهومى كه در دشمنان خدا مى‏بينند در برابر آنان خضوع و اظهار ذلت نمى‏كنند. پس خضوع و تذللشان در برابر مؤمنين است نه كفار و دشمنان خدا.

صفت دومى كه براى مؤمنين آورده اين است كه، چون از جاهلان حركات زشتى مشاهده مى‏كنند و يا سخنانى زشت و ناشى از جهل مى‏شنوند، پاسخى سالم مى‏دهند، و به سخنى سالم و خالى از لغو و گناه جواب مى‏گويند، شاهد اينكه كلمه سلام به اين معنا است آيه«لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً»  مى‏باشد، پس حاصل و برگشت معناى اين كلمه به اين است كه: بندگان رحمان، جهل جاهلان را با جهل مقابله نمى‏كنند.[7]

واقعاً مومنین واقعی چنین هستند که علامه طباطبايى‏ می فرماید: که همیشه ودر همه حال ثابت قدم هستند،شهرت ومقام در او تغییری ایجاد نمی کند،ودر برابر خداوند تواضع وتذلل دارند،وبامردم معاشرت نیکو دارند وازخطا وبرخورد نادرست جاهلان می گذرد وجاهلان به راه حق ودرست هدایت می کند،کسانی که در ظاهر مؤمین هستند نه درباطن وهمیشه در صف اوّل نماز جماعت می ایستد که نه در برابر خدا متواضعند هستند ودر برابر مردم،تنها در برابر مستکبرین وسرمایه دارن تواضع وفروتنی می کند واز کوچکترین خطای مردم نمی گذرد بلکه همیشه عمل به مثل درکارهای ناپسند وبدوبلکه بیشتر از آن را انجام می دهد.

امام صادق علیه السلام درتفسیر آیه فوق فرموده است:«قال ابو عبد اللَّه عليه السّلام: هو الرجل الذى يمشى بسجية التى جبل عليها لا يتكلف و لا يتبختر».يعنى شخصى است كه در موقع راه رفتن طبق سرشت و طينت خود راه ميرود نه راه رفتن ساختگى از روى تكبر.[8] انسان متواضع همیشه با حلم و دانش گام برميدارند و در برابر جهل و خيره سرى ديگران متانت خود را از دست نميدهند.[9] انسان آنطوری که هستند باید رفتار کند نه برخلاف شخصیت شان عمل کند،رفتار وگرفتار تصنوعی ازخودشان نشان دهند وتلاشش براین باشد که خود را بزرگتر از آنچه که هست معرفی کند.

سفارش خداوند به پیامبر اسلام

(وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ).[10] مى‏فرمايد: با محبت و تواضع از مؤمنانى كه پيروى تو مى‏كنند استقبال كن، و بال و پر خود را براى آنها بگستر.

آیت الله مکارم شیرازی در ذیل آیه فوق در تفسیر نمونه می فرماید: اين تعبير زيبا كنايه از تواضع توأم با محبت و مهر و ملاطفت است، همانگونه كه پرندگان هنگامى كه مى‏خواهند به جوجه‏هاى خود اظهار محبت كنند، بالهاى خود را گسترده و پائين آورده و آنان را زير بال و پر مى‏گيرند، تا هم در برابر حوادث احتمالى مصون مانند و هم از تشتت و پراكندگى حفظ شوند، پيامبر (ص) نيز مأمور است مؤمنان راستين را زير بال و پر خود بگيرد.[11]

کسانی که در رأس جامعه هستند وبه عنوان بزرگ جامعه شناخته می شود،باید به پیشوای دین شان پیامبر اسلام اقتدا کند وبه مردم خود کمک رسانی کند،وتلاش کند یک جامعه ای ایده آل ومطلوب به وجود آورند وبه زندگی مردم خود از هر لحاظ سرومان بدهد،همچون رهبران افغانستان نباشد،که تمام هم وغمش این است که مردم را به بهانه ای مختلف غارت کند ودرخارج از کشور،برای خودش بلدینگ درست کند.

تواضع واحترام به پدر ومادر

 مرحوم علامه طباطبايى‏ درتفسیرآیه ذیل می فرماید:که آيه شريفه نمى‏خواهد حكم را منحصر در دوران پيرى پدر و مادر كند، بلكه مى‏خواهد وجوب احترام پدر و مادر و رعايت احترام تام در معاشرت و سخن گفتن با ايشان را بفهماند، حال چه در هنگام احتياجشان به مساعدت فرزند و چه در هر حال ديگر،  (وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ).[12] و بالهاى تواضع خود را در برابرشان از محبت و لطف فرود آر.

بنابراین انسان بايد در معاشرت و گفتگوى با پدر و مادر طورى روبرو شود كه پدر و مادر تواضع و خضوع او را احساس كنند، و بفهمند كه او خود را در برابر ايشان خوار مى‏دارد، و نسبت به ايشان مهر و رحمت دارد،

تواضع نسبت به مؤمنان

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِين...‏»[13] آنها به خدا عشق مى‏ورزند و جز به خشنودى او نمى‏انديشند، هم خدا آنها را دوست دارد و هم آنها خدا را دوست دارند، در برابر مؤمنان خاضع و مهربان و در برابر دشمنان و ستمكاران، سرسخت و خشن و پرقدرتند.

«اذله» از «ذلّ» بمعناى نرمى است نه از «ذُلّ» بمعناى خوارى.[14]یكی از اوصاف بارز آنها این است كه در برابر مؤمنان متواضعند: (اذله علی المؤمنین) و در برابر كافران نیرومند و قوی هستند (اعزه علی الكافرین)،به هر صورت آیه فوق دلیل روشنی بر اهمیت تواضع و عظمت مقام متواضعین است، تواضعی كه از درون جان انسان برخیزد و برای احترام به مؤمنی از مؤمنان و بنده‏ای از بندگان خدا باشد،نه تواضع در برابر دشمنان اسلام که این تواضع ذلت است نه عزت،برخی از انسانها که در ظاهر به صورت متواضع در آمده است،ودر صف اوّل نماز جماعت می ایستد،رفتار درست بامردم وبخصوص جوانان ندارد وهمیشه اخمو وخشن هستند وامّا در برابر دشمنان دین متواضع بلکه خوار وذلیل هستند.

کاربرد صحیح تواضع در روایات معصومین علیهم السلام

از سخنان معصومین علیهم السلام پیرامون تواضع و نشانه های آن، به بخشی از شیوه های به کار بردن صحیح تواضع درجامعه اشاره شده  است مانند: نشستن در قسمت پایین مجالس، پیشی گرفتن در سلام و بلند سلام کردن، پرهیز از خودنمایی، تعریف نکردن خود، ودوست نداشتن تعریف دیگران از او، رعایت تساوی در احترام به ثروتمند و فقیر، مقدم داشتن دیگران در صف نماز ودر مسیر راه ودر نشستن در مجالس بر خود، و بدرقه کردن افراد هنگام جدایی و...آنچه درجامعه مشاهده می شوند کاملاً عکس موارد فوق است که ذیلاً مورد بررسی قرار می گیرند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم تواضع را سبب رفع ستم از جامعه دانسته، می‌فرماید:«تَوَاضَعُوا حَتَّى لَا يَبْغِيَ أَحَدٌ عَلَى أَحَدٍ » «نسبت به یکدیگر فروتن باشید تا کسى بر دیگرى ستم روا ندارد».[15]

شیوه ای کاربرد تواضع درنشستن

حضرت امير المؤمنين علیه السلام فرمودند كه: «هر كه خواهد مردى از اهل آتش را بيند نگاه كند به مردى كه نشسته و در برابر او طايفه‏اى ايستاده باشند.»[16]

«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام  قَالَ إِنَّ مِنَ التَّوَاضُعِ أَنْ تَرْضَى بِالْمَجْلِسِ دُونَ الْمَجْلِسِ وَ أَنْ تُسَلِّمَ عَلَى مَنْ تَلْقَى وَ أَنْ تَتْرُكَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ كُنْتَ مُحِقّاً وَ لَا تُحِبَّ أَنْ تُحْمَدَ عَلَى التَّقْوَى»[17]‏ امام صادق عليه السّلام از قول پدران بزرگوارش فرمود: از تواضع است كه در نشستن پايين مجلس راضى باشى، و به هر كه بر خوردى سلام كنى، و جدال را ترك نمايى اگر چه حق با تو باشد، و دوست نداشته باشى كه تو را به تقوى بستايند.

بله یکی دیگر از نشانه های تواضع این است که اگر بر محفلی وارد شد بر او گران نباشد که در ابتدای مجلس بنشیند(جایی که پایین مجلس باشد)وبه عنوان اعتراض مجلس را ترک نکند وآدم های متکبر همیشه انتظارش از مردم این است که در صدر مجلس او را جای دهد،وبه هیچ کس احترام قائل نیستند.

در حدیثی از امام صادق عليه‏ السلام آمده است :«إنَّ مِن التَّواضُعِ أن يَجلِسَ الرّجُلُ دُونَ شَرَفِهِ»؛تواضع در مجلس، آن است كه كسى در كم‏تر از جايگاهش بنشيند.[18] برخی از افراد چنان متکبر واز خود راضی هستند که خود را همطراز مراجع و علماء قرار می دهد در حال که از نظر سواد درپائین ترین سطح قرار دارند.

تواضع درسلام كردن

« عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مِنَ التَّوَاضُعِ أَنْ تُسَلِّمَ عَلَى مَنْ لَقِيت‏ » از امام صادق علیه السلام نقل شده كه فرمود: سلام كردن به كسى كه او را ملاقات مى‏كنى، از فروتنى است‏.[19] افراد متکبر نه خودش به کسی سلام می کند ونه جواب سلام دیگران را می دهد.

درحدیث ديلمى درکتاب ارشاد القلوب آمده است: «كانَ النَّبىُّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ... يُسَلِّمُ عَلى مَنِ اسْتَقْبَلَهُ مِنْ كَبيرٍ وَ صَغيرٍ وَ غَنىٍّ وَ فَقيرٍ و لا يُحَقِّرُ ما دُعِىَ اِلَيهِ و لو اِلى خَشفِ التَّمْرِ وَ كانَ خَفيفَ المَؤونَةِ كَريمَ الطَّبيعَةِ، جَميلَ المُعاشَرَةِ، طَلِقَ الوَجهِ، بَشّاشا من غَيرِ ضِحكٍ، مَحْزونا مِن غَيرِ عَبوسٍ، مُتَواضِعا مِنْ غَيْرِ مَذَلَّةٍ، جَوادا مِن غَيْرِ سَرَفٍ، رَقيقَ القَلبِ، رَحيما بِكُلِّ مُسْلِمٍ... »؛[20]

رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به هر كس برخورد مى‏نمودند، از بزرگ و كوچك، ثروتمند و فقير، سلام مى‏كردند و اگر به جايى حتى براى خوردن خرمايى خشك دعوت مى‏شدند، آن را كوچك نمى‏شمردند. زندگيشان كم هزينه بود، بزرگ طبع، خوش معاشرت و گشاده رو بودند، بى آن‏كه بخندند، هميشه متبسم بودند، بى‏آن‏كه اخمو باشند، محزون بودند، بى‏آن‏كه از خود ذلّتى نشان دهند، متواضع بودند، مى‏بخشيدند ولى اسراف نمى‏نمودند، دل نازك و نسبت به تمام مسلمانان مهربان بودند.

تواضع در راه رفتن

قرآن مى‏فرمايد: وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولا«وروى زمين، با تكبر راه مرو! تو نمى‏توانى زمين را بشكافى و طول قامتت هرگز به كوه‏ها نمى‏رسد.»[21]

درحدیثی از امام على عليه السلام آمده است :فى صِفَةِ المُتَّقينَ ـ : مَلبَسُهُمُ الاِقتِصادُ وَمَشيُهُمُ التَّواضُعُ؛در وصف پرهيزكاران ـ : لباسشان ميانه رويست و راه رفتن و رفتارشان متواضعانه است.[22]

موارد کاربرد تواضع

تواضع در جاهای مختلف کار برد تواضع در مقابل خداوند، تواضع در برابر مردم، استاد، والدين و...كه ما به چند نمونه از آن اشاره مي كنيم:

1.                 تواضع در برابر خدا

اساس بسيارى از كمالات تواضع و افتادگى است و روح تواضع، بندگى و كرنش در برابر خداوند است.

«قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام  التَّوَاضُعُ أَصْلُ كُلِّ شَرَفٍ نَفِيسٍ وَ مَرْتَبَةٍ رَفِيعَةٍ وَ لَوْ كَانَ لِلتَّوَاضُعِ لُغَةٌ يَفْهَمُهَا الْخَلْقُ لَنَطَقَ عَنْ حَقَائِقِ مَا فِي مَخْفِيَّاتِ الْعَوَاقِبِ وَ التَّوَاضُعُ مَا يَكُونُ لِلَّهِ وَ فِي اللَّهِ وَ مَا سِوَاهُ مَكْرٌ وَ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ شَرَّفَهُ اللَّهُ عَلَى كَثِيرٍ مِنْ عِبَادِهِ»[23] امام صادق علیه السلام و تواضع چيزى است كه براى خدا و در راه خدا باشد، و اگر نه، آن مكر و تكبر است، اگر چه به صورت تواضع باشدچون تواضع براى خدا شد؛ خداوند متعال او را عزت و بزرگى داده، و شرافت بر ديگران پيدا مى‏كند.

بنابراین  اصل و اساس تواضع، عزت و بزرگى خدا را به يادآوردن و خود را ناچيز شمردن است. نه این که فقط خود را ببیند وخدا از یاد ببرند،و شخصي که خود را در مقابل خداوند حاضر و ناظر ببيند و جلالت و عظمت او را به خوبي احساس نمايد، از هر نوع تكبر و غرور به دور و در مقابل پروردگار يگانه خاضع و متواضع مي­گردد.

«قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: انّ اللَّه اوحى إلىّ ان تواضعوا حتّى لا يفخر احد على احد، و لا يبغى احد على احد، و ما تواضع احد للَّه إلّا رفعه اللَّه.» رسول اكرم صلی الله علیه و آله وسلم  فرموده است: خداوند متعال وحى كرده است مرا كه‏ تواضع كنيد تا فخر و مباهات ننمايد يكى از شماها بر ديگرى و ظلم و تعدى نكند كسى بر فرد ديگر، و فروتنى نمى‏كند شخصى براى خدا و در راه او مگر آنكه خداوند متعال او را عزت و بلندى مقام مى‏دهد.

امام صادق عليه السلام می فرماید :«إِنَّ فِى السَّماءِ مَلَكَينِ مُوَكَّلَينِ بِالعِبادِ، فَمَن تَواضَعَ لِلّهِ رَفَعاهُ وَمَن تَكَبَّرَ وَضَعاهُ؛»[24]در آسمان دو فرشته بر بندگان گماشته شده اند پس هر كس براى خدا تواضع كند، او را بالا برند و هر كس تكبر ورزد او را پَست گردانند.

درحدیثی از امام علی عليه‏ السلام آمده است :«مَن تَواضَعَ قَلبُهُ لِلَّهِ لَم یَسأم بَدنهَ مِن طاعَةِ اللهِ» هر که قلبش برای خدا تواضع داشته باشد،بدنش از طاعت خدا خسته نمی شود.[25]

2.                تواضع نسبت به فقرای جامعه

شخصى از اهل بلخ روايت مي كند كه «با امام رضا علیه السلام در سفر خراسان همراه بودم روزى سفره حاضر كردند، پس حضرت همه ملازمان خود از خادمان و غلامان سياه را بر سفره جمع كردند، من عرض كردم: فداى تو شوم اگر سفره جدائى از براى ايشان قرار دهى بهتر است. فرمود: ساكت باش، به درستى كه خدای همه يكى و دين همه يكى و پدر و مادر همه يكى است و جزاى هر كس را به قدر عمل او مى‏دهند.[26] درجامعه ما آدم های فقیر از هیچگونه احترامی برخور دار نیست،نه کسی آنها را دعوت می کند ونه دعوت آنها را می پذیرند اصلاً فقرا را از ردیف انسانیت خارج می داند.

نتیجه

شیوه های به کارگیری صحیح تواضع که، براي كسب روحيه تواضع مهم واثر بخش است،مي توان از راهكارهاي مختلفي اشاره کرد: توجه به مفهوم تواضع که به معنای شكسته نفسى است،بررسی صفات مؤمنین درقرآن که هم نسبت به خداى تعالى تواضع و تذلل دارند و هم نسبت به مردم چنينند،توجه به آثارفردی تواضع،که از ارزش‏های والای اخلاقی بوده، و دارای آثار درخشان در زندگی است وتوجه به آثار اجتماعی تواضع، باعث زیاد شدن محبت در میان مردم می شود،وقلب های مردمان را نرم و نسبت به يكديگر مهربان مى­سازد.عمل كردن به آنچه كه در مورد نشانه­هاي تواضع است، دقت در سيره معصومين علیهم السلام و سفارشات ايشان،نسبت به تواضع و نيز دستیابی به ریشه کبر و علت­های اصلی آن و همچنين مسايل ديگر از جمله خودشناسی و آگاهی از خلقت خویش و نیز خداشناسی.

روضه

حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام  نماینده امام حسین علیه السلام  درکوفه

مسلم یک تنه در میان دشمنان

ای خدا شبه شده ومن چه کنم +یک تن واین همه دشمن چه کنم؟

اهل کوفه همه پیمان شکنند+خود نک خوارو نمکدان شکنند.

صبح با من همگی پیوستند+شب در خانه به رویم بستند.

صبح من شمع، همه پروانه+ شب بیگانه تر از بیگانه.

صبح بر دامن من چنگ زدند+ شام از بام مرا سنگ زدند.

طوعه امشب تو مرا خانه بده+ مرغ پربسته ام ولانه بده.[27]

من مسلم بن عقیل غریب کوفه ام

آقا مسلم بن عقیل یک شهر دشمن داره، هی از این کوچه به آن کوچه، در یک کوچه بن بستی تکیه داده پیرزنی کنار در خانه اش به انتظار پسرش ایستاده صدا می زنه: مادر! میشه یک ظرف آب برای من بیاری؟ طوعه آب آورد، توش جان جان کرد. طوعه ظرف آبه را به درون خانه بُرد، برگشت، دید آقا مسلم کنار دیوار ایستاده. صدا زد:آقا چرا نمی روی؟ زن وبچه ها نگران شمایند،ناراحتند،چشم انتظارند،یه وقت صدا زد:مادر من غریبم، من منزل ومأوایی ندارم،من بی پناهم،آخه منِِ غریب مسلم بن عقیلم.

در کوفه غریبم من کاشانه ندارم

گویی بروم،ولی من خانه ندارم.

صدا زد کجا برم،در خانه کی بزنم،من پسر عم حسینم،من آواره وطنم من بی خانمانم.[28]

مسلم را کشتند در کوفه، خبر رسید به امام حسین، مسلم را در کوچه شهید کردند، یه وقت فرستاد دو تا دختر بچه های مسلم را آوردند. آقا امام حسین علیه السلام آنها را نوازش کرد.دست محبّت بر سرشان کشید. یه وقت این بچه های با معرفت صدا زندند:آقا جون، طوری ما را نوازش می کنی، مثل این که ما یتیم شدیم!؟دراین هنگام اشکهای حسین جاری شد، فرمود: بچه های من، ناراحت نباشید من پدر شمایم.[29]

اما آن لحظه ای که امام حسین علیه السلام  می خواست وارد میدان بشه، آن دختر ناز دانه اش آمد رکاب اسب بابا را گرفت، صدا زد: بابا جون وقتی مسلم شهید شد، دست نوازش بر سر دخترانش کشیدی،اما اگر من یتیم بشم کی دست نوازش بر سرمن می کشد؟

یتیمی درد بی درمان یتیمی+ یتیمی خواری دوران یتیمی

الهی طفل بی بابا نباشد+اگر باشد دراین دنیا نباشد.

وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيم‏

عید محمد مرادی



[1] - فرقان سوره 25،آیه 215

[2] -التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏13، ص: 131

[3] - راغب اصفهاني، حسين بن محمد؛ترجمه وتحقيق مفردات الفاظ قرآن‏، خسروى حسينى سيد غلامرضا، تهران‏، انتشارات مرتضوى‏، 1375 ش‏، دوم ، ج‏4، ص 464

[4] - التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏13، ص: 131

[5] - ملا احمد نراقی؛معراج السعاده ص243

[6] - فرقان سوره 25،آیه 215

[7]-الميزان في تفسير القرآن، ج‏15، ص: 239

[8] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏24، ص: 132

[9] - مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏7، ص: 279

[10] -شعرراء سوره 26،آیه215

[11] - تفسير نمونه، ج‏15، ص: 367

[12] - سوره اسراء17آیه24

[13] -مائده(5)آیه54

[14] -مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏3، ص: 321

[15] - مجموعة ورام(تنبيه الخواطر)، ج‏2، ص: 120

[16] - معراج السعاده،ص215

[17] - مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص: 224و225ح3

[18] - الكافي: ج 2، ص 123، ح 9 (ميزان الحكمة: ج 4، ص  3557)

[19] -  الكافي، ج‏2، ص: 646

[20] - ارشاد القلوب، ج 1، ص 115

[21] - سوره اسراء آیه 37

[22] - نهج البلاغه، خطبه 193

[23] - مصباح الشريعة، ص 72

[24] - كافى، ج2، ص122، ح2

[25] - بحار الانوار ج75 ص9

[26] - معرج السعاده ص 241

[27]- حاج علی انسانی

[28]- منتهی الآمال ج1،ص581-582

[29]- منتهی الآمال ج1،ص610


١٢:٥٩ - شنبه ٢٩ آبان ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٦٦١    /    تعداد نمایش : ٤١٣


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





چند رسانه ای
کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت ارتباطات و بین الملل مجتمع آموزش عالی فقه می باشد.